نواحی و مناطق قالی بافی

فرش آذربايجان شرقي

سوابق تاريخي آذربايجان شرقي در شمال غربي ايران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به درياچه اروميه و استان آذربايجان غربي، از جنوب به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان و از شرق به استان گيلان و اردبيل محدود است. شهرهاي مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و ميانه مي باشد.


آب و هوا آذربايجان شرقي كلا‍ً سرد و خشك بوده كوهستاني بودن منطقه و عرض جغرافيايي بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و كمي ارتفاع و اثرات ملايم كننده درياي مازندران از عوامل اعتدال پاره اي از مناطق استان به شمار مي روند. به طور كلي آب و هواي معتدل، كوهستاني بودن منطقه و ساير اختصاصات طبيعي و جغرافيايي، تبريز و نواحي آن را براي كشاورزي و دامداري مستعد ساخته و فراورده هاي دامي خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنايع دستي بويژه هنرهاي دستي از جمله فرشبافي سوق داده است.

سرزمين آذربايجان بنابه اسناد تاريخي و يافته هاي باستان شناسي با قدمتي در حدود (عصر ديرينه سنگي) يكي از مناطق باستاني ايران محسوب مي شود. شايد مهم ترين حادثه در تاريخ آذربايجان در قرن يازدهم اتفاق افتاده باشد چه در اين زمان تركان سلجوقي بر ايران غلبه كردند و ايالات آذربايجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمي خود برگزيدند. در اندك زماني در اين دو ناحيه زبان تركي جايگذين زبان فارسي و عربي شد و تبريز نيز بصورت شهر ترك زبان درآمد كه تاكنون نيز بهمين حال باقي مانده است.

در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجري، زمان سلطه مغول، اين ايالت رشد فوق العاده اي يافته و تقريباً به صورت مركز سياسي و فرهنگي ايران در مي آيد.

قالي بافي مي بايست در آذربايجان ريشه كهن داشته باشد. تأمين مواد اوليه و سهولت دستيابي به ضرورتهاي اين حرفه نسبت به ساير مناطق ايران بيشتر بوده و تبريز را نه تنها بازار فرش بلكه بازار مناسبي براي ساير توليدات در قرون ميانه ساخته بود.

تبريز از زمان هلاكوخان مغول از مراكز عمده توليد و دادوستد قالي بوده است. پا به پاي شهر هرات (در خراسان قديم و حاليه افغانستان) قالي بافي در آن مراحل تكاملي خود را مي پيموده است. بخصوص در زمان صفويان با ايجاد كارگاههاي بزرگ قالي بافي، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه هاي ارزنده اي دست يافتند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:

·            قالي مشهور مسجد اردبيل (1539م) كه اكنون در موزه ( ويكتوريا و آلبرت) لندن از آن نگهداري مي كنند.

·            قالي ديگري كه مربوط به همين مسجد بوده و آن نيز در شهر لندن (مؤسسه دوين MAISAN  DUVEEN) است.

·           يك تخته قالي كه به امپراطور چالز كوئينت( Charles Quint) تعلق داشته است

·           دو تخته قالي بسيار زيباي موزه پولدي (Poldi) ميلان كه اولي مربوط به سال 1522 م و داراي امضاي غياث الدين جامي و دومي مي بايست بدون ترديد مربوط به نيمه دوم قرن 16 باشد.

مدت چندين قرن از قالي ايران به عنوان كالاي تجاري استفاده مي شد ولي ميزان اين تجارت ناچيز بود تا اينكه در قرن 15، مردم كشورهاي مغرب زمين آنرا شناختند و براي آن ارزش قايل شدند و از قرن 17 به بعد هم پس از آنكه قالي ايران به خارج از كشور راه يافته بود صنعتكاران تبريز با دريافت سليقه مردم اروپا و آمريكا دست به بافتن قالي هايي زدند كه بازار آن كشورها را به خود اختصاص دادند.

تبريز كه در موارد بسياري همواره علمدار نهضتهاي مختلفي بوده است در اعتلاي هنر فرشبافي ايران نقش به سزايي داشته و رونق دوباره و احياي هنر فرشبافي را در اواخر دوره قاجاريه و اوايل سلطنت پهلوي و راهيابي فرش ايران را به بازارهاي جهان و گسترش اين حرفه در تمام نقاط ايران را تنها مرهون هوش و ذكاوت بازرگانان و قاليبافان صبور اين منطقه بايد دانست.

