اخبار فرش

سال 92 بدترین سال صادراتی فرش ایران بود

ايران در حال حاضر چه رتبه اي در بازار تجارت جهاني فرش دارد؟ ايران برترين رتبه را در تجارت جهاني فرش دستباف داراست. واقعيت اين است كه مجموع تجارت جهاني فرش دستباف ايران در دهه هاي اخير همواره بین يك ميليارد و 200 ميليون تا يك ميليارد و 500 ميليون دلار بوده كه از اين ميزان هميشه ايران بيشترين سهم را به خود اختصاص داده و به عبارتي، ‌رهبر بازار جهانی فرش بوده است. بعد از ايران نيز كشورهاي هند، پاكستان، چين، تركيه و نپال قرار دارند.

درصدي كه ايران از اين تجارت جهاني به خود اختصاص مي دهد بين 30 تا 35 درصد در دهه هاي اخير بوده؛ در دهه اخير به طور توسط سالانه 500 ميليون دلار صادرات فرش داشتيم كه این میزان در چند سال اخير افت را تجربه کرده است. در سال گذشته به عنوان بدترين سال صادراتي فرش دستباف ايران، حدود 314 ميليون دلار صادرات داشتيم. اما با همين عدد كه پايين ترين عدد در سالهاي اخير است باز هم بيشترين سهم را در تجارت جهاني فرش دستباف داريم.

از نظر سهم بازار هم مي توانيم بگوييم رتبه يك را داريم؟

بله،‌ تاکید دارم که حتی در بدترین شرایط صادراتی سال های اخیر هم حدود یک سوم از بازار جهانی فرش دستباف در اختیار ایران بوده است و دو سوم دیگر بین سایر کشورهای تولید کننده فرش تقسیم می شود.

بزرگترين بازار ايران براي فرش صادراتي در شرايط كنوني كدام كشورها هستند؟

فرش ايراني را اكثر كشورهاي دنيا مي شناسند. برند پرشين كارپت به علت قدمت و تنوعي كه دارد در دنيا شناخته شده است و مي تواند سلايق مختلف را پاسخگو باشد. فرش دستباف ايراني دو دسته بازار خارجي دارد؛‌ يك دسته بازارهاي سنتي كه از ديرباز تا به امروز فرش ايراني را مي شناخته اند و يك دسته بازارهاي جديدي كه تازه با برند و كيفيت فرش ايراني آشنا مي شوند. بازارهاي سنتي ما كشورهاي اروپايي و آمريكا و برخي كشورهاي عربي و به طور مشخص كشورهايي مانند آلمان يا ايتاليا هستند و بازارهاي جديد هم كشورهايي مانند چين و روسيه هستند؛ در مجموع فرش ايراني سالانه به حدود 80 كشور دنيا صادر مي شود.

آيا بازارهايي مانند چين و روسيه مي تواند جبران نبود يا محدود شدن بازارهاي سنتي ما را بكنند؟

از حدود چهار سال پیش سهم ما در بازار آمريكا که یکی از اصلی ترین بازارهای هدف صادراتی فرش ایران بوده است صفر شده و واقعيت اين است كه اين كشور ورود هر نوع فرشي كه مبدا آن ايران ثبت شده باشد را به خاك خود ممنوع كرده است؛ اين تحريم مستقيم، بخش زيادي از بازار ما را تحت تاثير قرار داد چراكه يك چهارم فرش صادراتي ما مستقيم به آمريكا مي رفت. با از دست دادن اين بازار، بازارهاي جايگزين از جمله چين و روسيه هدف قرار گرفتند. این در شرایطی بود که ما در بازارهاي اروپايي هم که دچار مشكل تحريم مستقیم نبوديم با مشكلات ديگري مواجه شدیم؛ در واقع بازارهاي سنتي اروپایی فرش ايران بودند به علت ركود اقتصادي و گاه اشباع شدن بازار آنها از فرش ايراني، واردات فرش را كاهش دادند. در واقع، هم شرايط سخت اقتصادي و هم تغيير سبك زندگي و سليقه آنها باعث شد تا كشش اين بازارها به فرش ايراني كاهش پيدا كند. بنابراين نیاز به ورود به بازارهای جدید شدت گرفت. امروز بازارهاي جايگزينی مانند چين، روسيه و افريقاي جنوبي بازارهاي بسياري خوبي هستند؛ به ویژه كشور چين با اينكه خود توليدكننده فرش دستباف بوده و حتي در افكار عمومي نيز به عنوان رقيب برجسته ما شناخته شده، به يكي از بهترين مشتري هاي ما تبديل شده و در آمار 7 ماهه ابتدایی امسال گمرك، اين كشور رتبه پنجم در واردات فرش دستباف ايراني را دارد.

