اخبار فرش

چگونه طراح و نقاش حرفه ای فرش شدم!

منوچهر امیری

سلام و عرض ادب و احترام 
خاطرات كارى خود را جهت اطلاع عزيزان بيان می کنم،انشاءالله كه بتوانيم در جهت اعتلاى فرش دستباف قدمى برداريم ، اميد است آنچه بر زبان جارى مى كنيم ، مرضيه رضاى خدا و شما عزيزان واقع گردد ،

حقير در دوران جوانى بيشتر ، به كارهاى سياه قلم ، و رنگ و روغن ،اوقات فراغت خود را مى گذراندم

تا اينكه حدود سى سال پيش ، يكى از اساتيد طراحى به من پيشنهاد كار داد ، كه برايشان كار كنم ، البته از كار نقاشى فرش دستباف اطلاع چندانى نداشتم

به هر حال قبول كردم ، و مدت چند روزى برايشان ، كارهايى را كه خودشان طراحى كرده بودند ، حقير بعضى از فضاهاى كار را نقطه مى كردم ،

تا اينكه در  يكى از شبها ، مى خواست هزينه اين چند روز كار من را بپردازد ،

مقدارى پول ، را به بنده دادند و وقتى از او دور شدم ، متوجه شدم كه مبلغ كمى است ، و خيلى ناراحت شدم ،

ْو از آن روز تصميم گرفتم ،ًكه مجددا به كار رنگ و روغن بپردازم ،

تا اينكه فرداى آن روز استاد به خانه ما مراجعه كردند ، و به حقير گفتند ، نيامده ، مى خواهى به شما مزد زيادى بدهم ، ، بايد كار كنى تا به مرور زمان ، حقوق تو را افزايش دهم

به هر حال مدتى براى اين استاد كار كردم ، و تا حدودى به نقطه كردن نقشه هاى فرش آشنا شدم

اما به هر حال نتوانستم با ايشان از نظر كارى به توافق برسم ، كارهايشان خيلى ابتدايى و سبك بود و نقشه هاخوب طراحى نمى شدند ،

تا اينكه ، خدمت يكى از اساتيد ديگر ، رفتم ، نا گفته نماند ، پدر خانم حقير در صنعت فرش دستى بر آتش داشتند ،

من كه خيلى علاقه مند به كار در اين حرفه بودم ، وقتى نزد اين استاد هم رفتم ، چون كه اكثرا حال و حوصله ، ياد دادن را نداشتند ، آنجا هم به مدت يكى دو ماه كار كردم ، و ديدم اصلا ، وجهى جهت كار نمى خواهد بپردازد ،

سرتان را درد نياورم ، آنجا هم نتوانستم با ايشان به كار ادامه دهم ،

تا اينكه به نزد يكى ديگر از اساتيد معروف رفتم ، و با ايشان كار را ادامه دادم ، اما گويا ، در كارهاى سنتى ، كسى حوصله آموزش و تعليم را نداشت ،

تا اينكه پدر خانم حقير در مرحله آخر به من جاى ديگرى را جهت كار معرفى كردند ، ايشان از اساتيد معروف هستند ، البته اسم نمى آورم ،

مدت دو ماهى هم براى ايشان كار كردم ، روزى به من گفت ، تو به به درد ما نمى خورى ، و مقدار زيادى پول جهت مزد من ، داد

اما من از پذيرفتن وجه خود دارى كردم ، و به او گفتم كه دوست دارم ، كه نزد شما كار كنم ، توجهى نكرد و از حجر ه اش بيرون رفت

شاگردانش در حجره كه اكثرا معلم و دبير بودند ، كار مى كردند ،

رو به يكى از آنها كردم و گفتم ، كه من تازه مشغول كار شدم ، چرا استاد از پذيرفتن من سر باز زد ،

ايشان رنگ كار نقشه بودند ،و رو به من كردند و گفتند ، فردا دوباره بيا ، شايد فرجى شد ،

فرداى آن روز دوباره براى كار مراجعه كردم ، استاد ، نقشه ماهى رنگ شده اى را ، با يك نقشه ديگر كه اصلا كار نشده بود به من داد و گفت ، تا اين كار را دقيقا مثل خودش پياده كنم

خلاصه ، ترسان ،لرزان اين كار را در طى چند روز ،رنگ ونقطه كردم ، و تا حدودى رضايت استاد را كسب كردم ،

به همين نام و نشان ، حقير ، مدت ،شايد ، به جرات ، پنج ، شش سال ، فقط نقشه ماهى را رنگ و نقطه ، مى كردم ،

نقشه ماهى در دو حالت ، معمولى ، و زنبورى ، كه ريزتر بود را انجام مى دادم ،

در اين مدت ، بعضى از تجار قمى به حجره جهت كار مراجعه مى كردند ، و خود استاد ، اين كارها را هم طراحى و هم نقطه مى كردند ،

كارهاى قم را كه ملاحظه مى كردم ، خيلى احساس رغبت مى كردم ، كارها با دقت خاصى طراحى شده بودند ، ، ومن گاهى نظاره گر بودم ،

تا اينكه يك روز به استاد گفتم ، من از اين كارها خيلى دوست دارم ، اجازه بدهيد ، من هم از اين كارها نقطه كنم ،

اما ، استاد ، جمله اى به من گفت ،ًكه شايد ، اگر به خاطر ازتزاق ،زن و فرزند خود نبودم ، از آنجا هم بيرون مى آمدم ،

به هر حال ، آن روز خيلى ناراحت شدم از بيان جمله استاد نسبت ، به من ، اما تحمل نمودم

تا اينكه روز ها گذشت ، و بالاخره روز موعود فرا رسيد و من مو فق شدم يكى از كارهاى قم را نقطه كنم ،

كارهاى من به مرور زمان به اوج خود رسيد ، و اكثر تجار قم ، كارهاى خودشان را جهت رنگ و نقطه به حقير مى دادند ، ، و مدت، ده ، پانزده سالى است ، كه براى قم كار مى كنم

در طى اين مدت ، گاهى از اوقات هم براى تجار بنام و مشهورى چون استاد مير مهدى هم طراحى كرده ام ،

البته در طى اين مدت ، خيلى سختى هاى زيادى را متحمل شدم ، و در قم هر تاجرى سبك خاص خودش را داشت ، و مى بايست ، همه سبكى را بتوانى كار كنى ،

خواستم بگويم اكثر افرادى كه در اين زمينه كار مى كنند ، با خاطرات زيادى مواجهه ، بودند ، كه بيان آن شايد ، جالب توجه باشد 

منبع : منوچهر امیری