دستگاه ، ابزار و نحوه قالی بافی

آموزش بافت قالی ( بخش دوم)

انسان بر اثر نیاز از دیرباز در اندیشه آن بود که زیراندازی مناسب و پوششی درخور برای خود آماده سازد که هم او را از گزند باد و باران مصون دارد و هم بستری نرم برایش فراهم آورد و عایقی در برابر گرما و سرما باشد. آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد.

 

آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد. انسان نخستین در طی قرنها به روش درهم تنیدن الیاف گیاهی و پوست درختان، به صنایعی نظیر سبد بافی آشنا شده بود، و اكنون با بهره‌گیری از پشم حیواناتی كه قابلیت زیست در جوامع اولیه را داشتند، می‌توانست زیر اندازهایی نه چندان نرم ارایه دهد.
زنان از جمله كسانی بودند كه از آغاز در این فن کوشش بسیار داشتند و به بافت دست بافتهای پوششی و زیراندازی و روپوش حیوانات و كیسه حمل مواد دست می یازیدند.
زیراندازهای نخستین متشكل از پوست نرم حیوانات و الیاف نرم گیاهی و بوریا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعی و کاهش شكار، نیاز به تولید بیشتر زیراندازهای دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت این گونه زیراندازها تكامل یافت.
کاوشهای باستانشناسی نشان می‌دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی‌های منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گلیم تا سده پانزده قبل از میلاد، به مرحله بالایی از تكامل رسیده است.
 کهن‌ترین دستبافته ای كه باستانشناسان به آن دست یافته‌اند، قالیچه‌ای است كه به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یكی از فرمانروایان سكایی در دره ‌پازیریك در سیبری، به نام قالیچه پازیریك نامیده شده است. این فرش كه به عنوان پوشش اسب به كار می‌رفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهای روی این قالی كه شبیه نقوش اصیل هخامنشی است آن را ایرانی می‌دانند و بر این باورند كه فرش پازیریک از دست بافتهای مادها و پارت‌ها (خراسان بزرگ قدیم) است.
رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمزاخرایی، زرد، سبز كمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده كه در كنار اسبان خود راه می‌پیمایند، و جانواران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، درستی نظر این پژوهشگران را قویتر می‌سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگیها، مستلزم دارا بودن پشتوانه‌ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش، کمینه برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نكته است كه در سده های متمادی، پیش از بافت فرش معروف پازیریك، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رمز آن پی‌برده بودند.
گفتار مورخان نیز، حاكی از تایید همین نكته است. به طوری كه گزنفون مورخ یونانی در كتاب خود موسوم به «سیرت كوروش» می‌گوید: «ایرانیان برای اینكه بسترشان نرم باشد، قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند».
این عبارت نشان دهنده آن است كه قالیبافی در این زمان عمومیت داشته و در زندگی روزمره جایگاه خود را یافته و از ملزومات زندگی به شمار می‌آمده است.
گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، اما آن چنان كه از قراین پیدا است، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان‌ كه سالنامه چینی «سوئی سو» (sui-su) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان كالای وارداتی به چین نام می‌برد. در ادبیات فارسی نیز، بارها فرش معروف "بهارستان" متعلق به خسروپرویز پادشاه ساسانی یاد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانه‌هایی از توان و برتری هنرمندان ایرانی و پیشتازی آنان در هنر فرش بافی است.
با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشكوه ساسانیان، هنر فرشبافی كه پیشتر توسط اشراف حمایت می‌شد دچار ركود شد و در پی آن ظهور سلسله‌های مختلف و عدم ثبات سیاسی در قلمرو پهناور ایران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن كه اعراب به تجملات زندگی توجهی نداشتند، و كاخهای رفیع برای در میان گرفتن آنان كه به زندگی در صحرا و بیابان و آسمان پرستاره و چادرهای حصیری خو گرفته بودند، توان فرسا می‌نمود، و به منظور مبارزه با شرك و بت‌پرستی نقش پردازی از انسان و حیوان را مكروه می‌دانست.
با پراكنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیك، هنر فرشبافی بی‌نمودی آشكار، به بقای خود ادامه داد، اما این روند دیری نپایید و خلفای بین‌امیه و بنی‌عباس برخلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه كردند و موجبات شكوفایی این هنر را پدید آوردند. ذكر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی‌بن عیسی برای هارون الرشید، خود گواهی براین نكته است و اخبار و شواهدی كه مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این و آن در كتب خود درج كرده‌اند، خود دلیل غیر قابل انكاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.
مولف «حدودالعالم» كه در تاریخ 812 م آن را به رشته تحریر درآورده به قالیبافی فارس اشارت دارد، و یك قرن بعد مقدسی به وجود قالیهای سجاده‌ای در اراضی مرتفع قائنات، اعتراف می‌كند.
