اخبار فرش

قالی ایرانی رؤیای هزارپاره بهارستان

تهران- ایرنا- به فرش بهارستان می ماند رویاهای دختران قالیبافی که با زمزمه ترانه های محلی پای دار قالی دستباف ایرانی، آن را بالا می برند و به عرش می رسانند. ترانه هایشان، کم کم آواز حزینی می شود که از حنجره خسته هنر دیرینه ایران زمین برمی خیزد.

 

زیبا و رنگارنگ پا می گیرد و نقش و نگار می زند بر چهره هنر اصیل ایرانی، اما گذشت ایام و جبر و جور روزگار، بر آن خراش بی مهری می اندازد و هزارپاره می شود، مثل فرش بهارستان!‏

فرش بهارستان، فرشی از ابریشم، طلا، نقره و جواهراتی چون زمرد و مروارید بود که طرحی از باغ های بهشت داشت. این فرش که با نام های بهارخسرو و بهارکسری نیز شناخته می شود، یکی از مهم ترین آثار هنری ایران است که در دوره ساسانی در ایوان کسری قرار داشت، اما به دنبال حمله اعراب به ایران، تکه تکه شد و امروز هر تکه از آن در یکی از موزه های جهان قرار دارد.

* یک حوزه و چند متولی!‏

«حسن جوان شاهی»، طراح، بافنده، مدرس دانشگاه و پیشکسوت کشور در عرصه هنر فرش، با بیان شرح حال فرش بهارستان، می گوید: هنر فرش ایران امروز، تمثیلی از فرش بهارستان شده است که چند ارگان خود را صاحب آن می دانند. دولت، وزارت بازرگانی را به عنوان متولی فرش در کشور تعیین کرده است، اما سازمان صنایع دستی و سازمان آموزش های فنی و حرفه ای هم مدعی این حوزه اند. از یک طرف شهرداری در خانه های فرهنگ قالیبافی را آموزش می دهد و موزه دارد و از سوی دیگر هزاران آموزشگاه از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه ها در این عرصه فعالیت می کنند.

با آقای جوان شاهی در کارگاه قالی بافی اش ملاقات می کنم، اتاقی کوچک در پشت بام منزل که در سه ضلع آن سه دار قالی بنا کرده و همزمان مشغول بافتن چند تابلوفرش سفارشی است. او می گوید: این طوری تنوع ایجاد می شود. صبح که ذهنم بازتر است، روی تابلوی چهره کار می کنم و بعد از ظهر روی تابلوی دیگر.

تابلوی چهره مورد اشاره او تصویر یکی از شخصیت های سیاسی خاورمیانه است، با بافت ابریشمی بسیار ظریف و زیبا. نگاهی به چشم انداز پشت بام و تلالوی خوشایند نور صبح پاییزی بر روی قالیچه ها می اندازم و می پرسم: فضای محل کار چقدر روی کار یک قالیباف تاثیر می گذارد؟

آقای جوان شاهی در پاسخ به این پرسش، مثالی می زند: استاد من نقاشی ظرف میوه ای را می کشید تا بافته شود، همزمان یک سینی پر از گلابی و خیار و انگور هم جلوی بافنده می گذاشت و به او می گفت این ها را نگاه کن و از رنگ هایش الهام بگیر. وقتی رنگ ها را انتخاب کردی، شروع کن به خوردن میوه! خیلی موثر است که دور و بر قالیباف، گل و گیاه و فضای طبیعی باشد.‏‎ ‎

* مشکلات فرش دستباف ‏

جوان شاهی، طراح و بافنده فرش اصیل ایرانی، مرا با خود به آموزشگاهی می برد که با برگزاری دوره های قالیبافی، از سوی سازمان فنی و حرفه ای به هنرجویانش، مدرک قالیبافی می دهد. او از من می خواهد پای درددل مدیر و هنرجویان این آموزشگاه بنشینم تا با بخشی از مشکلات حوزه فرش دستباف کشورمان آشنا شوم.

