نواحی و مناطق قالی بافی

فرش های شرقی (قسمت اول)

چرخه سحر آميز فرش در طول تاريخ : ترجمه: عاطفه پیروز

 

ترجمه کتاب فرشهای شرقی حاصل زحمت ترم قبل دانشجوی عزیزم سرکارخانم عاطفه پیروز میباشد.مدتی نزد خود بمنظور اصلاح آن نگه داشتم ولی متاسفانه فرصتی حاصل نشد ،از طرفی فکر میکنم بهمین صورت نیز برای علاقمندان مفید باشد لذا عینا تقدیم میگردد

اين كتاب يك معرفي كلي است از فرش هاي شرقي براي كساني كه به جمع آوري آن علاقه دارند . براي درك كردن فرشهاي شرقي بايد چيزهايي در مورد چگونگي بافت و طراحي و روش زندگي بافندگان آن دانست و اينكه چطور فرشهاي يك كشور با ديگري تفاوت دارد. از آنجائي كه تا بحال طرح ونقش هاي بسياري خلق شده ، اينطور به نظر مي رسد كه ساختار فرشها هم به  عنوان روشي براي تعيين هويت بكار مي رود .

زمان شروع بافت فرش مشخص نيست .قديمي ترين فرش موجود فرش پازيريك است كه در آرامگاهي در آسياي مياني يافت شده  و به قرن چهار قبل از ميلاد مي رسد . طرح ، رنگ و بافتش از بالاترين كيفيت برخوردارمي باشد و اين نشانگر آن است كه بافنده ي آن فردي ماهر بوده است . از اين مورد و ديگر موارد و اطلاعات چنين به نظر مي رسد كه بافتن فرش از هزاره ي قبل از ميلاد شروع شده است.شواهد و يادداشت ها در مورد بافت فرش از فرش پازيريك تا قرن چهاردهم ناقص است . برخي آثارفرش ا زقرن هاي سوم ، ششم ويازدهم بر جاي مانده اما هيچ استمراري و ارتباطي ندارند. ارتباطي مستمر بين فرش ها از آناتولي از قرن چهاردهم باقي مانده و براي ايران از قرن شانزدهم ، بنابراين مطالعه ي فرش هاي شرقي تنها آخرين 500 سال را دربر مي گيرد . در حاليكه ضريب اطمينان بالايي هم ندارد . فرشهاي شرقي قرن ها در غرب مورد استفاده و جمع آوري قرار گرفته است . اطلاع ما از آن ها در درجه اول براساس نمايش  در رنگ آميزي ، از قرن 15 به بعد مي باشد . وجود فرش هايي كه رنگ آميزي شده اند  يكي از راه هاي اصلي تعيين تاريخ  اندك  فرش هايي  است كه  از قبل از قرن نوزدهم به جا مانده . بوسيله آن ها مطالعه ي تكامل تدريجي  طرح هاي مختلف ممكن مي شود و فرش ها را فواصل زماني و گروهي قرار مي دهد . اول ترين پيدايششان در نقش هاي مذهبي بود ، در جايي كه فرش ها زير تختي قرار مي گرفتند كه رويش مريم مقدس نشسته است. يك قرن بعد فرش ها به عنوان نشانه اي از قدرت و ثروت در نقاشي هاي درباري ظاهر شوند. نوع فرش هايي كه در اين نقاشي ها رسم مي شوند نام نقاش خود را مي گرفتند مانند هلبين ، مملين ، كريولي ولوتر . قبل از قرن هفدهم  تقريباً تمام اين فرشها از ناحيه اي بودند كه ما امروز به نام تركيه مي شناسيم . در حالي كه درطول آن قرن فرش هاي ايراني شروع به پيدايش كردند آن هم بدليل اينكه ايالات اروپائي شروع به تجارت با حكومت صفويه  كرده بودند و ميزان زيادي از اجناس از طريق جاده ابريشم به اروپا مي رسيد . با وجود تمام پستي و بلندي  ها در اين تجارت ا ز آن به بعد ايران يكي از منابع مهم و اصلي فرشهاي شرقي باقي مي ماند. از سال هاي مياني 1700 تا سالهاي مياني 1800 فرش شرقي رنگ رسوبي خود را با تبديل شدن به وسيله اي زينتي ا زدست داد . با گسترش طبقه ي متوسط در اروپا و آمريكا در سال هاي مياني 1800 ، تولدي دوباره در علاقه به جمع آوري فرش هاي شرقي بوجود آمد . اين امر موجب احياي بافت شرق در كشور تركيه ، قفقاز ، ايران ، آسياي مياني ، هند وچين شد. اكثر فرش هايي كه امروزه توسط علاقمندان ارزش نهاده مي شوند بعد از اين زمان بافته شده اند . اين ها فرش ها يي هستند كه اين كتاب رويش تكيه كرده است. گونه اي مختلفي كه جمع آوري شده و درحال جمع آوري شرق هستند و ياممكن است جمع آوري شوند در آينده توضيح داده خواهند شد.