با اين حال برخي صادركنندگان فرش دستباف به تعادل گفته اند كه چين مشتري ما نخواهد شد. هم به دليل نوع خريد آنها كه عمدتا تابلوفرش است و هم به دليل مشكل كپي رايت طرح هاي فرش ايراني كه در نهايت مي تواند اين مشتري ما را بزودي به رقيب بدي تبديل كند.

چين رقيب ما بود و سهم زيادي در بازار جهاني فرش دستباف داشت اما در سالهاي اخير روند صادرات فرش دستباف اين كشور به شدت كاهشي بوده است. در واقع، پيشتر اين كشور با كپي طرح و نقش فرش ايراني، توليدكننده فرش دستباف در جهان بود ولي ميزان توليد چين در اين بخش هر سال كمتر از سال پيش مي شود. علت اين كاهش هم به تحولات اقتصادي اين كشور در سالهاي اخير و همين طور  مقرون به صرفه نبودن فرشبافي در اين كشور و گرایش به سمت سایر صنایع و تولیدات باز می گردد كه باعث شد اين كشور از صنعت فرشبافي خارج شود. از طرفي،‌ به علت همين تحول اقتصادي و پيدايش طبقه ثروتمند حدود 200 ميليون نفري در اين كشور که بازار جديدي علاقمند به استفاده از كالاي با پرستيژ و لوكس هستند،‌ چین مي تواند يكي از بهترين مشتريان فرش ايراني باشد. پيش بيني ما اين است كه چين به يكي از بازارهاي خوب ايران تبديل مي شود چراكه عدد صادراتي ما در 4-5 سال گذشته به طور شتابنده اي بالا رفته است.

شما به بازار اشباع شده اروپايي و تغيير سليقه آنها اشاره كرديد. اين نقد به خود توليدكننده و صادركننده يا مركز ملي فرش باز نمي گردد كه كه سعي نكرده محصول خود را با نياز مشتري تطبيق دهد؟

بله اين نقد وارد است. البته ما اين توانمندي را در زايش و خلق و آفرينش طرح و رنگ بندي جديد و كاربري هاي متفاوت در فرش ايراني دارا هستيم. خلاقيت در طراحان و نقاشان و رنگرزان ايراني وجود دارد تا خود را با سليقه بازار در عين حفظ اصالت تطبيق بدهند اما گاهي ما دچار كاهلي و سهل انگاري مي شويم. گاهي برخي توليدكننده هاي ما به طرح هايي كه دارند بسنده مي كنند و مكرر مي بافند. اما بايد تاكيد كنم كه اگر ما بر آگاهي رساني و تبليغات بر مخاطب خود در داخل و خارج تاكيد كنيم، آنها خواهند دانست كه فرش ايراني پاسخگوي هر سليقه اي هست. الان فرش ايراني داراي تنوع بسيار بالايي در طرح و نقشه (از خطوط هندسي و شکسته تا خطوط منحنی و گردان، از نقوش شهری تا طرح های ذهني عشایري، از نقوش خلوت تا طرح های شلوغ) است. تنوع در اندازه را هم (از بزرگترين فرش جهان به مساحت 6 هزار مترمربع که توسط ايرانيان خلق شده تا اندازه های کوچک) شاهد هستیم. تنوع در كاربري، تنوع در قيمت، تنوع در نوع مواد اوليه مصرفی و بر پایه این تنوع است که مي تواند پاسخگوي نياز هر مشتري باشد.

با وجود اين تنوع، نمي توان اين كاهلي را توجيه كرد.

مساله اينجاست كه اغلب توليدكننده ما صادركننده نيست و نبض بازار را در دست ندارد. و از همین رو بسیاری از توليدكننده ها برنامه ویژه ای براي ورود به بازار خاصي ندارند.