در این محیط صمیمی زنانه، آنچه از زبان اغلب خانم های هنرجوی قالیبافی می شنوم، گرانی دار و مواد اولیه کار است. به گفته «وجیهه توسلی»، مدیر آموزشگاه، اگر بافنده فرش، کمر درد و گردن درد نداشته باشد و به صورت علمی و با رعایت استانداردها در محلی با نور کافی و هوای تهویه شده کار کند، مشکل جسمی خاصی برایش ایجاد نمی شود، اما اغلب کسانی که آموزش می بینند، به دلیل مشکلات اقتصادی نمی توانند کار کنند، دار و نقشه هم گران است. البته صندوق ذخیره قبا هر ماه 4 برگ وام یک میلیون تومانی در اختیار ما می گذارد که با قرعه کشی بین بچه ها، آنها را به چهار نفر می دهیم، ولی این مقدار کافی نیست.

او می افزاید: اخیرا مدیر کل سازمان فنی وحرفه ای قول دادند به آموزشگاه های فعال تسهیلاتی اعطا شود. ما هم تقاضایمان همین است که از آموزشگاه ها حمایت کنند. همیشه در مورد وام کار آفرینی حرف زده می شود، اما هربار فقط اسم نوشته ایم و اتفاقی نیفتاده است. مثل این که اعطای وام ها بر اساس رابطه است، نه ضابطه!

* تسهیلات نامطمئن بیمه

هنرجویان، بعد از گذراندن دوره آموزشی در آموزشگاه و دریافت مدرک سازمان فنی و حرفه ای، به اتحادیه قالیبافی مراجعه می کنند، امتحان می دهند، شناسه هنرمندی می گیرند و به اداره بازرگانی و بیمه معرفی می شوند. مدتی است که به منازل متقاضیان مراجعه و با تایید بیمه، دارهایشان کدگذاری می شود‎.‎‏ به این ترتیب می توانند از خدمات بیمه برخوردار شوند. اما این همه داستان نیست. نشستن پای درددل هنرجویان نشان می دهد که این تسهیلات چقدر به کارشان می آید.

«ایران طبایی جبلی» یکی از بافندگان فرش است که بیمه اش دچار مشکل شده، می گوید:

60 سال دارم. هشت سال است حق بیمه می پردازم. 10 میلیون تومان هم مابه التفاوت داده ام تا زودتر بازنشسته شوم. اما باز گفته اند دو سال دیگر حق بیمه بپرداز، پنج میلیون تومان دیگر هم بده. از کجا بیاورم این قدر پول بدهم؟ چرا اولش گفتند نصف حق بیمه را ما می دهیم، اما ندادند؟ چند سال هم دفترچه بیمه نداشتیم. از طرفی می گویند که دار قالی ات حتما باید در خانه باشد تا بیمه ات را تایید کنند. چطور به ماموران بیمه بفهمانیم قالی مان در آموزشگاه است و در خانه دار نداریم؟

«راضیه عسگری» اهل کاشان است. او می گوید: از چهار سالگی قالی بافتم. اینجا به شکل روزمزد از صبح تا بعد ازظهر می بافم و حدود 20 هزار تومان می گیرم. می خواهم دختر شوهر بدهم و هرجا برای وام رفتم، گفتند نداریم. اگر می توانستم در خانه ام دار بزنم، خیلی خوب می شد. یکی از اقوام خانم توسلی برایم وامی جور کرد که صرف خرید جهیزیه شد. برای بیمه ام هم مدام دلشوره دارم. می گویند اگر بیایند ببینند در خانه ات دار نزده ای یا قسطت عقب بیفتد، بیمه ات از بین می رود. من چه کار کنم که نمی توانم در خانه دار بزنم و در آموزشگاه کار می کنم؟

خانم عسگری دردمندانه می افزاید: دست کم وسیله ها و مواد اولیه را به شکل قسطی به ما بدهند. الان دستان من خواب می روند. دکتر از من پرسید کارت چیست که این قدر فاصله بین مهره های کمرت افتاده است؟ گفت نباید شانه بزنی. اما من کارم را دوست دارم و اگر دار داشته باشم، تا نیمه شب هم پای آن می نشینم. یادش به خیر شب ها کار می کردیم و زیر پایه های دار ابر و لاستیک می گذاشتیم، تا صدا ندهد و بقیه بیدار نشوند!‏

خانم عسگری از دست بافته هایش فقط یک تابلوی «وان یکاد» برای خودش دارد. او می گوید: گاهی وقت ها که یک قالی 6 یا 9 متری می بافم، به خودم می گویم پول این یکی را جور می کنم و نمی فروشمش. ولی آن قدر گران تمام می شود که در نهایت مجبور می شویم آن را بفروشیم.

