اساتید فرش

گره عشق

استاد محسن محسني در سال 1309 در مازندران متولد شد. در سال 1333 در شرکت سهامي فرش ايران با ديپلم علمي مشغول به کار شد.

همزمان با کار به دانشگاه راه يافت و در سال 1353 در رشته کارشناسي ادبيات فارسي از مدرسه عالي ادبيات فارسي و زبان هاي خارجي ( دانشگاه علامه طباطبايي فعلي) فارغ التحصيل شد، تا بلکه ادب را با هنر طرح و نقش درآميزد و نقش خيال زند و اين اکسير چنان عشقي در او برافروخت که تا امروز در ايفاي عهد و پيمان خود در پاسداري از هنر فرش ايراني ايستاده است. سمت هاي استاد محسني در اين سال ها عبارت بودند از دبير هيئت علمي تنفيع و اصلاح دائرةالمعارف فرش در مرکز ملي فرش ايران، عضو هيئت علمي گنجينه هاي از ياد رفته در فرهنگستان هنر ايران، عضو شوراي تخصصي و ارزشيابي هنرمندان در سازمان گردشگري کشور، شرکت در نمايشگاه هاي فرش دستباف ايراني در آمريکا، دبير هيئت علمي تخصصي در نمايشگاه جشنواره هاي فرش هاي نفيس ايران و علاوه بر اين موارد، از سوي فرهنگستان هنر ،از ايشان تقدير شد. در پايان بايد گفت که استاد محسن محسني از پيشکسوتان و صاحب نظران کم نظير در زمينه هنر- صنعت فرش دستباف ايران است که در احياي اين هنر- صنعت از ياد رفته تلاش بسياري کرد. از ايشان به خاطر يادداشتي که براي «خراسان» نوشتند سپاسگزاريم.

هنرهاي سنتي ايران پديده اي است خودجوش و منبعث از ذوق سليم و قريحه نشاط انگيز ايراني که از ابتداي ظهور خود درون خانه و خانواده اوقات بي کاري را سرشاراز سرگرمي و نشاط ساخته زنان و دختران هنرمند را به کاري سازنده و حتي در مقام رقابتي خلاق ،وامي داشت تا از دست ساخته ها و دست بافته هاي خويش ،لذتي روحي و معنوي ببرند.فرآورده هايي که بازتاب روح نگرش به مزاياي مثبت حيات و هستي و آرامش پاک و قدسي در آفرينشي با نماد و نمود طبيعت و خالق طبيعت را از سويداي دل و درون حس کرده ،سپس به عنوان سفير احساس و عاطفه زيبا پسند دروني به عالم برون تجلي داد تا ديگران را نيز در اعجاز آرامبخشي دستاوردهاي زيباپسندانه خود سهيم و شريک کنند و اين احساس مشترک انساني ،نه تنها در فضا و محيط محدود و نزديک بلکه تا دوردست ها و حتي اقصي نقاط جهان ،جهانِ زيستي انفاس پاک مشترک را به وجود آورده و قلوب انساني را آنچنان در عالم محبت پيوند دهد که نديده و نشناخته با زبان عشق بيانگر احساسي تحسين برانگيز و التذاذي روحي دير آشنا که همان احساس نامبرده است و احساس مشترک بشريت باشد.بين هنرمند و مخاطب دست داده و پيوندي تنگاتنگ ايجاد کند.رابطه اي که نه بوي سياست دارد و نه سر رقابت و نه ريب و رنگ وترفند حيلت .زلال تر از آب حيات از چشمه ساران بلور ايران زمين و روشن تر و زرين تر از تابش تارهاي نور خورشيد خاوران در پگاهان زيباي مشرق زمين که انفاس قدسي شيفتگان عالم شرق و غرب را در هم مي آميزد و تعاملي ديرپا به درازا و پايايي 3 هزارساله و بلکه بيشتر را به فرا ذهن بشرکنوني تداعي مي بخشد.

قالي دراين گذراي هنري در ازاي فرش و قالي ايراني طويل تر از جاده ابريشم ،زيباتر از گل ها و رياحين بوستان هاي ايران ،خوش رنگ و بوتر از گل هاي قمصر و فين کاشان ،با پيشينه اي قديمي تر و پخته تر از تمدن بشري ،آرام ترين و لطيف ترين سفير انساني است که از دل و درون دشت و کوه و کوير و دره و روستاي اين سرزمين کهن ،به کاخ ها و کاخ موزه ها و تالار هاي مجلل تا آپارتمان هاي کوچک و نقلي مغرب زمين گسيل گشته و همانند مهماني عزيز و خوانده ونه مسافري سرگردان و رانده و درمانده ؛طي سال ها بل قرون متمادي، همدل و هم صحبت صاحبخانه هاي صاحب ذوق مغربيان ،از پيرو جوان جا خوش کرده ،شايد شبانه روز آيينه تمام نماي روح پاک هنرمندان ايراني است که حضور دست و زبان ترانه ها و فسانه هاي ايران را همراه با نقش و نقش مايه هاي الهام يافته از طبيعت و درهم آميخته با تخيل و ذوق خلاق از مادران و پدران هنر آزموده پير گرفته تا انگشتان لطيف و حرکت نرم و چابک دختران زيباي شرقي،گره عشق آفريده است و حضورو نفس و نَفَس هاي پاک و عاشقانه نقاش، طراح ،نقاش ، رنگ آميز، رنگرز ،بافنده و ديگر دست اندرکاران قالي را لحظه به لحظه ،آن به آن و دم به دم به مخاطبان مشتاق و ميزبانان خرد و کلان خود و در هر گره با صد زبان ،اعلام حضور مي کند.آيا مي توان اين فرآيند گام به گام و حضور نفس به نفس را ناديده انگاشت و با رايانه و ابزار، آن رامکانيزه و الکترونيکي کرد؟آيا مي توان اين فقدان آواي فولک و ترانه ها رادر روستاها و عشاير ايران که با الحان گوناگون با حرکت هماهنگ انگشتان جوانان ايراني از کرد و ترک و ترکمان ، بلوچ و قشقايي را ناديده و نشنيده گرفت و حضور سي دي(لوح فشرده) را تحمل کرد؟آيا مي توان مناظر و مراياي سرزمين را که از کوچ عشاير تا مساجد ،تکايا و مناره ها ، گنبدها و زير گنبد ها و آويزهاي مقرنس، ارسي هاي مشبک،کاشي هاي اسليمي و شاه عباسي منقش برآثار و ابنيه تاريخي را به جاي دست و دل هنرمندان صاحب ذوق به سي دي(لوح فشرده )سپرد؟

اين تفصيل ، احساس آدمي است که 60سال از عمرش را ميان فرش ها گذرانده است.

خراسان

منبع :