تاریخچه فرش

اولين مدرسه قالي بافي ايران در تبريز ، مدرسه ارك

داستان قالي ، داستان زندگي ، فرهنگ، انديشه و هنر و آداب و رسوم ايراني است. قالي چنان با زندگي مردم اين مرز و بوم آميخته است كه گويي حكايت تاريخ اين مردم است. قالي بافي ايران در طول تاريخ، اصالت و ويژگي خاص خود را حفظ كرده است و ما نيز وارث اين سرچشمه اصيل فرهنگي و هنري هستيم.

همين امر احساس مسئوليتي به ما مي‌دهد كه با تكيه بر آن در جهت شناخت و رشد آن تحقيق و پژوهشهاي دامنه داري صورت دهيم.

 در همين راستا شناخت مراكز قالي بافي و قدرداني از اقدامات  صورت گرفته، خود راه گشايي براي نسل‌هاي جديد است.

 بي‌شك تاريخ قالي بافي جهان اولين دانشگاه  عالي قالي بافي  را كارگاههاي سلطنتي پادشاهان صفوي در تبريز مي‌داند، چرا كه آثار درخشان هنرمندان طراح نظير كمال الدين بهزاد، سلطان محمد، آقا ميرك و... بر تار و پود قالي‌هاي  آن دوره نمادي از هنر كمال يافته و بي نظير قالي بافي دنياست.

 پادشاهان صفوي همچون شاه اسماعيل- شاه تهماسب و شاه عباس كبير با هنر دوستي خاصي اقدام به برپا كردن اين دانشگاه عظيم كردند كه هم اكنون  نيز اگر تمامي مراكز دانشگاهي كشور دست به دست هم دهند قابليت توليد حتي يك تخته از آن قالي‌ها را ندارند، ولي موزه‌هاي ويكتوريا آلبرت لندن _ پولدي پتزولي ميلان ايتاليا_ موزه وين_ متروپولتين نيويورك و آرميتاژ سن پترزبورگ و... با شگفتي بر اين آثار درخشان مي‌نگرند و افتخار نگهداري آنها را به رخ جهانيان مي‌كشند.

اما مردم هنر دوست تبريز در امتداد آن همه عظمت و افتخار با تفكر مترقي فردي بنام حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر در حدود 116 سال پيش (1310هـ.ق) اقدام به برپايي اولين مدرسه قالي بافي ايران و بلكه جهان كردند.

در كتاب مشاهير آذربايجان  (جلد دوم) به قلم استاد صمد سرداري‌نيا مي‌خوانيم:

حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر فرزند سلمان معتمد السلطان تبريزي، يكي از مردان خير و روشنفكر تبريز در عصر ناصري  است اين رجل خدمتگزار به ويژه در زمينه فرهنگي، خدمات گرانقدري انجام داده است وي نخستين  كتابخانه عمومي ايران را در تبريز بنيان گذاشته و كتابهاي متعددي را چاپ و در دسترس عموم قرار داده است.

 اين مرد دور انديش با تاسيس مدرسه ارك نه تنها امكان تحصيل رايگان براي كودكان بي‌چيز و بي‌سرپرست را فراهم كرد بلكه در آن روزگار، در نظر داشته است، مدرسه حرفه‌اي داير كند تا دانش آموزان ضمن ادامه تحصيل، با صنايع مختلف آشنائي پيدا كنند تا بتوانند در رشد و پيشرفت صنعت كشور، نقشي را ايفا كنند. اين شخصيت فرهنگ دوست، با ايجاد دستگاه قاليبافي در مدرسه، امكان يادگيري اين فن هنرمندانه را براي محصلين فقير فراهم مي‌آورد.