اين مشكل مختص بازار خارجي نيست؛ در بازار داخلي هم سليقه ها تغيير كرده. نشانه آن هم گرايش به فرش هاي مدرن ساخت تركيه است.

بله، توليدكننده هاي ايراني بايد در عين حفظ اصالت، دنبال تغيير طرح و نقوش باشند اما اين تغيير رويه دستوري رخ نمي دهد. البته مركز ملي فرش ايران نيز به دنبال توسعه بازار است. يكي از ابزارهايي كه در اختيار مركز ملي فرش است برگزاري نمايشگاه هاي داخلي و خارجي است؛ با برگزاري نمايشگاه، توليدات در معرض ديد مصرف كننده قرار مي گیرند. يكي ديگر از برنامه هاي مركز، اعزام هيات هاي تجاري و پذيرش هيات هاي خارجي است. ما از مشتريان خارجي خود دعوت مي كنيم از مراكز توليدي، كارگاه ها و نمايشگاه هاي داخلی بازديد كنند كه اين روند معمولا منجر به عقد قرارداد يا دريافت سفارش مي شود.

امسال چند هيات تجاري وارد كشور شد؟

امسال همزمان با بيست و سومين نمايشگاه فرش دستباف ايران 144 بازرگان عمده فرش دستباف از كشورهاي مختلف به ايران آمدند.

اين سفرها به عقد چند قرارداد منجر شده؟

از آنجا كه اين قراردادها در بخش خصوصي انجام شده ما اطلاع چنداني نداريم. مركز ملي فرش تنها دعوت و بسترسازي را انجام مي دهد اما برآيند كلي ما اين است كه خریدهای خوبی صورت گرفت و قراردادهاي خوبي بسته شد. ابزار ديگر مركز ملي فرش كه مهمترين است پروژه هاي تبليغاتي و اطلاع رساني در خارج كشور است. اين پروژه ها در قالب نشريات تخصصي مد و دكوراسيون و نمايشگاه هاي خاص هنري با مخاطب خاص و همين طور ساخت فيلم هاي مستند و سينمايي انجام مي شود و هم اکنون در حال رایزنی برای طراحی کمپین تبلیغاتی شایسته ای هستیم.

اتفاقا يكي از انتقادهاي بخش خصوصي همين كم توجهي دولت به تبليغات است. امسال چه تبليغاتي و با چه بودجه اي طراحي و اجرا مي شود؟

تبليغات يك اتفاق مستمر است و مقطعي نيست. از طرفي بسيار هزينه بر است. متاسفانه فعالان بخش خصوصي فرش دستباف نيز كمتر به تبليغات توجه مي كنند و تمام چشم اميدشان به دولت است.

دليل اين مساله هزينه بالاي تبليغات است.

بله اما فعالان حوزه فرش ماشيني مشغول تبليغ در داخل و خارج از كشور هستند. اما اين باور در اهالي فرش دستباف نيست.

شايد دليل اين تفاوت نگاه هزنيه توليد فرش ماشيني است كه بسيار كمتر از فرش دستباف است.

خير تفاوتي از اين جهت ايجاد نمي شود.  تبلیغات ضروری است و ارزان یا گران بودن محصول ربطی به حجم و میزان تبلیغات ندارد.

ولي هزينه فرش دستباف بالاتر از فرش ماشيني است.

اين قياس، قياس درستي نيست چون درآمد فرش دستباف هم بسيار بالاتر از فرش ماشيني است. فقط هزينه آن را نسنجيد. ارزش افزوده اي كه در فرش دستباف به دست مي آيد قابل توجه است. شما با يك عدد خيلي پايينی در مقايسه با ساير صنايع از جمله فرش ماشيني، در حوزه فرش دستباف توليد شغل مي كنيد و محصولی تولید می شود كه قيمت بالا و ارزش افزوده بسيار بالايي دارد.

از طرفي فرش دستباف هم بازار محدودتري دارد.