یاقوت حموی (1179 میلادی، قرن ششم هجری) از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می‌دهد، و ابن‌بطوطه جهانگرد عرب (1304 ـ 1378میلادی) در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان، هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی از در جلو وی گسترانیدند یاد می‌كند.
ادبیات فارسی نیز از این نشانه‌ها خالی نیست. خاقانی شروانی شهرت قالیهای مرندی را در قرن ششم چنین بازگو می‌كند:
چون مرا سندس است و استبرق
       شاید ارقالی مرندی نیست
یورش قوم مغول آنچه را كه دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند كه دنیا را برپشت اسبانشان فتح كرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نمی‌بردند، و قالی كه زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نكرد، بلكه باعث شد تا كارگاههای كوچك بافت قالی نیز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهای دور افتاده بگریزند. 
مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح كردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و به آن تن دادند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته‌رفته به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اكرام كردند و موجبات پیشرفته زمینه‌های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است كه غازان خان اولین ایلخانی بود كه به دین اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وی برای تزیین صحن کاخهای خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد. 
جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضی‌شان در برخی از رشته‌های هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد كانونهای هنری در اعتلای این هنر گامهای موثری برداشتند. نقاشیهایی كه از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه شاهان تیموری به هنر فرشبافی است.
دوران صفوی عصر درخشان و پرشکوه احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان همچون قالی مشهور اردبیل كه جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اكنون در موزه ویكتوریا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل كارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران بوده اند. حمایت شاهان صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه یك پیشه و حرفه روستایی تا مقام یكی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این مهم سهم به سزایی داشت، زیرا وی با تاسیس كارگاه قالیبافی در جوار کاخهای سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه، بافندگان را مستقیماً زیر نظر داشت تا از كیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشتهای گردشگرانی چون تاورنیه، شاردن و رابرت شرلی تاییدی براین گفتار است.
ایجاد روابط تجاری با كشورهای اروپایی و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ایران، زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر كشورها فراهم ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافته ها و رونق سفارشها افزود.
از این زمان كاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت كه حاصل بافت با نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. این فرشها كه بعدها به فرشهای لهستانی یا پولونزی Polonaisa معروف شدند، یادگارهای این دورانند و اكنون مایه فخر و مباهات موزه‌های مالك آنند.
شاه عباس با گردآوردن بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر كشور و تجمع آنها در كارگاههای سلطنتی، شاهكارهای بی‌مانندی را در هنر فرشبافی سبب شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش نگارگری و تذهیب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناك حمله مغولان را در اذهان همگان زنده كرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و یك پارچگی كشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنری بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان، هنری كه در خفا به حیاتش ادامه می‌داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.
در دوره قاجاریه نیز با رونق بازارهای اروپا كه از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی افت و خیز فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس كارگاههای فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلكه در كرمان، مشهد، كاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می‌یافتند.
 با رونق روزافزون بازار فرش ایران بازرگانان خارجی خود به فكر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد كارگاههای بافت قالی در شهرهایی مانند كاشان، اراك و كرمان، هدایت این هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سالها و قرنها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاک شهرتی بی مانند دارد. 


    نقشه فرش دارای محتوایی است. این محتوا برخاسته از مضمونهائی است كه ریشه در فرهنگهر ملت دارد فرش ایرانی هم دارای چنین مضمونهایی است .
    تعداد مضمونهای فرش ایرانی بسیار نیست اما تنوع هر یك بسیار است، به حدی كه تهیه فهرست جامعی از آنها خود كاری است، گذشته از این تقریباً چندان كوشش مهمی «مخصوصاًدر مورد مضمونهای پیچیده و تاریخی» نشده است. اینك در اینجا صرفاً به اشاره درباره این مضمونها سخن میگوئیم.
    
