نواحی و مناطق قالی بافی

بررسی وضعیت کنونی قالیبافی روستای درخش بر پایه ی روش های مردم شناسی(بخش دوم)

روستای درخش :  روستای درخش در 65 کیلومتری شهر بیرجند در استان خراسان جنوبی در منطقه ی کوهستانی بین دشت ((شیرکاب )) و ((رزگ )) در دره ای خوش آب و هوا واقع شده است . ((درخش )) در لغت به معنای روشنایی ، فروغ و درخشندگی است . و نیز نام آتشکده ای در (( ارمنیه )) و نام دهی درولایت قهستان است . که تاریخ آن به قبل ازاسلام بر می گردد .

امروزه روستای درخش و روستای ((سرآسیاب )) که در نزدیکی همدیگر هستند به عنوان بخش ((قهستان )) شناخته می شوند . در قدیم روستاهای هم جوار در این منطقه در کل ، ولایت قهستان را بوجود می آوردند . ژنرال ((سایکس )) در کتاب (( 10 هزار مایل در ایران )) نوشته است(( زرتشتیان در ابتدای مهاجرت به قهستان آمدند . آنها پس از یک قرن اقامت در این منطقه به جزیره هرمز مهاجرت کردند .)) افزون بر دو قرن ، اسماعیلیان بر زمین قهستان حکومت کردند . که قلعه ها و استحکامات موجود در مناطق کوهستانی و سوق الجیشی حکایت از این امر دارد . به لحاظ سیاسی و حکومتی ، تاریخ درخش از دوران باستانی تا دوره صفویه و قاجار از فراز و نشیب های بسیاری برخوردار بوده است .

 با توجه به اینکه مردم بیرجند تا چند دهه پیش با فقر دست به گریبان بوده اند و روستائیان نیز جز کشاورزی آن هم کشت و زرعی که امید چندانی به آن نمی توانستند ببندند درآمد دیگری نداشتند لذا سعی می کردند به کمک ابزار ابتدایی و کارگاههای خانگی بخشی از نیازهای خود را تامین کنند لذا از دیر باز ریسندگی- گیوه دوزی- سبد بافی- بافت زیلوو جاجیم و بخصوص قالیبافی در این ناحیه رایج گردید . در دهه های اخیر به موازات افزایش روابط پولی میان شهر و روستا و نیاز روستائیان به کسب درآمد بیشتر برای تامین مایحتاج خود قالیبافی رواج بیشتری پیدا کرد به طوری که در حال حاضر تاثیر قابل توجهی در اقتصاد این منطقه برجای نهاده است.

 صنعت فرش دارای قدمتی کهن و تاریخی در روستای درخش است . وجود مناطق کوهستانی و مراتع سر سبز موجبات رونق دامداری را در این منطقه فراهم نموده است . به واسطه تولید مواد اولیه فرش از قدیم الایام صنعت فرش و پارچه بافی در این منطقه رواج داشته است . این مسئله موجب گشته این منطقه به لحاظ اقتصادی همواره نسبت به سایر مناطق قهستان صاحب نام بوده و حتی در عرصه تجارت خارجی مورد توجه و استقبال کشورهای اروپایی به ویژه آلمان قرار گیرد .

       مناظر طبیعی روستای درخش

 بافت قالی در روستای درخش :

کارگاه های بافت قالی در درخش خانگی هستند . بافندگان اتاقی نورگیر و کوچک را به دستگاه بافت قالی اختصاص داده اند . قبل از شروع بافت اعضای خانواده بصورت دسته جمعی چله قالی یا ((تون )) آن را مهیا می کنند . این عمل به شیوه چله دوانی و بیرون از منزل انجام می شود . معمولا دو نفر از اعضاء خانواده نخ چله را به دور دو میله که با فاصله مشخص از هم در زمین فرو کرده اند بصورت عدد (8 ) انگلیسی می گردانند تا بین آنها حالت ضربدری ایجاد شود . به این میله ها در اصطلاح ((مِقصِد )) می گویند . سپس چله ها را بر روی دو میله به نام ((سَرگَز )) قرار می دهند و این سرگزها هستند که به زیر دار و سردار متصل می شوند . یکی از سرگزها روی زیر دار ثابت می شود و سرگز دوم به همراه مابقی چله ها به دور سردار پیچیده می شود . این روش نصب چله مختص دارهای گردان فارسی است .

در درخش فقط از این نوع دار استفاده می شود . با پیشرفت بافت قالی ، کم کم آن را به دور زیر دار می پیچند و چله ها به منظور ادامه بافت از دور سردار باز می شوند .دارهای این منطقه همانند اکثر دارهای عمودی در ایران دو میله بنام ((راست رو )) دارند که اتصال سردار وزیر دار را از دو طرف بر عهده دارد . جنس دارها امروزه از فلز آهن است . سردار به وسیله یک میله نسبتا قطور بلند آهن که در اصطلاح بومی به آن ((تَنگ )) می گویند چرخانده می شود . به این طریق که حفره هایی روی سردار

وزیردار با نام ((قالقا دستگاه )) وجود دارد که تنگ برای چرخاندن آن ها ، درون این حفره ها فرو می رود .

 

نحوه قرا رگرفتن ((تنگ )) در قالقا دستگاه (سردار )

  در روستای درخش به سردار و زیردار نیز اصطلاحا ((دستگاه بالا و دستگاه پائین ))می گویند . در این ناحیه تعداد انگشت شماری هم دارهای کمان دار دیده می شود . بدین ترتیب که دو کمان وظیفه جابجا کردن دو کوجی بسته شده به تارهای زیر و رو را بر عهده دارند . و با این عمل حالت ضربدری چله ها در سمت بالا و پایین جابجامی شود . حالت ضربدری چله ها نشان دهنده ی جابجا شدن تارهای زیروروی قالی است که برای انجام عملیات بافت بسیار مهم است. دراصطلاح محلی گاه به آن ((سایه می گویند .

 برای حفظ ضربدری چله ها از چوبی به نام ((هاف )) استفاده می شود که اهالی روستای درخش به آن ((شُفت )) می گویند . با بالا و پایین بودن شُفت ، دم کار برای پود کشی آماده می شود .

 پود نازک در گوش محلی درخش ((سه پود )) گفته می شود که از روی ضربدری کشیده می شود . پودر ضخیم نیز در زبان بومی(( لُک)) نامیده می شود . دارها را کوجی می بندند که به آن ((گله )) می گویند . ابزاری که در این منطقه برای بریدن خامه مورد استفاده قرار می گیرد ((پاکی )) است . از نوع تیغه خمیده ی آن . دفتین ها نیز از نوع فارسی زاویه دار با دسته چوبی است که در اصطلاح محلی به آن ((شونه )) می گویند .

 

 

ابزار قالی بافی روستای درخش

 چند اصطلاح بومی نیز که در قالیبافی درخش رواج دارد بدین قرار است :

 کَلبَت = طنابی که میله چله ها (سَرگز)با آن به سردار متصل می شود .

 رنگبند = طنابی که(( ِقبَل ها)) را به آن آویزان می کنند .

 ِقبَل = کلاف خامه های آماده شده برای بافت

 لنگر = سنگ یا هر شی دیگری را که برای نگه داشتن رنگبند ، بانخی به وسط آن بسته می شود و در پشت دار آویزان می ماند .

 چرخو = وسیله ای برای باز کردن کلاف نخ .

 بعد از بافت مقدار مشخص از قالی ، آن را به دور زیر دار می پیچند . تا چله های آزاد روبروی بافنده قرار بگیرد . این عمل را در اصطلاح ((کاشف کردن )) می گویند . همزمان با کاشف کردن قالی غالبا در هر 50 cm از بافت انجام می شود در پشت آن با گره زدن یک نخ سفیدعلامتـی گذاشتـــه می شود . وجود دوعلامت در پشت قالی نشان آن است که دو تا قسمت cm50 از قالی پایین کشی شده است .نقشه ریزه ماهی امروزه به تبع تقاضای بازار بیشتر از نقوش دیگر بافته می شود . انتخاب رنگهای قالی یا به سلیقه ی بافنده است و یا به سفارش کارفرما . قسمتهای مختلف نقشه قالی در گویش محلی با نامهای زیبا خوانده می شود . مثلا متن کار را ((مِیون کار )) می گویند . حاشیه های کوچک و بزرگ را با نام های ((کتیبه ی خوردی ))و ((کتیبه ی بزرگ ))  ونوارهای ظریف دوطرف کتبیه ها را در اصطلاح ((کوهه )) می گویند . ساده بافی ابتدا و انتهاو کناره های بافت قالی نیز ((سر سله )) نام دارد .