محدود از نظر كميت بله اما از نظر كيفيت خير. عدد فروش اين كالا كيفي تر است. البته دولت هم به دنبال تبليغات هست. در واقع، اكنون اصلی ترین برنامه ما تبليغات است. امسال مركز ملي فرش، طراحي دو كمپين بزرگ تبليغاتي را براي دو بخش بازار جديد و سنتي در دستور كار قرار داد. جدا از اين كمپين،‌ فعاليت هاي پراكنده اي هم بوده؛ براي نمونه در نمايشگاه دموتكس آلمان كه هر سال ژانويه برگزار مي شود ايران پاويوني را تهيه مي كرد و برخي از توليدكنندگان را با يارانه دولتي به آن نمايشگاه مي فرستاد اما امسال به جاي پرداخت يارانه به چند توليدكننده محدود، درصدد طراحي غرفه اي خاص به عنوان پاويون جمهوري اسلامي هستيم. هين طور با سفارتخانه هاي كشورمان در كشورهاي مختلف كه بازار هدف صادراتي ايران هستند وارد مذاكره شديم تا آژانس هاي معتبر و كاركشته تبليغاتي آن كشور را به ما معرفي كنند.  اين مذاكرات در كشورهاي آلمان و چين و روسيه در حال انجام است.

در بخش طراحي برنامه اي براي تغيير ديدگاه طراحان يا توليدكنندگان به سمت ذائقه مشتري داريد؟

برنامه هاي آموزشي بسياري براي اركان مختلف فعال در زنجيره تامين فرش دستباف اعم از قاليباف، رفوگر، فروشنده و حتي تورليدر صورت گرفته است. برنامه هايي هم براي طراحان فرش در استان هاي مختلف داريم چراكه همه استان هاي ما طراح پرور نيستند. اتفاق ديگر راه اندازي انجمن طراحان و نقاشان است كه براي اينكه طراحان يك استان دور هم جمع شوند و خلاقيت خود را نشان دهند. مركز ملي از ايجاد و توسعه اين انجمن ها حمايت مي كند. همچنين بناست آذر ماه گروهي از طراحان فرش كشور را به منظور آشنا شدن با  سبك و سياق زندگي مشتريان خارجي و نزديكي طراح و مصرف كننده نهايي به ایتالیا اعزام كنيم كه در صورت موفق بودن اين طرح در كشورهاي ديگر هم اجرا مي شود.  

يعني امسال قرار نيست به توليدكننده يارانه براي شركت در نمايشگاه تعلق گيرد؟

صادركننده هاي ما هر سال خودشان در نمايشگاه دموتكس كه بزرگترين نمايشگاه كفپوش هاي دنياست شركت مي كنند اما درسالهاي اخير جدا از حضور قدرتمند صادركننده ها، به صورت آزمايشي چند توليدكننده ايراني كه معمولا در دموتكس شركت نمي كردند و صاحب نام هم نبودند، با يارانه اي كه از مركز ملي فرش مي گرفتند در سالن ايران غرفه هاي كوچكي اختيار مي كردند. اما متاسفانه در چند سال اخير اين توليدكنندگان  اقدام به بازارشكني كردند؛ صادركننده اي كه در آلمان صاحب فروشگاه است هزينه هايي مانند ماليات و ... دارد و مي داند فرش را به چه قيمتي عرضه كند. توليدكننده اي كه با يارانه مركز به اين نمايشگاه مي رفت، بازارشكني مي كرد و در نتيجه بازار تمام طول سال فرش ايراني را در آلمان خراب مي كرد به اين روش كه براي بازنگرداندن فرش خود به ايران، چوب حراج به فرش ايراني مي زدند و با قيمتهاي بسيار نازلي مي فروختند كه اين هم از مشتري خارجي سلب اطمينان مي كرد و هم بازار آلمان را خراب مي كرد. بنابراين تصميم گرفتيم به جاي دادن يارانه اين هزينه را صرف تبليغات گسترده در آلمان كنيم.  

اين توليدكننده ها چطور انتخاب مي شدند؟

از طريق فراخوان عمومي با ميانجي گري سازمان صنعت معدن و تجارت در استان هاي مختلف و اتحاديه توليدكننده و صادركننده در استان هاي مختلف انتخاب مي شدند.