·         تاريخ طراحي فرش تبريز

طراحي قالي آن هم در تبريز به خاطر بروز حوادث تاريخي و تحولات اجتماعي سياسي دست خوش تغييرات و فراز و نشيب هايي بوده است و گاه اين تحولات باعث قدرت گرفتن و اهميت يافتن نقش شهر تبريز در عرصه هنر طراحي فرش گرديده است كه مختصراً به آن اشاره مي كنيم.

پايه ريزي مدارس و مكاتب فرهنگي و هنري كه حتي در عصر پر آشوب تيمور نيز ادامه يافت  شهر تبريز را همراه با شهرهاي آباد ماوراءالنهر، قطبي پر جاذبه در دنياي قديم ساخت.

پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعيل صفوي، تبريز پايتخت پر قدرت ايلخانيان و مكتب دوم هنرهاي ايراني، مركز شايسته اي براي تجمع هنرمندان و نشر آثار بي نظير فرهنگي و هنري در دنياي آن روز مي شود. حضور نقاشان بزرگ ايراني نظير بهزاد و سلطان محمد و همچنين كتابخانه سلطنتي در تبريز، به رشد شكوفايي هنرهايي نظير كتاب آرايي و نقاشي كمك بسيار كرد. در اين مكتب، هنر طراحي فرش، بدون ترديد جاي خاصي داشته و طرحهاي آن بوسيله نقاشان بزرگي كه در تبريز زندگي مي كردند ترسيم مي شد و همينطور اين موقعيت ويژه باعث شد كه هنرمندان طراح قالي در تبريز با اهتمام بيشتري به اين هنر بپردازند.

مكتب دوم هنر ايران در تبريز عمر چنداني نيافت و اين پايگاه هنري به قزوين و اصفهان منتقل شد. در آغاز كه هنوز فرش جنبه كالاي تجاري نيافته بود، توسط نقاشان و مينياتوريستها طراحي مي شد كه عمدتاً به سفارش سلاطين و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان كه تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائيان در دوره صفويه و خواستار شدن آنان از فرشهاي ايراني با طراحي سنتي، طراحي فرش به شكل شغلي خاص، ابتدا با حمايت سلاطين صفوي و سپس بصورت شغلي مستقل درآ‌مد و تبريز محل مناسبي براي اين هنر اصيل گرديد.

بعدها انتقال پايتخت و جنگها و آشوبهاي بسيار، تا حدودي از رونق شهر تبريز كاست ولي اين شهر قبل از هر شهر ديگري در دوره قاجار شروع به تجديد حيات در زمينه طراحي نقشه فرش كرد.

از آنجا كه شهر تبريز، شهري تقريباً مرزي محسوب مي شود، با كشورهاي همجوار ارتباط  فرهنگي و اقتصادي داشت و همچنين روح نوجويي و پيشرفتي كه در اين شهر وجود داشت باعث گرديد كه به زودي هنرهاي مختلف، از جمله هنرهاي گذشته و به خصوص فرش در آنجا احياء شود.

با ايجاد شعباتي از كمپاني هاي خارجي خريدار فرش و طهور تجار ايراني، بازارهاي خارجي به روي فرش تبريز گشوده شد. شهر تبريز به علت سابقه قبلي بافت فرش و طراحي آن و نزديكي به كشورها و بازارهاي خارجي شرايط مساعدي براي بافت فرشهاي مختلف و با كيفيت خوب داشت. طراحي فرش تبريز با پيروي از گذشته پر رونق خود، كم كم به شكل رشته اي قابل ارائه در آموزشكده ها و كارگاههاي طراحي قالي درآمد تا اينكه پا به پاي مدرسه هنرهاي زيباي تهران، مدرسه صنايع مستظرفه تبريز با وضعيت مشابهي تأسيس و شروع به فعاليت كرد. اين مؤسسه فرهنگي به زودي محل كار و فعاليت هنرمندان برجسته تبريز در رشته هاي مختلف هنري گرديد. بسياري از هنرمندان برجسته تبريز نظير ميرمنصور و رسام ارژنگي و برخي از طراحان بزرگ ديگر تبريز در آن زمان در ايجاد اين مدرسه و اعتلاي هنر طراحي سنتي و طراحي قالي به شيوه كنوني تلاش فراواني نمودند و همينطور در طراحي فرشهاي با ارزش كه براي كاخ هاي سلطنتي و عمارات حكومتي بافته مي شد، مشاركت داشتند.

