تاریخچه فرش

بررسی صد سال سهم فرش در اقتصاد ایران (بخش دوم)

در نوشته های باز مانده از زبان پهلوی برای قالی نفیس واژه "بمپ" یا "بوپ" و برای فرش و نمد واژه "نمت" و برای فرش جامه و بستر واژه "ویسترگ" آمده است. معنای "بوپ" در لغتنامه دهخدا به فرش و بساط خانه و ... آمده است.

 

قالی

قالی‏های كوچک و يا متوسط غالباً دارای نام گذاری خاص تری هستند كه در زير به آنها اشاره می‏شود. در تمام مشرق زمين مسلمان نشين از جمله هند، كلمه "قالی" به طور كلی بيانگر قالی های گره‏ای است. طبق گفته "ياقوت حموی" جغرافيدان عرب (قرن چهاردهم ميلادی)، اين كلمه خلاصه شده ‌واژه "كليكله Kalikalah " (به زبان عربی، ارض روم) است و همين واژه نيز تحريف شده نام نگاری ارمنی "گرين كهله"  است كه يک شهر ارمنی می باشد و باز هم به قول ياقوت، اين شهر مركز بافت قالی های بزرگ بوده است. قالی هایی كوچک و يا متوسط غالباً دارای نام گذاری خاص تری هستند. لذا، اين كلمه در اكثر مواقع به قالی هایی اطلاق می شود كه دارای اندازه های بزرگ و بسيار بزرگ هستند.(مثلا 50/4 × 50/3 متر و بزرگ تر از آن).

فرش دستباف

        به فرشی گفته می شود که در شکل گیری نهایی، یعنی بافت، عامل انسانی، یعنی دست، دخالت مطلق دارد.

فرش ماشینی

        به فرشی گفته می‏شود که علاوه بر مراحل اولیة تولید (تهیه نخ، رنگ و نقشه)، شکل گیری نهایی آن به وسیلة ماشین است.

فرش شهری

        فرشی است که در کارگاه‏های جمعی و با نظارت تواید کننده و یا استادکار و امکانات تولید انبوه (کارگاه‏های رنگرزی، نقشه کشی، پرداخت و تکمیل و یا بخشی از آنها) بافته شده باشد. استفاده از نخهای ظریف و ابعاد بزرگ و نقشه های پرکار و دقیق و کثرت رنگ از مشخصات این فرشهاست.

فرش روستایی

        که عمدتاً در روستاها و به وسیلة روستاییان یا عشایر با نقشه های ذهنی و یا سنتی و با استفاده از پشمها و رنگهای محلی و در محل بافته می‏شود تعداد کم گره، استفاده از نخهای نسبتاً ضخیم و پشمی، محدودیت رنگ و ابعاد تقریباً یکنواخت و معمولاً کوچک پارچگی از مشخصات این فرشهاست.

فرش

لفظی عام است و معمولاً به قطعات بزرگ پارچه گفته می‏شود که قابلیت پوششی اطاق و یا سالن و غیره را دارد.

گلیم

        نوعی بافتة پشمی تار و پودی است. از خصوصیات این نوع بافته این است که دارای پرز نمی‏باشد.

كلگی يا كله ای

اسم مصغر "قاليچه" ( قالی كوچک) است و معمولا به قالی‏هایی اطلاق می شود  كه چندان بزرگ نيستند، در صورتی كه كلمه كله ای يا كلگی يا "قالی سرانداز" (اين اصطلاح به گفته بعضی ها به هيچ وجه رابطه‏ای با كلمه قالی ندارد) نامی است كه به قالی های متوسط يا بزرگی داده شده است كه معمولاً باريک و بلند هستند.(70/1تا2مترو4تا5متر) اين نسبت‏ها و ابعاد را بيشتر در توليدات گذشته می‏بينيم تا محصولات عصر حاضر. در محصولات جديد و باب روز،  قالی‏هایی كه دارای ابعاد متوسط يا بزرگ هستند تا حدودی به شكل مربع می باشند و اگر هم به صورت مستطيل باشند، طول آنها فقط يک متر بيش از عرض آنهاست.