گفته مي شود كه فرش ايراني از پاكستان و مكزيك وارد آمريكا مي شود همراه با فرش هاي محلي اين كشورها و  به نام آنها تمام مي شود. راهكاري براي پيشگيري از چنين رويدادهايي داريد؟

بازار آمريكا همان طوركه گفتم بازار سنتي ما بوده و با فرش ايراني آشنا و مانوس هستند. وقتي تحريم ناعادلانه اتفاق افتاد كه اصلا تحريم دولت ايران نبود بلكه تحريم هنرمندان و فرش بافان ايراني در بخش خصوصي بود كه مشغول كار قالي هستند نه دولت كه هيچ دخالتي در توليد و صادرات فرش ندارد. این تحریم، تحريم شهروندان ما و نیز شهروندان آمريكايي بود كه از دستبافته هاي ايراني محروم شدند و حالا مجبورند از كانالهاي قاچاق يا با قيمت هاي غيرواقعي فرش ايران را دريافت كنند. بنابراين ما مصرانه به دولت امريكا پيشنهاد مي كنيم از اين اقدام كه هم شهروندان ايراني را متاثر مي كند و هم شهروندان امريكايي را دست بردارد. اما واقعيت اين است كه بعد از وقوع اين تحريم ما شاهد بالا رفتن عدد صادراتي مان به كشورهايي مانند امارات يا كانادا بوديم و بعد از اينكه روابط ما با كانادا هم به سردي گراييد ديديم كه كشور پاكستان و تا حدي افغاستان جايگزين شد. حدس ما اين است كه فرش ايراني از كانال چنين كشورهايي بازصدور به امريكا مي شود. اما ميزان آن روشن نيست. از طرفي چون فرش دستباف توليدي پاكستان قيمت تمام شده پايين تري دارند فرش نفيس و اصيل ما نيست كه از كانال آن كشورها صادر مي شود چون اگر بخواهد از كانال پاكستان، فرش ايراني صادر شود اصلا خريداري نخواهد داشت. فرش اصيل ايراني قيمت بسيار بالاتري در مقايسه با همتراز پاكستاني و افغان خود دارد و شهروند امريكايي حاضر نيست پول بسيار گزافي براي فرشي كه نام پاكستان روي آن است بدهد. بنابراين حدس ما اين است كه فرش هاي تجاري و ارزان قيمت ماست كه از طريق پاكستان و به نام آن به امريكا صادر مي شود.

با اين تاكيد شما بر نام فرش ايراني، ‌ارزش برند اين كالا را اينقدر بالا مي دانيد؟

در حال حاضر فرش ايراني به طور متوسط سه برابر فرش هندي و پاكستاني و افغان ارزش دارد و خريدار هم دارد اين يعني كيفيت فرش ايراني براي جهان شناخته شده است. اما پاكستان و افغانستان و نپال از يك برگ برنده در برابر فرش ايراني برخوردارند؛‌ نيروي كار ارزان قيمت. وگرنه در حوزه كيفيت، ‌مرغوبيت مواد اوليه، طرح  و نقش توان برابري ندارد و فقط قيمت تمام شده آنها پايين است چون نيروي قاليباف در اين كشورها به بيگاري كشيده مي شود و سري بافي و توليد انبوه مي كنند. اما فرش ايران سري بافي ندارد و هيچ دو فرشي عينا شبيه هم نيست و اين برگ برنده اين كالاست.

الان 80 درصد قيمت فرش،‌ دستمزد نيروي انساني است. اين عيب فرش ايراني نيست؟

خير چون در بسياري از صنايع دستي و هنرها براي كار دست، هزينه بيشتري داده مي شود.

يكي ديگر از خطراتي كه صنعت و بازار فرش دستباف ايران را تهديد مي كند، تقليد طرح و نقش فرش ايراني توسط كشورهاي ديگر است. آيا اقدامي براي ثبت نقش هاي فرش ايراني در سازمان جهاني كپي رايت كرده ايد در اين سالها؟

