تاریخچه فرش

تاریخ فرش پهلوی (بخش هفتم)

فرش ایران در دورۀ پهلوی و مشکلات آن  در غالب نقاط ایران قالی و قالیچه و گلیم از پشم و مخلوطی از پشم و نخ و پنبۀ خالص به اندازه ها و شکل ها و طرح های مختلف که نمونۀ بارزی از ذوق و سلیقه و دقت و ابتکار و کاردانی سازندگان آن به شمار می رود بافته می شود.

فرش ایران نه تنها در داخلۀ کشور بلکه در بیشتر نقاط دنیا شهرت و معروفیت خاصی به دست آورده و شعرا و نویسندگان از قدیم الایام از فرش زیبای ایرانی سخن به میان آورده اند.

بافندگان فرش گر چه رأساً از مزایای واقعی کاری که انجام می دهند به طور کامل برخوردار نمی شوند. ولی بسیارند سوداگران و بازرگانانی که از طریق خرید و فروش این کالای نفیس روزگار می گذرانند و در نهایت تنعم و بی نیازی زندگی می کنند.

 فرش پشمی و ابریشمی و حتی پنبه ای دست باف ایران یکی از اقلام عمدۀ صادرات کشور را تشکیل می دهد و همه ساله هزاران تخته فرش از مرزهای ایران عبور می کند تا در بازارهای دور و نزدیک کشورهای مختلف جهان به مشتریان آشنا و نا آشنا به عنوان یک کالای تحاری که در تاروپود هر تختۀ آن هزاران خاطرۀ تلخ و شیرین نهفته است عرضه گردد.

تهیۀ فرش

  در دورۀ پهلوی تهیۀ فرش در ایران یا در بعضی از کارگاههای متمرکزی که در کرمان و مشهدو تبریز ایجاد کرده اند تهیه می شد و یا این که در دروستاها و دهات و حتی بعضی از شهرها تهیۀ فرش برای برخی از مردم و مخصوصاً کشاورزان و عشایر یک کار ضمنی شده و این قبیل اشخاص اوقات بیکاری خود را به تهیۀ فرش های کوچک و متوسط اختصاص        می داده اند. شاید در حدود 150 هزار نفر در کارگاههای فرش بافی مشغول به کار می بوده اند. قسمتی از در آمد مردمی که بیش از 3 میلیون نفر       می باشند از راه فرش بافی تأمین می گردد.

            در سال های اخیر به علت افزایش تقاضا مخصوصاً بعد از جنگ سرمایه گذاری در رشته فرش سازی زیاد شده و حس تسلط برسرمایه و اصرار به تقلیل هزینه تولید موجب شده که دستگاههای قالی بافی را از دهات به شهرها کشانده و در کارگاههای متمرکز کنند. گر چه این سیستم کمیت تولید را افزایش داده است ولی از لحاظ کیفیت موجب شکست طرح کلی و         بی ارزش شدن فرش ایران گردیده و فرش های با نقشه های محلی که مملو از احساس و روح است و قرن ها موجب شهرت و افتخار کشور بوده اند به صورت کالای بی ارزش تجارتی در آمده اند. با توجه به ثبات قیمت فروش واحد کالا در برابر زیاد شدن قیمت تمام شده حقیقت تلخ و ناگواری در خلال ارقام مشعشع صادرات نمایان است و مخصوصاً نمودار صادرات کشور نشان می دهد که در حالی که قیمت تمام شده مرتباً افزایش یافته است ولی قیمت فروش فرش به علت رقابت و عدم تحرک لازم در مورد سرمایه به نسبت افزایش قیمت تمام شده ترقی نکرده است.

   در این شرایط نه تنها تنزل بلکه تثبیت قیمت مواد اولیه نیز امری محال است. لذا دو عامل مهم هزینۀ تولید " نیروی انسانی، مواد اولیه، که جمعاً 63 تا 70% قیمت تمام شده را تشکیل می دهد به سرعت رو به ترقی و زیاد شدن می باشد و در نتیجه سودپرستان برای مبارزه با این امر از طریق نامشروع و در نهایت بی انصافی کوشش می نمایند که با کمک عوامل زیر تصنعاً قیمت تمام شده را کاهش می دهند.

الف) مصرف الیاف مصنوعی یا پشم های پست و ناشور و کهنه.

ب) تقلب دربافت و صرفه جویی در دستمزد.

ج) بکار بردن رنگ های بی ثبات جوهری.

د) تحمیل هر چه بیشتر به کارگران و اجرای شدید مقررات خلاف انسانی.

ه) کهنه کردن مصنوعی فرش از طریق شستن با اسید که مشمول تعرفۀ کم گمرکی در کشورهای خارج شود و حتی بعضی مواقع به صدور فرش های مسروقه مبادرت می ورزند که چون ارزان می خرند می توانند با سایرین رقابت نمایند.

و) تعویض نوع گره ها به منظور آن که زود تر تهیۀ فرش به اتمام رسد و در نتیجه ارزان تر تمام شود. این گره ها به شکل U و یا W می باشد به زودی از هم گسسته می شود و در نتیجه فرشی که با این گره ها تهیه      می شود قابل دوام نبوده و پس از مدت کوتاهی خراب می گردد.

ز) بعضی از بازرگانان فرش های معیوب را خریداری نموده و به طریق نا مناسبی آنها را رفو و رنگ آمیزی کرده و به کشورهای خارج     می فرستند و این خود نیز باعث ضایع شدن محبوبیت و حیثیت فرش های ایران در بازارهای جهانی شده است.

