اخبار فرش

سقوط از عرش به خويشتن خويش!

فرش ايراني. يک ترکيب زيبا که پشت سر خود يک تاريخ را مي‌بيند. بخش‌هاي زيادي از تاريخ اين کشور را مي‌توان در طرح‌ها و رنگ‌هاي فرش‌هاي مختلف ايراني ديدو به ياد آورد.

مي‌گويند طرح ماهي که يکي از طرح‌ها متداول در نقشه فرش‌ دستباف ايراني است از زماني به فرش راه يفته که آيين ميترا در اين سرزمين با محدوديت‌هايي مواجه شد و فرش‌بافان براي از بين نرفتن آن در قالب طرح‌هايي که بيشتر به سبک کوبيسم تاريخ معاصر هنر شبيه است آن را وارد فرش‌ها کردند تا ماهي در بستر رودخانه‌اي به اسم فرش به حيات خود ادامه دهند و بخشي از آيين‌ها و فرهنگ اين سرزمين از ياد نرود. فرش با چنين جايگاه و کارکردي در فرهنگ و هنر ايراني اين روزها چندان که بايد ارج و قرب نمي‌بيند. نه صنعت و بازارش رونق دارد و نه خانواده‌هاي ايراني آنگونه که بايستي آن را مي‌شناسند و در خانه‌هايشان به آن جايي مي‌دهند.
فرش دستباف براي ايراني‌ها حكم توليد ملي و ميراثي تاريخي را دارد. همين «ميراث بودن» است كه بازارهاي آن را براي فرش‌بافان وطني هنوز سرپانگه داشته و حفظ كرده است. در واقع اين خود فرش و ماهيت آن است كه بازارش را نگه داشته و اگر حالا نگراني‌هاي جدي پيش آمده كه ممكن است فرش ايراني بازار را از دست بدهد به اين دليل است كه ما به عنوان ميراث‌دار اين يادگار کهن كار جدي براي فرش دستباف انجام نداده‌ايم. تنها برند ايراني كه امروز رهبري بازار را در دست دارد فرش است؛ ما در هيچ صنعت ديگري چنين جايگاهي نداريم. از اين رو، نمي‌توانيم با محصولي كه رهبري بازار را در دست دارد برخورد غيركارشناسي داشته باشيم. اما در سال‌هاي گذشته حجم سياست‌ها و تصميم‌هاي غيرکارشناسي آنقدر بالا بوده که حالا فرش و فرش‌بافان ايراني بيش از هر زمان ديگري خود را در برابر برندهاي ماشيني داخلي و خارجي‌هاي تازه از راه رسيده تنها و بي‌دفاع مي‌بينند. کارشناسان اعتقاد دارند اگر فرش هنوز نفس مي‌کشد و کاملا از پاي درنيامده صرفا به دليل جنبه‌هاي هنري فرش دستباف ايراني است وگرنه به عنوان يک محصول با قابليت توليد انبوه خيلي زود توسط رقيبان چيني از ميدان به در مي‌شد. چيني‌هايي که خيلي راحت فرش كاشان را كپي‌برداري كرده و با همين نام به بازار جهاني مي‌دهند. عدم شناخت رقبا و بازارهاي هدف را پاشنه آشيل فرش دستباف ايراني مي‌دانند. چرا كه در گذشته متوليان فرش ايراني در دو نقطه سهل‌انگاري كرده‌اند، يكي اينكه شناخت درستي از رقبا نداشته‌اند و ديگر اينكه كل بازار جهاني فرش را درست رصد نكرده‌اند. به نظر مي‌رسد مجموع داده‌هايي كه در اين دو بخش به دست مي‌آيد مي‌تواند در مقابله با اين كپي‌برداري‌ها و ديگر اقدامات رقبا موثر باشد.
اما رقيبان خارجي و تغيير ذادقه مشتريان خارجي تنها بخشي از مشکل فعلي رويگرادن اقبال از فرش ايراني است. مسئله‌اي كه بايد به آن توجه داشته داشت فرهنگ استفاده از فرش در ميان مردم چه در داخل و چه خارج از كشور است. امروزه زندگي‌هاي لوكس و مدرن در تمام دنيا رواج پيدا كرده است؛ از طرفي سلايق جوامع در حال تغيير كردن است و بايد با استفاده از اين دو تغييري كه رخ داده فرصت‌سازي کرد و اين هنر-صنعت را تاريخي را در بين خانواده‌ها جا انداخت. يعني جايي كه زندگي‌هاي لوكس رواج يافته، بايد فرش را به درون دكوراسيون خانه‌ها برد؛ تابلوفرش‌‌ها بايد بخشي از تزئينات گران‌قيمت خانه‌هاي لوكس شود. دوم اينكه با تغييرات مداوم سليقه‌ها و مدهاي زودگذر بايد فرش ايراني را به عنوان يك كالاي سرمايه‌اي معرفي کرد. در حال حاضر خيلي از خانواده‌هاي