من تائيد مي كنم كه كشورهاي ديگر از طرحهاي ما تقليد مي كنند اما وقتي فروشنده فرش ايراني مي گويد كه اين گل از كجا آمده، چه پيوندي با اساطير و اسطوره هاي ايراني دارد، چه پيوندي با خرده فرنگ هاي جغرافيايي آن بخش دارد اين تهديد تا حدودي خنثي مي شود. در عين حال ما چشم خود را روي كپي محصولات خود نبستيم؛ يكي از اقداماتي كه مرکز ملی فرش ایران صورت داده است، اين است كه هر طراح و نقاش ايراني مي تواند طرح خود را به نام خود ثبت ملي كند. اين اقدام با همكاري مركز ملي فرش ايران و مركز واسپاري كتابخانه ملي و وزارت فرهنگ ارشاد انجام شده است. اتفاق ديگر ثبت ملي مناطق جغرافيايي فرش ايراني است؛ در سالهاي اخير مناطق جغرافيايي ما در حال ثبت ملي شدن هستند و الان بيش از 20 منطقه ثبت ملي شده. گام بزرگ بعدي ثبت جهانی اين طرحها و  نقوش است. به دنبال مراودات چند سال اخير مركز ملي فرش و سازمان بين المللي مالكيت معنوي (WIPO ) ثبت جهاني مناطق جغرافيايي ايران در حال انجام است و سال گذشته 5 منطقه به ثبت نهايي رسيد و 10 منطقه ديگر هم در دست بررسي است.

گفته مي شود كه در حال حاضر 60-70 درصد نقشه فرشهاي جهان، ايراني است. اين مساله را تائيد مي كنيد؟

نمی توان درصد دقیقی گفت اما فرش ايران دست كم 3 هزار سال قدمت دارد و قديمي ترين فرش جهان،‌ فرش پازيريك ايراني است. اين قدمت طولاني و گستره وسيع در همه استانها، به طور طبيعي به اينجا منجر مي شود كه بيشتر طرح ها و نقوش فرش هاي جهان ايراني باشند.

دستمزد نيروي انساني 80 درصد ارزش فرش را تشكيل مي دهد. آيا برنامه اي داريد كه اين ميزان كاهش يافته و در نتيجه قيمت نهايي آن كاسته و اين محصول در بازار جهاني رقابتي تر شود؟

بله،‌ به طور متوسط دو سوم ازرش فرش هزينه نيروي انساني است ولي ما اصلا به دنبال رقابتي كردن فرش دستباف ايراني از این زاویه نيستيم. نهضت كاهش قيمت تمام شده كه در دولت قبل بسيار از آن دفاع شد شايد در بسياري از حوزه هاي صنعتي كاربرد داشته باشد ولي در حوزه فرش نبايد اين اتفاق رخ دهد. چراكه ما هر چه از هزينه هاي توليد بكاهيم، نمي توانيم به قيمت هند و پاكستان برسيم. ضمن اينكه هم اكنون هم بافندهاي ما دستمزد بالايي نمي گيرند. رويكرد ما اين است كه فرش ايراني به عنوان يك برند شاخص در بازار جهان به فروش برسد و ما بايد اين هنر را داشته باشيم كه آن را گران بفروشيم.

يكي از چالش هاي كنوني صادركنندگان فرش دستباف مساله مالياتي است كه از آن معاف هستند ولي بايد بابت فرشهاي مرجوعي از نمايشگاه هاي بين المللي ماليات بدهند.

دولت به منظور حمایت از تولید فرش ايراني و سد گذاشتن در برابر كالاي ساير كشورها تعرفه بسيار بالايي بر وارادت فرش به ايران قرار داده است. بر همین اساس آمار رسمی گمرک نشان می دهد که واردات فرش خارجی به داخل کشور صفر است. اما از طرفي ممكن است يك كارشناس گمركي در مورد فرش هاي مرجوعي به اشتباه اين طور برداشت و ارزيابي كند. هرچند كه اگر فرش مرجوعي در گمرك درست اظهار و ثبت شده باشد نبايد مشمول ماليات شود.

شما اين مشكل را پيگيري مي كنيد؟

ما به طور كلي در حوزه ماليات مشكلات متعددي داريم. گپ و گفت هايي هم در اين مورد با سازمان امور مالياتي شكل گرفته است. يكي ديگر از مشكلاتي كه ما در اين حوزه داريم در مورد كارگاه هاي توليدي است كه از ماليات معافند اما فروش فرش دستباف از ماليات معاف نيست. در خرید و فروش فرشهای دست دوم امکان ارایه كد اقتصادي وجود ندارد. ماجراي ارزش افزوده هم در حوزه فرش دستباف مضاعف است چراكه در جريان توليد فرش دستباف، از خريد مواد اوليه تا فراوري و رنگرزي گاهي چندبار ماليات بر ارزش افزوده دريافت مي شود. بنايراين مشكلات متعددي در حوزه ماليات به ویژه ماده 169 مکرر و نیز ارزش افزوده وجود دارد كه دنبال رايزني هستيم و اميدواريم اتفاق هاي خوبي در اين حوزه بيفتد چون در شرايط فعلي كه شرايط خوبي نه در بازار داخلي و نه بازار خارجي برای فرش وجود ندارد، ماليات نبايد سنگ اندازي ديگري كند.