 در این منطقه معمولا کتیبه ها را از روی نقشه و میان کار را به صورت ذهنی می بافند . شیرازه نیز که در اصطلاح محلی ((گوش پیچ )) نامیده می شود در حین بافت پیچیده می شود . در اصطلاحات خاص گره در این روستا به کلماتی مثل ((تا )) دو جفتی ((بتون )) سه سه- وتو پری )) بر می خوریم  گره های مورد استفاده در بافت قالی درخش از نوع فارسی و غیر متقارن است و با دست زده می شود اما متاسفانه در این روستا همانند سایر نواحی جنوب خراسان از گره های تقلبی مثل جفتی استفاده می شود . که البته خود اهالی و بافندگان روستا تقلبی بودن گره خود را قبول ندارند . این امر شاید به این دلیل باشد که از زمانهای دور فرشبافی درخش با همین نوع گره همراه بوده است .

 گره ای را که بر خلاف اصول گره زدن قالی به جای استفاده از یک جفت تار زیر و رو در آن از دو جفت تار برای زدن یک گره استفاده می شود در اصطلاح ((دو جفتی )) یا ((بتون )) می گویند . ((سه سه ))یعنی استفاده از سه جفت تار برای زدن یک گره و (( تا )) یعنی یک گره معمولی با یک جفت تا

 بافندگان درخش تنها زمانی که باید نقش انداخته شود . و باید از یک رنگ یک نقطه بافته شود از گره ((تا )) استفاده می کنند .

 

 

                                 گره سه سه                                                                             گره دو جفتی

 معمولا از گره دو جفتی برای پر کردن داخل نقش ها استفاده می شود . و به همین دلیل به آن توپری می گویند .اسامی بومی رنگهای سنتی رایج در این منطقه نیز به نوبه خود جالب است . لاکی ماسی (آبی ) گل انار علفی مُشکی (مُشک : ماده ای خوشبو ) قهوه گی گلخار (صورتی ) فولادی خاکی سنجدی پسته ای شتری  و غیره نام هایی است که به رنگهای مختلف مورد استفاده در فرشبافی این منطقه اطلاق می شود .

 مردم روستای درخش در قدیم دوشنبه ها و چهارشنبه ها را برای شروع بافت مناسب می دانستند . و بقول خودشان شروع بافت در این روزها سبک تر بوده است . هنوز هم گاهی دیده می شود که اهالی روستا چند شاخه ی زالزالک را که در زبان محلی به آن ((گوئیج )) می گویند از تیرکهای سقف اتاق قالی آویزان می کنند تا فرش را از چشم زخم دور نگهدارند

 

 

گیاه زالزالک (گوئیج)

 در حال حاضربه ندرت دیده می شود که بافندگان الیاف مصرفی قالیبافی را خودشان رنگ کنند . تعداد محدودی از زنگها که از مواد در دسترس موجود در طبیعت این روستا بدست می آید . رنگها یی مثل خاکی و مشکی هستند که از پوست گردو ((کَلِّ جوز )) گرفته می شود . و نیز رنگ گلبهی که از روناس گرفته می شود . در موقع رنگرزی با روناس کمی ((زُقّه )) که نام محلی کندر است به حمام رنگرزی اضافه می کنند تا رنگ بهتری ایجاد کند . بقیه رنگها از بازار خریداری می شوند که اکثرا با رنگهای شیمیایی رنگرزی شده اند . یکی دیگر از مواردی که از عیوب قالیبافی این منطقه محسوب می شود این است که بافندگان درخش به جای کشیدن پودر نازک بعد از اتمام هر رج ، هر سه یا چهار رج یکبار پود نازک را می کشند به این شیوه ((چندچین یک پود )) گفته می شود . که از استحکام فرش می کاهد .

در این روستا نقشه خوانی نیز در بین بافندگان رواج دارد . که در اصطلاح به آن ((تعلیمی )می گویند . نقشه خوان با جملات کوتاه و آهنگین یار بافنده ی خود را راهنمایی می کند تا بخش دوم و قرینه ی قالی را همراه او ببافد . با عباراتی مثل پیش اومد پس رفت و جای خود . محل بافت رنگهای مختلف و تغییرات آنها را بیان می کنند . مثلا وقتی نقشه خوان می گویــد : ((سه تا کبود تاوَرِت گلخار )) یعنی : سه تا گره آبی بزن تا بررسی به رنگ گلخار (صورتی ). و یا وقتی می گوید : ((او تا بجا که ماشی دوتا بود ))، یعنی : درادامه رنگ گلخار را بزن تا برسی به جایی که رنگ ماسی دو تا داری .