فرش ها چگونه ساخته مي شوند؟

علم به فاكتورهايي كه درساختن يك فرش دخيل هستند به تعيين هويت آن حكومت ، روي بارهاي تفاوتي بارنگ هاي زياد و در طرح  ونقش هايي گوناگون ، توسط بافندگاني با شرايط زندگي متفاوت بافته شده باشند . فرش ها الزاماً از سه نوع رشته ساخته شده اند : چله ، پودر و پرز . چله روي دار قالي را پوشانده در زمينه ي رشته يك فرش مي باشد . چله اغلب به عنوان حاشيه به كار مي رود . چله هاي كنا رفرش به روش خاصي تمام مي شوند بطوري كه گوشه اي باقي بماند. پود به شكلي مارپيچ درعرض د ار قرار مي گيرند ، بطور عمود يا گوشه اي راست چله ، و بعد از هر رديف گره آن ها را درجايشان نگه مي دارد . پود تمام رشته ها را به شكلي هماهنگ به هم متصل مي كند . پرز ( گره ) طرح را مشخص مي كند. دو نوع پرز وجود دارد : متقارن و نامتقارن . نامهايي قديمي براي گره متقارن وجود دارد : تركي Ghiodes   و دوتايي . و براي گره نامتقارن : فارسي ،Fennch وساده گره متقارن ممكن است به شكلي گره بخورد كه به طرف  چپ يا راست باز شود . فرورفتگي چله روشي است كه درآن چله هايي ساخته مي شوند  براي اينكه به شكلي مساوي روي هم يا در درجاتي متفاوت قرار گيرند . اين كار بوسيله ي پرزش پودرها انجام مي شود . فرورفتگي چله تراكم گره را افزايش مي دهد .


تراكم گره تعداد گره ها در ميزان معيني از اندازه ( معمولاً سانتي متر يااينچ ) هستند كه در هنگام نگاه كردن به پشت فرش شمرده مي شوند . بطور افقي ، دو برجستگي در ريشه ي گره به عنوان يك گره شمرده مي شود . بطور عمودي يك گره بين هر رديف از پودرها يك گره را به نمايش مي گذارد . اين روش شمارش براي فرش هايي با فرورفتگي چله بكار نمي رود . تراكم گره رويكردي از چندين رويكردي  هر يك ساختار فرش مي باشد مانند اندازه ي چله ، نخ هاي پودر و پرز ، با چه تراكمي بافندگان هر رديف گمره را مي كوبند ، وجود يا عدم وجود فرورفتگي چله ، تراكم گره تعيين كننده كيفيت نيست . اكثر فرش هاي يك نوع در يك  تراكم گره اي خاص قرار مي گيرند. نوع فرش با تراكم زياد گرهي بهتر  از يكي با تراكم متوسط گرهي نيست . ممكن است گران قيمت تر باشد اما بهتر نيست.

از نظر هزينه ، نه ارزشي هنري ، كيفيت پشم يا كمي تراكم با كمي تراكم گره اي به طور نزديك وابسته هستند.