ژاپني از فرش دستباف به عنوان يك كالاي سرمايه‌اي استفاده مي‌كنند. كالايي كه هر وقت اراده كنيد مي‌توانيد با قيمت بالاتر بفروشيد. البته در مورد بازارهاي خارجي در سال‌هاي اخير ايران با يك ريزش مشتري هم روبه‌رو بوده است؛ دليل آن هم اين بوده كه نسلي كه مشتري قديمي فرش ايراني بوده امروزه ديگر مصرف‌كننده فرش نيست، يك نسل جوان ديگر جايگزين آن شده كه فرش‌فروشان وطني فرش ايران را به آنها معرفي نكرده‌اند. پژوهشگران و کارشناسان هنر و صنعت فرش اعتقاد دارند يك ميليارد دلار صادرات فرش با 10 ميليارد دلار صادرات غيرنفتي ديگر محصولات برابري مي‌كند. چرا كه ارزش افزوده‌اي كه در فرش حاصل مي‌شود بالاي 80 درصد است. اين محصول ارزآوري بالايي داشته و ظرفيت اشتغال‌زايي فراواني دارد. در صنعت براي هر شغل بايد بالاي 100 ميليون تومان سرمايه‌گذاري كرد، اما در اين حوزه با رقم‌هاي 5 تا 10 ميليوني مي‌توان شغل ايجاد كرد.
اما توليد بدون مشتري در نهايت به شکست مي‌خورد. بازار داخلي و ترغيب خانواده‌هاي ايراني به خريد فرش دستباف يکي از راهکارهاي مهمي است که هم مي‌تواند از تبديل شدن فرش ايراني به خاطره‌اي دور و از يادرفته جلوگيري کند و هم رونق دوباره‌اي به کسب و کار فرش‌بافان بدهد. پيشتر تلاش‌هايي انجام شده بود تا برخي موافقت‌هاي دولتي را اخذ شود كه براي تبليغ اين كالاي ارزشمند چيزي حدود 10 ميليارد تومان هزينه شود و جامعه را با آن آشنا كنند؛ به‌خصوص نسل جديد به‌نظر مي‌رسد آشنايي چنداني با اين ميراث گرانبهاي نياکانش ندارد. اما هنوز اين تلاش‌ها ثمري به نداده‌اند. اگر برخي اين روزها مي‌گويند توان خريد فرش را ندارند به اين دليل است كه به چشم كالاي مصرفي به آن نگاه مي‌كنند و نه يك كالاي سرمايه‌اي. در قديم مي‌گفتند اگر به پول احتياج داشته باشند يا فرش زير پاي خود را خواهند فروخت يا زيورآلات و طلاهاي خود را؛ اين يعني اين محصول براي مردمي كه آن را درست شناخته‌اند هم‌ارزش با طلاست. بايد اين مسائل را براي بازار داخلي توجيه كرد. البته عده‌اي اعتقاد دارند زمان و نيرويي كه صرف بافت فرش مي‌شود به عنوان يك صنعت مقرون به صرفه نيست و بايد نگاه هنري به اين حوزه داشت. اما مدافعان ارزآوري فرش معتقدند فرش محصولي تلفيقي است و پايداري آن‌ها در بازارهاي بين‌المللي ناشي از تلفيقي بودن اين محصول است؛ چرا كه اگر به فرش صرفا نگاه هنري داشته باشند بازدهي اقتصادي نخواهد داشت و اگر نگاه تجاري صرف به آن انداخته شود در بلندمدت رقبا مي‌توانند بازار را از دست فرش ايراني دربياورند اما نكته‌اي كه بايد به آن دقت كرد اين است كه فرش‌هاي هنري را تنها براي معرفي صنعت فرش‌ و بازارسازي استفاده شود و فرشي كه جنبه هنري آن ضعيف است بايد به سمت تجاري شدن برود. از طرفي فرش هنري هم بايد نگاهش به بازار باشد و سليقه‌هاي روز را درنظر داشته باشد.
اين‌ها دغدغه‌هايي است که جنبه بازار و اقتصاد براي فرش ايراني به‌وجود آورده است. اما آنچه مسلم است اينکه فرش ايراني وراي ارزش‌هاي اقتصادي‌اش و تاثير و جايگاهش در اقتصاد داخلي بخشي از هويت و فرهنگي است که از هزاره‌ها عبور کرده است. صداي در هم رفتن تاروپود اين فرش قرن‌هاست که در گوش اين سرزمين است و به محاق رفتن آن به‌واقع چيزي شبيه درد فراموشي است که در ذهن و روح يک ملت رخنه کند. بايد نسل جديد را با فرهنگ و جايگاهي که فرش در پشت سر خود دارد آشنا کردو اجازه نداد کاشي‌ها و سراميک‌هاي تمام سفيد آپارتمان‌هاي امروزي نقش و نگار بته جقه‌هاي گذشته از تاريخ را از حافظه آن‌ها پاک کند.

روزنامه ابتکار

منبع :