 محمد علي صفوت نيز مي‌نويسد: «خازن لشكر در كنار همان مسجد خانه‌اي ساخته و آنجا را به كتابخانه و قرائتخانه عمومي تخصيص داد و اين دارالادب به دستياري و سرپرستي مرحوم ميرزا محمدحسين شريعتمدار كه فاضلي متبحر بود داير شد» (1)

 حاج ميرزا  حسن خان خازن لشكر، قبل از تاسيس نخستين كتابخانه عمومي ايران در تبريز، مدرسه‌اي  به سبك نوين به نام «مدرسه ارك» داير كرده بود كه گام موثري در جهت پيشبرد فرهنگ اين سرزمين بود به ويژه آن كه دهها تن از كودكان فقير و بي‌چيز به طور رايگان در آن جا درس مي‌خواندند. حسين اميد مي‌نويسد:

  « ازمكاتب عمده‌اي كه قبل از مشروطيت داير بوده و با اصول جديد در آنها تدريس مي‌شد، مكتبي است كه به نام مدرسه ارك موسوم بوده است اين مكتبخانه در مسجدي جنب ارك عليشاهي (از بناهاي تاريخي تبريز) داير بود. چيزي كه اين مكتب را از ساير مكاتب متمايز ساخته، دو چيز است: اول آن كه اين مكتب، از طرف حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر كه در آن موقع رئيس مجلس محاكمات عسكريه آذربايجان و همچنين رئيس مخزن نظامي بود داير گشته و تحصيل اطفال در آنجا مجاني بود و مرحوم خازن لشكر مخارج تحصيلي آنها را مي‌پرداخت وحتي به اطفال لباس مجاني نيز مي‌داد.

 شاگردان در مسجد روي تشكجه مي‌نشستند  و به تحصيل مي‌پرداختند،  مديريت اين مكتب را خازن لشكر به حاج ميرزا محمد حسين شريعتمدار سپرده بود كه شخص دانشمندي بود. دوم اين كه طرز تحصيل در اين مدرسه تقريبا با اصول جديد انجام مي‌گرديد و مانند ساير مكاتب نبود. در اين مدرسه قرآن تدريس مي‌شد و شاگردان بزرگ، علوم صرف و  نحو و كتب قرائت فارسي و عربي تحصيل مي‌نمودند.

 تاريخ تاسيس اين مكتب بسيار قديمي است و در سال 1310 قمري اين مكتب به نام  مدرسه ارك داير بوده است » . (2)

 بنابه نوشته صفوت: « لباس متحد الشكل اطفال و لوازم تحصيل و تحرير و حقوق مدير و معلمان به عهده موسس آن آموزشگاه بود. گاه گاه به محصليني كه فقير بودند كمك خرج هم مي‌داد... روزهاي جمعه در منزل خود (محله ششگلان، همسايگي مرحوم مرتضوي» روضه خواني داشت. مدير دبستان موظف بود كه شاگردان را غالب هفته‌ها به مجلس روضه خواني آورد، موقع برگشتن به آنها انعام مي‌كرد.» (3)

 روزنامه ناصري، از جريان امتحان شاگردان اين مكتب در روز 14 جمادي الاول1313 گزارشي بدين شرح درج كرده است:

 «شماره‌هاي پيش اشارت رفته بود كه حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر، مكتب احساني در دارالسلطنه بنا كرده و اطفال فقرا را در آن جمع نموده ، مشغول تربيت آنها هستند... روز... شاگردان آن مكتب را براي امتحان، دعوت به باغ خودشان نموده با حضور جناب ... حاج ميرزا محمدحسين شريعتمدار سلمه الله تعالي و چند نفر ديگر از اجله علما و اعاظم تجار رسيدگي بر مراتب ترقيات آنها نموده، مورد كمال تحسين شده‌اند. وباني معظم له محض تشويق شاگردان به هر يك از ايشان يك دست لباس مزين از پارچه خوبي هم رنگ بذل و عطا كرده...» (4)