- ساختار

 ريز بافت ترين فرشهاي ايران در تبريز بافته مي شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (تركي) و پودگذاري بصورت دو پوده (مانند كليه نواحي ترك زبان) است.

تار فرش تبريز اغلب  پنبه اي و بسياري مستحكم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهاي ابريشمي نيز بصورت گل ابريشم، تمام ابريشم و يا چله ابريشم بافته مي شود و قاليچه هاي چله ابريشم تبريز در نوع خود از بهترين فرشهاي ايران است كه قسمت عمده ابريشم آن از خراسان و تهران تهيه مي شود.   

قسمت عمده پشمي كه در صنعت قاليبافي تبريز مورد استفاده قرار مي گيرد از منطقه ماكو، كه كوهپايه باريكي است، تهيه مي گردد. ماكو در شمال غربي ايران بين تركيه و جمهوري نخجوان كه جزء اتحاد جماهير شوروي سابق است، قرار گرفته است. پشم ماكو مرغوب است ولي قدري خشن تر و زبرتر از مناطق ديگر شمال غربي و غرب كشور است. همين مختصات سبب شده كه قاليهاي تبريزي قدري خشن شود. زماني بخشي از پشم تبريز از اروميه و مهاباد، دشت مغان. خوي و سلماس نيز تأمين مي شد.

در مورد پرز فرشهاي تبريز بايد به اين ويژگي اشاره كنيم كه حالت ظاهري اين پرزها نه درخشان است و نه ابريشمين، و اين موردي است كه درباره ساير گونه هاي فرش ايران نيز صادق است. اين عدم شفافيست و خشكي را نمي توان به كيفيت به پشم نسبت داد كه كاملاً عكس اين قضيه است و پشمها بخصوص وقتي كه از ماكو و يا از دشت طالش آورده مي شوند داراي كيفيت بسياري عالي هستند. اين پديده را در قالي هاي جديدي كه داراي بافت بسيار ظريفي هستند و حتي در قالي هاي قديمي نيزمي بينيم. عدم شفافيت و خشكي اين قاليها ناشي از رنگرزي آن و استفاده از آب شور تبريز است كه داراي نمك فراواني است.

نخ هاي پود قالي هاي تبريز، از دو رشته تشكيل شده اند: يكي از آنها ضخيم و ديگري نازك است. اولين رشته (سفيد يا خاكستري) كه براي حجيم كردن كردن قالي و انعطاف پذيري آن در نظر گرفته شده است بصورت كشيده از ميان نخ هاي تار كه در دو سطح زير و رو قرار دارند عبور مي كند. رشته دوم نيز كه غالباً به رنگ آبي نفتي يا قرمز است، از ميان همين تارها مي گذرد. با اين تفاوت كه نخ هاي تاري را كه رشته پود اول از هم جدا كرده بطور محكم به يكديگر پيوند مي دهد. يعني رشته نخ هاي تارهاي زيرين در رو و تارهاي رويي در  زير قرار مي گيرند. با توجه به پشت قالي ها، متوجه مي شويم كه قالي هاي جديد تبريز، با قالي هاي قديمي آن تفاوت دارند، زيرا كه پشت قالي هاي جديد بيش از قالي هاي قديمي داراي خطوط برجسته تري است. اگر قالي هايي را كه براي گره هايشان از خامه نازكتري استفاده مي كنند مستثني كنيم، قالي هاي تبريز بطور قابل توجهي،‌ضخيم، سنگين و بادوام هستند.

قالي هايي كه در تبريز بافته مي شوند از لحاظ رج شمار به شرح زير هستند:

25×25، 30×30، 35×35، 40×40، 50×50، 60×60  ( گره در هر پنجره 7 سانتي متري).

