تاریخچه فرش

واژه قالی و تاریخچه آن از دیدگاه دهخدا

قسمي از گليم پرزدار منقش گرانبها که خالي نيز گويند. (ناظم الاطباء). مهمترين محصول صنعتي ايران در عصر حاضر قالي و قاليچه دست بافت است . قالي بافي از صنايع بسيار قديم ايران است .

ميگويند که اسکندر کبير وقتي براي اولين بار مقبره کوروش بزرگ را بازديد نمود مشاهده کرد که آن با قالي خيلي خوب پوشيده شده و نيز ميگويند که در قصر تيسفون يا طاق کسري در زمان ساسانيان يک قطعه قالي وجود داشته که با جواهر و فلزات قيمتي پوشيده شده بود، ولي شرح اين قالي آنقدر با افسانه آميخته شده که نميتوان آن را کاملاً باور کرد. در آسياي وسطي تکه هاي قالي قديمي پيدا ميشود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است .در نقاشيهاي بعضي از نقاشان قرون وسطي در اروپا قالي هائي نشان داده شده که مي بايست ساخت ايران باشد. نمونه هاي اوليه قالي و قاليچه که در موزه ها و گنجينه هاي شخصي است و محققاً ميتوان آنها را به ايران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفويه است . علت اينکه از زمان قديمتر از آن نمونه قالي بدست نيامده آن است که اغلب اشياء صنعتي براي نگاه داشتن ساخته ميشدند و قالي براي استعمال ، و اگرچه قالي نسبتاً بادوام است ، در نتيجه استعمال زياد پس از مدتي کهنه شده از بين ميرود. در قاليهاي قديمي کمتر نوشته اي ديده ميشودکه تاريخ و محل ساخت آن را بطور تحقيق بتوان معين کرد. گمان ميرود که بعضي از اين قالي ها در تبريز در زمان حکمراني سلاطين ترکمان و مغول که قبل از صفويه سلطنت ميکردند ساخته شده باشد. بعضي از قاليهاي قديمي را به اواخر قرن نهم هجري (اواخر قرن پانزدهم ميلادي )نسبت ميدهند، زيرا نقشه هاي آنها خيالي تر و رنگآميزي آنها با قالي هاي اوائل دوره صفويه فرق دارد. احتمال ميرود که قاليبافي در زمان سلطنت طويل شاه طهماسب به اعلي درجه ترقي رسيده باشد. درجه تکامل صنعت دراين زمان ميرساند که قالي بافي تاريخ قديمي داشته و با اينکه نمونه هائي از ترقي آن در دست نيست معهذا ثابت ميکند که دوره مديدي طول کشيده تا به اين درجه رسيده . چون محل ساخت اغلب قالي هاي اوائل اين عصر معلوم نيست ، معمولاً قالي هاي دوره صفوي را از روي نقشه آنها طبقه بندي مينمايند. در ميان نقشه هاي مختلف و مهمتر از همه طرحي است که در وسط ترنجي دارد. نمونه بسيار مشهور اين قسم نقشه قالي مسجد اردبيل فعلاً در موزه ويکتوريا و البرت در لندن ميباشد. آن فرش قالي بزرگي است که طول آن ده متر و نيم و عرض آن قدري کمتر از 5 متر و نيم است (5/34 فيت و 5/17 فيت ). از روي تخمين معين کرده اند که اين قالي تقريباً 32 مليون گره دارد! دور ترنج مرکزي را نقشهاي کوچکي که به گل شاه عباسي موسوم است احاطه نموده و آن عبارت از نقش مدور يا بيضي شکلي است که وسط آن گل و دور آن را حلقه اي از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالي يک چهارم ترنجي کشيده شده . يکي از خصائص اين قالي بزرگ نمايش قنديل مسجد ميباشد که در دو سر ترنج کشيده مثل اينکه از آن آويزان است . متن قالي از نقش گل و برگ پوشيده شده و آنها نقش تاک مشبک و پرکاري را با نظم کامل تشکيل ميدهند. گلها با رنگهاي گوناگون خودروي زمينه سرمه اي رنگ برجسته بنظر مي آيد. رنگ قرمز که با زمينه سرمه اي تباين دارد زياد شفاف نيست و مايل برنگ قنديل است . رنگ سبز نيز در اين نقشه از رنگهاي برجسته است . در حاشيه قالي نقشهاي کتيبه اي است که بين آنها گل شاه عباسي ميباشد. مسئله قابل توجه آنکه نقش حاشيه اين قالي روي کاشيهاي ديوار صحن مسجد اردبيل ديده ميشود. در حاشيه اين قالي اسم مقصود کاشاني برده شده است ، ولي معلوم نيست که اين شخص سازنده و بافنده قالي بوده يا تقديم کننده آن . تاريخ اين