  نیروی انسانی که عامل اصلی تولید فرش در کشور ما به شمار       می رود در وضع بسیار نامساعدی به سر می برد. بنابر این از نظر کاهش هزینۀ تولید نه تنها تحمیل تازه ای به این طبقه مقدور نیست بلکه عدالت اجتماعی حکم می کند که در جهت افزایش دستمزدها تجدید نظر شود و مقررات بیمه های اجتماعی در کارگاههای فرش بافی اجرا گردد و به وضع بهداشت و سلامت آنها سرو صورتی داده شود تا بازده نسبی کارگران      قالی بافی به طور طبیعی افزایش پیدا نماید.

  نکتۀ قابل توجه آن است اصلاحات ارضی و افزایش سطح در آمد کشاورزان مسلماً عدۀ زیادی از قالی بافان را به جانب کشاورزی کشانده و از  کارگاهها فراری می دهد زیرا در حال حاضر آنچه که موجب شده است صدها هزار نفر از مردم این کشور در سرداب ها و بیغوله هایی به نام کارگاه    قالی بافی سلامتی و عمر خود را فدا کنند جزء استیصال و فقر عدالت دیگری ندارد و بدون شک محصول این مردم مستأصل چندان نمی تواند عالی و خوب و جالب باشد. لذا محصول فرش ایران اصالت و روح خود را از دست داده و روز به روز به کالای کم ارزش تبدیل می شود که به آسانی از صفحۀ بازار رانده خواهد شد.

پیشنهادات در مورد حمایت صنعت فرش و فرش بافان

برای این که بتوان مشکلات فرش را بر طبق برنامه و به طور اساسی حل نمود و به اضافه در پیشرفت کار و بهبود وضع آن نظارت صحیح به عمل آید و در هر مورد راهنمایی و یا در صورت لزوم اتخاذ تصمیم سریع معمول گردد، لازم است که به طور کلی امر صنعت فرش به عهدۀ شورایی به نام شورای عالی فرش گذارده شود.

شورای عالی فرش بایستی کمیته هایی از متخصصین امر و نمایندگان سازمانهای مربوطه دولتی و کارفرمایان و کارگران برای تهیه استانداردهای مربوطه به مواد اولیه، نقشه، رنگ و بافت تشکیل دهد.

شورای عالی فرش بایستی تولید کنندگان فرش را ترغیب به تأسیس شرکتی برای تهیۀ مواد اولیه زیر نظر شورا بنماید.

شورای عالی فرش بایستی با همکاری وزارت فرهنگ، هنرهای زیبا و شرکت سهامی فرش ایران برای تفهیم و آموزش و نظارت صحیح در اجرای استانداردهای مواد اولیه، رنگ، نقشه و بافت، هنرستان ها و یا کلاس هایی در هر محل برای مقاطعه کاران و استادان قالی باف تشکیل دهد. تشکیل این کلاس ها در مدارس روستایی نیز ضروری است.

اعتباراتی از طرف دستگاههای اعتبار دهندۀ دولتی برای اعطای وام به صاحبان کارگاههای قالی بافی و نیز مقاطعه کاران و همچنین     شرکت های تعاونی روستایی منظور و در صورت امکان مواد اولیه، نقشه و رنگ مورد لزوم آنها تأمین و تسهیلاتی در امر فروش خصوصاً برای شرکت های تعاونی تولید روستایی فراهم شود. اعطای اعتبارات مشروط به رعایت مصوبات شورای عالی فرش در زمینۀ مقررات مربوطه به تولید و تهیۀ استانداردها و شرایط محیط کار باشد.

شورای عالی فرش یا شرکت سهامی فرش ایران اقدام به تأسیس کارگاههای نمونه در محل های مورد لزوم برای راهنمایی کار فرمایان و کارگران قالی باف و خصوصاً روستاییان قالی باف می نماید.

به منظور بهبود و پیشرفت و حفظ صنعت فرش کارفرمایان قالی بافی تشویق به تشکیل سندیکا و یا سازمان کارفرمایی قالی بافی گردند.

کمیته ای مرکب از نمایندگان وزارت اقتصاد، فرهنگ، هنرهای زیبا، شورای عالی فرش و شرکت سهامی فرش ایران برای نظارت در  فرش های صادراتی تشکیل و کلیۀ فرش های صادره با اجازۀ کمیتۀ مزبور باشد. ضمناً به منظور جلب اعتماد کشورهای خریدار از نمایندگان آنها نیز در کمیتۀ دعوت شود.

هنرمندان قالی باف مورد تشویق و تقدیر قرار گیردند.

در مورد کمک به صادر کنندگان فرش اقدامات مؤثری به عمل آید.

از طرف مقامات مربوطۀ دولتی به ثبت رساندن نقشه های اصیل ایرانی در مراجع بین المللی سعی لازم به عمل آید.

در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا بایستی به تأسیس دفاتر نمایندگی فرش اقدام و کارشناسانی نیز در اختیار دفاتر مزبور     گذارده شوند. دفاتر مزبور بایستی ضمن راهنمایی فروشندگان فرش تبلیغات وسیع و مؤثری را در زمینۀ معرفی فرش های ایران و بحث دربارۀ نقشه ها و رنگ ها و همچنین ایجاد اعتماد بین خریداران به عمل آورند.

اقدامات لازم از طرف دستگاههای مربوطۀ دولتی در مورد تقلیل تعرفۀ گمرکی اتحادیه های گمرکی کشورهای خارجی به عمل آید و در قرار دادهای بازرگانی صادرات فرش مورد توجه خاص      قرار گیرد.

در هر یک از کشورهای اروپایی و امریکایی نمایشگاههای دائمی فرش و یا سیار تحت نظر دفاتر نمایندگی تشکیل گردد.

وزارت کار و خدمات اجتماعی کارگران قالی باف را تشویق به تاسیس سندیکا و انعقاد قرار دادهای دسته جمعی در مورد دستمزد و شرایط کار می نماید.

تولید کنندگان قالی تشویق به ایجاد شرکت های تعاونی گردند و تسهیلات و کمک های خاص برای شرکت های تعاون در نظر     گرفته شود.