نوع 25×25 قاليهاي ارزان قيمت است كه براي فروش در بازار بافته مي شود. نوع 30×30 نوعي معمولي و بازاري است. 35×35 معمولاً نوعي است كه شركتهاي اروپايي سفارش مي دهند تا مطابق با سليقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهاي بالاتر فرشهايي با فشردگي و تراكم بالا نظير فرش هاي ابريشمي هستند.

تقسيمات حاشيه در تبريز خارج از معيارهاي قديمي و سنتي مي باشد و به نوعي طراحان آن را متحول ساخته و كم و زياد مي‌كنند. به طور كلي در اكثر مناطق مخصوصاً تبريز، اندازه بندي حاشيه را بدين گونه انجام مي دهند كه پهناي كل حواشي حدوداً يك ششم كل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده براي حاشيه، پهناي حاشيه اصلي دو برابر حاشيه فرعي باشد. حاشيه معروف تبريز، حاشيه سماوري يا توسباغي است كه در آن دو اسليمي در كنار هم قابي را تشكيل داده اند كه شكل سماور را تراعي مي كند. به نقش سماور هراتي نيز مي گويند.

قالي هاي قديمي تبريز داراي حاشيه هاي با قاعده تر و متناسب تري بودند. حاشيه اين قاليها معمولاً بسيار عريض است و رنگ آن با رنگ زمينه تفاوت دارد. اين حاشيه ها هم داراي نقش هاي آشفته پيچيده اي از شاخه هاي گلدار است كه در بين آن برگهاي بزرگي از نخل با فاصله معيني از يكديگر قرار گرفته اند. كاربرد كتيبه در طرح هاي امروز حاشيه تبريز، رواج زيادتري دارد و استفاده از گل فرنگ در درون اين كتيبه ها نيز ديده مي شود.

همچنين طراحان تبريزي نوعي حاشيه كار مي كنند كه در آن نقشهاي حاشيه اصلي وارد حاشيه هاي فرعي شده و يا گاهي طرحهاي حاشيه فرعي داخل حاشيه اصلي مي شوند كه نام حاشيه مرافل برآن نهاده اند. در كل حاشيه قاليهاي غني و پربار است و اين حاشيه تا هفت عدد قاب ثانوي مي تواند داشته باشد كه با ظرافت خاصي مزين به برگهاي چرني يا گل هايي هستند كه توسط زينت هاي مارپيچي يا شاخه هاي كوچك گل دار به هم متصل شده اند.

ترنج نقشي است كه در وسط فرش قرار مي گيرد و شكل آن ممكن است دايره، بيضي، لوزي و يا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرشهاي تبريز معمولاً تا حدودي بزرگتر از حد معمول است و ترنج هاي اين شهر از تنوع و گوناگوني زيادي برخوردار هستند و انواع نقش مايه ها را در آنها مي توان پيدا كرد، ازجمله نقوش پرندگان و حيوانات مختلف و دسته گل هاي فرنگ كه شامل گل هاي طبيعي هستند در متن ترنج تبريز ديده مي شود. گلدان و نقوش زير خاكي نيز از عمده نقش هاي ترنج هاي تبريز هستند.

طراحان تبريز همه نوع ابداع و نوآوري را در لچك ها بوجود آورده اند به طوري كه لچك هاي اين شهر نسبت به ساير شهرها متنوع تر و رنگارنگترند. حركت آزادانه اسليمي ها كه باعث ايجاد اشكال قابي شكل و تودرتو مي شوند در لچك قالي هاي تبريز مانند ساير مناطق كاربرد فراوان دارند. هم چنين به كارگيري اسليمي هاي دهن اژدري با شاخه هايي مزين با برگهاي نوك تيز در تبريز رايج مي باشد و به طور كلي اكثر اسليمي ها از جمله خرطومي، دهن اژدري، ساده و شكسته، گلدار، اسليمي هاري در طرح هاي فرش تبريز به خوبي نمايانگر است و شايد تبريز به علت تنوع طرح هايش تنها شهري باشد كه از اين همه اسليمي ها در قاليهاي لچك و ترنج و حاشيه و خصوصاً متن استفاده مي كند.