قالي بر طبق اين نوشته 942 ه' . ق. (1536 م .) است . اين قالي ازشاهکارهاي صنعت زمان شاه طهماسب ميباشد و تصور ميشود که در تبريز بافته شده باشد زيرا جنس پشم آن اين مطلب را تاييد مينمايد. قاليهاي معروف ديگر اين عصر که داراي طرح ترنج هستند در موزه ها و مجموعه هاي شخصي در تمام دنيا ديده ميشود. از طرحهاي مهم ديگر اين دوره چندين ترنج متصل بهم است و متن قالي را بچندين قسمت منقسم مينمايد. در موزه ويکتوريا و البرت در لندن قالي اي به اين طرح موجود است که از بهترين نمونه هاي اين صنعت محسوب ميگردد. نمونه عالي ديگري در موزه متروپوليتان نيويورک است که حتي از قالي مسجد اردبيل نيز ريزتر بافته شده است . بسياري از قاليهاي خوب اين دوره مظهر استادي و مهارت نقاشان آن عصر است . در مجموعه شخصي بارون هتواني يک پارچه قالي وجود دارد و طرح آن بقدري عالي است که اگر عکسي از آن برداشته شود کپيه مينياتور مينمايد و با آن مشتبه ميشود. نظير آن قالي بزرگ ديگري است که نصف آن در موزه صنايع تزييني پاريس و نصف ديگر در کليساي بزرگ کراکو در لهستان ميباشد. بعضي از قالي و قاليچه هاي اوائل عصر صفوي با نخهاي طلا و نقره بافته شده ، رنگ اصلي حاشيه معمولاً با رنگ زمينه آن تباين دارد. در بسياري از قاليهائي که طرح ترنجي دارند تصوير حيوانات نيز نقش شده است و اين طرح حيوانات در بعضي قاليها آنقدر اهميت پيدا کرده که آنها مشهور به نقش حيوان شده اند.

يکي از قالي هاي مشهور نقش حيوان که اکنون در موزه متروپليتان نيويورک است در مقبره شيخ صفي الدين در اردبيل بوده است . يکي از اقسام ديگر قالي آنهايي است که به شکاري معروفند زيرا مناظر شکارگاه و صيد روي آنها نقش شده است يکي از مشهورترين اين قاليها در موزه پولدي پزولي در ميلان ايتاليا ميباشد. بافنده آن غياث الدين جامي است که اسم وي روي آن نوشته شده و تاريخ آن 949 ه' . ق. (1543 م .) است . شايد مشهورترين قالي هاي بافت ايران قالي شکاري متعلق بدولت اطريش باشد که از ابريشم بافته شده و با نخهاي طلا و نقره زينت يافته است و بر روي هم اين قالي نماينده استادي نقاش آن است نه بافنده ، بعضي از تصاوير آن بقدري به نقاشي هاي سلطان محمد شباهت دارد که جمعي از اهل فن معتقدند که او نقشه اين قالي را تهيه کرده است . قالي هاي ابريشمي ديگر نيز از اين زمان موجود است که معمولاً آن را از کاشان ميدانند. در موزه ملي تهران قالي ابريشمي سفيد بسيار عالي است که ترنج آن سياه رنگ ميباشد. روي اين زمينه روشن درختان انار برنگ سفيد کرم رنگ يا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگي در ميان شاخهاي درختان نقش شده است . اين قالي قشنگ بعقيده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجري (ربع آخر قرن 16 ميلادي ) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبيل بوده است . قالي نامبرده ببزرگي قاليهائي که شرح داديم نيست و قالي هاي اين دوره را با قاليچه هاي عصر بعد مربوط ميسازد. از قاليهائي که به هرات نسبت داده شده عده اي است که نقشه آنها گل و مو پيچ پيچ ميباشد که در اطراف گل شاه عباسي بزرگ کشيده شده و آن عبارت است از طرح گلي که دور آن حلقه مدور يا بيضي شکل از برگ دارد. نقشهاي اسليمي که شبيه به نواري است که عرض آن مختلف ميباشد در اين نوع قالي و قالي هاي بسيار ديگر اين عصر نيز ديده ميشود. در قالي هاي هرات نقش ماهي نيز ديده ميشود که ببرگ بلند تاشده اي شباهت دارد. يک قالي که به اين سبک بافته شده و احتمال ميرود که از زمان شاه عباس باشد در خزينه امام رضا در مشهدمحفوط است . از اوائل دوره صفوي تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن اين قبيل قالي ها مبادرت ميشد. هرچه زمان ميگذرد، نقشه گل شاه عباسي بزرگتر ميشود. قالي هاي هرات