در حاشیه

قالی ایران و وظیفه خطیر ایرانیان (8)

درمورد فرش دستباف مثل هر کالای دیگری میتوان برای موفقیت در فروش حداکثر سه استراتژی اعمال نمود آنان که می توانند جنس تجاری با قیمت مناسب عرضه نمایند به دنبال استراتژی قیمت هستند و با عرضه تولیداتی با قیمت مناسب وبا استفاده از سلاح دامپینگ رقیب را از صحنه خارج می نمایند.

این استراتژی را بنگاه هایی می توانند اعمال نمایند که نیروی انسانی ارزان در اختیار دارند، قوانین و مقررات اداری پیچیده ای برای تولید و تجارت وجود ندارد و برای دولت آن کشور تنها و تنها اشتغال مهم باشد . در مورد قالی بافی اگر نیم نگاهی به کشورهای رقیب ایران داشته باشیم به راحتی متوجه این نکته خواهیم شد تقریبا همه کشورهای رقیب ایران در عرصه تولید قالی از نیروی انسانی بسیار ارزانی برخوردار هستند. فقر و بیکاری در این کشورها بیداد می کند و برای اکثر دولتهای آنان موضوع اشتغال یکی از دغدغه های اصلی است . برخلاف رقبا در کشورمابه دلایل مختلف نمی توان قیمت تمام شده فرش را کاهش داد.تورم افسار گسیخته در طول دهه گذشته و تزریق دلارهای نفتی سطح توقعات نیروی انسانی شاغل در فرش را افزایش داده و فی الواقع چنانچه پرداختی بافنده کمتر از وضع موجود باشد بافندگاه کارگاه های قالی بافی را ترک خواهند نمود (همانطور که در طول قریب به یکسال گذشته حداقل پنجاه درصد بافندگان به دلایل مختلف تولید فرش و تابلو فرش را کنارگذاشته اند).ما در طول سال حداقل یک بار با افزایش چشمگیر حقوق ودستمزد مواجه هستیم که بدلیل تورم وبدتر از آن رکود تورمی درواقع هم کمر کارفرما می شکند وهم نیروی انسانی .بافندگان فرش انتظار دارند که با افزایش نرخ تورم و متناسب با آن همانند سایر گروه های شغلی حقوق و مزایای آنان افزایش یابد .نهایتا تولید قالی تجاری با استفاده از سلاح قیمت و کاهش قیمت نهاده های تولید قالی ایران را دچار دور باطلی خواهد نمود کما اینکه در حال حاضر بسیاری از تولید کنندگان گرفتار این وضعیت هستند .از آنجا که این گروه فله باف هستند و حداکثر تلاش راجهت کاهش قیمت تمام شده انجام می دهند هم دستمزد بافنده را حداقل نموده و هم از پست ترین مواد اولیه موجود بازار استفاده می کنند و اینجاست که قالی بافته شده روی دست تولید کننده می ماند ،بازار خراب می شود ،تولید کننده مستاصل می شود،بافنده هم روز به روز فقیرتر می گردد.

ادامه دارد....

عبدالله احراری

منبع :