چون رفع بیکاری در دهات کمک زیادی به ارتقای سطح زندگی کارگران قالی بافی خواهد نمود سازمان برنامه اعتبارات خاصی برای صنایع دستی اختصاص دهد.

کارگران خردسالی که به طبق مقررات قانون کار منع از کارکردن شده اند، در صورتی که سن آنها بیش از 7 سال باشد توسط وزارت فرهنگ به مدارس اعزام گردند و برای تأمین معاش آنها شورای عالی فرش توسط کمک شیر و خورشید سرخ هر محل، شهرداری و مؤسسات بین المللی از قبیل یونیسف و کاره اقدام نماید.

وضع اجتماعی کارگران و روش تولید فرش

   کارگران صنعت فرش از جمله محروم ترین طبقات زحمتکش کشور ما هستند که طی سالیان دراز بدون استفاده از کمترین حقوق و مزایای انسانی زندگی طاقت فرسا و رقت باری داشته و چون ابزاری بی ارزش زیر دست کارفرمایان خود استثمار بی رحمانه ای قرار گرفته اند و با وجودی که فاصلۀ طبقات ملت ما کارگران و دهقانان هر یک به نحوی از ثمرات انقلاب شاه و مردم بهره مند گردیده اند این عده از کارگران علی رغم منویات شاهنشاه آریامهر در زمینۀ تعمیم وسط عدالت اجتماعی با بدترین و رنج آورترین شرایط زندگی دست به گریبانند. سن اکثر کارگرانی که در این رشته صنعتی به کار اشتغال دارند بین 6 تا 18 سال است و در قبال روزانه 10 تا 12 ساعت کار، دستمزدی در حدود 5 الی 50 ریال دریافت می دارند. وضع بهداشت، روشنایی و هوای کارگاههای قالی بافی بسیار نا مساعد است و فقدان نور کافی در زمستان و هوای ناسالم و آلودۀ محیط کار، آنان را به صورت موجودات رنجور و ضعیفی در آورده است که برای ابتلا به امراض مختلف آمادگی زیادی دارند. شرایط نامساعد کار، بیماری های جسمی گوناگونی برای کارگران این صنعت ایجاد نموده است. با چنین شرایط رقت باری به جرأت می توان گفت که استثمار این طبقۀ زحمتکش شدیدترین نوع استثمار است زیرا از لحاظ اقتصادی میزان سرمایۀ ثابتی که برای تولید فرش اختصاص یافته نسبت به دستمزد کارگران بسیار ناچیز و همین امر همواره درجۀ استثمار کارگران را به میزان قابل توجهی افزایش می بخشد. وضع رقت بار اقتصادی کارگران و وضع خاص کارگاههای فرش بافی سبب گردیده است که نتوان مقررات حمایتی از جمله قانون کارو بیمه های اجتماعی را دربارۀ آنان عملی ساخت به نحوی که این افراد عملاً از هیچ یک از حمایت های اجتماعی برخوردار نگردیده و همواره در معرض خطرات و بیماری های ناشی از سوء تغذیه و نامناسب بودن محیط و شرایط کار قرار دارند.

  چنین وضع نامساعدی عمراه با وجود واسطه ها و افرادی که هیچ گونه نقش مستقیمی در تولید فرش نداشته بلکه بر عکس در افزایش بهای آن بیشتر مؤثرند، سبب گردیده است که چنانکه باید به نوع و کیفیت فرش توجه لازم مبذول نگردد و در نتیجه بدین صنعت عظیم ملی که در حال حاضر قریب 700 هزار نفر از مردم کشور ما بدان اشتغال دارند و محصول آن از نظر در آمد ارزی پس از محصولات نفتی و کشاورزی بزرگترین رقم را تشکیل     می دهد صدمۀ فراوان وارد گردد.

   اختلاف خصوصیت های اقتصادی و اجتماعی مناطقی که در آن صنعت فرش وجود دارد سبب گردیده است که صنعت فرش، شرایط کار کارگران و روش تولید نیز در این مناطق از خصوصیات گوناگونی برخوردار گردد. این خصوصیات عبارتند از: موقعیت جغرافیایی، موقعیت اقتصادی و اجتماعی، شرایط طبیعی، درجۀ صنعتی بودن منطقه، سطح زندگی اهالی، امکانات آموزشی و غیره. چنانکه بیان گردید این خصوصیات در مناطق مختلف فرش متفاوت است. استان آذربایجان شرقی استانی است کشاورزی بدین معنی که رشتۀ کشاورزی حاکم بر اقتصاد آن منطقه بوده و مردم غالباً به مشاغل مختلف مربوط به کشاورزی می پردازند.

 همزمان با رشد صنعتی کشور و اجرای برنامه های جدید اقتصادی در کلیۀ نقاط کشور کارگاههای صنعتی متنوعی در این استان استقرار یافته است. در این استان مردان در مزارع و روستاها و همچنین در کارگاههای صنعتی به کار می پردازند و زنان اکثراً به امور خانه داری اشتغال می ورزند. تفاوت خصوصیت اقتصادی شهری و روستایی در این استان سبب گردیده است که تعدادی کارگاههای متمرکز قالی بافی در شهر مستقر گردیده و اکثر کارگاهها به صورت تک بافی در روستاها به وجود آید. در کارگاههای متمرکز مردان و پسران و به ندرت دختران به کار اشتغال دارند زیرا خانواده ها مایل نیستند که زنان و دختران خود را برای کار به کارگاههای قالی بافی اعزام دارند. در روستاها کارگاههای قالی بافی متمرکز وجود ندارد و دار قالی در منازل بر پا گردیده و قالی بافی به وسیلۀ مردان به کمک زنان و کودکان انجام می یابد.

