نقوش و طرح های فرش

سرو مقدس ،نقشی جاودانه برقالی تبریز

سرو مقدس ريشه و بنيان هيچ امر سنتي را نبايد در دوران تاريخي ملل جستجو كرد ؛ زيرا معمولا آنچه به سنت به مردمان اعصار جديدتر رسيده است ، همه به اعصاري مربوط است كه هنوزخطي در ميان نبوده ،  يعني پيش از تاريخ .

 

درخت يكي از مظاهريست كه بشر از ابتداي خلقت در برابر آن سرتعظيم فرود آورده ، زيرا مردم در زمانهاي قديم به مراتب بيش از امروز در بطن طبيعت زندگي مي‌كرده‌اند يك حقيقت انكار ناپذير است به همين خاطر تمامي سرچشمه قدرت را متاثر از طبيعت و به خصوص درخت مي‌دانستند .

 در اساطير آذربايجان درختي برهمه زمين سايه مي‌افكند درختي كه مي‌تواند در برابر آتش جهنم تخم‌هاي ريخته شده انسان را در دروازه‌هاي جهنم تر نگهدارد . تا نسل انسان تداوم يابد علت‌هاي ديگري كه در مورد تقدس درخت سرو شمرده شده هم از نظر صاحب نظران مختلف متفاوت و هم متعدد است ، به نظردكترمهرداد بهار: ( اين تقدس از آن روست كه سروها از همه درختان منطقه عظيم‌ترند و بسيار پر عمر و سايه گستري و سرسبزي بسياري دارند و نيز به علت اينكه هر ساله پوست مي‌اندازند و به گمان مردم تازه و جوان مي‌شوند . همچنين بر اساس مردم شناسي تطبيقي مي‌توان باور داشت كه در اعصار بسيار كهن گمان برآن بوده است كه ارواح مردگان پر قدرت قبيله يا خدايان يا پري‌هايي در آنها مي‌زيسته‌اند يا اين درخت‌ها مظهر آنان بوده‌اند .

 بنا به عقيده مردم سروهاي كهن ، بركت و پر محصولي را به زمين و خانواده مي‌بخشند و زنان را در باروري و به سلامت زاييدن فرزندان ياري مي‌دهند و كار كسب را رونق مي‌بخشند .

 شاهان هخامنشي بنا به سنت آسياي غربي _ مديترانه‌اي ، حافظ اين گياه بوده‌اند و مظهري زرين داشته و در دربار نگهداري مي‌كرده‌اند ، اين سرو پيوسته به همراه تاكي بوده كه به نظر اين تاك مظهر خون و دوام سلطنت بوده است .

 ستايش درختان مقدس ، در دوره اسلامي ، توجيهي تازه يافت و براي آن كه ستايش ايشان برخلاف سنت‌هاي اسلامي نباشد ، اغلب به اين نتيجه رسيده‌اند كه در پاي اين درختان ، بزرگ مردي ، امام زاده‌اي يا مقدسي به خاك سپرده شده است .

ستايش سروهاي كهن و درختاني ديگر مانند : چنار _ خرما_ انار و... آنها خاص ايرانيان نيست و در فرهنگ اكثر اقوام جهان وجود دارد .

 همه اينها تعبيرات مختلف يك حركت است . (صيانت و حفظ و پرورش تخم هرمز) كه پسران درخت انسانهاي اول گاه چهارم ، در اساطير بن دهشني و قبل از آن هستند و بعد از رشد اوليه توسط انواع پرورده مي‌شوند اين نوع درد دده قورقود شير، درجاهاي ديگر گرگ ، كبوتر و ... ومعمولا در همه جاي دنيا هم هستند .

 در اوستا يكي از شش مرحله آفرينش را آفرينش گياه مي‌دانند . در باور سنتي زرتشتيان جشن «گاهنبار» (چهره) اَياثَرم گاه برابر با مرحله چهارم آفرينش و هنگاميست كه خداوند ، گياه و رستني ها را آفريد ، بنابراين روايت در اين 5 روز جشن مي‌گيرند و خداوند را براي آفرينش گياه سپاس و ستايش مي‌كنند .

 در اوستا فروغ يا فرشته نگهبان گياه در روي زمين ، خرداد امشاسپند است خرداد همان واژه « هَئه اوروتات » اوستايي به معني جاودانگي است و گياه نمادي بر آن و نشاني از زندگي وجاودانه بودن است .

 سرو مينو سپنت طبق عقايد باستاني نماد فناناپذيريست و باور بر اين است كه سرو مربوط به نور ايزد اهورامزدا است وحتي به شخص زرتشت است و اينكه درختان مقدس قدرت آن را دارند كه گله‌ها را افزايش دهند و خورشيد را به درخشش وا دارند ، باران پديد بياورند ، زنان را بارور سازند و در زايش به آنها ياري دهند ، همه از آن جاست .

 اين اعتقادات هنوز هم به شكل دخيل بستن به درختان در جامعه ايران باقي است .