·         تجهيزات اختصاصي

·         دار تبريزي

دار تبريزي يا عمودي را از اين رو تبريزي مي نامند كه ظاهراً در تبريز اختراع شده است. در شهر تبريز انواع ديگر دار استفاده نمي شود چون اين دستگاه ساده است و به كار بردن آن آسان و در عين حال ارزان نيز هست. در اغلب مراكز قاليبافي واقع در شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران نيز اين نوع دار به كارمي رود. اين دار نسبت به دار روستايي از چندين لحاظ برتري دارد. كار خسته كننده كلاف كردن چله ها و گره زدن آنها به تير فوقاني و دوختن قسمت بافته شده قالي به تير زيرين در اين دستگاه حذف گرديده است. هنگام پايين كشيدن قالي مي توان با بيرون كشيدن چهارگوه از شكاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به اين ترتيب قالي پايين مي آيد و قسمت بافته شده را طوري بر روي دار قرار مي دهند كه به سهولت مي توان آن را مورد بازرسي قرار داد.

·         قلاب تبريزي

در شهر تبريز كارد مخصوص به كار برده مي شود كه با كاردهاي ديگر اختلاف مهمي دارد. اين كارد تركيبي است از يك تيغه تيز و قلابي شبيه قلاب دكمه انداز كه در انتهاي تيغه تعبيه شده است. از قلاب براي گره زدن و به جاي گره زدن بوسيله دست، و از تيغه براي بريدن نخ پس از بستن گره استفاده مي كنند.

در سراسر ايران نوعي شيوه قاليبافي تقلبي رواج يافته كه به شهرت نيك قالي ايران بسيار لطمه زده است. اين روش زيان آور اين است كه به جاي گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار مي بندند، به اين ترتيب فرشي كه بافته مي شود تنها نصف گره هايي را كه بايد داشته باشد دارد. شهر تبريز يكي از مراكز معدود قاليبافي است كه اين بيماري در آن شايع نشده است علت اين امر به اين دليل است كه قاليبافان تبريز چون براي بستن گره به جاي انگشت از قلاب استفاده مي كنند، بستن گره با قلاب امكان پذير نمي شوند. نتيجه اين مصونيت به طور كلي به نفع قاليبافان تبريز تمام مي شود.

 

- طرح های رایج

امروزه در تبريز همه نوع طرح را مي توان پيدا كرد كه البته بررسي همه آنها امكان پذير نيست و به زمان زيادي احتياج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف كشور، ديگر نمي توان به طور يقين طرحي و يا نگاره و موتيفي را متعلق به نقطه اي خاص دانست و به همين ترتيب نمي توان فرش منطقه اي را با ديدن طرحي و يا نگاره اي تشخيص داد. به طور مثال در تبريز نمونه فرشهايي بافته مي شود كه جدا از بافت و رنگبندي، داراي طرحي از منطقه كرمان است كه در تبريز به طرح كرمان قلم مشهور است.

به طور كلي طرح و نقشه فرش هاي تبريز بيشتر از سليقه خريداران تبعيت مي كند. طراحان تبريز اگرچه در اصول از طرح هاي معروف و قديمي پيروي مي كنند اما به اين طرح ها جان مي دهند و زيبايي مي بخشند و نوآوري دارند.

در طبقه بندي كه شركت سهامي فرش ايران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه هاي قالي ايراني در 19 بخش طبقه بندي شده است كه شهر تبريز نيز به جهت تنوع طراحان و كثرت آنها در اغلب اين بخش ها آثار و نمونه هايي دارد از جمله نقشه آثار باستاني و ابنيه اسلامي نقشه شاه عباسي، نقشه اسليمي، نقشه افشان، نقشه بندي خشتي، طرح درختي، طرح شكارگاه، نقشه قابي، طرح گلفرنگ، طرح گلداني و طرح ماهي درهم (هراتي) به خصوص لاك پشتي و همينطور طرح محرابي و نقش محرمات و طرح هندسي و قاليها و قاليچه هاي تصويري و طرح بوته اي.

 

 

- رنگ بندی

در تبريز و اكثر مناطق آذربايجان بر روي نقشه شطرنجي، به شيوه كدگذاري و شماره نويسي رنگبندي مي شود و هر طراح و رنگ بند براي خود مسطوره اي دارد و براي هر رنگ شماره اي در اختيار دارد كه بر روي نقشه نوشته مي شود.

