نواحی و مناطق قالی بافی

شرحی بر تپه رنگرزان بیرجند

مرد آهسته و با احتیاط از نردبان بالا می رفت و آرام با آهنگی نرم زمزمه می کرد: سفید مرغی بِدُم وَر شاخ پسته                سِیه دستی زده بالُم شکسته فَلک تیرم نزن بالُم تو نشکن                غبار بی کسی وَر مو نشسته

 

شعله آتش رو نزدیک فتیله ی چراغ برد و وقتی چراغ روشن شد از پله ها ی نردبان پایین آمد و به طرف چراغ بعدی حرکت کرد .سوز سردی صورتش رو سیلی می زد. با خود گفت : امسال زمستان سختی خواهیم داشت.

نردبان رو حرکت داد و نزدیک چراغ بعدی برد و ازش بالا رفت.

- سلام خدا قوت

صدا آشنا بود ، سالها بود که او با این لحن کاملاً آشنا بود.سر خود را برگرداند و به مردی که سر و صورتش رو محکم پیچیده بود پاسخ داد:

- سلام از ماست اُستا ، خسته نباشید، مواظب باشید سرما نخورید.

اُستا کریم همانطور که دور می شد  جوابش روداد و اما او چیزی نشنید .

چند سالی بود که او تابستون و زمستون ، هر شب می آمد و چراغهای کوچه ی تپه رنگرزان رو روشن می کرد و برای همین صدای قدمها ی اُستای رنگرز را، روی سنگ فرش کوچه خوب می شناخت.کربلایی کریم سابقی ، رنگرز قابل و محبوبی بود که سالیان سال مانند پدر و پدربزرگش مشغول رنگرزی بود و به همین دلیل به کربلایی کریم رنگرز و تپه ای که او در آن خانه و مغازه  داشت به تپه رنگرزان مشهور بود.گرگ و میش هوا بود و نزدیک طلوع خورشید که مرد با  نی بلندی برای خاموش کردن چراغها آمد. اُستا رو دید که از مغازه اش بیرون آمد ودرحالی که سرفه های پی درپی آزارش میدادند، راهی خانه ا ش می شد.

مرد آهسته زمزمه کرد:

خدا قوت اُستا

و ادامه داد...

سفید مرغی بِدُم وَر شاخ پسته            سِیه دستی زده بالُم شکسته

فَلک تیرم نزن بالُم تو نشکن            غبار بی کسی وَر مُو نشسته

 

تپه رنگرزان کجاست؟

اگربخواهیم  از سمت میدان میدان شهدا به طرف سه راه اسدی برویم از خیابانی عبور خواهیم کرد که در سمت راست آن تپه رنگرزان واقع شده است .

نام جدید آن خیابان ، منتظری و نام قبلی آن خاکی میباشد که کوچه باریکی به اسم منتظری 10 ما را به تپه رنگرزان هدایت میکند،هر چند که دیگر اثری از خمها ی رنگرزی ، با آن سابقه و قدمت طولانی و آن دستان آغشته به رنگ آبی خبری نیست  ، اما می توان ، بوی نیل و نفس گرم اُستاها ی رنگرز را حس کرد و گوشه ای از خاطراتشان را از زبان دیگران شنید و خود را در غمها و شادیهایشان شریک کرد و برایشان که در این دنیا رنگ آبی را به دیگران هدیه میدادند ، آخرتی به رنگ آبی همراه با سعادت آرزو کرد.

آقای دکتر بهنیا در کتاب بیرجند ، نگین کویر در توضیح تپه رنگرزان آورده است که آنجا محله ای بوده است که رنگرزها در آنجا مغازه داشتند و اکنون به صورت کوچه ای کم عرض در شمال خیابان منتظری قرار دارد .

 

چرا تپه رنگرزان؟

دلیل نامگذاری این محله به تپه رنگرزان به این سبب بوده است که در روی تپه ای که در آنجا واقع می باشد ، در ادوار مختلف ، رنگرزان قابل و ماهری مشغول به کار بوده اند .

درحقیقت مغازه ی بزرگی که در آن چندین خُم رنگرزی بوده است ، سر تپه قرار داشته و شغل رنگرزی در آن از پدر به فرزند و از اُستا به شاگرد منتقل شده است تا اینکه در همین اواخر ، به دلیل فروش ملک ، شاهد تخریب آن بودیم .