*پای درددل قالیباف ها

«خدیجه گرامی فر»، مدرک قالیبافی اش را گرفته است و در خانه کار می کند. او می گوید: از 9 صبح تا بعد از ظهر پشت دار قالی بافی هستم. ناهار بچه ها را که می دهم باز هم کار می کنم. باید به ما وام بدهند تا بتوانیم برای خودمان درآمدزایی کنیم. لنگ یک میلیون تومان هستیم تا دار قالی بزنیم.‏

‏ او درباره انتخاب این حرفه می گوید: مادرم قالی می بافت و من گاهی برایش گره می زدم. بعد از ازدواج، وقتی اینجا را پیدا کردم، احساس کودکی ها در من زنده شد. به خودم گفتم حیف است ادامه ندهم. آمدم مدرک گرفتم. گفتم دوست دارم کار کنم، کاری به من دادند، انگیزه شد تا ادامه بدهم.

خانم گرامی فر درباره احساسش نسبت به قالی هایی که می بافد، می گوید: کارم را از دور نگاه می کنم و می گویم چقدر قشنگ شده است، کاش مال خودم بود و آن را قاب می کردم و نگه می داشتم!‏

«صفیه جوهری»، 38 ساله است. از 10 سالگی که در آشتیان بوده است، قالیبافی می کند. مدرکش را گرفته و یک سال و نیم است تحت پوشش بیمه قرار دارد.

با اشاره به نخ های رنگارنگ قالی اش از او می پرسم: آیا این امکان وجود دارد که وسط کار نخ تمام شود و دیگر نخ همرنگ کارتان را گیر نیاورید؟

پاسخ می دهد: بله، در این صورت نزدیک ترین رنگ ممکن را تهیه می کنیم. در نهایت هم تیرگی و روشنی رنگ ها با رنگ بَری درست می شود.او از این که شوهرش به عنوان یک کارگر ساده هر روز از 7 صبح تا 7 شب کار می کند و ماهی 350 هزار تومان بیشتر حقوق نمی گیرد، خیلی ناراحت است و وقتی از مشکلاتش می پرسم، می گوید: شوهرم واجب تر از من است. کار بهتری برایش پیدا نمی شود و درآمدش خیلی کم است.

*بافت کامپیوتری

«شهلا قادری فرد» از کودکی به قالیبافی علاقه داشته است، یعنی از همان روزهایی که می دید مادربزرگش پای دار می نشیند و نقش می اندازد به دل فرش.

او می گوید: وقتی از مادربزرگم خواستم این کار را به من هم یاد بدهد، گفت تو که همه هنرها را بلدی، از قلاب بافی و بافتنی تا گلدوزی و مرواریدبافی و گل چینی. این یکی را دیگر نمی خواهد یاد بگیری. به درست برس! او استقبالی نکرد اما من به اینجا آمدم و قالیبافی را یاد گرفتم. یک کار کوچک هم برای خودم بافته ام.

خانم قادری فرد با بیان این که باید بیشتر از استادان و طرح های خودمان استفاده کنیم، می افزاید: الان بیشتر نقش ها کامپیوتری شده است، یعنی بافنده مثل ماشین بر اساس شماره های طرح، گره می زند و نمی داند کجای طرح است. در بافت سنتی شما می توانید به سلیقه خودتان، قسمتی از نقش یک گل را انتخاب یا تکرار یا بخش هایی را حذف و اضافه کنید که این امکان در بافت کامپیوتری وجود ندارد.