و با کلمات و جملات مختصری از این قبیل محل دقیق هر رنگ و عقب و جلو رفتن رنگها را مشخص می کنند البته باید توجه داشت که یار بافنده ی استاد کار دستورات تعلیمی را بصورت قرینه روی قالی اجرا می کند . 

گاهی اوقات دیده می شود که استاد کار خود نقوش اصلی را روی فرش پیاده می کند و شاگرد او اگر تازه کار باشد فقط نقش ((توپری )) زدن را ایفا خواهد کرد .اکثر اهالی روستای درخش به قالیبافی مشغولند . بچه ها از سنین 5-4 سالگی کار بافت فرش را آغاز می کنند . مرد و زن پیر و جوان کودک و خردسال در کنار هم و دوشادوش هم گره بر تارک دار قالی می زنند و البته این کار رابرای هیچ کدام از این افراد ننگ و عار نمی دانند .

در روستای درخش غیر از فرشهای بزرگ با ابعاد 4×3 و قالیهای 3×2 متری که بصورت جفت بافته می شود قالیچه هایی با ابعاد دیگر از قبیل 5/1×2 ((پرده ای ))  نیز بافته می شود .

در بافت فرش هر چهل چین یا میان هر واگیره را یک ((قُلفکا)) یا یک گل می نامند . گل وسط این قُلفکا ((میون قُلفکا))نامیده می شود .

 

 

     واگیره حاشیه بزرگ

 قالیبافان درخش هر قسمت از قالی را که یک نقشه دارد و بوسیله زنجیره از بقیه ی قسمت ها جدا می شود را یک ((تالین )) می نامند .اگر بخواهیم ترتیب اجزاء یک قالی را از روی نقشه ی ¼ از سمت چپ به راست بیان کنیم به این صورت مرتب می شوند :

 ((....و میمون کار+ کوهه  + کتیبه ی خوردی + کتیبه ی بزرگ +کتیبه ی خوردی +کوهه +سر سله))

 

 

ترتیب قرار گرفتن اجزای حاشیه

 جنس نخ چله و پود ضخیم از پنبه می باشد رنگ پودهامعمولا آبی و خامه ها نیز پشمی هستند البته به ندرت از ابریشم در بافت بخش از طرح های نفیس تر مثل نقشه ی 32 گل ، استفاده می شود .

قالیبافان در حین کاراگر احساس کنند که دو طرف قالی در حال جمع شدن است همانند بسیاری از مناطق از ((پهنازن )) که در گویش محلی ((پنهازن )) خوانده می شود کمک می گیرند . بدین صورت که دو لبه دندانه دار پنهازن در دو طرف قالی در شیرازه فرو می رود و با کششی که ایجاد می کند از جمع شدن قالی در کناره ها جلوگیری می کند .

 


 

   پهنازن

 در روستای درخش چنین رسم است که قالی را تا هنگام فروش روگیری و کوتاه نمی کنند . تا چنین برداشت نشود که قالی دست دوم بوده است . حتی خامه ها در حین بافت با قیچی کوتاه نمی شوند . بافندگان سعی می کنند طول خامه را کوتاه بگیرند تا خامه اصطلاحا پرتی زیادی نداشته باشد . در این حالت طرح و نقش قالی فقط از پشت آن قابل رویت است .

از آنجایی که قالیبافی تنها منبع درآمد بیشتر خانواده های این روستا است ، این امر گاهی به قیمت به استثمار کشیدن دختران روستا تمام می شود . یعنی متاسفانه تا وقتی دختران منبع درآمد خانواده باشند در خانه ی پدری می مانند و به خانه بخت نخواهند رفت . IMG_0014

 

 

 قالیبافان روستای درخش

 با این حال وجود قالیبافی روستای درخش از چنان ارزش و شکوهی برخوردار است که همگان را با هر ایده وتوان به تلاش در جهت ارتقاء و پویایی خویش فرا می خواند . باشد که علاقه مندان و وارثان این فرهنگ اصیل در حفظ و احیای اصالتش به این دعوت لبیک گویند . 

معصومه رئیسی

 

 

 

 

 

 

منبع :