در حاشیه

دیوار بلند بین فرش و فقر (9)

عامل مهم دیگری که به توهم رابطه مثبت فرش وفقر دامن می زند و نقش بسیار بالایی در این خصوص دارد جامعه فرش ایران است در واقع از ماست که بر ماست.

معمولا هر فردی ممکن است نارضایتی نسبی از شغل خود داشته باشد که بخشی از آن واقعی وقسمت دیگر آن ریشه در ذات بشر دارد که همیشه نسبت به آنچه دارد ناشکری می نماید. نمی دانم چه دلیلی دارد که جامعه فرش ایران اعمم از تاجر و واسطه وحتی بخشهای مرتبط با آن همیشه در حال نالیدن است چه ایامی که بازار فرش رونق دارد و چه در ایام رکود !
این ناله ها که در بسیاری موارد ظاهری بوده و عموما برای مظلوم نمایی است باعث می گردد که برداشت جامعه از فرش و فرشبافی این باشد که اشتغال به فرشبافی از روی اجبار است و افراد قالیباف از فقیرترین آحاد جامعه هستند .این برداشت نادرست حتی باعث گردیده برخی از افراد با اکراه خود را بعنوان قالیباف و بافنده به دیگران معرفی کنند.درحالی که هریک از مشاغل مرتبط با فرش و منجمله بافت فرش اگر اطلاعات کافی در اختیار بافنده قرار گیرد که چه ببافد ؟ چگونه ببافد؟ برای چه کسی ببافد؟ فرش خواهد توانست سطح زندگی او را از زندگی معیشتی به یک حالت قابل قبول و میانگین جامعه برساند. از نقش فرش در توسعه فرهنگ و... صحبت و دولت هم به تعهدات خود در برابر این هنر مهم عمل نماید یقینا همه بافندگان به شغلی که دارند افتخار خواهند نمود .جامعه قالی ایران نیز باید این نکته را مدنظر قرار دهند که عدم شفاف سازی درآمدها و اقتصاد فرش و سیاه نمایی بیش ازحد فرش نه تنها کمکی به فرش و ترویج و گسترش آن نمی نماید بلکه بخش دولتی دل چرکین نموده و طبعا همه درها به روی جامعه فرش در دراز مدت بسته خواهد شد .درحالیکه در دوران رونق سود فرش در هر دوره تولید بیش از 50 درصد و در دوران رکود با محاسبه تمامی عوامل تولید بیش از سی درصد است نباید به گونه ای مطرح شود که تو گویی ریال درآمد در این هنر صنعت نیست!!
هنوز هم حداقل در مناطقی که قطب قالی بافی است دست اندرکاران فرش اعم از تاجر وبافنده و... زندگی آبرومندانه ای دارند.آنچه درآمد این گروه را تحت تاثیر قرار میدهد دلارهای نفتی است که علاوه بر اینکه نقش دلارهای ناشی از صادرات فرش و پسته و... را کمرنگ می کند با تزریق در برخی رسته های شغلی شکاف موجود بین مشاغل تولیدی و خدماتی را بیشتر می نماید .
ادامه دارد...
عبدالله احراری

منبع :