مواد تشكيل دهنده :

بافندگان فرش از انواع زيادي رشته يا تار استفاده مي كنند و انتخاب تاريا تارهاي نشان دهنده ي چگونگي زندگي شان است. كوچ كننده يا زندگي ثابت – پشم متداول ترين رشته محسوب مي شود و براي چله ، پرز و پود مورد استفاده قرار مي گيرد. رنگهاي طبيعي آن سفيد ، خاكستري ، قهوه ا ي تير ه و مشكي – مورد استفاده قرار مي گيرند اما براي خلق طرح و نقش ها رنگ هم مي شوند. انواع مختلف پشم در جلاء و دوام متفاوت هستند. كتان ديگر رشته ي متداول به شمار مي رود و بيشتر برا ي پودر و چله بكارمي رود و به ندرت در پرز ديده مي شود اما هنگامي كه استفاده مي شود يك فاكتور مهم تعيين هويت مي باشد . كتان تا وقتي رنگ نشده سفيد است. ابريشم گران قيمت ترين رشته است و ممكن است براي چله پود پرز استفاده شود. هنگاميكه فرش براي به نمايش گذاشتن غنا و رتبه بكار مي رود ، به دليل اينكه ابريشم بهتر از پشم يا كتان ريسيده  مي شود اكثراً در  بهترين  گره ها و نفيس ترين  فر شها يافت مي شود. ابريشم در رنگ طبيعي خود يعني سفيد مايل به خاكستري و گاهي  رنگ شده بكا رمي رود . موي شتر  اكثر اً در بهترين گره ها و نفيس ترين فرش ها يافت مي شود. ابريشم در رنگ طبيعي خود يعني سفيد مايل به خاکستري و گاهي رنگ شده بکار مي رود . موي شتر اکثراً به عنوان نخ پرز در رنگ طبيعي خود ، که ممکن است از قهوه اي روشن به قهوه اي تيره در تغيير باشد ، بکار مي رود . موي بز و اسب به دليل بادوام تر بودن براي لبه هاي فرش بکار مي روند . رشته هاي طبيعي قهوه اي تيره يا مشکي هستند .

انواع دارها ي قالي :

يک نوع دار قالي افقي ، برابر با زمين قرار مي گيرد و حتي با بافت نيمه کامل رويش هم قابل حمل و جابجايي است . اين دار قالي داراي دو تير اطرافش است که نخ هاي چله دورش پوشيده شده اند . کمي با زمين فاصله دارد و بافنده روي قسمت بالاي نخ هاي چله مي نشيند . فرش هايي که در روي دارهاي قالي افقي بافته مي شوند معمولا انتها و گوشه هاي کاملاً مساوي ندارند . دار قالي عمودي به صورت عمودي نسبت به زمين قرار مي گيرد ، ممکن است رها ايستاده باشد و به يک ديوار تکيه داده شده باشد و يا ممکن است به طور دائمي د رمکاني قرار گرفته باشد که به اين صورت قابل جابجايي نيست . بافنده روبروي دار مي نشيند . فرش هايي که روي دارهاي قالي عمودي بافته مي شوند انتها و گوشه هاي تقريباً صافي دارند .

رنگ در فرش :

قبل از ساخت اولين رنگ مصنوعي در سال 1856 ، رنگ فرش هاي شرقي از منابع طبيعي گرفته مي شوند – گياهان ( شامل : گل ها ، برگ ها ، ريشه ها و ساقه ها ) مواد معدني و حشرا ت. قرمز : روناس معمول ترين منبع گياهي براي رنگ قرمز گرم بکار مي رفت.که در ترکيبش زرد داشت . قرمز دانه که از حشرات لاک زا گرفته مي شد . به دليل وجود ترکيبات آبي رنگ ، قرمز سرد شمرده مي شد . ديگر رنگ هاي قرمز از کاجيره و چوب برزيلي گرفته مي شد .

زرد : ا زمنابع گياهي مختلف شامل :پرچم گل  زعفران ، پوست انار ، علف هاي رنگي ،ِ گل گابزبان ، باجيز ، سالويا و سماق هاي  خاص

آبي : نيلوفر منبع تمام سايه هاي آبي بشمار مي رفت .

قهوه اي : پوست ميوه درخت گردو و بلوط سايه هاي قهوه اي توليد مي کرد . اکثر رنگ هاي قهوه اي به دليل محتوي اسپري قهوه اي رنگ خراب کننده هستند و باعث شکننده شدن رشته ها مي شوند . اين صفتي منفي نيست زيرا باعث اثري  هميشگي مي شود .

سبز : اين رنگ از ترکيب رنگ نيلي با زرد حاصل مي شود بيشتر رنگ هاي سبزي که بطور طبيعي توليد  مي شوند رنگي سبز – آبي هستند . با اينکه رنگ سبز آبي مي تواند مربوط به ترکيب رنگ زرد باشد . رنگ هاي  سبز واقعي خيلي نادرند اما وجود دارند .