كناره

در زبان فارسی كلمه "كناره" بيانگر حاشيه و لبه است و در امر مربوط به قالی نيز كلمه "كناره" به نوعی قالی اطلاق می‏شود كه ابعاد آن بين 80/0 تا 10/1 متر و عرض و 3 تا 7 متر طول تغيير می‏كند. ابعاد اين قالی‏ها يادآور موقعيت فرش‏ها در اطاق ها و تالارهای ايرانی است. يعنی در وسط تالار قالی بزرگ قرار می گيرد كه به آن "ميان فرش" می‏گويند. اين قالی از دو طرف توسط دو تخته قالی كناره ای كه در دو طرف آن انداخته می‏شوند و دارای طول برابر هستند، محصور می شود. قالی ديگری كه بلند و باريک است و به آن كله ای مي گويند در طرف بالای " ميان فرش" قرار می گيرند و بر قالی های " كناره ای" و قالی "ميان فرش" عمود می‏شود و اين مجموعه را كامل می نمايد. گاهی نيز اين مجموعه را به صورت نقش در روی يک تخته قالی بزرگ به وجود        می آورند. اين چهار قطعه قالی كه در محصولات قالی بافی جديد نادر هستند، برای تجار قالی مغرب زمين بيش از آنكه يک مجموعه مطلوب برای خوش  سليقه‏ها باشد، يک مجموعه عجيب و شگفت انگيز را تشكيل می دهد.

دوزرع، پرده، سجاده

برای مشخص كردن قطعاتی با اندازه متوسط يا كوچک، سه اصطلاح به كار می برند كه عبارتند از دوزرع، پرده، سجاده. واژه " دوزرع" نشان  می دهد كه طول قالی 2 زرع است يعنی 20/2 متر ( زرع واحد اندازه گيری طول برای ايرانيان است كه اندازه آن حدود 10/1 متر می‏باشد). در واقع چنين نامگذاری جز بيان اندازه تقريبی چيز ديگری نيست، زيرا كه ابعاد قالی‏های دو زرع در حدود 2 متر طول و 40/1 متر عرض می‌باشد. ابعاد پرده نيز تقريباً اندازه همين قالی‏های دو زرع است.

كلمه "سجاده" نيز كه غالباً آن را با قالی دو زرع اشتباه می گيرند بعضاً نشانگر قالی‏هایی است كه اندازه آن تا حدی كوچكتر است. بر اساس گفته: " كاراپاسک" اين كلمه مشتق از "سجاد" است، يعنی "كسی كه برای ادای نماز خم می شود". بنابراين همين كلمه يادآور مصرف مذهبی اين قالی‏ها می باشد. ابعادآنها بين حدود80/1– 50/1مترطول و30/1– 1 متر عرض در نوسان است.

نمازه يا جانماز

كلمه فارسی نمازه (جانماز) باز هم بهتر از قبلی نشانگر مورد مصرف دينی اين قالی‏هاست زيرا كه نمازه دقيقاً نشانگر قالی نماز می باشد. در امر تجارت، اين كلمه هم به قالی‏هایی اطلاق می شود كه حقيقتاً مخصوص نماز می‏باشند و هم به قالی هایی كه به هيچ وجه ارتباطی با دين ندارند، و در اين مورد فقط ابعاد اين نوع قالی‏ها مورد نظر هستند. برای اينكه يک قالی شايستة چنين نامگذاری باشد كافی است كه دارای40/1 تا 60/1 متر طول 80/0 تا 90/0 متر عرض باشد. در آسيای مركزی، تركيه و قفقاز قالی های مخصوص نماز دارای نام ديگری هستند و آنها را"نماز ليخ" می نامند.

زرع و نيم

اگر دقيقاً درگير ابعاد فوق باشيم بايد از قالی‏هایی نيز نام ببريم كه به نام زرع و نيم معروف هستند (زرع و نيم يعنی يک زرع و نيم طول كه در حدود 65/1 متر می شود). در واقع، اين نام را به بعضی از محصولات همدان داده اند كه نسبت ابعاد آن كوچكتر هستند مثلاً 75/0 × 30/1 متر.

