تاریخچه فرش

نگاهی گذرا به تاریخچه فرش دستباف ایران

در مدت دویست سالی که ایران تحت تسلط اعراب بود هنر قالی بافی دچار رکود گردید و از پیشرفتی که در زمان ساسانیان داشت بازماند. این امر به آن معنی نبود که این حرفه دچار توقف کامل شده باشد بلکه در گوشه و کنار این سرزمین بافت قالی و قالیچه  با روند آرام تری ادامه داشت .

 

یادآوری این نکته در اینجا ضروری است که اعراب در هیچ یک از دوره های تاریخی خود به فن قالی بافی اهمیت قابل توجهی نشان ندادند . حتی امروزه نیز بافت قالی و قالیچه حرفه ای نیست که اهالی کشورهای عرب زبان را به خود جلب کند . به استثنای کشورهای شمال آفریقا مانند مصر و تونس و مراکش ساکنان سایر کشورهای عربی با تمام علاقه ای که به خرید این متاع دارند ، با وجود این از کار در کنار دارهای قالی روی گردان هستند. رکود فن و حرفه ی قالی بافی در ایران تنها تا زمان خلفای تجمل پرست اموی که در کاخ های افسانه ای خود بی نیاز از قالی گرانبها و نفیس ایرانی بودند ادامه می یابد . 

در این دوره در مآخذ تاریخی تُحفه و هدایای حکام محلی برای خلفای حاشیه نشین دجله مکرر از قالی ایران نام برده می شود . بنا به نوشته ابن خلدون ( 732 – 806 هجری قمری ) جزء خراج سالیانه ی ناحیه ی طبرستان و گیلان به مامون خلیفه عباسی ششصد تخته قالی و قالیچه وجود داشته است .در تایید وجود کارگاه های قالی بافی حتی پس از تسلط اعراب در ایران حجت ما نوشته های مورخین و جهان گردان عرب و فارسی زبان است که به قالی و قالی بافی ایران اشارت متعدد دارند . منتهی مراتب در سالهای اولیه تسلط اعراب تا حدود زیادی این حرفه به فراموشی سپرده شد . ولی با گذشت ایام به ویژه بعد از جنبش های استقبال طلبانه بار دیگر قالی بافی در ایران احیا شده و رونق گرفت . از جمله این یادآوری های تاریخی اشارات ما به حدود العالم ، تاریخ بیهقی ، معجم البلدون و نوشته های مقدسی و ابن بطوطه جهان گردان عرب است که مراکز قالی بافی ایران در سیستان ، فارس ، آذربایجان ، بخارا ، قائنات ، خوزستان ، طبرستان و گیلان را در آثار خود مکرر نام برده اند. 

ترکان سلجوقی در سال 416 شمسی محدوده ی وسیعی از خاک ایران را به تصرف خود درآورده و در آذربایجان و نواحی مرکزی و غربی ایران استقرار یافتند . با این تهاجم زبان و فرهنگ آنان نیز به این سرزمین آورده شد و با هنر و فرهنگ ایران مخلوط گردید و در نتیجه طرح های قالی ایران در این برخورد فرهنگی متاثر از طرح های سلجوقی شد . امروزه از فرش های ایرانی مربوط به این دوره اثری وجود ندارد . ولی با احتمال تشابه آنها با نمونه فرش هایی که در مسجد علاءالدین در قونیه (پایتخت سلجوقیان)دیده شده اند می توان چگونگی آنها را حدس زد . در این باره با قید احتیاط می توان اظهار نظر کرد که طرح های قالی این زمان با خطوط شکسته و بدون انحناء بوده و همچنین ظرافت بافت آنها نیز به حد فرش های بافته شده در دوره های بعدی نمی رسیده است . 

رونق و شکفتگی قالی بافی ایران تا زمان حمله ی مغول ادامه می یابد . در اشعار منوچهری ، ناصر خسرو ، انوری و عنصری به قطعات و قصایدی برمی خوریم که در آنها ذکری از قالی و رنگرزی در این دوره به میان آمده است . ولی با هجوم سپاهیان مغول ، قالی بافی مانند سایر فعالیت های هنری تا مدتی متوقف می شود . 

در دوران تسلط تیموریان بر ایران (748 – 884 هجری شمسی) بسیاری از ویژگیهای هنری ایران دست خوش دگرگونی های اساسی می شود . در این دوره با نفوذ فرهنگ چینی در صنایع ظریفه ی ایران که مانند تاثیر نقاشان و مجسمه سازان ایتالیایی در کار هنرمندان اروپایی قرون 18 و 19 میلادی است ، کار نقاشان و هنرمندان ایرانی به مرزهای کمال نزدیک می شود . در زمینه نقش قالی تغییرات حاصله چنین بود که طرح های هندسی رفته رفته به طرف طرح هایی با خطوط دوار و منحنی گرایش یافته و موتیف هایی مانند پیچک ها ، گل ها ، نخل های بادبزنی ، توده های ابر مانند ، قارچ ها ، انواع حیوانات و پرندگان افسانه ای و معمولی مثل اژدها ، سیمرغ ، گربه وحشی ، آهو و مانند آن در طرح های نقش قالی ایران ادغام می گردند . با مشاهده ی مینیاتورهایی از بهزاد نقاش معروف و همچنین در بوستان سعدی و ظفرنامه (شرح فتوحات تیمور لنگ) می توان به سهولت دگرگونی طرح های قالی در این دوره را درک نمود . هنرهای معماری ، نقاشی ، خطاطی و قالی بافی در اواخر حکومت تیموریان به ویژه در زمان حکمرانی شاهرخ میرزا (779 – 850 هجری قمری) و فرزند هنرمندش بایسنفر در نهایت کمال و اهمیت بودند . بایسنقر خط ثلث را در کمال استادی می نوشت و قرآن بزرگ و نفیسی به خط زیبای او موجود است و به علاوه کتیبه مسجد گوهرشاد مشهد را شخصا خطاطی کرده است . این شاهزاده با ذوق و ایمان به تشویق هنرمندان دوره ی خود علاقه و اشتیاق خاصی نشان می داد . معروف است بخشی از ثروت افسانه ای را که امیر تیمور از غارت گری های خود به دست آورده بود فرزندان و نوادگانش چون شاهرخ میرزا ، بایستقر ، الغ بیک و سلطان حسین بایقرا در اعتلاء هنرهای زیبای ایرانی مصروف داشتند و در دوره تیموریان شهرهای سمرقند ، بخارا ، شیراز و به ویژه شهر هرات پایتخت این سلسله به صورت مراکز مهم قالی بافی ایران بودند . 

بعد از تیموریان حکام سلسه های قره قویونلو که در غرب ایران فرمانروایی داشتند مرکز سیاسی خود را در شهر تبریز قرار دادند . در این دوره فرش های زیادی در این شهر بافته شد . به این ترتیب حدس زده می شود که فرش هایی که به اوایل دوره صفویه نسبت داده شده اند به احتمال در این زمان در تبریز بافته شده اند . 

سفیر جمهور ونیز « جوزپه باربارو » در دربار « اوزن حسن » (874 – 856 هجری شمسی) از حکام آق قویونلو بارها از قالی های گران بهایی که در او دیده سخن گفته است . متاسفانه امروزه از این قالی های نفیس هیچگونه اثری باقی نمانده است .

منبع : افسانه جاویدان فرش ایران

منبع :