 در شاهنامه آمده : ( زرتشت دو شاخه سرو از بهشت آورد و با دست خويش يكي را در كاشمر و ديگري را در فريومد نشاند ) به اين موضوع در تاريخ بيهقي هم اشاره شده است .

 زرتشت سپنتامن مي‌گويد : (هر كسي درخت كهنسالي را قطع نمايد مي‌ميرد . در اوستا آسيب رسانيدن به درختان گناه بزرگي محسوب مي‌شود. زرتشت درختكاري و‌آباداني زمين را كرداري نيك مي‌دانسته است در ونديداد آمده است كه زرتشت از اهورامزدا مي‌پرسد كه اي آفريننده جهان مينوي چه كسي زمين را بيشتر خوشحال مي‌كند و اهورامزدا پاسخ مي‌دهد كسي كه بيشترين مقدار كشت كند و بيشترين مقدار درخت بكارد و علوفه سبز توليد نمايد و زمين را سيراب نمايد )

 كاشتن گياه و درخت هم از قديم در ايران رواج داشته چنانچه هر فرد زرتشتي به هنگام زايش فرزند خود موظف بود نهال «غالبا درخت سرو» بكارد و درخت را به نام فرزند خود بنامد و همراه با بزرگ شدن نهال و درخت ، فرزند هم بزرگ و برومند مي‌شد . اين انديشه هنوز هم بين زرتشتيان رايج است . كاشتن سبزه نيز يكي از رسوم نوروزي است كه از روزگاران باستان در بين ايرانيان رواج دارد .

 درخت سرو كه به نامهاي آزاد و شروين شهرت يافته از نظر علمي كوپراسه (cypress)  ناميده مي شود ، در ايران داراي يك گونه ودو واريته است كه سروناز نوع زينتي آن است .

 آزادي و سرافرازي سرو در بين ادب دوستان ، هزاران نيك نامي و سركشي و دل پذيري برمي‌انگيزد و هم از نظر زيبا شناسي به قامت كشيده و موزون و هم از نظر اساطيري به حيات دهي معشوق نسبت مي‌دهند كه همانا جان جان جان جهان در اوست

از كف تركي سياه چشم پري روي

 قامت چون سرو و زلفگانش چوگان

                                                    رودكي

در خواب نديدي مگر خيالم

 آن سرو سهي قدمشك خالم

                                                 ناصر خسرو

 سرو بودي كز چمن برخاستي

ماه بودي تو ز گردون آمدي

                                                       عطار

سرو بالاي كمان ابرو اگر تيرزند

عاشق آن است كه برديده نهد پيكان را

                                                     سعدي

آن مير غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو

 وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت مي‌كنند

                                                   مولوي

 سروچمان من چرا ميل من نمي‌كند

 همدم گل نمي‌شود ياد سمن نمي‌كند

                                                   حافظ

 يا در ادبيات آذري شعر بسيار زيبا و معروفي در اين باره داريم كه:

 بوتون گؤزل لي‌يي، تانريم او سرو نازه وئريب

 او هرنه ائيله‌سه عالم اونا، اجازه وئريب

 اول آهو گؤزلو مني قورخورام كمنده سالا

كي فيتنه سيله ، چوخ عاشيقلري گدازه وئريب

ولي هرگز افكار ماوراء طبيعي و خرافي كه در افسانه‌هاي اساطيري يونان و روم وجود دارد ، درباره اين گياهان در بين ايرانيان ديده نشده است .

 تقدس درخت سرو تنها مربوط به اعتقادات مهر پرستي است. بنا به آثار به جامانده و نوشته‌هاي تاريخ بيهقي در كاشمر سرو بلند مشهوري در كنار آتشكده‌ايي وجود داشته كه زرتشتيان آن را مقدس مي‌شمردند و پاي آن محل نيايش مي‌كرده‌اند و برخي زرتشتيان معتقد بودند كه مقبره زرتشت در آن جا بوده است و اين امر  برخليفه وقت متوكل عباسي (861 پس از ميلاد) گران آمد ودستور داد آن سرو را از ريشه بريده و آن را بار هزار سيصد شتر كردند و به سامرا فرستند ولي دست تقدير چنان كرد كه قبل از رسيدن آن سرو به سامرا متوكل به دست فرزندش به قتل رسيد و هر كس ديگري كه دستي در كار بريدن سرو داشت از جمله درودگر آن (حسين نجار) و شاگردان آن و آهنگران و... تا آخر آن سال هلاك شدند .

 جالب است كه بدانيد هم اكنون  نيز بزرگترين درخت سرو جهان در ايران _ يزد در شهرستان ابركوه چون نگيني سبز مي‌درخشد ، اين سرو با ارتفاع 25 متر و دور تنه 5/11 متر و محيط 18 متري آن مي‌توان گفت بزرگترين درخت زنده موجود در زمين است .

اخيرا دانشمندان ژاپني و روسي از اين درخت ديدن كردند و عمرش را تا 8 هزار سال برآورد كرده‌اند . پروفسور الكساندروف روسي پيشتر عمر آن را 4000 تا 4500 سال برآورده كرده بود .