   توسعه و گسترش صنایع مختلف و افزایش امکانات آموزشی در شهر سبب گردیده است که به تدریج مردان به سایر مشاغل صنعتی اشتغال ورزند و بسیاری از اطفال به جای کارگاههای قالی بافی راه مدرسه را در پیش گیرند. در این استان خصوصیت کار طوری است که اعم از این که کارگر در کارگاه متمرکز به کار اشتغال ورزد و یا در خانۀ خود برای صاحب کار قالی ببافد، کارفرما وی را شدیداً تحت نظر دارد. در نتیجه میزان استثمار نیز شدید تر و در بسیاری موارد شرایط کار نیز نامساعد تر است. کودکان مخصوصاً در روستاها به سبب فقر خانوادگی و عدم امکانات آموزشی به صنعت قالی بافی روی می آورند. در این شهرستان ها سه دسته کارگر قالی باف وجود دارد:

1. کارگرانی که در کارگاههای متمرکز روزی 9-10 ساعت به کار اشتغال دارند.

2. دستۀ دیگر کارگرانی که اعم از شهری یا روستایی مواد اولیه و ابزار و وسیله را از کار فرما و تولید کننده دریافت داشته و در منازل خود به بافت قالی اشتغال دارند و پس از پایان کار قالی را تحویل کارفرما می دهند.

3. دستۀ سوم خانواده هایی که برای خود کار می کنند، بدین معنی که مصالح و مواد اولیه را تهیه نموده و قالی را خود بافته و به بازار عرضه می دارند. البته در تبریز این دسته از کارگران بسیار کمند. در اصفهان که استانی است صنعتی و در شهرها و روستاهای آن کارخانه های صنعتی بسیاری وجود دارد سطح زندگی مردم بالاتر از بسیاری از دیگر استان های ایران است و صنعت قالی بافی نیز در این استان خصوصیت کاملاً متفاوتی نسبت به سایر استان ها یافته است. بدین معنی که در این استان مردان به کارهای صنعتی و کشاورزی پرداخته و با قالی بافی سروکاری ندارند و اکثر زنان و دختران بدین امر اشتغال می ورزند. از طرفی چون زنان به کارهای خانه داری اشتغال دارند لذا قالی بافی به عنوان کار دوم آنها تلقی می گردد و همین خصوصیت سبب گردیده است که کارگاههای متمرکز در شهرها و روستاها ایجاد نگردیده و قالی بافی به صورت تک بافی انجام پذیرد. از طرف دیگر چون وضع زندگی مردم اصفهان (اعم از شهر ها یا روستا) بهتر از بعضی دیگر از استان ها بوده و امکانات آموزشی نیز در آنجا بیشتر است لذا در شهر زنان در روز فقط در ایام فراغت و بیکاری به کار قالی بافی اشتغال دارند و اطفال نیز نسبت به مناطق دیگر کمتر بدین کارتن در می دهند ولی در روستاها وضع قالی بافی تفاوت چندانی با سایر مناطق ندارد. توسعه و گسترش صنایع در سال های اخیر در اصفهان موجب گردیده است که کارگران مرد به سوی صنایع مذکور جذب گردیده و قالی بافی در روستاها تنها به وسیلۀ زنان و دختران به عنوان کار تفننی و کمک به درآمد خانواده تلقی گردید و می توان پیش بینی کرد که با بهره برداری از صنعت ذوب آهن و سایر صنایعی که در این استان به وجود خواهد آمد سطح در آمد افزایش یافته و خانواده ها کمتر به در آمدهای فرعی از جمله قالی بافی متکی گردند و در نتیجه این صنعت محدودتر گردد.

   در این منطقه وابستگی کارگر به کار فرما و تعداد خانواده هایی که رأساً خود به کار قالی بافی اشتغال دارند در حدود 40 درصد است (تک باف) و ده درصد از کارگران فرش تنها به کار قالی بافی اشتغال دارند و بقیه با گرفتن مصالح و مواد اولیه و ابزار و دستمزد برای صاحب کار قالی می بافند و از شدت استثمار کارگران کاسته نشده است.

    در کرمان که مهمترین منبع و مرکز قالی بافی ایران به شمار می رود خصوصیت اقتصادی کاملاً با سایر شهرها و استان ها متفاوت است. در این استان به سبب کمی آب کشاورزی رونقی نداشته و فعالیت های صنعتی و تولیدی نیز در اغاز مراحل رشد خود به سر می برد زیرا با وجود معادن عظیمی که در این استان وجود دارداستخراج این معادن تا کنون عملی نگردیده و کارگاههای صنعتی دیگری هم که در شهرها به چشم می خورد بیشتر از قبیل پشم پاک کنی و ریسندگی به بافندگی است که غالباً در جهت تهیۀ مواد اولیه و مصالح کارگاههای قالی بافی کار می کنند. از طرف دیگر افرادی که در معادن و کارخانه ها کار می کنند اکثراً از سایر شهر ها بخصوص یزد و آذربایجان بدین است آمده اند زیرا شرایط اقتصادی و کشاورزی این استان سبب گردیده است که کارگران تنها به کارهای قالی بافی روی آورده و در نتیجه از اشتغال به کارهای سنگین دوری جویند و همین خصوصیت با توجه به پایین بودن سطح دستمزدها موجب شده است که صاحبان سرمایه از این موقعیت نامناسب بهره برداری کرده و بیشتر در صنعت فرش که نیاز به سرمایۀ ثابت کمی داشته و نیروی انسانی ارزان سهم قابل ملاحظه ای در تولید فرش دارد. سرمایه گذاری نمایند. در این استان با توجه به خصوصیت اقتصادی و اجتماعی محیط و سنت های خانوادگی مردم استثمار کارگران قالی باف بسیار شدید بوده و کارگران تحت کنترل و نظارت شدید و مداوم کارفرمایان قرار دارند. کارگران از صبح تا شام در بیغوله های تاریک به نام کارگاه زندگی می کنند و در همانجا غذا می خورند و درهمانجا به خواب    می روند اغلب کارگاهها از سطح زمین پایین تر بوده لذا مرطوب و فاقد نور کافی هستند. در بسیاری از خانواده های روستایی کودکان از سنین 7 سالگلی به همراه مادر و خواهران و برادران هود به بافت قالی اشتغال می ورزند و چون روش پرداخت مزد کارمزدی است لذا کارگران برای این که مزد بیشتری دریافت دارند روزانه مقدار بیشتری کار می کنند.

