تاریخچه فرش

بررسی صد سال سهم فرش در اقتصاد ایران(بخش یازدهم)

بررسی  فرش دستباف در اقتصاد كشور قاليبافی در ايران عموميت داشته و در اكثر نواحی شهری، روستايی و عشايری ايران قاليبافی رواج دارد. در ايران ظرفيت توليد فرش بطور بالقوه زياد می‌ باشد. لذا ‌بايد با ايجاد انگيزه لازم برای بكارگيری تمام اين ظرفيت از طريق آموزش، تامين سرمايه، وسايل كار، تسهيلات رفاهی، صدور فرش و ... توليد فرش را حتی ‌الامكان افزايش داد.

امروزه به علت اينكه هزينه‌های مترتب بر واحدهای بزرگ قاليبافی بسيار بيشتر از هزينه‌های توليد قالی در خانه‌ها است توليد قالی عمدتاً در خانه‌ها و كارگاه‌های كوچك صورت می ‌گيرد. قديمی ‌ترين آمار قابل استناد در مورد ميزان توليد فرش در ايران مربوط به سال 1344  می ‌باشد كه موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعی دانشگاه تهران ميزان آن را حدود 8/4 ميليون مترمربع تخمين زده است. توليد فرش تا سال 1347 افزايش چشمگيری نداشته و ميزان آن از 5 ميليون مترمربع تجاوز نكرده است.

طبق آمار موجود توليد فرش از سال 1349 تا 1352 تدريجاً افزايش يافت كه با افزايش قيمت صادرات نفت در سال‌های 53-1352 و كم اهميت شدن صدور فرش به عنوان يك منبع قابل اتكا درآمد ارزی، توليد اين محصول سنتی رو به كاهش نهاد. بطوری كه ميزان توليد از 5/6 ميليون مترمربع در سال 1352 به 4 ميليون مترمربع در سال 1358 تنزل يافت و از سال 1359 توليد آن تا حدي تابع روند صادرات فرش بوده است.

در سال‌های بعدي توليد فرش سير نزولی داشته و به 3 ميليون مترمربع در سال 1367 رسيده است. در سال‌های بعد از مجدداً توليد فرش افزايش يافته و در 1373 به 5/7 ميليون مترمربع و 7 ميليون مترمربع در سال 1376 رسيده است. هرچند كه به دليل پراكندگی توليد و عدم وجود دستگاه‌های مناسب آمارگيری، آمار و اطلاعات دقيقی در خصوص توليد فرش دستباف در كشور وجود ندارد. اما بايد گفت كه ظرفيت فعلی توليد فرش دستباف در كشور بطور متوسط در حدود 7-6 ميليون مترمربع مي‌باشد.


از لحاظ اشتغال نيز صنعت فرش از اهميت بالايی برخوردار است بر اساس آمار مركز آمار ايران تا سال 1375 حدود يك ميليون خانوار با حدود 2/1 ميليون دار قالی در ارتباط با فرش دستباف فعاليت داشته‌اند كه در سطح 210 شهر و 2700 روستا پراكنده بود. بدين ترتيب ميزان اشتغال آن حدود 2/2 ميليون نفر می ‌باشد كه با احتساب خانواده‌های آنها حدود 8/8 ميليون نفر (15درصد كل جمعيت كشور) در زمينه فرش دستباف كسب درآمد        می ‌كنند. اين در حالی است كه متوسط ارزبری فرش دستباف برای هر مترمربع بين يك تا يك و نيم دلار و برای هر مترمربع فرش ماشينی حدود 1/4 دلار مي باشد.

از سوی ديگر فرش دستباف ايران به عنوان يكی از توليدات دستی كشور است كه دارای قدمتی چند هزارساله می باشد. صرف نظر از جنبه‌های هنری آن، در بعد تجاری و عرضه به بازارهای جهانی بويژه از دوره صفويه همواره جايگاه ويژه‌ای را در اقتصاد ايران بخود اختصاص داده است. به نحوی كه تا دهه اخير سهم صادراتی فرش دستباف ايران در بازارهای جهانی به 65 درصد بالغ گرديده است و نيز بيش از 30 درصد از سهم صادرات غيرنفتی كشور را به خود اختصاص داده است.