نارنجي : در درجه اول از ترکيب رنگ قرمز و زرد حاصل مي شود يا با استفاده از يک رنگ قرمز روشن بي حال شده حاصل مي شود.

بنفش : با ترکيب رنگ قرمز و نيلي ويا با ترکيباتي از قرمز روشن ساخته مي شود .

مشکي : از ترکيب رنگ قهوه اي ، مانند پوسته ميوه درخت بلوط يا ورم بافت درخت انار با املاح فسفردار ساخته مي شود. رنگ هاي مشکي بسيار خراب کننده هستند .

رنگ هاي مصنوعي :

در سال 1860 بافندگان فرش هاي شرقي رنگ هاي مصنوعي  را بکار مي بردند ، اما در سال 1900 رنگ هاي مصنوعي تقريباً جايگزين موارد طبيعي آن شد . اولين رنگ هاي مصنوعي که از زغال سنگ توليد مي شود و رنگ آنيلين ناميده مي شد . بطوراتفاقي توسط ويليام پرکلين که يک دانشجوي شيمي بود کشف شد . آلماني ها رنگهاي  اَزو (AZO ) را کشف کردند . درسال هاي 1860 رنگ هاي مصنوعي قرمز ، نارنجي ، زرد و سبز در دسترس بودند و رنگ نيلي تا سال 1897 موجود نبود . تاريخ فرش شامل مطالب زيادي از مضرات تأثير رنگ هاي مصنوعي  مي شود که معمول ترين آن رنگ باختن آن است .برخي از قرمزها براي رنگ آميزي قرمز سرخ خام ، صورتي و سبز کم رنگ شناخته شده بود . د رآغاز سال هاي 1900 گروه جديدي از رنگ هاي کروم  مصنوعي پا به عرصه گذاشتند . اين رنگ ها مشکل رنگ باختن را نداشتند . بعد از جنگ جهاني اول رنگ هاي کروم در بافت فرش شرقي در کنار رنگ هاي آنيلين و اَزو بکار مي رفت با اينکه در سالهاي 1950 که تحت الشعاع صنعت قرار گرفت.

دندانه ها :

براي اينکه اکثر رنگ ها به رشته پشم بچسبند ، پشم بايد با املاح فسفردار رشته رشته شود که دندانه خوانده مي شود . دندانه ممکن است آهني ، آلومينيوم ، مس يا حلب باشد . نوع ومقاومت دندانه به ويژگي رنگي فرش تأثير مي گذارد . رنگ هاي نيلي و قهوه اي رنگ هاي مستقيم ناميده مي شوند که منظور اين است که به دندانه نيازي ندارند .

تشخيص تفاوت :

يکي از تفاوتهاي بصري بين رنگ طبيعي يا مصنوعي فرش ، راهي است که هر رنگي در رشته ها نفوذ مي کند . رنگ هاي طبيعي درجه بندي ظريف رنگي را درنخ نشان مي دهند . رنگ هاي مصنوعي در نخ به صورت صاف نفوذ مي کنند . رنگ مصنوعي با در معرض نور قرار گرفتن و استفاده رنگ مي بازد و تغيير رنگ مي دهد ( براي مثال رنگ سرخ تبديل به رنگ خاکستري مي شود )  اما رنگ هاي طبيعي ملايم تر مي شوند اما تغيير رنگ نمي دهند  . رنگ هاي کرومي کم رنگ نمي شوند و فرش هاي رنگ شده با رنگ طبيعي مي تواند به شدت همان شکل فرش هايي که با رنگ مصنوعي رنگ شده را داشته باشد . براي مشخص شدن ميزان رنگ باختگي ، فرش را لول مي کنيم بطوري که ريشه ي گره ديده شود .اگر از رنگ طبيعي استفاده شده باشد رنگش مطمئنا از ر‌أس تا ريشه يكدست است . اما اگر رنگ مصنوعي باشد از رأسش به بعد از ريشه گره رنگ متفاوتي دارد . متأسفانه چندين استثناء دراين قانون وجود دارد .