*اشتغالزایی وسیع

به گفته وجیهه توسلی، مدیر آموزشگاه قالیبافی، بنا به انتخاب خود هنرجویان، بافت ترکی یا فارسی به آنها آموزش داده می شود. او می گوید: به نظر من گره های بافت ترکی محکم تر است و کارش هم خریدار بیشتری دارد. بافت با ابریشم و طرح های سنتی (که کامپیوتری نباشد) طرفداران بیشتری دارد.

خانم توسلی می افزاید: در مرحله فروش و صادرات فرش، راه باید هموار شود. اگر دولت حمایت واقعی از این حوزه به عمل بیاورد، اشتغالزایی وسیعی صورت می گیرد، زیرا دست کم 30 شغل مختلف از قِبَل فرشبافی ایجاد می شود، مثل رنگرزی، تولید ابزار، چله کشی، نقشه کشی و تجارت فرش!‏

* نجات فرش ایرانی!

حسن جوان شاهی، طراح و بافنده فرش نیز درباره حمایت از هنر قالیبافی می گوید: اگر می خواهیم فرش ایرانی را نجات بدهیم، اول باید آن را به عنوان یک هنر بشناسیم و از 365 روز سال، یک روز را، مثلا در هفته صنایع دستی، به نام هنر فرش نامگذاری کنیم. در آن روز کارهای هنرمندان فرشباف ارزشیابی شود و به برترینشان لوح تقدیر بدهیم. چه می شود با این کار ساده، روحیه آنها را تقویت کنیم؟ متولی هنر فرش باید قدرت داشته باشد که متاسفانه ندارد. سازمان آموزش های فنی و حرفه ای چه اختیاری دارد که بیمه فرشباف ها را قطع کند؟ الان قالیباف ها باید به این سازمان بروند و امتحان بدهند. هر چند وقت یک بار به آنها گفته می شود مبلغ دیگری واریز کن تا دوباره امتحان بدهی و معلوم شود درجه چندی! یک زمانی هرکس به وزارت بازرگانی مراجعه می کرد و می گفت من بافنده ام، برایش پرونده تشکیل می دادند و همه را بیمه می کردند. بیش از 30 هزار نفر را بیمه کردند که 10 هزارنفرشان هم بافنده درست و درمان نیستند.

اما در حال حاضر بیمه 30 درصد از بافندگان را قطع کرده اند و روزی 8-7 نفر از کسانی که کارشان واقعا فرشبافی است، به من زنگ می زنند و شکایت می کنند که بیمه شان قطع شده است، در حالی که همان زمان باید جلوی مراجعات بی رویه را می گرفتند و امتحان برگزار می کردند تا استادکاران مشخص شوند و آنها را تحت حمایت قرار می دادند.

جوان شاهی می گوید به چشم خودش دیده است که در آموزشگاه های سازمان فنی و حرفه ای، افرادی که اصلا فرشباف نبوده اند، برای آن که از حق بیمه برخوردار شوند، چند صد هزار تومان می دادند و مدرک و دفترچه بیمه می گرفتند.

این طراح فرش می گوید: همین افراد باعث شدند بافنده های واقعی از حقوق مسلم شان محروم شوند. مسئولان باید از بافندگان جدید تعهد بگیرند که دست کم سالی یک تخته فرش یک متر در 70 سانتی متر ببافند. تازه کارترین فرشباف ها هم می توانند این شرط را انجام بدهند.

اگر هر کدام از آن 30 هزار نفر که به نام بافنده فرش بیمه شده اند، سالی نیم متر فرش بافته بودند، الان می شد کف تهران را فرش کرد! عده ای آمدند سوء استفاده کردند و حالا باید همان ها جزایش را ببینند که باعث شدند خشک و تر با هم بسوزد‎.‎

جوان شاهی از روزهایی یاد می کند که دست اندرکاران فرش در ایران، از رنگرز و بافنده تا تاجر و فروشنده، 12 میلیون نفر نیروی فعال را تشکیل می دادند و با تاسف می افزاید: امروز می بینیم که فقط2 میلیون نفر در این عرصه باقی مانده اند!‏

منبع: روزنامه اطلاعات- ارمغان زمان فشمی

منبع : ایرنا

منبع :