طی سال‌های اخير به دلايل متعددی صادرات فرش ايران به بازارهای جهانی و بازارهای هدف كاهش يافت و يا در برخی از بازارها روند رشد صادرات آن مطلوب نبوده است مضاف بر اينكه در اكثر سال‌ها عليرغم رشد وزنی در صادرات اين محصول روند ارزآوری ناشی از صادرات آن كاهنده بوده است و در نتيجه سهم ايران در بازارهای جهانی بخصوص در دهه اخير رو به كاهش نهاده است. گواه اين مدعا تنزل درآمد حاصل از صادرات فرش دستباف از 1137 ميليون دلار در سال 1370 به 610 ميليون دلار در سال 1379 را مي‌توان مطرح نمود.

از دست دادن بازارهاي جهانی فرش دستباف و افزايش سهم رقبا از اين بازار ضمن محروم نمودن كشور از بخش مهمی‌ از درآمدهای ارزی، قطعاً از جنبه‌های كيفی نيز اثرات مخربی بر اين اثر ملی داشته و موجب از بين رفتن كالايی با هويت ايرانی در بازار جهانی است كه اين روند نامطلوب از دهه 1980 شكل گرفته است. به طوري كه در سال 1980 سهم ايران از كل تجارت جهانی فرش 42 درصد بوده است كه اين سهم در سال 1998 به حدود 30 درصد كاهش يافته است. در حاليكه سهم اكثر كشورهای رقيب روندی صعودی داشته است.

كاهش ارزش اقتصادی يا قيمت فرش در بازارهای اروپايی بطوری بود كه در سال 1990 ارزش هر مترمربع فرش در آلمان حدود 337 مارك بوده و اين رقم در سال 1996 به 189 مارك (بيش از40درصد) كاهش يافته است. اگرچه سياست‌های نامناسب صادراتی كشور و عرضه فراوان و بدون كيفيت فرش‌های ايرانی در اين كاهش قيمت مؤثر بوده‌اند ليكن برخی از عوامل خارجی كه قيمت تمام شده فرش‌های صادراتی كشور را بالا و حاشيه سود آن را تقليل داده است نبايد ناديده گرفت وجود موانع تعرفه‌ای و اخذ عوارض بر واردات فرش ايران در بعضي از كشورهای اروپايی در ارتباط با فرش ايران از جمله اين عوامل هستند.

از آنجا كه اهميت ويژه و محور قرار گرفتن توسعه صادرات غيرنفتی در برنامه‌های توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بويژه برنامه سوم توسعه كه در آن جهش صادراتی مورد تاكيد قرار گرفته است ضرورت تحقيق و بررسی براي ريشه‌يابی موانع و مشكلات صادرات غيرنفتی را در ابعاد داخلی و خارجی و ارائه راهكارهايی برای رفع موانع و محدوديت‌های صادرات ايجاب می ‌نمايد. از سوی ديگر به دليل وابستگی كشور به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و وجود نوسانات شديد در قيمت صادرات اين منابع خام، بر لزوم توجه به صادرات غيرنفتی تاكيد دارد.

همانطوری كه اشاره شد فرش دستباف حائز برخی از ويژگی‌ها و مولفه‌های اقتصادی مطلوب است از جمله آنكه بالاترين ارزش افزوده و بيشترين ميزان اشتغالزايی (حدود 8/8 ميليون متر را بطور مستقيم و غيرمستقيم) و كمترين ارزبری (به دليل صنايع كوچك و متوسط و در حدود 5/1 دلار) داراست. همچنين فرش دستباف دارای مشاغل جانبی مختلفی بوده، فرش دستباف به علت مرغوبيت و كاربری در مصرف خارجی تقاضای زيادی داشته و به نوعی هرگونه ركود در بازار صادراتی قطعاً به توليد و اشتغال اين كالا مؤثر می باشد.

