تاریخچه فرش

جایگاه درخت در کرمان و نقش آن

درخت، یكی از نعمت‌های بی‌كران خداوند و مظهر زیبایی و حیات، و شكوفه‌های زیبایش نویدبخش بهاری دل‌انگیز است كه برای بقای بشر و زیبایی شهر، میراثی ارزشمند محسوب می‌شود. درخت، شاهكار خلقت و طبیعت، یكی از گران‌بهاترین هدیه‌های خداوند به انسان‌هاست.

 كسی كه در دشت‌های خشك و پهناور ایران سفر كرده است، تقدّس درخت و آب و گیاه را به خوبی می‌تواند احساس كند. پس از فرسنگ‌ها راه‌پیمایی، محیطی سبز پدیدار می‌شود كه همچون نگینی بر پهنه‌ی دشت‌های خشك و سوخته نشسته است. این احساس از دیرباز در میان مردم ایران وجود دارد و در آنان حالتی تقدّس‌آمیز نسبت به گیاه و سبزه و درخت پدید آورده است؛ زیرا آب و درخت در این سرزمین به آسانی و فراوانی به دست نمی‌آید و درختی كه شاخی برمی‌آورد و سایه‌ای می‌افكند،‌ گاهْ حاصل دسترنج چندین نسل گذشته است كه فرسنگ‌ها در دل زمینْ قنات ایجاد كرده‌اند. پیداست كه محصول چنین رنجی، تقدس‌آمیز است و درختانی چون چنار و سرو و انار كه كم و بیش زندگی درازی دارند، خاصه به هنگام كهن‌سالی، مورد ستایش قرار می‌گیرند و هنوز در ایران، درختان كهن‌سال فراوانی وجود دارد كه مردم برای برآوردن نیازهای خود بدان‌ها روی می‌آورند. ارزش درخت در ایران چنان بود كه اگر كسی تك‌درختی را می‌شكست، مجبور بود به جرم این گناه، مبلغی بپردازد یا چند درخت بنشاند.

در دین اسلام، كاشتن درخت و نگه‌داری از آن، پاداش فراوانی دارد؛ به‌طوری‌كه رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند: «مسلمانی كه درخت بنشاند یا زراعتی كسب نماید، اجر و پاداش صدقه در راه خدا را خواهد داشت.» و امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «زراعت كنید و درخت بكارید. به خدا قسم، هیچ كاری از كارهای مردم، حلال‌تر و پاكیزه‌تر از آن نیست.»

پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و امام جعفر صادق(علیه‌السلام) اشاره نموده‌اند: «هر كس درختی بكارد و در نگه‌داری آن بكوشد تا میوه دهد، در برابر هر چه از آن میوه به دست آید، پاداشی نزد خدا خواهد داشت.»

امام صادق(علیه‌السلام)، باز می‌فرمایند: «درختان میوه را قطع نكنید كه خداوند بر شما عذاب فرو می‌ریزد.»

 

نقش درخت

نقوش در هنر ایرانی، تنها جنبه‌ی تزیینی ندارند؛ بلکه نماینده‌ی معانی و مفاهیم فرهنگی هستند که هنر را به عنوان زبان خود برگزیده‌اند و نمادین بودن نقوش، بی‌تردید، یکی از پیچیده‌ترین و متنوّع‌ترین نمادگرایی بشری را شامل می‌شود. نقوش مختلف پارچه‌ها، قالی‌ها و سایر صنایع کرمان، نشانه‌ای از اینکه هنرمند تصویرگر از طبیعت زیبای درّه‌های کرمان الهام گرفته و از گل‌های شقایق، ختمی، ستاره‌ی صحرایی و درختانی چون درخت ابریشم، مرکبات، سرو و انواع پرندگان در طرح پارچه‌ها استفاده نموده است. همچنین این مسئله را نباید از نظر دور داشت که گاهی نقش‌های خارج از محیط کرمان بر روی نقش‌های منسوجات کرمان اثر گذاشته است؛ مثل نقش گل فرنگی، نقش اسلیمی و ... . درک نقوش به صورت انتزاعی، در رابطه با طبیعت، کار چندان مشکلی نیست؛ ولی وقتی به این خطوط و نقوش، در ارتباط با هم به عنوان یک کلْ نظر می‌افکنیم، احساس می‌کنیم خطوط و نقوش، دارای حیات و شخصیت ویژه هستند. مثل این است که می‌خواهند حرکت کنند؛ گاهی در جهت معینی به جلو می‌روند که به نقطه‌ای برسند و گاهی بر هم تکیه می‌کنند. گاهی خم می‌شوند یا برمی‌خیزند و زمانی تجمع می‌کنند یا از هم دور می‌شوند. در ماورای این حرکات خطوط و نقوش، مفاهیم و الفاظ و کلماتی نهفته است که بیان‌کننده‌ی دیدگاه فلسفی هنرمند نسبت به نقش انسان در این جهان پهناور است.

درخت به عنوان یکی از نقوش گیاهی و از عناصر تزیینی متداول و کاربردی در دست‌بافته‌ها که به صورتی فراگیر مورد استفاده‌ی هنرمندان قرار گرفته است، در طی زمان و گذر جغرافیایی از میان فرهنگ‌های مختلف، همیشه راه تکامل و زیبایی را طی کرده و در این گذر، در منطقه‌ی کرمان، ماندگار و متکامل‌تر به چشم می‌خورد. پیشینه‌ی نقش درخت به روزگاران دور می‌رسد و در تمامی هنرهای ایرانی، از جمله قالی، تذهیب، نگارگری، تزیین‌های معماری، سفال و ... دیده می‌شود.

مردم کرمان به دلیل وجود زمین‌های کویری و بیابان‌ها و داشتن رؤیایی از باغ‌ها و مراتع سبز و پرآب و ...، سعی داشتند آرزوهای خود را در تار و پود فرشْ زنده کنند. یکی از این نقش‌ها نقش درخت بود. این طرح، مجموعه‌ای از گل‌ها، گیاهان، بوته‌ها و درختچه‌هایی است که به صورت یکسان و گاه متفاوت و جدا از هم با آرایشی زیبا در کنار هم قرار گرفته‌اند. طرح درختی بر حسب عناصر، به نقش‌های فرعی دیگری قابل تقسیم است که عبارت‌اند از: 1) محرابی درختی؛ 2) درختی سبزی‌کار؛ 3) درختی جانوری یا حیوان‌دار؛ 4) درختی گلدانی؛ 5) درختی ترنج‌دار؛ 6) درختی سروی؛ 7) سراسری؛ 8) لچک‌ترنج و ... .

 عذرا یوسفی

 

منبع :