   از طرف دیگر نحوۀ بافت و برپا کردن دار در استان کرمان مطلقاً با سایر شهرستان ها متفاوت است و به نحوی است که فاصله بین کارگر      قالی باف و دار زیاد است و کارگر مجبور است به روی زانوی خود تکیه نماید و همین امر فشار زیادی به استخوان های ران و زانوی کارگر وارد ساخته و آن را از شکل طبیعی خارج می سازد و در عین حال به سبب نحوۀ قرار گرفتن دار قالی کارگران در پشت دار که مطلقاً تاریک بوده و فاقد هر گونه روشنایی است قرار می گیرند و این امر برای چشمان آنان زیان بخش است. با توجه به این که اغلب کارگران قالی باف شغل دیگری به جزء قالی بافی ندارند لذا در 70-80%  خانواده ها قالی بافی شغل اصلی آن به شمار می رود و از این لحاظ می توان به شدت استثمار این کارگران پی برد.

     باید این نکته را خاطر نشان ساخت که آماده ساختن کارگران از نظر علمی فنی و روحی به منظور اشتغال در صنایع اساسی و جدید به طور کلی ایجاب می کند که همزمان با آغاز صنعتی کردن کشور تدابیر فرهنگی و تربیتی اندیشیده و طبق برنامه های خاصی به مرحله اجرا گذارده شود تا کارگران با توجه به این آمادگی بیش از پیش به صنایع جدیدی که در این منطقه ایجاد می گردد روی آورند.

     در قم، اراک و کاشان مردم به کشاورزی اشتغال دارند و به غیر از چند کارخانۀ بافندگی و ریسندگی هنوز کارخانه های صنعتی بزرگی که بتواند تعداد زیادی از کارگران را به سوی خود جذب نماید در این شهرستان ها مستقر نگردیده و تنها کارخانه های پشم پاک کنی و ریسندگی ایجاد گردیده است که مواد اولیۀ فرش را تهیه می کنند. صنعت قالی بافی در این    شهرستان ها اکثراً در روستاها و به وسیلۀ زنان و کودکان انجام می یابد. و تقریباً سی درصد خانواده ها مستقلاً به امر قالی بافی اشتغال دارند. البته     می توان پیش بینی کرد که با استقرار کارخانۀ ماشین ساری اراک و چند طرح کوچک صنعتی که در این چند شهرستان اجرا خواهد شد و بالا رفتن سطوح درآمد عمومی این شهر ها میزان اشتغال در قالی بافی تقلیل یابد. در این شهرستان ها کارگاه متمرکز قالی بافی بسیار کم بوده و بیشتر قالی بافان با گرفتن مواد اولیه و مصالح در خانه های خود به کار اشتغال می ورزند و این امر سبب می گردد که مانند سایر مناطق توجه زیادی به شرایط کار و   حمایت های اجتماعی آنان نشود.

  متأسفانه در سال های اخیر به منظور فروش بیشتر و ارزان تر اقداماتی شده که در قسمتی از فرش ایران به واسطۀ مصرف کردن پشم های نامرغوب دباغی و رنگ های غیر ثابت و بخصوص دواشور کردن آنها برای جلای بیشتر ظاهری و کهنه نشان دادن فرش در حدود پنجاه درصد از استحکام فرش را از بین می برند و همچنین تقلب در گره قسمتی از فرش های کرمان که مقداری نصف گره و قسمتی بدون گره است کم کم سلب اطمینان خریداران خارجی را کرده و می کند و اگر فکر عاجلی برای آن نشود موجب نکث این بازار صادراتی مهم ایران خواهد شد. جای تعجب است که این نوع فرش ها چون به واسطۀ بدی و ارزانی نوع پشم یا گره نخوردن آن طبعاً با اجرت کمتری بافته می شود و ارزان تر تمام می شود به نام فرش صادراتی معروف شده است.

   اصولاً فرش هایی که در ایران تهیه می شود قسمتی به صورت ایلیاتی است که در منازل و چادرهای ایلات و عشایر به طریق انفرادی و فامیلی بافته می شود که عبارتند از: چهار محال، چاله شتر، سلمان، فریدن، شهر کرد، بروجن، دهاقان، شهرضا؛ قهوه رخ، سه دهستان، خان میرزا و لردگان که در حدود هشتاد پارچه آبادی است که به سیستم ایلات بختیاری فرش بافی  می کنند.

در منطقه فارس ایلات افشار، قشقایی، اطراف شیراز، کازرون، ممسنی، بویر احمدی، نیریز، فیروز آباد و اصطهبانات که معمولاً نوع فرش آنجا تار و پودش تمام پشم است و همچنین فرش های بلوچستان که معروف ترین آن نقشه معدن است که نوعاً خوب  و با داوام است و با پود نخی هم   می بافند. همین طور در زابل و سیستان و قصبات اطراف آن، فرش های ساوه، زرند و مزلقان و شاهسون را هم می توان در این سری نام برد که مرغوب است.

   فرش های گنبد، ترکمن، یموت، بجنورد، تکه و نقشه افغان که در حدود مرز ایران بافته می شود هم جزء و فرش های ایلیاتی است و پود آن به تفاوت از پشم و نخ و ابریشم بافته می شود. نوع موسی آبادی آن که تون نخی است پست تر و ارزان تر است.