از سوی ديگر با توجه به سهم غالب آن در صادرات غيرنفتی، تجارت فرش دارای اهميت بوده كه در برنامه سوم توسعه مورد تاكيد قرار گرفته است. در اين برنامه پيش‌بينی        می ‌شود فرش دستباف حدود 18درصد ارزش كل صادرات غيرنفتی را بخود اختصاص خواهد داد كه با احتساب 42 ميليارد دلار براي صادرات غيرنفتی، سهم فرش دستباف از صادرات غيرنفتی به 5/7 ميليارد دلار برسد. به عبارتی ديگر به طور متوسط در طول برنامه سوم توسعه ساليانه حدود 5/1 ميليارد دلار فرش دستباف از ايران صادر خواهد شد. بنابراين در اين برنامه توجه جدی به صادرات فرش و افزايش درآمدهای ارزی ناشی از آن بعنوان يكی از خط‌مشی‌های اساسی برنامه مورد توجه قرار گرفته است.

با عنايت به اصول قانون اساسی كشور و با توجه به برنامه‌های توسعه‌ای كشور هدف از توسعه روابط خارجی نيل به رشد اقتصادی پايدار و برقراری منافع مشترك تجاری و اقتصادی با ملل جهان است. در شرايط فعلی كه پديده جهانی شدن مطرح است. طی دهه اخير رشد واقعی صادرات جهان بيش از دو برابر رشد واقعی توليد جهانی بوده است، يعنی به مرور سهم بيشتری از توليدات جهان مبادله شده است و كشورهای جهان به ميزان بيشتری در اقتصاد جهانی ادغام شده‌اند. درحاليكه صادرات ايران (صادرات غيرنفتی) طی سال‌های 75-1368 از متوسط رشد6/6 درصد برخوردار بود كه تفاوت فاحشی با متوسط نرخ رشد سالانه توليد ناخالص به ميزان 3/5 درصد نداشته است و در نتيجه سهم صادرات كشور در GDP تنها اندكی افزايش يافته است. از سوی ديگر با عنايت به شرايط جهانی شدن اقتصاد و منطقي كردن بدون ارتباط تنگاتنگ با دنيای خارج، ادامه حيات اقتصادی دشوار خواهد بود. از الزامات اين شرايط آن است كه امروزه از 22 كشوری كه مقاصد اصلی صادراتی كشور ما را تشكيل مي‌دهند تنها 6 كشور عضو سازمان تجارت جهانی WTO نمی باشند. به عبارت ديگر بيش از70 درصد از صادرات كشورها به كشورهای عضو اين سازمان سرازير می ‌شود كه خود دليل محكمی برای همسو شدن شرايط تجاری كشور با كشورهای طرف تجار ايران است. عضويت كشورها در اين سازمان و تركيب آنها مبين آن است كه تركيب قدرت در WTO يك قطبی نيست و مباحث جديدی چون وضع مقررات حدور و حق مالكيت معنوی در اين سازمان مطرح است كه اين به معنی توجه بيشتر به منافع ملت ها در روند تجارت جهانی است. لذا با استفاده از امتيازات مذكور با عضويت در اين سازمان بسيارث از موانع تعرفه‌اي و غيرتعرفه‌ای فعلی قابل تعديل و يا حذف بوده و در مقابل می ‌توان از اين سازمان به عنوان ابزاری برای صادرات محصولات غيرنفتی از جمله فرش دستباف و امتيازات مرتبط با آن مانند اعمال حقوق مالكيت معنوی در خصوص فرش يا با ثبت طرح و نقشه‌های ايرانی و استفاده از امتيازات در قالب اصل “كپی رايت بهره“ جست.

با عنايت به سهم فرش در صادرات غيرنفتی و با توجه به شرايط حاكم بر تجارت فرش دستباف از جمله مقررات حاكم بر كشورهای خريدار، دوری از محل مصرف از محل توليد، وجود موانع تعرفه‌ای و ملاحظات سياسی... كه قيمت تمام شده را برای مصرف‌كننده متاثر می‌كند كه خود مؤيد آن است كه دولتها در تجارت فرش همانند هر كالای ديگری نقش تعيين‌كننده‌ای ايفا مي‌كنند. شناخت سياست‌های حمايتی دولت‌ها در زمينه صادرات و تجارت كالاها و سياست‌های حمايتی كشورهای خريدار از قبيل معافيت‌های تعرفه‌ا‌ی يا وضع تعرفه‌‌های خاص و يا اعمال برخی ملاحظات در روابط تجاری در جهت‌گيری صادرات فرش ضروری بنظر می ‌رسد. در ادامه روند صادرات فرش دستباف ايران و جايگاه آن در بازار جهانی مورد بررسی قرار مي‌گيرد.