بعضی از قالی‏های افغانستان نيز كه به نام "چارپای Ciarpay " ناميده می شوند دارای ابعاد مشابه هستند. از اين قالی‏ها نيز، مثل قالی قبلی، ترجيح می دهند به عنوان زير رختخوابی استفاده كنند. اين نام از طول آنها گرفته شده كه چهار قدم افغان است. (افغان ها به‏اين قالی‏ها چارپاییPai Chaer می‌گويند).

ياستیک

قالی های به ابعاد بسيار كوچک (مثلا 50/0 × 80/0 متر يا 1 × 60/0 متر يا                50/0 × 50/ متر) بيشتر با كلمه تركی " ياستيک" ناميده می شوند تا كلمه فارسی " پشتی". در بيشتر مواقع اين قطعات كوچک عبارتند از "چنته" يا "توربا" كه در ابتدای امر به منظور جا دادن وسايل و اشيا كوچ نشينان و مردمانی در نظر گرفته شده بوده است كه توليد كننده قالی بوده اند. يكی از دو سطح اين توبره‏ها از يک قطعه قالی كوچک تشكيل يافته است كه در موارد ضروری به عنوان متكا نيز مورد استفاده قرار می گيرد. در اين مقوله مربوط به قالی‏های بسيار كوچک، از توبره‏های دو طرفه ای نام ببريم كه ترک ها آن را "ههبليک – Hehbelik"  و فارس ها آن را "خرجين" می‏نامند. در همين مورد از "روزينی" (رويه زين) نام ببريم كه غالباً چهار گوشه هستند و شكاف بزرگی برای عبور قاچ زين دارند. بهترين "روزينی" ها كه كار خوبی روی آنها شده است مربوط به "صحنه" می‏باشند. "مفرش"ها را نيز فراموش نكنيم. اينها رختخواب پيچ‌های بزرگ سفری قفقازی هستند كه به محصولات مشروحه در فوق شباهتی ندارند. در واقع امر، مفرش‏ها به معنای واقعی، قالی گره دار نيستند. اينها فرش‏هایی هستند كه به روش بافت "سومک"ها بافته    شده اند و سطح آنها پرزدار نيست.

فرش‏های نفیس

فرشهایی که اینک در بعضی از مجموعه های شخصی و کلیساها و موزه‏های جهان نگهداری می‏شود مربوط به همین دوران شگفتی صنعت فرشبافی یعنی سده های دهم و یازدهم است که "پروفسور پوپ" شمار آنها را به بیش از سه هزار تخته تخمین زده است. که چه به صورت سالم و چه به صورت تکه های فرسوده وجود دارند. بسیاری از این فرشها از نظر طرح ضعیف و از نظر بافت خراب هستند و تنها ارزش آنها در کهنگی آنهاست. در میان این فرشها، دویست تخته آنها به وسیله کارشناسان به عنوان عالیترین نمونه فرش شناخته شده است. در بیشتر این فرشها نشانی از بافنده و محل بافت دیده      نمی شود. این فرشها اگر چه از نظر نقش و نگار و شیوه بافت و رنگ آمیزی می توان به گونه ایی دسته بندی کرد ولی این ضابطه‏ها به معنی مرز دقیق نیست و اگر هم زمانی بود، موجهای رکورد و رونق این صنعت، ایجاد مراکز تازه کار، جابجایی بافندگان و پیروی از این نقش و آن نقش ممیز محلی، این مرز را در هم شکسته است. توجه به نکته‏هایی در زمینه رنگ و نقش و بافت می تواند شناختی از ارزشهای کمی و کیفی فرش به دست بدهد و حتی برای شناخت نسبی هویت فرش نیز کم و بیش راهگشا باشد اما یقین هویت دقیق، کاری بس دشوار و حتی غیر ممکن است.