    فرش های اطراف خرم آباد تا منطقه کرمانشاه که به نام کلیاتی معروف است تارو پود آن پشم است و بین همدان و کردستان ایل افشار که فرش های معروف آن بیجار حلوایی است که ایلیاتی و شهری هم است که چون به طریق دو پود می بافند ضخیم و گوشت دار و خیلی کارکن است.

   در کردستان هم تماماً در خانه ها و به صورت ایلیاتی بافته می شود به طور کلی حدود (35%) فرش های ایرانی به طریق نامبردۀ بالا بافته می شود که استاندارد کردن مواد اولیه این قبیل فرش های ایلیاتی ممکن نیست مگر این که در مراکز شهر ها و قصبات، دولت به وسیلۀ شرکت سهامی فرش ایران یا مؤسسۀ استاندارد اقدام به تهیه و فروش مواد اولیۀ فرش از قبیل پشم های مرغوب یکنواخت رنگ شده (خامه) با قیمت مناسب و نقشه های متناسب محلی به وسیلۀ شرکت های تعاونی با تبلیغ کافی به وعده بفروشد و یا با گرفتن تفاوت کمی با پشم های موجود خودشان معاوضه کند

  داربست فرش های ایلیاتی زمینی است و چون تدریجاً از حاصل پشم گوسفندان و از چین های مختلف می بافند و کم کم رنگ آمیزی گیاهی طبیعی می کنند در نتیجه طول مدت کار و اختلاف نوع پشم و خوب شسته نشدن و عدم امکان تهیۀ یک جا مواد اولیه پشم رنگ کننده در قسمتی ناهم آهنگی در رنگ به وجود می آید که صادر کنندگان در مرکز با وسایل شیمیایی و ماست و ترشی و غیره رنگ ها را به صورت یکنواخت در می آورند. چون این نوع فرش ها با قیمت مناسب آن خوب و کارکن است بازار صادرات خوبی دارد.

   در محال خمسه و زنجان با نقشه های محلی به صورت ایلیاتی و داربست عمودی می بافند که معروف ترین آنها به نام قولتون که نقشه ترنج غلط دارد می باشد.

   اطراف همدان، کبود آهنگ، حسین آباد، صالح آباد و بهار انجلاس فرش های معمولی ارزان می بافند که قسمت اعظم آن فاقد رنگ طبیعی و گیاهی خوب است. ولی فرش هایی که در کارخانه شرکت سهامی فرش همدان بافته می شود اصالت و خوبی جنس خود را از دست نداده و به قیمت خوب به فروش می رسد.

     در توسیرکان و تفرش و فراهان نقشه های غلط خوب می بافند و بازار خارجی خوب دارد. قزوین سابقاً فرش بافی کاملی داشته که موقعیت خود را در بیست سال اخیر از دست داده همچنانکه در کرمانشاه و رشت هم از سی سال قبل.

   ملایر و بروجرد هم قالی بافی دارد که معروف ترین آن با نقشه های غلط میشن ملایر خیلی مرغوب است. فرش هایی نخ فرنگ اراک به نام ساروق و نوعی به نام نقشه بته میر که بدون نقشه بافته می شود بازار صادراتی خوبی دارد و نوع دیگر نقشه سرابندی است که ارزان تر است و فرش محلات که عبارتند از گلپایگان، خمین، کمره، لیلیان و اراک که نوعاً متوسط و قیمت آن مناسب تر است.

   فرش های مزلقان نقشه غلط مخصوص به خود دارد. قم، زرند ساوه که فرش های آن به نام قم بافته می شود و تقلید از تمامی نقشه های متداول ایران می کنند فرش های خوبی است و خیلی اعلا هم بافته می شود. ولی متأسفانه اخیراً انواع فرش های کم رج شل و بی دوامی هم می بافند که لطمه به موقعیت خودشان می زنند.

   در کاشان و محلات اطراف آن تولید فرش نسبت به موقعیت خودش به سایر نقاط ایران بیشتر است و تماماً خانگی و به طور انفرادی و فامیلی بافته می شود و به علت خشکسالی سال های اخیر اکثر مردم به کار فرش بافی مشغول شده اند و طریق عملکرد آنها این است که صاحب کار داربست و مواد اولیه و رنگ و نقشه را می دهد و چله دوان دار را تارکشی می کند و  صاحب کار هر دو هفته یک بار سرکشی می نماید و پس از خاتمۀ کار      رج شمار اجرت داده می شود. فرش خوب کاشان در حدود 40 رج در یک گره و شانزده گره یک ذرع حساب می شود و حداکثر تا 80 رج هم امکان بافت دارد. قالیچه های کاشان معمولاً جفتی بوده و اجرت بافت آن نصف قیمت تقویم شده است.

   فرش های بافته شده در نطنز آباد و خند آباد، ابوزید آباد، راوند، تراب آباد سرک، جوشقان، ون، سار، بادغان، نیاسر، فین، حسن آباد، لتهور، نصر آباد، حسین آباد، سن سن، یزل، قزاق، مشکون، دهنار، نوش آباد،           آران و بیدگل، قمصر، قهرود، کله، ارمک، کج گون، اردستان، مشهد اردهال و زواره به نام فرش کاشان صادر می شود.

   روی هم رفته فرش های کاشان خوب و بادوام است ولی به شرط آن که زیاد از نقشه های اصیل قدیمی محلی دور نشودند.

   در اصفهان بیشتر زنان بافنده هستند و فرش های بسیار اعلا بافته    می شود ولی قسمتی هم بخصوص در نجف آباد با نقشه هایی که عیناً در فرش های ماشینی تقلید شده است بافته می شود که به واسطۀ شباهت آن با فرش های ماشینی در خارج خریدار خوبی ندارد.