صادرات فرش دستباف و جايگاه آن در تجارت خارجی كشور

روند صادرات فرش دستباف قبل از انقلاب

براساس آمار تا قبل از انقلاب اسلامی طی سال‌هاي 56- 1340 فرش دستباف همواره يكی از اقلام مهم صادراتی كشور بود و سهم قابل توجهی از كل ارزش صادرات غيرنفتی را بخود اختصاص مي‌داد. بطوری كه در سال 1345 حدود 25درصد از ارزش كل صادرات غيرنفتی، را صادرات فرش دستباف بود و در همين سال قريب90 درصد از فرش دستباف ايران به بازارهای اروپايی و خاورميانه روانه می ‌شد كه در بين كشورهای اروپايي كشورهای آلمان و سوئيس مشتريان عمده فرش ايران بوده‌اند.

در سال1340 صادرات فرش ايران قريب به 7312 تن به ارزش 2192 ميليون ريال بوده است. به عبارت ديگر بهای هر كيلوگرم صادرات برابر 300 ريال در طي 17 ساله 57-1340 هر چند كه بهای واحد نوسانات بسياری داشته است. بطوری كه كمترين وزن صادرات فرش در سال 1356 با 6082 و كمترين ارزش صادراتی فرش در سال 1341 با 1662 ميليون ريال بوده است. براساس شواهد آماري تا سال 1349 حدود 50 درصد از وزن و ارزش كل صادرات جهانی فرش به كشور ايران تعلق داشته ليكن به تدريج با ورود ساير كشورها سهم ايران به شدت كاهش يافته به نحوی كه سهم ايران از مقدار و ارزش كل صادرات در سال 1357 به ترتيب به 9/18 و 1/22 درصد رسيده است.

مطابق جدول كل صادرات فرش دستباف در جهان طی سال 1354 حدود 32/8 ميليون مترمربع به ارزش 376 ميليون دلار بوده كه در سال 1358 به ترتيب به 22/12 مترمربع و 8/1020 ميليون دلار رسيده است. بهای متوسط هر مترمربع فرش دستباف در سال1354 حدود 17/33 دلار بوده است كه با افزايشی بيش از 5/2 برابر به 25/84 دلار در سال 1358 بالغ گرديده است. به عبارت ديگر طی دوره مذكور صادرات فرش در جهان از نظر حجم 5/1 برابر از نظر ارزش بيش از 3 برابر افزايش داشته است.

طی سال‌های (60-1358) صادرات فرش دستباف ايران به بازارهای جهان با نوسانات شديدی مواجه بوده است و سهم آن در بازار جهانی هم از نظر مقدار كاهش يافته است درحاليكه از نظر ارزش روند افزايشی داشته است بطوريكه سهم 3/33 درصدی ايران از حجم صادرات جهانی فرش در سال 1354 به حدود 9/20 درصد در سال 1358 تنزل يافته است از 4/38 درصد به 40 درصد رسيده است. در طی سال‌های مدكور بويژه سال 1358 به دليل خروج فرش‌های مرغوب و گران قيمت اگر چه به لحاظ حجم صادرات سهم ايران 9/20 درصد بوده است ليكن از نظر ارزش فرش‌های صادراتی به بالاترين حد خود يعنی 40 درصد مي رسيد كه پس از توقف صدور اين گونه فرش‌ها، در سال‌هاي بعد سهم ايران هم از نظر وزن و هم از نظر ارزش كاهش يافته است.

بر اساس داده‌های جدول مذكور در سال‌های قبل از انقلاب (57-1354) حجم فرش‌های صادراتی ايران از 77/2 ميليون مترمربع به 84/1 ميليون‌مترمربع كاهش يافته است كه البته اين كاهش در ارزش صادرات نيز مشاهده مي‌شود و ارزش صادرات فرش ايران از 106ميليون ‌دلار در سال 1354 به حدود 84 ميليون‌دلار در سال 1357 رسيد كه عليرغم كاهش وزن و ارزش صادرات فرش متوسط بهای هر مترمربع فرش افزايش يافته است و از 38 دلار در سال 1354 به 36 دلار در سال 1357 رسيده است.