 در شماره 45 سال بيستم (16 ذيقعده 1311) روزنامه اختر نيز درباره اين مدرسه اين اطلاعات به چشم مي‌خورد: «... از قراي كه آگاهي حاصل نموديم مكتبي كه جناب... خازن لشكر باز كرده،  قريب به شصت نفر از ايتام و فقرا در آن جا مشغول تحصيلند، تمامي مخارج اين مكتب، حتي لباس شاگردان كه ساليانه دو دست باشد، به عهده جناب مشاراليه بوده،  وضع تدريس و تعليم  نيز نهايت نظم را داشته، در هر دو سه ماه نيز شاگردان با حضور مردمان بافضل و دانش به معرض امتحان آورده شده از مكتبات علميه و تحصيل هر كدام آگاهي حاصل آمده، مستعدان و هوشياران آنان مورد لطف و نوازش مي‌شوند تا ديگران هم به تحصيل سعي و دقت نمايند.

 بالاتر از اين‌ها، تصور ثانوي جناب خازن لشكر بهتر و سودمندتر است كه خيال داشته‌اند مكتب صنايعي متمم باز نمايند كه هر يك از اطفال پس از فارغ التحصيلي كه مختصري در خواندن و نوشتن و حساب ملكه حاصل نمود، بدان جا رفته از صنعت آهنگري و نجاري و ريخته‌گري، قالي بافي و غيره كه در قورخانه مباركه لازم است هر كدام را كه طفل به ظرافت طبع خود اختيار نمايد بدان مداومت نموده، هم خود مدار معاشي داشته باشد و هم به كار دولت بيايند...»

 زنده ياد خازن لشكر نه تنها براي تدريس رشته‌هاي صنعتي براي دانش آموزان مدرسه‌اش، برنامه داشت بلكه بنا به نوشته روزنامه ناصري (سال دوم شماره 25 ، اول جمادي الثاني 1313):«... در اين روزها حاجي خازن لشكر قرار داده‌اند كه با دستگاه قاليبافي و يك استاد ماهر به مكتب احساني آورده، اطفال فقرا را كه نصف روزشان صرف درس و مشق است، نصف ديگر را هم صرف ياد گرفتن اين صنعت عالي كه مخصوص به ايران و ايرانيان است بنمايند. الحق اين نوع اعمال خيريه اسباب ترقي دولت و ملت خواهد بود...» (5)

 محمدعلي صفوت  درباره فرجام صاحب ترجمه و تاسيسات فرهنگي او مي‌نويسد:

«در سال 1313 هـ.ق با ترفيع مقام به پايتخت احضار شد. در آن سفر،  از منزل قره‌چمن در حوالي تبريز با مرحوم پدرم همراه و هم منزل آن رادمرد بوديم... در همان سال در تهران، زندگي را بدرود گفت.  سپس تشكيلات فرهنگي آن مرحوم دچار فترت و انحلال شد. خانه‌اي  را كه كتابخانه بود در زمان ما به يكي از افسران فروختند اكنون در خيابان پهلوي (امام خميني فعلي) تبريز مغازه سنگي ساخته شده». (6)

 خبر درگذشت حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر تحت عنوان «تاسّف» در شماره 26 سال دوم  روزنامه ناصري كه روز جمعه 21 رمضان 1313 هـ.ق /6 مارس 1896 ميلادي منتشر شده  درج گرديده است.

 اين نوشته كه تاسف عميق مردم تبريز از فقدان آن مرد خير در آن منعكس گرديده بدين شرح است:

 «حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر رئيس مخزن و قورخانه آذربايجان  كه چندي پيش عازم دارالخلافه طهران گرديده و موقتا در آنجا اقامت داشتند از قرار خبر تلگرافي كه به تبريز رسيده روز پنج شنبه (12) شهر رمضان المبارك فجاه به رحمت ايزدي واصل و به حيات ابدي نايل گشته‌اند.