 

رنگرزان که بودند؟

آقای کریم سابقی مشهور به کربلایی کریم رنگرز فرزند کربلایی محمد علی سابقی  و عموی ایشان در تپه رنگرزان مغازه داشته اند اکه ا لبته شغل آباء و اجدادی خود را ادامه میداده اند.خانم سابقی تنها فرزند آقای کربلایی کریم رنگرز در ارتباط با پدر بزرگوارشان اینگونه توضیح می دهند که:

"پدرم سالهای متمادی در مغازه ی بزرگی که چندین خُم رنگرزی در آن بود ، شغل پدرو پدر بزرگش را ادامه می داد که در ابتدا کرباس و لباس را به رنگهای آبی و  لاجوردی و بعد ازآن خامه های قالی را در خم رنگ می نمود.پدرم حدود 30 سال پیش و در سن 75 سالگی در اثر سکته مغزی درگذشت و پس ازآن شاگرد پدرم آقای ابوالفضل ملایی که حدود10-12 سال، پیش پدر مشغول به کار بود ، در همان مغازه کار پدر را ادامه داد ."

از آقای محمد حسین ملایی ،برادر زاده و  داماد آقای ابوالفضل ملایی در مورد خاطراتی که از ایشان دارند پرسیدم و ایشان اینگونه پاسخ دادند:

"پدر و عموی من هر دو به کار رنگرزی اشتغال داشتند و این شغل آباء و اجدادی ایشان بوده است . مغازه ی عموی من ، مرحوم کربلایی ابوالفضل ملایی در تپه رنگرزان واقع و مغازه پدرم پشت حسینه ی کبابی ها بوده است.

این دو برادر شغل پدرشان ، مرحوم غلامحسین ملایی و پدر بزرگشان ،مرحوم علی ملایی را دنبال می کردند.پدر و عموی من ابتدا کرباس و لباس را و زمانی که خامه های قالی به بازار آمد ، آنها را رنگ میکردند.

در مغازه ی عموی من که در تپه ی رنگرزان واقع بوده است  6 - 7 خم وجود داشت که قدمت آن حدود 500 سال می رسید و اینک  پس از فروش ملک ، تخریب شده است و اثری از خمها باقی نمانده است.

عمو و پدرم در خمها ، نیل ، خرما ، اشخار- سنگی است که در مجاورت آب نرم می شود – و آهک می ریختند و در زیر خمهای رنگرزی ازکَتَم ، برای ثابت نگهداشتن حرارت در دمای کم ، خصوصاً در هنگام شب برای جلوگیری از یخ زدن آب درون خمها   ، استفاده می کردند.

برای جلوگیری از کپک زدن خمها ، هر شب چوب مخصوصی را چند بار دور دیواره داخلی خمها می کشیدند و پس از جدا شدن لایه ی چسبیده به دیواره خم  با استفاده از ملاقه ای دسته بلند ، مواد جدا شده را که شبیه شیره ی غلیظی بود را برداشته و در صورتیکه می خواستند ، خم جدید را بر پا کنند ، حتماً باید این مواد را در خُم جدید می ریختند که اگر این کار را نمی کردند ، هر چه خرما و آهک می ریختند ، تاثیری نداشت و در اصطلاح خم ، عَمل نمی آمد.

عمو کریم و شاگردش ، از خمها به ترتیب استفاده میکردند و به قولی خمها را استراحت می دادند ، یعنی وقتی نیل و بقیه ی مواد را می ریختند چند روز به خم کاری نداشتند تا به اصطلاح خم ، جا بیفتد و در آن زمان از خمهای دیگر که در روزهای پیش آماده کرده بودند ، استفاده می کردند.

عموی اینجانب در سن 82 سالگی و بر اثر تنگی نفس ، فوت نمود که یکی از دکترها علّت را شغل ایشان دانستند.پدرم اکنون 90 ساله هستند و مشکل بینایی دارند و مدت 10 سال است که دیگر کار نمی کنند.

هیچکدام از فرزندان این دو خانواده شغل پدر را ادامه ندادند که پر زحمت بودن و کم بودن درآمد ، از دلایل آن می باشد."

 

نکته ها!

-تلاش گذشتگان ما در امر رنگرزی و دیگر شغلهای وابسته به فرشبافی قابل ستایش است.

-علم آنها در استفاده از مواد طبیعی که امروزه جای خود را به مواد شیمیایی داده است ، بسیار بالا و بجا بوده است . استفاده از آهک بجای قلیاهای شیمیایی (کربنات سدیم و...) و خرما و اشخار بجای احیاء کننده های شیمیایی (هیدرو و ....) و کَتَم (فضولات گاو)در زیر خم رنگرزی که از شعله کشیدن هیزمها جلوگیری، تا دمای حمام رنگرزی از 60 -70  درجه سانتیگراد بالا تر نرود و رنگرزی دچار مشکل نشود، بسیار قابل توجه و در خور تامل است.

 

تهیه و تنظیم

زیبا رادنیا

 

منابع

- تحقیقات میدانی

- کتاب بیرجند نگین کویر ، دکتر بهنیا

 

منبع :