   در نائین و محلات آن از قبیل تود شگ، محمدی، حسین آباد، برزو، چیر، ملا احمد و یزد آباد فرش های ظریف درجه یک اعلا بافته می شود که سبک مخصوص خود را حفظ کرده و کلاً به وسیلۀ بانوان و دوشیزگان بافته می شود و طرز تقسیم اجرت پس از خاتمۀ کار  و تقویم فرش صدی پنجاه بابت اجرت احتساب می گردد.

  در خراسان و کاشمر و تربت حیدریه، ازغند و بیرجند طرز عمل به طریق کاشان است و محلی هایی هم به نام کارخانۀ فرش بافی که دستگاههای متعددی دارد موجود است ولی پرداخت اجرت مقاطعه ای است و اکثر بافندگان مرد و اطفال می باشند.

  اطراف خراسان هم بافندگی دارد مثل گناباد، طرقبه، عنبرون، فردوس و نوع نامرغوب آن در شاندیز می باشد که چون بدون نقشۀ رنگی کار می کند اغلب رنگ ها خیلی در هم و نا متناسب از کار خارج می شود که بایستی در این مورد راهنمایی شودند.

  فراموش نباید کرد که فرش های ظریف و عالی سفارشی و بافت مرحومان مخمل باف، علی عمواغلی، صابر وزرینه در نوع خود از بهترین فرش های ایران بوده است و کمیاب می باشد.

  در سمنان، سبزوار، نیشابور و دامغان هم فرش بافی دارد که خوب و معروف است. فرش های کهنۀ جوزان و ملایر و فراهان مرغوب و نقشه های آن عالی و باب صادرات است.

  در آذربایجان و تبریز که کارخانجات و بافندگان معروفی بهترین   فرش ها را تهیه می کنند که جزو نفایس است. فرش های هریس، شربیان، مهروان، کروان و سراب هم خوب و قابل صادرات است ولی متأسفانه حدود 60% فرش های تبریز و اطراف آن با پشم های ناباب، نامرغوب و       رنگ های غیر ثابت خارجی بافته می شود که بیشتر پشم دباغی است که با دواشور کردن آن هم نیمی از استحکام فرش را گرفته و همان ها است که به زودی اثر بد خود را در نزد خریداری روشن می کند و موجب بدنامی فرش ایران و نکث بازار فرش می شود. همچنانکه قسمتی از فرش های نیم گره و گره نخوردۀ کرمان این بد نامی و نگرانی را در بازار صادرات ایجاد کرده است در حالی که بافندگان با شخصیت معروفی بهترین فرش های کرمان و راور را تهیه می کنند که باعث آبرو است.

  تهران در قدیم بافندگی فرش عالی داشته که فرش های کهنۀ آن خیلی مرغوب است همچنین شهر ری و و رامین، اخیراً صنعت بافندگی فرش تهران توسط کاشانی ها و بافندگان سایر شهرستان ها که به تهران آمده اند انجام    می شود و بیشتر نقشه های قم و کاشان را می بافند و به همین نام ها هم به فروش می رسد. این دستگاهها هم خیلی زیاد و در محلات بی سیم نجف آباد، تیر دو قلو، میدان خراسان، شهر ری، سید ملک خاتون، گرگان، فوزیه، نارمک، تهران نو، خیابان رباط کریم و قلعه مرغی دایر است.

مواد مصرفی در این دوره

پشم های داخلی که به مصرف بافت فرش می رسد سه نوع است:

پشم بهاره که از گوسفندان زنده در بهار چیده می شود.

پشم قیچی شده از پوست گوسفند ذبح شده که قدرت و استحکام آن نسبت به نوع اول کمتر است.

پشم دباغی که به وسیلۀ مواد آهکی از پوست گوسفند ذبح شده به دست می آید و چون بسیار ارزان و بی دوام است رنگ را هم به طرز ثبات به خود نمی گیرد.

مرغوبترین پشم های ایران پشم خراسان آن هم از نوع سفیدش و همچنین پشم سفید بره گی کاشان است که بسیار لطیف و بادوام است.

رنگ های گیاهی از پوست گردو، پوست پیاز، برک، روناس، پوست انار، زاغ، مازو، برگ، مو، کاه و ادرار گاو و نظایر آن است.

  رنگ های ثابت خارجی هم عبارت از قرمز دانه، دیاماند و نیل است که از خارج وارد می شود و رنگ دوغی که در سابق معمول بوده و طریق تهیۀ آن خواباندن پشم رنگ شدۀ قرمز در دوغی که از شیر و ماست     خالص تهیه می کردند و تبدیل به خامۀ صورتی خوش رنگ با دوامی می شده که اکنون چون این مواد خوراکی خیلی گران قیمت است و برای این منظور صرف نمی کند دور و برش نمی روند.

طرح توسعۀ صنعت فرش

  عملیات مهم انجام شده در آذر 49 در طول مدت طرح توسعۀ صنعت فرش عبارتند از:

تأسیس کارخانۀ حلاجی و ریسندگی کرج.

توسعۀ کارخانۀ مذکور در سال جاری.

تأسیس کارگاه رنگرزی مرکزی در کرج و رنگرزی های کوچک تر در اصفهان و کرمان.

تأسیس 17 شعبه جدید فرش به طوری که تعداد کل شعب شرکت در حال حاضر به 33 شعبه رسیده است.

تأسیس کارگاههای آموزشی در نقاط مختلف کشور و نمایشگاههای فرش.

تهیۀ رنگ های طبیعی و اصیل ایرانی برای رنگ نمودن پشم.

بهداشتی نمودن 3280 کارگاه تک بافان و جلوگیری از بکار گماردن اطفال خردسال.