 


 

جدول 27- صادرات فرش جهاني فرش و سهم ايران از صادرات آن طي دوره 58-1354

              

سهم ايران(درصد)

حجم و ارزش صادرات فرش ايران

حجم و ارزش صادرات جهاني فرش

سال

ارزش

مقدار

متوسط بهاي متر

(مربع دلار)

ارزش

(ميليون دلار)

مقدار

(ميليون مترمربع)

متوسط بهاي متر

(مربع دلار)

ارزش

(ميليون دلار)

مقدار

(ميلون مترمربع)

4/38

5/28

3/24

1/22

40

3/33

3/23

4/17

5/18

9/20

38

42

42

46

159

106

95

83

84

409

77/2

27/2

99/1

84/1

56/2

17/33

33/35

71/38

56/51

25/84

276

8/343

3/341

9/379

8/1020

32/8

37/9

40/11

95/9

22/12

1354

1355

1356

1357

1358

 

روند صادرات فرش دستباف پس از انقلاب

صادرات فرش دستباف كشور طی سال‌های 1358 تا 1379 در جدول 2- 2نشان داده شده است. در سال‌های اوليه پيروزی انقلاب (60-1358) به دليل خروج فرش‌های مرغوب و گران قيمت به عنوان سرمايه به كشورهای اروپايی و آمريكا توسط ايرانيان، ارزش صادرات فرش با افزايشی چشمگير از 84 ميليون دلار در سال 1359 و 1358 به ترتيب 5/3 و 3/5 برابر به 159 و 246 دلار رسيده است. هم چنين در سال 1360 عليرغم تنزل مقدار فرش‌های صادراتی (به 710 هزار مترمربع)، ارزش صادرات فرش 149ميليون دلار بوده است. اما پس از آن كه با يك روند كاهشی به خود گرفت و به سطح 86 ميليون دلار در سال 1361 سقوط كرده است. البته اين روند تا سال 1371 هر چند با نوساناتی جزئی روند افزايشی داشته و به 1674 ميليون دلار افزايش يافته است. كاهش صادرات فرش بخصوص در سال‌های اوليه انقلاب عمدتاً ناشی از خروج فرش‌های گران قيمت ايرانی، خروج سرمايه های ايرانی به خارج از كشور، جنگ تحميلی، تحريم اقتصادی ايران از سوی آمريكا و كشورهای اروپايی و خروج فرش‌های هنری منجر به افت شديد صادرات فرش كشور و ايجاد زمينه مساعدتری برای ساير رقبای ايران در بازار جهانی فرش دستباف گرديد كه توانستند از حضور كم رنگ ايران تا حد زيادی بازار جهانی را تسخير نمايند.

بدين ترتيب در حالي در سال‌های70-1362 شاهد يك روند تقريباً يكنواخت (بجز سال 67) در افزايش صادرات فرش می باشيم، تغيير برخي از سياست‌های دولت از سال 63 و اعمال سياست‌های تشويقی و تداوم آن در جهت گسترش صادرات غيرنفتی و از جمله فرش دستباف در گسترش صادرات تا سال 67 مؤثر بوده ليكن در سال 1367 دوباره با كاهش روند صادرات مواجه می ‌شويم كه اين امر بی ‌ارتباط با روند نزولی نرخ ارز خارجی در بازار آزاد نمی ‌باشد، تنزل نرخ واريزنامه صادراتی به دنبال اجرای سياست‌های جلوگيری در افزايش بی رويه قيمت فرش كه از اواسط سال 66 شروع شده بود يكی از علل عمده ركود صادرات فرش است.

بعد از يك دوره كاهش صادرات فرش از سال 68 يعني شروع اجرای برنامه توسعه پنج ساله اول كشور، مجدداً صادرات فرش رونق گرفت. در اين ارتباط سياست‌های تشويقی در جهت افزايش صادرات غيرنفتی، افزايش كيفيت فرش‌های دستباف، برقراری تسهيلات در جهت صادرات فرش در روند افزايشی صدور فرش مؤثر بوده است بطوريكه رشد صادرات فرش در سال 1370 حدود 4/133 درصد بوده هرچند كه اين رقم در سال‌های بعد كاهش می يابد اما طی برنامه پنجساله اول بطور متوسط سالانه حدود 970ميليون دلار درآمد ارزی نصيب كشور شده است.