    1 ـ لچك ترنج :
    نقشه های معروف به لچك ترنج تحول یافته از نقشه های سه ترنج هستند، اما سه ترنج خودتحول یافته از ترنج ترنچ و ترنچ ترنچ تحول یافته از نقشه های گلستان است كه در فارسی بهنادرست باغی خوانده میشود. بنابراین در واقع برای شناسائی دقیق نقشه های لچك ترنج بایدنقشه های گلستان (فردوس / پردیس) را از كهنترین زمانها تا زمان حاضر پیگیری كرد.
    
    2 ـ گلستان :
    نقشه های گلستان ترسیم باغی خیالی مینوی در اعتقادات پیش از تاریخ (و نه حتی پیش ازاسلام) است و برخلاف تصور جمعی اصلاً ربطی به باغ بهشت (جنت) اسلامی ندارد.سبزیكار نوع ویژهای از گلستان است.
     
    3 ـ شكارگاه :
    نقشه های شكارگاه نوع ویژهای از همان نقشه های گلستان است. كه این نقشه در آغاز پادشاهی هخامنشیان در ایران پدید آمده و گرفته از صحنه های شكار شاهان آن سلسله ولی در ارتباط باباغهای مینوی است.
    
    4 ـ هراتی :
    نقشه های هراتی مضمون خود را از آئین مهر دارد. آئین مهر علاوه بر نقشه های هراتی كه مشخصه آنها دو برگ و یك گل درشت در میان آنها است، به شكلهای دیگری هم نشانه هایی در فرش ایران دارد مثلاً شراب نوشی آن و جام مخصوص آن حاشیه دوستگامی (به معنی جامشراب) را روی نقشه های ایران بافی گذاشته كه معمولاً با دو برگ و یك جام نشان داده میشود.
    
    5 ـ ماهی درهم :
    نقشـه مـاهی در هم تحـول یـافته از هـراتی است و بـه همیـن دلیل قبـلاً هـراتی نـامیـدهمـیشـد و اكنـون هم در منطقه فرهان هراتی نامیده میشود. میناخانی نوعی ذوق آزمائی درماهی در هم است.
    
    6 ـ افشان :
    نقشه های افشان هم تحول یافته از گلستان است، به همین دلیل لچك و ترنج هم دارد.
     
    7 ـ شاه عباسی :
    نقشه های شاه عباسی گونه جدیدی از نقشه های گلستان است، اما تا حدی تحت تأثیر هراتی قرار گرفته است، به همین دلیل گاه مضمون هراتی (دوبرگ و یك گل درشت شاه عباسی) را درآن میتوان دید. گل شاه عباسی «چنان كه محققان به درستی دریافتهاند» همان نیلوفر آبی است،اما نكته مهم این كه نیلوفر آبی از مهمترین نهادهای آئین مهر است. (مهر از درون نیلوفر آبی ظهور میكند) نقشه های معروف به اسلیمی گونه دیگری از شاه عباسی و در واقع گلستانهستند.
    
    8 ـ تكراری :
    نقشه های تكراری فراوانند، در اغلب آنها بته جقه (با تنوع بی نظیر خود در فرهنگ ایرانی)تكرار میشود. اما بازوبندی، محرمات، عمده نقشه های هندسی، مثل خشتی و قابقابی معروفترین آنها هستند و جالب این كه بیشتر آنها هم از اشكال مختلف دعا در ایران پیش ازاسلام گرفته شده اند. گروه دیگری مثل گلدانی دسته گل نقشه های سادهای دارند كه نتیجه ذوقآزمائی است.
    