سروهاي كهنسال ديگري نيز در ايران مي‌توان نام برد از جمله : سرو 2000 ساله روستاي سنگان ؛ سرو 1300 ساله در بلوار اصلي گوهر دشت كرج ؛ سرو 1000 ساله روستاي جاريان نطنز ؛ سرو 1000 ساله هرزويل منجيل ؛ سرو 800 ساله در روستاي مرق كاشان .

همچنين به جهت تقدس سرو بر روي  مقابر نشاندن درخت سرو بعد از اسلام به صورت سمبوليك انجام گرفت . و اين تفكر را اسلام به نام درخت طوبي و درتورات درخت حيات و در مسيحيت نيز در ايام كريسمس به صورت تزئين كاج مي‌توان مشاهده كرد ، در مراسم عزاداري عاشورا تمامي علمات و توق‌ها به طور سمبوليك از نقش سرو مقدس الهام گرفته‌اند .

 كهن‌ترين نمونه نقش حجاري درخت سرو ( درخت زندگي ) در گلدان حجاري‌هاي آشوري عيلامي مربوط به سده 9 پيش از ميلاد از قصر آشور نصير پال دوم در نينوا (موزه بريتانيا) ديده مي‌شود. اين نقش گاه به صورت رئال (طبيعت گرا) و گاه به صورت انتزاعي به كار رفته است و مالامال از تمثيل و استعاره بوده و بازتابي از آئين‌ها و باورهاي آن دوره است .

در نگاره‌هاي تخت جمشيد (پرسپوليس) نماد درخت سرو يكي از بيشترين نقوشيست كه حجاري شده كه انعكاسي از سروستانهاي مقابل كاخهاي سلطنتيست.

به جهت تقدس نقش مايه سروحتي بر روي گورمردگان نيز حجاري مي‌شده ، سنگ مزار جاماسب حكيم ( داماد زرتشت ) در شيراز نمونه‌ايي از اين نوع حجاري‌هاست كه نقش سرو بر روي آن هنوز هم باقيست .

سنگ محراب مسجد جامع توران كه قدمت آن را به توران دخت ساساني نسبت مي‌دهند در وسطش نقش درخت سرو و قنديل آويخته شده ديده مي‌شود كه از نقوش منحصر به فرد است اندازه اين سنگ محراب 17 * 60 سانتي‌متر است .

 اثر معنوي درخت سرو كه سمبل طراوات ، آرامش و زيبايست در همه مظاهر تمدن ايراني ظاهر است ا زجمله قالي بافي ، مينياتور ، پارچه بافي ، معماري و...

اما اين طرح به صورتهاي گوناگون در نقوش تزئيني قالي كه از تجلي گاههاي انديشه و ذوق هنريست ظاهر مي‌شود انواع بوته جقه‌ها _ سروناز _ سرو در گلدان يا به صورت محرابي ، باغي و غيره ولي قالي سرو مقدس تبريز اوج چنين تفكر مردم آذربايجان است .

اين قالي به شماره اموال 209 در موزه قالي تهران نگهداري مي‌شود به مشخصات :

تاريخ بافت: اواخر قرن 13هـ . ق       محل بافت: تبريز

اندازه: 136* 185 سانتي‌متر              جنس رنگ : طبيعي

رنگهاي اصلي : لاكي ، زرد ، آبي ، كرم

شيرازه : تخت (حصيري)

تعداد پود : 2پود               نوع گره : تركي ( گره متقارن )

نوع جنس :    تار: نخ    پود : نخ    پرز: ابريشم

در طرح و نقشه اين قالي مي‌توان گفت كه زمينه اصلي آن داراي طرح محرابي سروي است . اين طرح از طرحهاي متداول آسياي صغير و ايران به شمار مي‌رود .

درخت سرو در وسط نماد خرمي و جاودانگي است و نشانگر تقدس اين درخت است ، در ميانه اين درخت ، طرحي از يك گل ختايي همراه با كشكول و شاخ و برگهاي سروناز ديده مي‌شود در پايين درخت ، تعدادي محراب متصل به هم پوشيده از گل با طرح«صف» به چشم مي‌خورد در قسمت بالاي محراب ، سرمتني ديده مي‌شود كه در اين قاليچه پوشيده از نقوش گل و برگ است .

 طرح حاشيه قاليچه نيز به صورت غيرسنتي بوده و متشكل از سه نوار پهن مي‌باشد كه نقش محراب را در بر مي‌گيرد . رنگهاي زنده و شاد با طرح هوشمندانه وظايف خود گوياي اعتلاي هنر قاليبافي در آغاز سده 14هـ .ق در آذربايجان است .

 

ما در ين گلزار گشتيم اين مبارك سرو را

تا كه گردد باغبان و تا كه باشد آبيــــار

                                                      پروين

    امید بنام  ، تبریز / پاییز 85 

 

 

منبع :