بطور كلی نوسانات و تغييرات در مقدار ارزش صادرات فرش دستباف طی دوره مورد بررسی ارتباط مستقيم با سياست‌های بازرگانی كشور، نرخ ارز و اعطای امتيازات و تشويق های صادراتی داشته است. با نگاهی به جدول فوق الذكر همواره با در نظر گرفتن سياست‌ها و اقدامات دولت طی اين سال‌ها، اثر دخالت دولت در امور مربوط به تجارت خارجی و خصوصاً فرش نمايان مي‌شود. بطوری كه سياست آزاد سازی تجارت خارجی در ابتدای برنامه اول توسعه و رفع موانع صادرات اثر مثبت در رونق توليد و صادرات فرش دستباف داشته است. در سال1370 با سياست‌گذاری اتخاذ شده كه در تغيير نرخ ارز صادراتی و تسهيلاتی كه برای صادركنندگان فرش بوجود آمد وضعيت صدور فرش از رونق چشم گيری برخوردار شد.

پس از اين سياست‌گذاری ‌ها در سال 1370 (كه تا سال 1373 ادامه داشت) به نحوی صادرات فرش دستباف از نظر حجم و ارزش به بالاترين حد خود در 27 سال   (77-1351) رسيده است. به عبارت ديگر در اين سال حدود 12 ميليون مترمربع فرش به ارزش 2083 ميليون دلار از كشور صادر گرديده است. به اين اساس هر مترمربع فرش ايران حدود 172 دلار فروخته شده است. ليكن از سال 1374 با برقراری پيمان ارزی و با نرخ‌های مصوب مركز توسعه صادرات ايران مجدداً شاهد روند كاهش در صادرات فرش بوده كه اين روند كاهشی تاكنون ادامه داشته است بطوری كه ارزش اقتصادی هر تن فرش دستباف ايران در سال 1379 تا سطح 33 هزار دلار كاهش يافته است.

همچنين صرفنظر از عوامل داخلی كه در بحران صادرات فرش دستباف مؤثر بوده‌اند، ركود اقتصادی در بازارهای جهانی بخصوص در سال 1981، تقاضا برای كالاهای تجملی و غيرضروری را كاهش داد. مضاف بر اينكه نابرابری و تفاوت شديد ارزش دلار، ريال و ساير ارزهای خارجی و روند خريد و فروش غيررسمی دلار موجب گرديد تا به بسياری از صادركنندگان فرش آسيب های جدی وارد شود. بطوری كه حتی برقراری نرخ ترجيحی ارز برای صادركنندگان و تجديد نظر بانك مركزی نتوانست تا سال 1370 در رونق صادرات فرش مؤثر باشد و طي سال‌های 70-1363 حجم صادرات بين يك ميليون تا 6/3 ميليون مترمربع و ارزش صادرات از 110 ميليون دلار تا 530 دلار در نوسان بوده است. همچنين در طی سال‌های مزبور بهای متوسط هر مترمربع فرش بطور متوسط از حداقل 110 تا حداكثر 139 دلار در سال 1369 در نوسان بوده است.

بدين ترتيب علی ‌رغم نوسانات زياد در ارزش صادرات فرش دستباف طی سالهای 1358 تا 1379، سهم صادرات اين كالا از كل صادرات غيرنفتی بيانگر روند نزولی آن می ‌باشد و به تدريج سهم خود را از دست داده است.


 

جدول 28- ارزش صادرات فرش دستباف و سهم آن در كل صادرات غيرنفتی كشورطی سال‌های 1379-1358

واحد: ميليون دلار و درصد

سال

ارزش صادرات فرش دستباف

سهم صادرات فرش در كل صادرات غيرنفتي

نرخ رشد صادرات

1358

1359

1360

1361

1362

1363

1364

1365

1366

1367

1368

1369

1370

1371

1372

1373

1374

1375

1376

1377

منبع :