نواحی و مناطق قالی بافی

فرش های شرقی (قسمت نهم)

واژه شناسي فرش هاي شرقي: ترجمه عاطفه پیروز


ابرش: گونه هايي از تراكم در رنگ هستند كه در فرشي ديده مي شوند كه به شكل افقي شستشو شده توسط پشمي ايجاد مي شود كه در زمان هاي مختلف در دسته هاي مختلفي از رنگ وجود دارند كه داراي تراكم نابرابر هستند .
آلوم: استفاده در برابر پتاسيم و سولفات آمونيوم به عنوان يك دندانه .
آنيلين: رنگ شيميايي، يكي از مشتقات زغال سنگ. اولين بار درسالهاي 1860 توليد شد و از سال هاي 1880 در همه جا رايج شد. بيشتر در گروه قرمز ـ آبي ـ بنفش قرار مي گيرد. رنگ هاي فراري هستند كه يك رنگ صورتي ـ نارنجي روشن كم كم نوكش به رنگ قهوه اي فندقي تغيير شكل مي دهد.
بوته: نقشي رايج با ريشه فارسي. شبيه يك مرواريد و يا سوزن مخروطي است. در اروپا به عنوان مايه اصلي نقش قلمكاري شناخته مي شود.
چانگ: گره بدون پايان چيني. به عنوان گره اي پيچ در پيچ در تراكم، هفتمين نشان از هشت نشان بودايي.
موج چيني: نقش صليب هاي در هم رفته معمولا« ون» ناميده مي شوند ون براي 10000 يك شاخص است يك صليب شكسته.
رنگ كرومي : يك رنگ مصنوعي كه با پتاسيم دانه دانه شده است.
اين مورد ديگر رنگ هاي مصنوعي جديدتر امروزه در تمام بافندگي هاي اصلي فرش در دنيا مورد استفاده قرار مي گيرند. با اينكه رنگهايي هستند كه زود اثر مي گنند رنگهايي مرده و تند هستند.
قرمزدانه : رنگ قرمز روشن شبيه به لاك است اما از آن پرجلاتر و براق تر است . اين رنگها از بدن له شده ي حشره اي است كه بومي مكزيك و هند غربي است . از قرن شانزدهم به اروپا صادر شد و و از اواخر قرن هجدهم به خاورميانه .
بافندگي تركيبي : روشي تكنيكي براي قطعاتي كه با بيش از يك دسته چله يا پود يا هردو بافته مي شوند. نوعي از بافت نازك و مسطح است .
مرصع كاري: بعد از داماسكاس. فرايند تزئين كردن فلز توسط قلمزني، مرصع كاري با طلا يا نقره يا بتونه كردن براي برچسب آوردن موج. در تاريخ قديمي فرش براي توضيح اينكه فرش هاي مملوك هستند يا نوعي طرح خاص هستند كه در قطعات آناتولي ديده مي شوند استفاده مي شد. تاثيرهاي طرح را نشان مي دهد و برخي استادان عقيده دارند كه اين فرش ها ريشه در داماسكاس دارند.
پايان فرش: لبه هاي بيروني بر روي محور كوتاه هستند معمولاً به روش تكنيك گليم بافته مي شوند (پايان فرش هايي كه با پرز بافته شده را مي توانيم در قطعات تركماني ببينيم ريشه هايي كه در فرش ها مي بينيم انتهاي رها شده نخ هاي چله است.
گل حنايي: نقش گل بوته اي كه با فرش هاي فارسي در ارتباط است و گفته مي شود براساس بوته ي حنايا گياه بالسام است. در فرش هايي از همدان و افزايش ديده مي شود و به شكل خاص در بافت هاي قشقايي يافت مي شوند.
هجري: ابتداي تقويم اسلامي (محمدي) 16 جولاي. فرش هايي كه به يكي از سالهاي هجري برمي گردند مي توانند به برابر ميلادي آن تبديل شوند به اين شكل كه سال هجري را به 7/33 تقسيم كنيد و نتيجه را از تاريخ اصلي كم كنيد و بعد 622 را به آن اضافه كنيد.


