در حاشیه

دیوار بلند بین فرش وفقر

قسمت دوم عرض کردم که برخی مواقع عزیزان خواسته یا ناخواسته تمامی مصیبت ها و بلاها را به فرش نسبت می دهند دقیقا در همان مقطعی که قحطی و گرسنگی بربخش غالب ایران حاکم بوده است تنها هنر دستی فراگیر که بخشی از مردم را مشغول داشته فرش دستباف بوده است.

اگر خواسته باشیم تصویری از زندگی مردم ایران در عصر قاجار و اوایل پهلوی اول داشته باشیم بد نیست که خاطرات گذشتگان را مرور کنیم مرحوم مادربزرگم هنگامی که با هم سن وسالهایش می نشست خاطرات دوران کودکی خود را نقل می کرد که عمدتا شامل اوایل و اواسط دوران پهلوی بود و علاوه برآن خاطرات پدر و پدربزرگش را از شرایط زندگی مردم ایران برای ما تعریف می نمود .نیم نگاهی به خاطرات گذشتگان اوج فقر وبد بختی مردم ایران را در این مقاطع تاریخی نشان می دهد .شاخص های زندگی در این مقطع بسیار فلاکت بار بوده .اثری از بهداشت محیط و حرفه ای و اساسی نه در مقوله پیشگیری ونه در مقوله درمان اقدامات حداقلی هم وجود نداشته است. بالاخص در روستاها حشرات موذی همانند شپش و... بوده است .تا سال 1314 اثری از قانون کار نبوده واساسا برداشت جامعه این بوده که زن و فرزند باید از همان آغاز کار وکسب داشته باشند از مدارس خبری نبوده وبیسوادی دامنگیر بخش عمده ای ازجمعیت ایران شده است .کار کردن اطفال در بخش کشاورزی ، دامداری وقالی بافی اموری رایج بوده است .حال نسبت دادن این فقر وبدبختی به فرش دستباف جفا وظلم حداکثری به قالی وقالیبافی نیست؟ آیا درست است که فقر وبدبختی حاکم بر کل جامعه را فقط به بافندگان فرش در این دوره نسبت دهیم که مثلا بافندگان عمواوغلی در فاصله سالهای 1300 تا 1320 حقوق کافی نداشته اند یا غذای کافی نخورده اند یا از بیمه تامین اجتماعی برخوردار نبوده اند؟

ادامه دارد....

عبدالله احراری مشاور فرهنگی انجمن فرش ایران

منبع :