    9 ـ حاج خانومی / ناظم / باغ گلدانی :
    این دسته از نقشه ها معمولاً پنجره ای گشوده به یك باغ را تصویر میكنند و به همین دلیل دربخش بالای آن پردهای در دو طرف جمع شده و گره خورده است. اغلب این پرده را سرمحراب میپنداشتند، اما استاد بافته های فارس، سیروس پرهام، به دقت این مشكل را گشود.
    10 ـ تصویری :
    نقشه های سنتی تصویری محدودند به خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، شتر لیلی، شیرین درچشمه، شاپور اول، كیومرث، هوشنگ شاه، شاه عباس، نادرشاه، فاطمه، شیری، شتر، اسب،اسب و سگ، خسرو پرویز، انوشیروان، پیامبر اسلام، حضرت علی (ع)، شاهان قاجار،درویشها (مثل نورعلیشاه، مشتاق علیشاه) و به ندرت مضمونهای منفرد دیگر بهرام و گلدام،بهرام گور و تصاویر اشخاص .
    بافت قالیهای تصویری در دوره معاصر به علت موقعیت یكی از پیش كسوتان این رشته دركسب درآمد قابل توجه، مورد تقلید قرار گرفت و كار به بافت آثار نقاشان اروپا و حتی مضمونهای مبتذل كشیده است.
    
    11 ـ محرابی :
    این نقشه نیز سرچشمه در آئین مهر دارد زیرا تصویر مهر درون یك محراب را محراب /مهرابه) و روی سنگ، كنده كاری میشد یا بصورت موزائیك ساخته میشد و بالاخره اگر هیچكدام میسر نبود، نقاشی میشد، طبیعی است كه با رواج آئین زرتشتی و مخصوصاً در دورهاسلامی، مثل كتیبه، دعا، آیات قرآن، اسماء حسنی و..... به آن افزوده شد.
    
    12 ـ نقشههای معروف به تركمن :
    اگـر چـه ظـاهراً استقلال دارند اما نوعی بومی شده نقشه های ایران در دوره پیش از تیموری است.
    تركمنها به علت روح محافظه كاری شدید این نقشه ها را همچنان حفظ كردهاند و در طول   پانصد سال گذشته «اگر هم تغییری در آنها داده باشند» دستكاری اندكی در آنها كردهاند. ترنجهایی شبیه گلهای تركمنی نه تنها در شمال ایران بلكه در غرب و جنوب ایران و قفقاز هم وجوددارد كه بازمانده از نقشههای قدیم ایران است.
    
    13 ـ اقتباسی :
    زیر این نام نقشه هایی مثل قفقاز، آناتولی و گوبلن را نام میبرند. دلائل بسیار فراوان داریم كه نقشههای قفقاز و اصولاً قالیبافی قفقاز اصلاً ایرانی است و به همین دلیل اصطلاحات آن ایرانیاست. عیناً همین نكته در مورد قالیهای تركیه و اصولاً معروف به ترك صدق میكند بسیاری ازنقشه های قفقاز از قدیم در آذربایجان، مخصوصاً اردبیل بافته میشده است. چند نقشه را هم عیناً قفقازیها میبافند.
    آنچه واقعاً اقتباسی است نقشه های گوبلن و گل فرنگ است كه از نقشه های فرانسوی اقتباس شده است. گل فرنگهای قدیمی مثل گل پتوی بختیاری از نقش روی جعبه های شكلات فرانسوی اقتبال شده است، اما گل فرنگهای دیگر اقتباسی بسیار خام از تابلوها و برخی نقشه هایی است كه با گل سرخ آراسته شده اند.
    امروزه متأسفانه از گل سرخ بسیار نابجا و مثل زخمی برجان نقشه های شاه عباسی، افشان وانواع لچك ترنج استفاده میشود. عدهای هم آن را ابتكار مهمی میشمارند وبه آن میبالند 
     
    14 ـ ترنج بندی :
    دستهای از نقشه های كهن ایرانی هست كه به آن ترنج بندی میگویند و آن تقسیم متن قالی به قطعات نسبتاً زیاد از چند نوع ولی متقارن و به ندرت غیر متقارن است. همین نقشه ها است كه از آن نقشههای بندی شاخ گوزن، دهان اژدر (مخصوصاً نوع معروف بیجار) به وجود آمدهاست.
    مستوفی و گل حنا نیز ذوق آزماییهای دیگری در نقشه ترنج بندی هستند. ترنج بندی در دوره تیموری یا صفوی پدید آمد و خود فرزند آراسته و دلخواه نقشه های ترنج ترنج قدیم است. آنرا باید از شاهكارهای طراحی ایران شمرد.
    
