اخبار فرش

فرش روزگاري سرمايه بود...

تجارت جهاني فرش حدود يك ميليارد دلار گردش مالي دارد كه بين 40 تا 45 درصد آن متعلق به ايران و بقيه آن متعلق به نپال، هند، پاكستان، تركيه، چين و ساير كشورهاست. اين رقم البته رقم کمي نيست ولي نکته‌اي که در کنار اين اعداد و ارقام، قرار مي‌گيرد و بالا و پايين بودن اعداد را بي‌اهميت مي‌کند، کيفيت و تمايز فرش ايراني است، هر چند که از نظر ارزشي هم قابل توجه است و اهميت دارد.


عبارت معروفي هست که مي‌گويد کسي که در ايران دو کالا را بخرد، هرگز ضرر نمي‌کند؛ اول طلا و دوم فرش. فلسفه اين عبارت به سال‌ها قبل و اصالت چندين هزار ساله اين کالاي اصيل ايراني برمي‌گردد. زماني که بانک کارگشايي در قبال گرو گذاشتن فرش دستباف، مشکلات مالي مردم را حل و فصل مي‌کرد و کارشان را راه مي‌انداخت. پيش از اينها مردم، قدر و قيمت فرش دستباف را مي‌دانستند، به خوبي از آن نگهداري مي‌کردند و با گرو گذاشتن فرش نزد بانک، وام مي‌گرفتند، براي دختران‌شان جهيزيه مي‌خريدند، براي پسران‌شان، عروسي برپا مي‌کردند، سيسموني مي‌خريدند و در دوره پيري، همان فرش‌ها را دوباره به خانه باز مي‌گرداندند.هنوز هم برخي خانواده‌ها، فرش دستباف را سرمايه زندگي مي‌دانند؛ سرمايه‌اي که در موارد ضروري، روزهاي مبادا به کار مي‌آيد و خانواده را از فشار مالي و روحي و رواني مشکلات اقتصادي نجات مي‌دهد به خصوص که قيمت فرش با استفاده از آن، نه تنها کم نمي‌شود که باارزش‌تر و گران‌تر هم مي‌شود. با همه اينها اين ديدگاه به واسطه تاسيس کارخانه‌هاي فرش ماشيني، تورم، هدفمند شدن يارانه‌ها و هزار و يک مشکل ديگر فرهنگي و اقتصادي ديگر آرام آرام به حاشيه ذهن‌ها رانده شد، در يک دهه به واسطه رکود فرش، در يک دهه به دليل تمايل مردم به کالاهاي مدرن و در يک دهه به دليل گران شدن بيش از اندازه فرش، اين روند متوقف شد.
رونق کسب و کار با آگاهي فرهنگ فرش
اما کارشناسان معتقدند مهم‌ترين معضل توليدکنندگان فرش دستباف در عدم فروش اين کالا آن است که اين ديدگاه درست به اندازه کافي به مردم شناسانده نشده و خانواده‌ها اطلاعاتي را که بايد داشته باشند، ندارند. مردم نمي‌دانند با خريد فرش دستباف ايراني، تا چه اندازه به رونق کسب و کار و اقتصاد کشور کمک مي‌کنند. براي شناخت اين فرايند بايد بدانند که تمام موادي که در فرش به کار مي‌رود از طبيعت و گاهي از ضايعات آن گرفته مي‌شود و هر خانواده با خريد يک قطعه فرش، زنجيره رونق اين کالا را محکم و محکم‌تر مي‌کند. نخ‌هاي مورد نياز براي بافت فرش از مواد طبيعي و صنعت دامداري گرفته مي‌شود، پشمي که در نقاط مختلف ايران توليد مي‌شود و به دست قاليبافان مي‌رسد، در هيچ کجاي دنيا پيدا نمي‌شود و اساسا به همين دليل هم هست که فرش اين گربه نشسته بعد از نقش و طرح خاص آن، از فرش کشورهاي افغانستان، پاکستان، هندوستان و امثال آن متمايز مي‌شود. پشمي که در فرش‌هاي دستباف ايراني به کار مي‌رود، خاصيت اشتعال‌زايي ندارد و در صورت آتش گرفتن، تنها کز مي‌خورد درحالي که نخ فرش‌هاي ماشيني، چنان قابليت احتراق دارد که آتش سوزي را مشتعل‌تر مي‌کند. مي‌گويند بانک کارگشايي در سال 1335 آتش گرفت و تمام اشياء عتيقه و پارچه‌هاي گران‌قيمت در آتش سوخت ولي فرش‌هايي که در انبار بانک بود، به ميزان بسيار کمي آسيب ديد و پس از تعميراتي جزئي، دوباره قابل استفاده شد.
چرا اين قدر گران؟
ايران، سرزميني است غني، پشم را با سرمايه‌گذاري و هزينه اندکي به دست مي‌آورد و براي مواد اوليه رنگ نخ‌ها هم نبايد پولي پرداخت کرد. به اين ترتيب اين سوال مطرح مي‌شود که پس چرا فرش دستباف ايران تا اين اندازه گران است و تمام اقشار کشور قادر به خريد آن نيستند؟ و بدتر از آن، اينکه چرا هميشه قاليبافان که زحمت زيادي براي بافت فرش‌ها مي‌کشند، به ميزان اندکي پول دريافت مي‌کنند و بخش عمده اين پول به جيب فروشندگان فرش سرازير مي‌شود؟سيدعلي‌اکبر هريس‌چيان، يکي از فعالان بازار فرش دستباف در اين باره مي‌گويد: «به غير از فرش‌هايي همانند فرش قم که از ابريشم است و هزينه زيادي براي آن پرداخت مي‌شود، ديگر فرش‌هاي دستباف آرام آرام گران شدند و اين گراني بيشتر به اين دليل بوده که تورم و هزينه‌هاي زندگي در کشور بالا و بالاتر رفت و در حال حاضر سال‌هاست که نرخ تورم، دو رقمي شده است.»او ادامه مي‌دهد: «به علاوه پيش از اينکه يک فرش بافته شود، مراحل زيادي بايد طي شود، پشم به خامه تبديل شده، رنگ‌هاي متنوع درست شود، نقشه آن طراحي و دارهاي قالي برپا شود که همه اينها به زمان و هزينه‌هاي قابل توجهي نياز دارد. البته ما هم قبول داريم که بافندگان، دستمزد زيادي دريافت نمي‌کنند ولي چون فرش پس از بافته شدن، دست به دست مي‌چرخد و بعد به بازارهاي هدف مي‌رسد، به اين دليل قيمت نهايي اين کالا به شدت بالا مي‌رود. به گونه‌اي که تنها سه تا پنج درصد سود از قبل فروش يک فرش، نصيب فروشنده مي‌شود. البته اين هم امکان دارد که کسي 20 درصد سود داشته باشد ولي اين ميزان سود، به فرش‌هايي تعلق مي‌گيرد که نقش و طرحي استثنايي داشته يا از ابريشم باشند. در غير اين صورت، فرش‌هاي تجاري که در کارگاه‌ها و روستاها بافته مي‌شود، بيش از سه تا چهار درصد سود ندارد.»

روزنامه ابتکار

منبع :