ابراش :

يک بافنده کوچ کننده يا روستايي در يک زمان تنها يک قالي مي بافد . بنابراين تعداد اندکي چهارچوب پشمي براي هر رنگ وجود دارد . با اين روش که رنگ زردي دسته کوچک ناميده مي شود . هنگامي که چارچوب هاي يک رنگ انتخابي رنگ مي شوند ، رنگ ها بطور کامل هماهنگ نمي شوند . و اين امر باعث ابراش مي شود . در بافندگي صنعتي ، رنگرزها ميزان پشم مورد  نياز و رنگ مورد نظر در يک استفاده را محاسبه مي کنند که نتيجه اش رنگي نا متناقض مي شود . ابراش يک شاخصه ي مثبت است و به تغييري ظريف در سبک يک رنگ منجر مي شود که هنگامي که بافنده از يک چارچوب به ديگري مي رود اتفاق مي افتد . اين يکي از کاستي هايي است که گمان مي شود قالي هاي دست بافت دارا هستند . ابراش گاهي با مهارت و با دست انجام مي شود.

Stripping :

از پايان سال هاي 1800 يک عمليات شيميايي که Stripping ناميده مي شد براي عوض کردن يک يا چند رنگ در فرش استفاده مي شد . فرش ممکن است با همين رنگ يا رنگ هاي ديگري از همين نوع که درباره رنگ شده اند فروخته شود . در سال هاي 1920 و 1930 فرش هايي با رنگ قرمز زنگاري از سارد در فارس آورده شده و دوباره رنگ شد براي  اينکه مورد توجه با زار آمريکا قرار بگيرد .هنوز هم دادن يک شستشوي شيميايي ملايم به فرشها حتي فرشهايي که با رنگ طبيعي رنگ شده اند براي تثبيت رنگ ، يک عمل مرسوم است . اغلب علاقمندان به فرش ها از فرشهايي که رويشان چنين عملياتي صورت گرفته باشد دوري مي کنند .

انواع و اندازه ها :

براي کسي که به جمع آوري قالي علاقمند است اندازه و عملکرد يک بافنده به اندازه ي ديگر شاخصه ها اهميت دارد . از آنجاييکه هر دوي اين فاکتورها کمک مي کنند به اينکه فرشي تجاري است يعني فقط براي فروش  بافته شده يا براي قرار گرفتن در کلکسيون است .

قابليت قرار گرفتن در کلکسيون معرف اين قضيه است که آن فرش در درجه اول براي ارضا نيازي از روش زندگي مي باشد نه براي بر آوردن نياز يک خريدار خارجي

قالي ها معمولاً 275 تا 180 سانتي متر دراندازه بيشتر هستند و براي اهداف دکوري و تزييني بکار مي روند.

قاليچه : معمولاً کوچکترا ز275 تا  180 سانتي متر و براي جمع آوري هستند.

کناره ها : معمولاً کوچکتر از 90 تا  120 سانتي متر عرض دارند و 250  تا  600 سانتي متر طول و در تجارت از آنها به شکلي خاص استفاده مي کنند .

فرش نماز ( سجاده ) : از 60 تا  160 سانتي متر عرض دارند و 120  تا  245 سانتي متر طول طبقه بندي مي شوند . مورد علاقه اي گرد آورندگان فرش هستند . اين قاليچه ها با اين نام ها شناخته شده اند سجاده نماز ليک ، جل نماز و ساپ .

خورجين : اين بافتهاي کاربردي براي نگهداري اجناس حداکثر 160 تا  150 سانتي متر اندازه دارد . گرد آورندگان خورجين هاي قديمي را برش مي زنند و به عنوان قاليچه مي فروشند که به نام بگفيس ( يا در فارسي خورجين ) شناخته مي شوند .

جوال : ساده ، با جيب هاي مستطيلي در اندازه هاي گوناگون . جوال ها به شکل خاص به شکل جفت دوتايي بافته مي شوند به خاطر شهرتي که دارند برش داده مي شوند  و به عنوان فرش هاي کوچک فروخته مي شوند . ديگر بافته هاي مفيدي که براي نيازهاي جشني و بزمي و در روزهاي خاص استفاده مي شوند شامل اين موارد هستند : بندهاي چادر ، آذين بندي هاي حيوانات در مراسم عروسي و پوشش هايي براي حيواناتي مثل اسب وشتر . اين نوع بافت ها از جمله بافت هايي هستند که به شدت مورد علاقه ي گرد آورندگان فرش است.


