در حاشیه

قالی ایران و وظیفه خطیر ایرانیان (1)

قالی ایران روزهای بسیارسختی را سپری می نماید.آنان که سن وسالشان یاری می کند و سده اخیر را به یاد دارند بر این نکته تاکید دارند که وضعی که اکنون قالیبافان ، تولید کنندگان وجامعه فرش ایران با آن درگیر هستند کمتر سابقه داشته و اگر در طول یکصد سال اخیر فرش با رکودی مواجه شده بازه زمانی آن اینقدر طولانی نبوده که باعث خروج سرمایه از فرش گردد.

 

بنظر می رسد یک دور و تسلسل باطل گریبانگیر بسیاری از تولید کنندگان قالی ایران شده است. بافنده تولید قالی را با یک طرح تکراری و جاذبه بسیار کم و مواد اولیه عمدتاً متوسط تا نامرغوب شروع نموده در حین بافت رضایت بافنده ورعایت استانداردهای بافت کمتر مورد نظر است نهایتاً یک قالی که فاقد جذابیتهای لازم برای مشتریان است تولید گردیده و طبعاً سودآن در حدی نیست که رضایت تولید کننده را بدنبال داشته باشد.لذا در دور بعدی تولید و با انگیزه صرفه جویی در هزینه های تولید وقیمت تمام شده فرش ایضاً از کیفیت کاسته ودر تمامی عوامل تولید اعم ازنقشه ،مواد اولیه ،رضایت بافنده و بالاخره دار و ابزار و تکمیل و پرداخت وتکمیل قالی استانداردهای مورد نیاز را باز هم کاهش میدهد.

کم و کیف این دور باطل در میان همه بافندگان یکسان نیست و فراوانی این تسلسل باطل در میان تولید کنندگان خویش فرما بیشتر ودر میان تولیداتی که بصورت کار فرمایی تولید می شوند کمتر است. بافنگان و تولید کنندگان خویش فرما همان بافندگان مظلوم وعمدتاً با درآمد بسیار کمی هستند که حلقه ارتباطی با کارفرما نداشته و داری را در خانه مستقر وعمدتاً بچه های آن خانه در پای دارقالی مشغول بافت هستند .پدر خانه که در بسیاری از موارد با قالیبافی آشنایی ندارد روانه بازار شده مواد اولیه ضایعاتی ونقشه قالی ای که تناسبی با نیازهای مشتری ندارد را خریده ونهایتاً این مواد اولیه تبدیل به قالی میگردد که روزی دیگر پدر خانواده بر دوش گذاشته و روانه بازار گردیده ودر بسیاری موارد مجبور است چوب حراج بر دسترنج بافنده زده تا موفق به فروش آن گردد.

ادامه دارد...

یادداشتی از مشاور فرهنگی سایت

منبع :