در حاشیه

دیوار بلند بین فرش وفقر(4)

گفته شد که به دلیل نبود قانون و وابستگی حکومت، ظلم وتعدی به حقوق بافندگان کارگاه های قالی بافی در دوره قاجار بالاخص از دوره ناصرالدین شاه به بعد به اوج خود رسید شرکتهای چند ملیتی هرکدام منطقه ای از ایران را تحت سلطه خود درآوردند .

کرمان،یزد و خراسان تحت سیطره کمپانی قالی شرق ، اراک وحوالی مرکزی ایران تحت سیطره شرکت زیگلر ، همدان و منطق غربی ایران حوزه نفوذ شرکتهایی همانند عطیه و... و بالاخره اصفهان ومناطق مجاور را شاهزادگان قاجار در اختیار خود داشتند. در این خصوص تاریخ روایتهای دردناکی دارد.بخشی از این روایتها را خانم شیرین صوراسرافیل در فصل اول کتاب غروب زرین فرش ساروق بیان نموده اند ،آنجا که شرکت زیگلر به خود اجازه می دهد بافندگانی که قالی بافته شده خود را به شرکت تحویل نداده اند در محیطی نا مناسب زندانی نمایند ، آنجا که شخص شاه تلگرافی به والی منطقه زده و دستور آزادی بافندگان را می دهد . منفعت طلبی شرکتهای چند ملیتی نه تنها باعث ماندن ذهنیت منفی از قالی بافی در نزد مردم شد که میل به تولید بیشتر و پاسخگویی سریع به تقاضای مردم اروپا به فرش ایران آنان را به شگردهای ویژه ای وادار نمود .در برخی از مناطق اقدام به خلاصه کردن نقشه نمودند تا آنجا که ساروق به ساروق آمریکایی تبدیل شد !در استانهای کرمان و خراسان جفتی بافی را رایج نمودند و ... درواقع شرکتهای چند ملیتی تخم غل وغش و عدم رعایت استانداردهای بافت را در قالی ایران کاشتند و برخی از آنان همانند جفتی بافی به بی گره بافی تبدیل شد و همچنان دامنگیر بخشی از قالیهای ایران است .رضا شاه اولین فردی بود که به استیلای شرکتهای چند ملیتی بر قالی ایران خاتمه داد .وی در اولین بخشنامه کارگری ایران به والی کرمان دستور عدم بکارگیری کودکان در کارگاه های قالی بافی را میدهد اگرچه این بخشنامه نمادین بود و اصولا در مشاغل خانگی این بخشنامه ها جنبه اجرایی ندارد اما همین سمت گیری دولت باعث شد شرکتهای تولید کننده فرش قدری به رعایت حقوق نیروی انسانی شاغل در فرش حساس گردیدند بالاخره در سال 1314 شرکت سهامی فرش ایران با هدف تولی گری بر فرش ایران تاسیس و فعالیت بسیاری از شرکتهای چند ملیتی متوقف گردید .
ادامه دارد ....
عبدالله احراری

منبع :