در حاشیه

دیواربلند بین فرش وفقر(5)

بخشی از برداشتهای نادرستی که در خصوص پیوستگی فرش وفقر مطرح می گردد مربوط به عدم درک صحیح از ماهیت شغل قالی بافی است.


قالی بافی در اکثر موارد شغلی است خانگی و فصلی بطوریکه شاغلین در این بخش اوقات فراغت و بیکاری خود را به کار بافندگی در کارگاههای قالی بافی می پردازند .روستاییان نزدیک به نیمی از سال را بیکار هستند.آنان مدت زمان قابل توجهی بعد از کاشت و همچنین بعد از برداشت محصول بیکار هستند.از طرف دیگر در بسیاری از مناطق ایران بویژه مناطقی که قالی بافی بصورت سنتی رواج داشته است به دلیل محدودیت منابع آبی یا هر دلیل دیگر بخش کشاورزی ودامداری پاسخگوی نیازهای اقتصادی خانوار حتی در حد اقتصاد معیشتی نبوده ونیست. بسیاری از روستاییان و عشایر به دلایل متفاوتی زمینه های اشتغال در بخش کشاورزی و دامداری را ندارند و مجبور بوده و هستند که در رشته های مختلف صنایع دستی یا مشاغل خدماتی به فعالیت پرداخته یا برای یافتن شغلی مناسب روانه شهرها گردند در نتیجه بخش قابل توجهی از بافندگان قالی اقتصاد خانواری آنان برسه پایه کشاورزی ، دامداری و قالی بافی استواراست آنها بصورت خودکار ابتدا فعالیت کشاورزی سپس دامداری و در اولویت آخر کار در کارگاه قالی بافی را انتخاب می نمایند .به همین خاطر است که ما شاهد توسعه قالی بافی در مناطقی هستیم که از نزولات جوی کمتری برخوردار است یا تراکم جمعیتی منطقه به گونه ای بوده که بخش کشاورزی و دامداری پاسخگوی نیازهای شغلی نبوده است. لذا مقدار قابل توجهی از بافندگان قالی بخش عمده نیازهای اقتصادی خود را در زمینه کشاورزی و دامداری جستجو می نموده و قالی بافی تنها بعنوان منبع درآمد سر ریز مطرح بوده است .اما در سطح کشور مناطق زیادی وجود داشته و دارد که فعالیتهای کشاورزی و دامداری بسیار محدود بوده و اساسا نمی توان آنان را کشاورز یا دامدار نامید ممکن است خانواری کمتر از ده راس گوسفند داشته یا کمتر از پانصد متر زمین باغی داشته باشد و نزد عوام به عنوان کشاورز یا دامدار شناخته شود اما مشخص است که این مقدار کشاورزی یا دامداری نمی تواند پاسخگوی نیازهای اقتصادی باشد لذا قالی بافی همواره به کمک این خانوارها شناخته و شاغلین در روستاها و شهرها بصورت حرفه ای کار قالی بافی را بصورت مستمر ادامه داده اند.
ادامه دارد ....
عبدالله احراری

منبع :