هراتي: نقش ماهي هم ناميده مي شود. همانطور كه از نامش پيداست اين نقش گل بوته اي به نظر مي رسد كه از شرق فارس باشد. تشكيل شده از تكراري از يك گل كه توسط دو برگ كنگره اي به هم مربوط شده اند. شايد پراستفاده ترين در طرح هاي گل بوته اي شرقي باشد.
بنفشه (نيلي) : رنگ آبي كه از برگهاي گياه نيلوفر گرفته شده. بومي هند، از زماني كه از برگهايش براي آماده كردن رنگ در ايران استفاده شد صادر ميشود. اين رنگ از تركيبي تخمير شده از برگهاي له شده ي نيلوفر، رس قرمز، پتاس، شيره قند و آهك آبديده آماده مي شود.
جفتي: گره اشتباه، چه در تركي يا فارسي، هر جايي كه گره ها در 4 زده شوند به جاي 2 تا بنابراين بافت سيار متراكم مي شود و زمان براي ساختن فرش را به نيم تقسيم مي كند. با اينكه براي مدتي از آن جلوگيري مي شد اما در سال 4 آخر قرن نوزدهم در ايران متداول شد.
كليم: كد با نامهاي كيليم، خيليم، كيلم، گيليم، ديلم و .. هم نوشته مي شود. فرم بافت مسطح و نازك كه به طور اصلي با آناتولي مربوط است.
توليد مثل مي كنند استفاده از آن در فرش ها هرگز به ثبت نرسيده است.
كوفي : نوعي از دست خط عربي، شكل ديداري آن به عنوان نقشي تزئيني در حاشيه هاي فرش هاي شرقي مخصوصاً آنهايي كه از آناتومي هستند به كار مي روند اين نام را پس از انتسابي غلط به كوفه در بين النهرين به خود گرفت. دست خط اصلي قرآن. ديگر دست خط هاي فارسي و عربي شامل المعيل، نشكي، و نوع ديگر نستعليق، تعليق، ريحاني، تولوس و شكسته مي شوند.
لاك : نامي است كه به رنگ قرمزـ بنفش پر رنگ داده شده اين رنگ را از قضيه كردن و آب كردن فضولات انگلي تا چارديالاكا گرفت اند كه حشره اي سست بو مي دهند و شاخه هاي درختان خاصي را با ماده اي صمغي مي پوشانند كه به اين شكل ماده هاي گونه ها را حبس و گرفتار كنند رنگ قرمز مانند آنچه در كرمس و قرمز دانه بود استخراجي از بدن حشره ي ماده است كه در اين ورود با صمغ گياه جمع آوري مي شوند.
لمپاس: به شكلي ببافيم كه نقش برخلاف زمين باشد. يك نوعي از گل دوزي (شمه يا برجسته دوزي)
روناس: رنگ قرمز ـ قهوه اي پررنگ
ميناخاني: نقش گل بوته اي كه گفته مي شود به خاطر ميناخان نام گذار شده با اينكه مطمئناً اين حرف بي معناست.نقش مكرر پالمت هايي بزرگ و گل هاي سفيد كوچك در شبكه اي از ساقه ها مي باشد. انواع هنري كه در فرش هاي قوم هاي خاصي يافت مي شوند مانند آن هايي كه در بلوچي هستند.
دندانه: ماده اي شيميايي كه با آن بر روي پشم عملياتي انجام مي شود براي اينكه رنگ را ثابت كند مي تواند به خودي خود رنگ را تحت تاثير قرار دهد و مي تواند تباه گسترده باشد .
پلاس: نام قفقازي براي گليم.
.
پوسته اي انار: يك رنگ زرد بي حال را مي دهد.
حاشيه گذاري: طرح گل بوته اي از پالمت هاي بزرگ در فرش هاي 2 يا 3 طرحي شبكه اي يافت مي شوند.
سوماك: عقيده بر اين است كه اشبتاهي در شما كا (شهري در قفقاز شمالي) باشد. تكنيك پوشش پود پيشرفته است.
صليب شكسته: يك صليب قلابي. نشان چيني براي 10000 و شادي. در خيلي از فرهنگ ها نشان خورشيد نشاني است كه در همه جا ديده مي شود و به طور همزمان در كلمبياي آمريكا و چين يافت مي شود كه به نظر مي رسد در تمام كارهاي هنر ي فرهنگ هاي شناخته شده ظاهر مي شود.
برگ هاي پيچك: رنگ زرد مي دهد وهمانطور كه برگ هاي پاييزي سيب مي دهند.
وقف : هديه اي كه از يك شخص خصوصي به يك موسسه مذهبي مثل مسجد داده مي شود.
چله : رشته هايي در طول كه قسمتي از زير ساخت يك فرش را تشكيل مي دهند.
پود: رشته هايي درعرض كه قسمتي از ير ساخت فرش را تشكيل مي دهند.
ولد: استخراجي از گياه لوتوالا كه رنگ زرد مي دهد.
يين يانگ : نشان چيني از عناصر زن و مرد: دو نقش در تضاد در يك دايره .

منبع :