در طرح قالي هاي هند نفوذ مهمي داشته . اولياريوس آلماني که در زمان شاه عباس به ايران مسافرت نموده مينويسد که بهترين قاليهاي ايران در هرات بافته ميشد. دردوره صفويه قالي هاي ابريشمي که نقش گل و برگ تيره رنگ داشت و در بافتن آنها نخهاي طلا و نقره بکار ميرفت تهيه و بعنوان تحف هدايا جهت بعضي از سلاطين اروپا فرستاده ميشد. عده اي از اين قاليها در لهستان پيدا شده و تا چندي قبل بنام قالي هاي لهستاني معروف بود تا اينکه در مقايسه با قاليهاي نظير آن ثابت شد که آن قاليها بافت ايران است . يک قطعه قالي نظير قاليهاي فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثاني در قم هست و زير آن اسم نعمت اللّه جوشقاني بافنده آن نوشته شده است با تاريخ 1082 ه' . ق. (1671 م .). قسم ديگري به نام قاليهاي باغي معروف است . عموماً طرح اين قاليها عبارت است از نقشه اي که حوضي در وسط دارد. اطراف آن بوسيله جويها بقسمتهاي مربع مستطيل تقسيم شده و اين قسمتها با نقش گل و گياه تزيين يافته . يک قسم ديگر قالي هايي است که به اسم شاه عباسي يا طرح اصفهان معروف است . در اروپا و آمريکا آنها را به نام قالي هاي گلداني ميخوانند زيرا نقشه بعضي از آنها گلداني است که از آن شاخ و برگ بيرون مي آيد. از خصائص مخصوص اين قسم قالي آن است که از خطوط متوازي که سراسر قالي را گرفته اشکال گل و برگ منشعب ميشود. گلهاي شاه عباسي و اشکال گل و برگ که در اين نوع قالي ديده ميشود شبيه به نقشه بعضي از قاليهاي هرات است . بعضي از اين قالي ها به کرمان نسبت داده ميشوند ولي احتمال ميرود که همان نقشه در جوشقان که از قالي هاي طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد. پروفسور پوپ ميگويد: شايد مطالعه دقيق قاليهاي اوليه بهترين مقدمه براي آگاهي از صنايع ايران باشد زيرا اين صنعت بيش از تمام صنايع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قديمي را در بر داشته و مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان ميدهد. قاليهاي عالي ايران را شعرا مدح گفته و سياحان تمجيد و تعريف کرده اند. سلاطين کشورها بر آن حسد برده و کشورهاي ديگر از آن تقليد کرده اند. قالي هاي ايران روح حقيقي صنعت اين کشور را مجسم ميسازد. در زمان قاجاريه قالي و قاليچه ايران در خارجه اهميت بسزائي يافت . بزرگترين مرکز قاليبافي ايران در زمان قاجاريه اراک و نواحي اطراف آن بوده است . قاليهاي اين منطقه را تجار قالي به چهار طبقه تقسيم کرده اند. بهترين آنها ساروق نام داشت ، درجه دوم را محال (محل ) و سوم را مشيرآباد و آخرين قسم به نام ليلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمني نشين بافته ميشد. قالي هاي قديم ساروق از محکمترين قالي هاي ايران بشمار ميرود نقشه آن عبارت است از ترنجي در وسط و زمينه باز که فقط از چند تصوير پوشيده ميشد. رنگهاي آن خوب و به رنگ سرمه اي و قرمز بيشتر اهميت داده شده است . قالي هائي که معمولاً قالي محال ناميده ميشود خيلي ريز بافته نشده ولي منظم و مرتب است . نقشه اينها عموماً گل و برگ است و رنگهاي آن بيشتر به رنگهاي تيره متمايل است . رنگ قرمز متن برجسته و متباين با رنگ سرمه اي حاشيه بوده . قاليهائي که به قالي مير معروف هستند قديم ترين و خوش جنس ترين قالي هائي هستند که در سربند بافته ميشده اند، نقشه آن بوته هاي ترمه اي است . اين بوته ها متن قالي را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابي و بادامي معروف است . حاشيه آن نقشه اي از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالي هاي فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمينه سرمه اي دارند دو قسم نقشه در آنها ديده ميشود يکي نقشه ماهي که از ماهي هاي کوچکي که گاهي بشکل برگ پيچيده بنظر مي آيد تشکيل يافته و ديگري نقش گلخانه است که از دسته هاي گل مرتب تشکيل شده است . در دوره صفويه کاشان براي قالي هاي ابريشمي معروف بود ولي پس از صفويه تا مدتي صنعت قاليبافي در اين شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قاليبافي در آنجا دوباره برقرار شده رواج يافت قالي هاي کاشان از حيث بافت از بهترين قالي هاي ايران است . کرک آن کوتاه و معمولاً داراي نقش ترنجي در وسط ولچکهائي در گوشه ميباشد و از پشم و ابريشم بافته شده است . جوشقان در دوره قاجاريه براي يک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطيل معروف مي باشد. اصفهان مرکز قاليبافي مهمي نبوده ولي دستگاه هاي قاليبافي آنجا چند قالي جنس عالي بافته است . و قاليهاي آنجا معمولاً نقش شاه عباسي دارند که ترنج و گل شاه عباسي باشد.قالي هاي قديم کرمان معمولاً زمينه روشن داشته و رنگهاي آن طوري است که منظره روشن به قالي ميدهد. طرح و نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگي که گاهي درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پيچ پيچ . بعضي از قاليهاي اعلا در نقشه خود اشکال حيوانات دارند. در رفسنجان و ساير نقاط کرمان نيز قالي بافته ميشد. قالي هاي معروف به شيراز اغلب بوسيله قبائل قشقائي و چادرنشينهاي ديگر بافته ميشود و خيلي نرم و شل است و معمولاً ترنجهاي لوزي شکلي در وسط مکرر شده و رنگهاي آن اغلب جالب است . در همدان و دهستان هاي اطراف آن قالي هاي زيادي بافته ميشود. قالي هاي قديم اين ناحيه خصائص مخصوص داشته و با پشم شتر بافته ميشده است . در ملاير قالي هائي بافته ميشد که شبيه قاليهاي همدان و مخصوصاً اراک است . قالي هاي خراسان يا مشهد از حيث جنس خيلي عالي است و سطح آنها از گلهاي مناسب پوشيده شده و طرح ترنجي در وسط دارند و در نقشه بعضي از آنها تصوير حيوانات ديده ميشود. قبائل چادرنشين نواحي خراسان قاليهائي مي بافند که بنام قالي ترکمن يا بخارا معروف است . زمينه اين قاليها قرمز تيره و نقش آنها از يک سلسله کثيرالاضلاع تشکيل يافته و به اسم نقشه پاي فيل موسوم است . قاليهاي بلوچ نيز بوسيله چادرنشينان بافته ميشود و مانند قالي هاي ترکمن ولي از آنها شل تر و نرمتر است . آذربايجان از قرنها پيش براي صنعت قاليبافي مشهور است . در تبريزهمه جور قالي بافته ميشود. قالي هاي کهنه تبريز اغلب داراي رنگ قرمز و نقشه ترنجي هستند ولي نقشه مخصوصي نيست که بتوان آن را نقشه تبريز گفت . قالي هاي هريس از بهترين قاليهاي تبريز است . قاليهاي گوراوان در قريه گوراوان و اطراف هريس بافته ميشود. قاليهاي قره جه در ناحيه قره داغ در شمال تبريز بافته ميشود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاريه قاليهاي کوچک بافته ميشد که بواسطه بکار رفتن رنگهاي جوهري در آنها مرغوب نبود. استعمال اين گونه رنگهاي مصنوعي و شيميائي که در دوره قاجاريه مرسوم گرديد ضرر و لطمه بزرگي بشهرت قالي هاي ايران دردنيا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهاي جوهري قدغن شده است . از حيث تنوع در نقشه ، رنگآميزي و مهارت در بافتن ، قالي و قاليچه ايران حتي در دوره قاجاريه که صنعت رو به پستي رفته بود در دنيا نظير نداشت . قالي خوب ايران مانند قطعه شعر زيبائي است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبيعت را ترجمه و بصورت شي زيبائي درآورده که هم قشنگ و هم قابل استفاده است . (ازترجمه تاريخ صنايع ايران تاليف ويلسن صص 188 - 217). سينگر سارجنت نقاش معروف آمريکائي گفته : تمام نقاشي هاي دوره تجدد (رنسانس ) ايطاليا ارزش يک تخته قالي ايراني را ندارد:
نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و مينا
نه پويد آهو اندر دشت جز بر قالي پرنون .

منبع :