وارداتي بودن عمده مواد اوليه هم مشكل ديگر اين بخش است كه سهم زيادي از قیمت را به خود اختصاص داده. در اين باره چه برنامه اي داريد؟

اين طور نيست؛ مواد اوليه فرش دستباف عمدتا داخلي است و ما در برخي اقلام نيازمند واردات هستيم. براي مثال در حوزه رنگزاها، تقريبا همه زنگها را مي توانيم در داخل تامين كنيم جز قرمز دانه كه وارد مي شود. از طرفي، بهترين پشم ها در كرمانشاه و خراسان توليد مي شود اما گاهي درباره فرشهايي كه رجشمار بيشتر و ظرافت بالاتری دارند نيازمند واردات پشم استراليايي یا نيوزلندي هستيم. از طرفي تقريبا از واردات پنبه بي نياز هستيم اما در مقاطع خاصي واردات هم داشته ايم. درباره ابريشم، توليد داخلي پاسخگوي نياز ما نيست و از طرفي، ابريشم توليد داخل لزوما براي فرش هاي ابريشمي ايران مناسب نيست به همين علت هم از چين، ازبكستان و تايلند وارد مي شود.

ميزان صادرات فرش در ايران كاهش داشته در 7 ماهه اول از نظر وزني 55 درصد و ارزشي 43 درصد. تائيد مي كنيد؟

اين آمار اشتباه است. برپایه آمار گمرک ما در هفت ماهه ابتدایی امسال بیش از 3 هزار و 100 تن فرش دستباف به ارزش بیش از 166 میلیون دلار صادر کرده ایم که حدود 16 درصد رشد وزنی و حدود 14 درصد رشد ارزشی را نشان می دهد. ولي از این رشد خوشحال نیستیم چون با اعداد سال گذشته كه بدترين سال صادراتی بوده مقايسه مي شود و امیدواریم رشد بسیار بیشتری را شاهدباشیم.

بازار خارجي چه برندهايي از ايران را بيشتر مي پسندد؟

بازارهای خارجي ممکن است فرش هايی از ایران را بشناسد که ما کمتر می شناسیم. مانند ساروق، فراهان، سلطان آباد یا لیلیان. ضمن اينكه سليقه از بازاری به بازار دیگر متفاوت است مثلا بازار ژاپن فرش ابريشمي مي پسندد اما بازار امريكا فرش غيرابريشمي يا برخي بازارها فرش درشت باف مي پسندند. اینگونه نیست که بتوان در حکمی کلی درباره سلایق بازار نظر داد.

به نظر مي رسد تابلو فرش بيشتر مورد پسند بازار امروز به ويژه بازار هاي جديد مانند چين است. اين آسيب زا نيست؟

بله، قبول دارم. تابلو فرش پديده اي است كه نمود یافته و رو به رشد و تكثير است و اشتغالزايي بالايي هم ايجاد كرده و در استان ها رشد تزايدي دارد. در بازار داخلي تقاضا براي آن بيشتر شده كه به اقتصاد خانوارهاي ما باز مي گردد كه با تابلوفرش همخوان تر است. اما توليدكنندگان و صادركنندگان اين صنعت هم بايد براي خود چارچوب تعريف كنند. اگر قرار باشد طرح دلار یا تصویر یک شاهزاده عرب روي تابلوفرش هاي ايراني بافته شود، چه تفاوتي ميان تابلوفرش ايراني و غيرايراني هست؟ اگر برای تعریف شدن تابلوفرش در ساحت هنر تدبیری نشود، این به معني آسيب و اشباع سريع بازار است. به عبارتي ما در توليد تابلوفرش در حال حاضر مزيت رقابتي نداريم و بايد براي آن هم در طرح و هم در عرضه فكري بكنيم.

مرکز ملی فرش ایران

منبع :