اغلب فرشهاي ايران داراي رنگهاي بخصوص هستند كه بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد. ولي در تبريز برخلاف ديگر نقاط ، رنگهاي متنوعي براي بافت فرشها مورد استفاده قرار مي گيرد. رنگ فرش تبريز مانند طرح آن از سليقه هاي مختلف سفارش دهندگان پيروي مي كند اما داراي هماهنگي خاص است. 80 درصد اهميت فرش تبريز مربوط به رنگ و بافت آن است.

قالي تبريز به جهت تنوع توليد كه به خاطر كسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمينه رنگ نيز متنوع تر و گسترده تر از نقاط ديگر مي باشد. كمتر جايي را مي توان سراغ گرفت كه به اندازه تبريز داراي تنوع رنگي باشد. اين تنوع رنگ در تبريز تا جائيست كه حتي به جرأت مي توان گفت كه هنوز بعضي از اين رنگها نامگذاري نشده است.

تبريز علاوه بر رنگ، اكثر سبكهاي بافتي هم كه ديگر نقاط كشور دارند، آزمايش كرده است. سبكهايي مانند تك پود، لول باف، نيم لول، سنه باف و... و در تمام اين نوع بافتها، ابتكار و تغيير و تحول به عمل آورده است.

در گذشته طرحهاي اصيل تبريز داراي رنگهايي با تضاد زياد بوده است. مثلاً در كنار يك رنگ، رنگي ديگر كه هيچ سنخيتي و تشابهي با آن نداشت آورده مي شد. ولي امروزه بدليل افزايش تعداد رنگها و نزديك شدن آنها به يكديگر رنگبنديها داراي تضاد كمتري مي باشند .به طور كلي رنگبندي فرش تبريز را مي توان در سه بخش خلاصه كرد:

·         رنگبندي كه در آن رنگها داراي كنتراست بالايي با يكديگر هستند كه اكثراً در طرحهاي اصيل گذشته رايج بوده است.

·         استفاده از رنگهايي با والورهاي متوسط كه فاصله رنگها از يكديگر كمتر شده و تضاد رنگها نيز به همان نسبت كاهش يافته است.

·         بكارگيري تناليته هاي رنگي نزديك به هم و مشابه كه در زبان تركي به اين رنگها (أولورنگ) مي گويند و نام ديگرش (كهنه رنگ) مي باشد. به عنوان مثال در كنار يك رنگ كرم، رنگ قهوه اي روشني بكار مي رود كه بسيار مشابه كرم است اين روش به فرش حالت كهنگي و يكنواختي مي بخشد.

اكثر توليدات فرش تبريز امروزه از نظر رنگبندي از نوع  دوم و سوم هستند.

با توجه آنچه گفته شد فرشهاي تبريز داراي تنوع رنگي بسيار است اما با اين حال باز هم رنگهاي خاصي وجود دارند كه بعضي از فرشهاي تبريز را به خوبي از ديگر فرشها متمايز مي كند كه شايد تنها استفاده كننده اين رنگها تبريز باشد. مثلاً در تبريز نسبت به مناطق ديگر خاكستري هاي رنگي به وفور ديده مي شود.

امروزه در فرش تبريز علاوه برخاكستريهاي رنگي، از رنگهاي صورتي و پوست پيازي زياد استفاده مي شود. در فرشهاي قديم تبريز رنگهاي مورد استفاده شامل  رنگ كرم، روناسي، قهوه اي، آبي، سورمه اي و ... بوده است.

در حال حاضر رنگهاي مورد مصرف در صنعت فرش تبريز، اكثراً رنگهاي شيميايي و از نوع كرمي و آنيليني مي باشد كه از خارج كشور تأمين مي شود. گرچه بعضاً و بويژه در فرشهاي هنري از رنگهاي طبيعي نيز استفاده مي شود.

نكته قابل ذكر ديگر اينكه امروزه رنگ فرشهاي تبريز را بازار خارجي تعيين مي كند و آنها در انتخاب رنگ فرشهاي مورد نظرشان روانشناسي رنگ را مد نظر قرار مي دهند كه اين امر باعث نزول نگرش روانشناسي رنگ طراحان و نقاشان داخلي شده است.

 

 

- رنگرزی

منبع :