فرش تصویری

        فرش نازک با تار و پود و پرز ابریشمین و نقشهای تصویری به طور معمول الهام گرفته از مینیاتورها. بافت این گونه فرشها ابتدا در زمان صفویه به وسیله مخملبافان کاشان آغاز شد. با آنکه کار بر روی ابریشم دشوار است ولی تجربه این هنرمندان در بافت مخملهای نقش و نگارین و همچنین استادی آنها در هماهنگ کردن رنگها که فرش را همچون پرده مینیاتورمی‏نمود باعث شد که بافت این گونه فرش در میان فرشینه‏ها جای ویژه‏ای پیدا کند. آنگاه قالیبافان نیز به بافت این گونه فرش پرداختند و بافندگان اصفهان و یزد نیز در این زمینه دست به کار شدند. فرش تصویری در قرن یازدهم در اوج شکوفایی خود با قالیهای زربفت به رقابت پرداخت. ولی در اواخر قرن به علت کاهش کیفیت‏ها و نقش و رنگ از نظرها افتاد. در برخی نمونه‏های این فرش که تاریخ آن مربوط به اواخر نیمه اول قرن یازدهم است گر چه رنگها دلپذیر است اما نقش جانوران آن حالت زنده سنتی هنر کهن ایران را ندارد. فرش تصویری اینک در شمار کم در کاشان و قم بافته می‏شود و از آن بیشتر برای تزئین دیوار بهره می‏گیرند. تا کردن این گونه فرشها به علت ابریشمی بودن در پارگی تارهای آن بی اثر نیست. نکته قابل توجه اینکه از قالی گر چه گاهی برای تزئین دیوار بهره می گیرند ولی نقش اصلی آن، فرش کردن کف اتاق است و به همین دلیل، طرح آن باید تنها دو بعد (درازا و پهنا) داشته باشد نه آنکه همچون اشیاء واقعی به نظر برسد که پا گذاشتن بر روی آن همواره احساس ناراحتی باشد. "صورت سازی" در فرش باعث می‏شود که احساس طرح قالی و نقاشی یکی گرفته شود در حال که بافنده قالی همه رنگها را مانند نقاش در دسترس ندارد و نمی تواند به کار گیرد.

مینیاتور

            طرحی که بر اساس مجالس بزم و رزم و شکار که در داستانهای "شیرین و فرهاد"،  "لیلی و مجنون" ، "بهرام گور" آمده، تهیه شده است. بافت این گونه نقشه ها در نائین رواج دارد.

ملیله

        دو رشته نخ رنگی که از میان رشته های چله که به صورت 6تار6تار، جدا شده است کشیده می شود تا با کمک آن بتوان ملیله کشی کرد.

ملیله بافی

        کار بافندگی قالی با سوف شروع می شود و بافنده در پایان آن، به بافت اصلی قالی می‏پردازد ولی گاهی بین سوف و بخش بافت اصلی قالی مرحلة گلیم بافی است و آنگاه با کمک چله و 2 رشته نخ رنگین 2 رج ملیله کشی یا دندانه شدن می گویند. ملیله بافی برای یکنواخت کردن تقسیم بندی چله است.

سوف کشی

        بافتن حاشیه ای ساده در ابتدا و انتهای فرش با کمک چله ها و نخ سوف که به این کار سوف کشی و سوف بافی گفته می‏شود. حاشیة بافته شده با نخ سوف، ساده نیست. در برخی کانونهای بافندگی مانند تبریز، در این بخش، نقشهای ظریفی بافته می شود. پس از سوف کشی، بافت بخش اصلی قالی شروع می‏شود و گاهی نیز پیش از شروع بافت، دو رج ملیله بافی می‏کنند و آنگاه به بافت بخش اصلی قالی می پردازند.

سوف

        رشته نخی که در مرحلة گلیم بافت از میان چله های قالی به صورت یک در میان می‏گذرد، تا بافت به شیوة پارچه در 7 الی 10 رج انجام می‏گیرد. کار سوف، تنظیم و ثابت نگه‏داشتن فاصله میان چله هاست. به گلیم بافت نیز سوف گفته می شود.

پژوهشگر شبنم رسولی


 

منبع :