 الحق مرحوم معزي اليه گذشته از تدين و زهد و تقوي وجودشان براي ابناي وطن مغتنم بودي، بسي آثار خيريه كه از وجود ايشان  در اين شهر و ديار به يادگار ماند و حقيقتا توان گفت كه وجودشان منحصر به فرد و در مراتب خير خواهي ابناي وطن و حسن رفتار شبه و نظير نداشتند.

 از خبر رحلت ايشان، اهل شهر را نوعي ملال و كدر حاصل آمد كه گوئي پدرشان رخت  بدان جهان كشيد. ولي آثار خيريه كه از ايشان به يادگار است همه وقت  موجب تذكار و از عقبش ذكر خير زنده كند نام را.  از خداوند سائليم كه روح پرفتوح آن مرحوم را مهبط انوار خود فرموده و غريق بحر غفران فرماياد.»

پيكر پاك او را در آرامگاه اختصاصي وي در قم در حرم معصومه دفن مي‌كنند بعدها در نوسازي آن اماكن بر اثر تعويض آرامگاه اختصاصي از بين رفته، ولي هم اكنون سنگ مزارش باقي است و نشانگر آرميدن آن زنده نام در آن نقطه از حرم مي‌باشد.

 از وي دو فرزند، هر دو پسر به نامهاي محمدعلي و محمدحسين باقي مانده بود پس از درگذشت پدرشان لقب و شغل او را به پسرش محمدعلي مي‌دهند و او كه تا سال 1305 شمسي زنده بود با لقب خازن لشكر شناخته مي‌شد. طاهرزاده بهزاد، در كتاب خود در دو جا  از نقش مثبت او ياد مي‌كند و معلوم مي‌شود كه وي در درگيري‌هاي مشروطيت، همگام با آزاديخواهان بوده و با آنان همكاري داشته است.

اين اقدام مبتكرانه مرحوم خازن لشكر، در سال 1310 هـ.ق داراي اهميت بسيار ارزنده‌اي است. اين كه در حال حاضر نيز يكي از نارسائي‌هاي مهم برنامه آموزش و پرورش ايران، پشت ميز نشين تربيت كردن آن است. به طوري كه تعداد كثيري از فارغ التحصيلان مدارس و حتي دانشگاهها به غير از كار و پشت ميز نشستن كار ديگري بلد نيستند و اين نقصان لطمه بزرگي به نيروي انساني فعال كشور محسوب مي‌شود.

 روانشاد خازن لشكر ، در بيش از يك قرن پيش، به اين فكر افتاد كه دانش آموزان تبريزي، ضمن يادگيري دروس مدرسه، در يكي از رشته‌هاي فني نيز آموزش لازم را ديده و در سازندگي و پيشرفت ميهنشان شركت فعال داشته باشند.

ولي جاي افسوس دارد كه هم اكنون جاي يك هنرستان قالي در تبريز خاليست! اين خاندان هنگام گرفتن شناسنامه، به احترام مرحوم حاج ميرزا حسن خان خازن لشكر، نام خانوادگي «خازن» را بر مي‌گزينند. در سال 1382 مرحوم زنده ياد سيف اله خازن از نوادگان خازن لشكر با اهداي 162 برگ از تصاوير و اسناد اين خاندان به موزه اسنادملي ، سبب ساز شناسايي هر چه بيشتر اقدامات فرهنگي خازن لشكر شد.

 

منابع و ماخذ :

1ـ  صفوت_ پيشين _ص 70 و 19

2ـ  اميد_ پيشين _ (ج1)_ ص75 و74

3ـ  صفوت_ پيشين _ص 20 و 19

4ـ  رئيس نيا_ ايران و عثماني در آستانه قرن بيستم (ج2)_ ص928

5 ـ  رئيس نيا_ ايران و عثماني در آستانه قرن بيستم (ج2)_ ص928

 6 ـ صفوت_ پيشين ص 20

 

http://www.benamrug.comمنبع:

 

منبع :