استخدام 120 نفر کارمند و اعزام آنها به شعب. همچنین استخدام 8 نفر مهندسین نساج تحصیل کردۀ آلمان و اعزام آنها به شهرستان ها به عنوان معاون مدیران شعب و تعلیم تعداد قابل توجهی کارآموز در شعبی که سابقۀ فرش بافی نداشته است و استفاده از خدمات آنها در سال جاری و آتی.

خرید قالی از تک بافان بر اساس قرار دادهای منعقد در تمام شعب و در نتیجه حذف عوامل واسطه.

تهیۀ حدود 3600 دستگاه دارقالی و قالیچه توسط صنعت گران ایرانی و آشنا نامبردگان با متد جدید بافندگی.

اقدامات برای توسعۀ صادرات فرش

تأسیس نمایشگاه فرش.

استفاده از موقعیت و محل مغازه های بزرگ در خارجه.

کنترل صادرات فرش.

بهبود وضع قالی بافان.

ایجاد کارگاه متمرکز بزرگ در استان کرمان.

در سال 1348 اجرای قانون جدید بهبود صنعت فرش به شرح زیر می باشد.

در طرقبه، نیشابور، سبزوار، کاشمر، گناباد و بیرجند شش شعبۀ اصلی جدید و در محولات و تربت تعداد یکهزار دستگاه قالی بافی با قریب   سه هزار کارگر به کار مشغول شده اند که هر دستگاه به طور متوسط دو متر و جمع محصول آن ماهیان دو هزار متر و سالیانه بالغ بر 25000 متر محصول فرش می گردد.

بر طبق قانون جدید علاوه بر این که شرکت سهامی فرش ایران دستمزد کارگران را به حد امکان بالا برد آنان را در سود کارگاه (به میزان هشتاد درصد از سود فرش) شریک نموده و موجبات بیمه و استفاده از مزایای قانون کار را برای آنان فراهم آورده است و چون همیشه عرضه و تقاضا در امر اقتصاد مقام حساسی دارد سایر کارگاههای خصوصی برای برپا ماندن کارگاههای خود ناچار شدند تا حدی از شرکت سهامی فرش ایران پیرو نموده و در پرداخت دستمزد و مزایا به کارگران تجدید نظر نمایند. بنابر این عمل شرکت سهامی فرش ایران در تمام دستگاههای فرش بافی و صنعت فرش کشور اثر گذاشته است.

در مورد جلوگیری از بکار گماردن اصفال کمتر از 12 سال که بر طبق قانون کار توصیه شده است، اقدام شرکت فرش باعث گردیده در سایر کارگاههای خصوصی نیز این عمل ترویج و شدیداً از کار اطفال کمتر از 12 سال جلوگیری گردیده و متخلفین از طرف مقامات مربوطه به شدت تنبیه و مجازات می شوند و در حال حاضر اغلب فرزندان کارگران با اقداماتی که به عمل آمده به جای حضور در کارگاهها در سر کلاس درس حاضر می شوند.

زندگی کارگران نسبت به یک سال قبل حداقل به نسبت دو برابر سال گذشته بهتر شده و دستمزد که در بسیاری از کارگاههای خصوصی تا مقاطی چهل ریال پرداخت می شد حداقل به هشتاد و یکصد ريال  رسیده است و اغلب کارگران از مزایای قانون کارو یا معالجه مجانی برخوردار می شوند.

شرکت فرش با اقدامات مجدانه سعی کرد قیمت قالی را تا حد امکان تثبیت نماید و هم اکنون نه تنها جلو ترقی قیمت نسبت به روزهای اول گرفته شده بلکه گرانی مصنوعی به تدریج جای خود را به تثبیت قیمت داده و اضافه دستمزد کارگران بیشتر از سود نسبتاً زیاد کارفرماهای خصوصی کسر شده و به مصرف کننده کمتر تحمیل شده است و علت این امر نیز بدون شک اتخاذ سیاست روشن شرکت فرش بوده که از گرانی محصولات خود در حد امکان جلوگیری نموده است.

ابزار و دستگاه های دورۀ پهلوی

  برای بهداشتی کردن دستگاههای قالی بافی کرمان که نحوۀ کار که نحوۀ کار آنها با سایر نقاط ایران تفاوت فاحشی دارد، با توجه به مطالعاتی که توسط کارشناسان امر به عمل آمده و پیشنهاداتی که ارائه گردید ه بود دستگاهی تهیۀ و در کانون کار آموزی کرمان نصب گردید و از آن بهره برداری می شود.

    ساختمان این دستگاه به قسمی است که کارگر به راحتی در پشت دستگاه نشسته و پای خود را به طور آزاد در زیر قرار می دهد و در نتیجه از ابتلای به عوارض استخوانی و خمیدگی ستون فقرا مصون می باشد. چون تهیۀ دستگاه مذکور مستلزم صرف هزینۀ نسبتاً زیادی می باشد که اکثر صاحبان دار قالی از عهدۀ آن بر نمی آیند. صاحبان دارهای قالی راهنمایی شدند    ستون های چوبی دار قالی خود را به میزانی از کف زمین بالا بیاورند که کارگران بتوانند هنگام کار پاهای خود را در زیر آن دراز کرده و دچار ناراحتی نشوند.

  ضمناً به منظور عملی کردن این نظر کتابی به نام               "سپاهیان و صنعت فرش" از طرف وزارت کار و امور اجتماعی تهیه شد که بین سپاهیان انقلاب توزیع گردید تا سپاهیان مذکور با استفاده از مندرجات کتاب در بهداشتی کردن کارگاهها و دارهای قالی در نقاط دور افتاده        اقدام نمایند.

   در سال 1352 نیز دو جلد کتاب به عنوان شناخت شاهکارهای فرش ایران توسط شرکت سهامی فرش ایران تهیه گردید. که هدف از به وجو

منبع :