طرح و نقش ها :

براي توضيح ساختار هر فرش از حوزه هاي خاص استفاده مي کنند چه پرز باشند و چه تخت ، خورجين و يا جوال .

زمينه : قسمت وسيعي از ميان يک فرش که شامل طرح اصلي مي شود . اطرافش را  حاشيه گرفته است .

زمينه يا رنگ زمينه : رنگ يا رنگ هايي که نقش را رويش مي زنند.

طرح : اجزائي خاص را براي خلق يک نقش روي زمينه و حاشيه بکار مي برند .

نقش : در اثر سرتاسري که روي زمينه خلق مي شود . نقش سرتاسري زماني که يک طرح بطور مداوم تکرار شود يکي است . نقش مدالي يا مرکزي معمولاً يکي است ومدالي هايي اطرافش هستند که طرح هاي روم به حساب مي آيند .

اسپاندريل : نقش هاي مرکزي معمولاً داراي مدالي هاي يک ربعي يا طرحهايي کاملاً متفاوت در گوشه هاي زمينه هستند که به اين نقش ها اسپاندريل مي گويند.

حاشيه ها : نخ ها يا نوارهايي هستند در عرض هاي مختلف و تعداد گوناگون در اطراف يک فرش .

انتهاي فرش : دو سر کوتاهتر يک فرش هستند که ممکن است مساحتي با 5/2 – 30  سانتي متر داشته باشد.

ريشه حاشيه : از دو طرف  انتهاي فرش آويزان هستند و از چله استفاده شده اند . بين   5/2 –  25 سانتي متر طول دارد . زمانيکه هنوز جديد است ممکن است تابيده شود يا گره بخورد .

لبه فرش : دو طرف بلند فرش است که ممکن است براي دوام بيشتر قالبگيري شود و يا حاشيه گذاري شود . کناره ي قالبگيري شده دسته اي چله ها هستند که با يک نخ به شکل دايره وار پوشيده شده اند . اين نوع لبه ها شکل مدور دارند ، حاشيه گذاري داراي دو چله است که با چله اي يکي در هشت پوشيده شده و لبه اي صاف و پهن تر از لبه ي قالبگيري شده دارد .

آويزه : فرش هاي جوال و خورجين ها داراي حاشيه هايي پهن و اضافي هستند که با عنوان آويزه ياد مي شوند و از فرش آويزان هستند .

نقش ها ممکن است در فرش ها از نظر شکل ، اندازه و يا ترسيم متفاوت باشند اما شکل اصلي کاملاً قابل تشخيص است .

نقش ها از کشوري به کشور ديگر بر اساس نوع بافنده ( کوچنده ، روستايي ، شهري ) متفاوت هستند . نقش ها ممکن است فهرست هاي مستقيم يا گام به گام ( مجلل يا هنري ، فهرست هايي مدور يا خميده ( تجسمي يا قوس دار ، هراتي مينا خاني بوته اي و يا نقش هاي عربي که اکثراً با فرشهاي ايراني مطابقند ، باشند .

اجزاء نقش ها زيبا سازي هايي هستند که براي افزودن به ارزش يا پيچيدگي کار بکار مي روند . برخي از معمولترين آنها درصفحه ي بعد فهرست شده :

قفل قلاب : وسيله اي قلاب شکل براي اطراف کنار انواع بافت هنري بکار مي رود.


شبكه شبكه : دسته اي از خطوط متصل بهم كه ساختاري شبكه شبكه را بوجود مي آورد .

اجزاء پركننده : اشكال هنر ي ، گياهي و حيواني كه براي پركردن فضاهاي بين اجزاي نقش استفاده مي شوند .

معني نقش ها يكي از قسمتهايي است در فرش هاي آسيايي كه در مورد آن بيشتر نوشته مي شود اما كمتر فهميده مي شود. دانشمندان طرفدار تكامل تدريجي خود نقش ها ، منبع آن ها و اينكه چطور آنها در طول زمان تغيير كرده اند وتحت چه قوانين و حكومتهايي بوده اند را دنبال مي كنند . تعداد متعدد  و گوناگوني عقايد جامع و فراگير وجود دارند كه معاني اصلي برخي  نقش ها را در بر مي گيرند .امروزه اكثر بافندگا ن معاني كاملا متفاوت درمورد نقش ها از آنچه دانشمندان مي گويند در نظر دارند.


 

 

منبع :