در حاشیه

دیوار بلند بین فرش وفقر (3)

در قسمت قبلی عرض کردم که قالی ایران از نظر تجاری و دقیقا در مقطعی از تاریخ رونق گرفت که فقر و بدبختی و فلاکت دامنگیر مردم ایران بود. تولید انبوه کالا که نتیجه طبیعی انقلاب صنعتی در اروپا بود سیل واردات کالا را به کشورهایی همانند ایران روانه کرد.

مردم اروپا اکنون به سرمایه زیادی دست یافته وبه دنبال خرید کالاهای سرمایه ای همانند قالی ایرانی بودند.از طرف دیگر وارد کنندگان کالا به ایران تمایل داشتند که بجای سکه وسایر مواردی که براحتی راهزنان آن را می توانستند غارت کنند کالا به اروپا ببرند تا هم سود بیشتری داشته باشند و هم سرمایه آنان محفوظ بماند .از هنگامی که اشخاص حقیقی وحقوقی اروپایی صادرات فرش را از ایران آغاز کردند مدت زیادی طول نکشید که آنان متوجه شدند که سود هنگفتی می توانند از تولید و تجارت قالی بدست آورند لذا در دوره حکومت ناصرالدین شاه قاجار فعالیت شرکتهای چند ملیتی به اوج خود رسید وتولید وتجارت قالی دراین شرکتها در شرق وغرب و مرکز ایران فراگیر شد .نیروی کار ارزان ،نبود حکومت مستقل، فقر وتنگدستی مردم، بیسوادی ونبود مدارس باعث شد که این شرکتها با تولید قالی به قیمت بسیار مناسب و فروش حداکثری آن به مردم اروپا سود هنگفتی بدست آورند .میل به تولید هرچه بیشتر قالی در این دوره باعث شد خیل عظیم کودکان کار وارد کارگاه های قالی بافی گردند وبهره کشی و استثمار نیروی انسانی در کارگاه های قالی بافی در همین مقطع تاریخی به اوج خود رسید .نقل می گردد که کودکان ونوجوانان به مدت یک تا سه سال فقط برای آموزش قالی بافی اجاره داده می شدند و پس از آن با حقوق بسیار ناچیزی به بافت فرش می پرداختند اکثر خاطرات تلخ مربوط به قالی بافی مربوط به همین برهه از زمان است .کار بی وقفه ،تنبیه واذیت ،دستمزد کم و... داستان بسیاری از کارگاه های قالی بافی این دوره است اما مگراین موارد مربوط  به ذات قالی است یا مربوط به نبود قانون و حکومت وابسته ....؟ اگر آن را به ذات قالی نسبت دهیم جدا نشدن بخشهای مهمی از خاک ایران را به چه نسبت دهیم ؟

ادامه دارد...

عبدالله احراری مشاور فرهنگی انجمن فرش ایران

منبع :