    15 ـ آثار باستانی :
    از این دسته، اصیلترین نقشه همان محرابی كه درباره آن سخن گفتیم. عمده نقشه های دیگرمثل مسجد كبود، آرامگاههای شیخ صفی، ابوعلی سینا، خیام و سعدی یا مساجد اصفهان،بناهای اسلامی مثل سردر امام زاده محروق و گنبد قابوس جدید هستند و در شصت سال گذشته پدید آمدهاند. بیشتر آنها را فقط در ایران و گروه خاصی میپسندند.
    گذشته از این، بیشتر برای تزئین و به عنوان تابلو به كار میروند. ضعیفتر از نقشه آثار باستانی بافت مینیاتور و عقب مانده تر از آن نقشه هایی گرفته از تابلوهای اروپائی، مثل آثار نقاشان رومانتیك یا آثار ناتورالیستی و رئالیستی است. همچنان كه اشاره شد این كار بیش از آن كه درجهت ابتكار و خلاقیت هنری باشد. صرفاً به هدف ایجاد درآمد بیشتر و به دست كسانیصورت میگیرد كه از تاریخ هنر ایران، گستردگی، تنوع و مهمتر از آن مبانی طراحی سنتی درایران بیخبرند.
    گذشته از این دوره ما، زمان افول هنرهای سنتی در ایران است. با این كه تعداد طراحان فرش،خطاطان و حتی مینیاتوریست های دوره ما كمتر از، مثلاً دوره تیموری نیست، دریغ از یكنفركه بتواند آفرینندگی هنرمندان آن زمان را داشته باشد، همچنان كه یك معمار نداریم كه قابل مقایسه با طراح عالی قاپو، مسجد شاه یا تاج محل (كه طراح آن یك معمار شیرازی است)باشد، از نظر تاریخی در دوره بالندگی ملت خود زندگی نمیكنیم.
    دورهای است كه استعدادهای درخشانی را تربیت نشده به فراموشی خواهد سپرد. یا شكوفاییآنان بیرون از مرزهای ایران صورت خواهد گرفت.
    قابل ذكر است كه نقشههای فرش ایران در یك دسته بندی استاندارد (شامل 19 دسته) معرفی ومعروف شده است كه دارای جنبه علمی نیست، زیرا مثلاً نام یكی از شاخههای دسته نوزدهمقشقایی است، اما قشقایی خود لچك ترنج، ماهی درهم، ناظم (حاج خاتومی) هم دارد.اشكالات فراوان دیگری بر آن دسته بندی وارد است.
    همچنین باید گفت كه در میان نقشههای روستائی و عشایری ایران، انواعی داریم كه با هیچ یكاز انواع بالا سازگار نیست، آنها نتیجه ذوق آزمائی زنان زحمتكش، خوش ذوق و گمنامیاست كه گاه استعدادی درخشان داشتهاند. متأسفانه كسی نامشان را به خاطر نسپرده است.
    مثلاً نقشه سمن بر خانم بیجار، نتیجه برداشت زنی روستائی به نام سمن بر از یك نقشه هریس است و به همین دلیل شباهت زیادی به نقشه های هریس دارد. یا نقشه پری در جنوب غرب زنجان ابتكار دختر جوانی به همین نام است كه در حدود 1330 در گذشته است.
    مهمترین طراحان فرش ایران در صد سال اخیر عبارتند از: حسن خان شاهرخی كرمانی كه متأسفانه عمده كارهای او از ایران خارج شده است و عیسی بهادری، رئیس اسبق هنرستان اصفهان كه نقشه های او را تكه پاره میكنند و از آن به اصطلاح نقشههای جدید میسازند یاعیناً تقلید میكنند.
    او نقشه های شكارگاه یا گلستان را به اوج ظرافت و زیبایی رساند و ابتكارهای تازهای كرد كه بحث درباره آنها فرصتی بلند میجوید. یكی از جذابترین ابتكارهای صد سال اخیر نقشه چهار فصل است كه در آن منظرهای روستائی از فصل را تصویر میكند.

تهیه و گرداوری:ذوالفقاری،احراری

ادامه دارد...

منبع :