نواحی و مناطق قالی بافی

ويژگی های كلی فرش شرقی و حدود جغرافيايی(فصل اول)

مدت های مديدی به دنبال كتابی بودم كه بتواند ساختار ، ويژگی ها و خصوصيات فرش های شرقی را تشريح نمايد تا ضمن رفع نياز های دانشجويان گرامی فرش ساير دوستداران فرش دستباف نيز بتوانند به راحتی به اطلاعات مورد نياز دست يابند.

اكنون بسيار خوشحالم كه خداوند اين توفيق را عنايت نمود كه با ترجمه ی كتاب فرش های شرقی به اين مهم كمكي هرچند مختصر بنمايم. كتاب مذكور داراي چند ويژگي مهم می باشد كه ذكر آنها ضروری به نظر می رسد.اولا كتاب به زبان بسيار ساده ، روان و در عين حال مختصر و مفيد نوشته شده است.ثانيا يكی از كتاب هايی است كه فارغ از هر گونه تعصب و با اتكا به واقعيت های فرشبافی به نگارش درآمده و جايگاه فرش ايران را بدرستی ترسيم نموده است.ثالثا با ارائه ی نمونه هايی از فرش هاي مناطق مختلف شرق در معرفی چهره ي فرش های شرقی موفق بوده است، كه به لحاظ نياز تلاش گرديد توضيحات تكميلی در پاورقی به خوانندگان ارجمند ارائه گردد.از عموم خوانندگان به ويژه محققين و دانشجويان عزيز خواهشمندم نظريات اصلاحی خود را از اين جانب دريغ نفرمايند. اين كتاب را به يار هميشه همراهم همسر عزيزم ، فرزندان گرامی ام ، کارشناسان فرش جهاد کشاورزی به خصوص جناب آقای مقدم و دانشجويان رشته ی فرش به ويژه دانشگاه آزاد اسلامی واحد طبس و همه ی بافندگان فرش تقديم می كنم.



فرش شرقی معمولا به قالی هايی گفته می شود كه در شرق تهيه و با دست بافته می شود و در مناطق زيادی اين كار انجام ميگردد.اين مناطق از جنوب شرقی اروپا شروع و تركيه، شمال آفريقا، كشور های آسيای ميانه، ايران، افغانستان، بلوچستان، تركمنستان، هندوستان و چين را در بر ميگيرد.
معمولا به سختی ميتوان محل دقيق بافت و حتی قدمت يك فرش را تشخيص داد زيرا اقوام مختلف همواره از مكانی به مكان ديگری كوچ كرده و طرح های همديگر را مورد استفاده قرار داده اند .از اواخر قرن نوزدهم فرش هايی به سفارش غربيها تهيه شده است كه از محل اصلی بافت آنها بسيار دور بوده است.تعداد كثيری از بافندگان قديمی كار بافندگی فرش را رها كرده و يا اينكه هنوز كالاهای آنها در فروشگاه هاي قديمی كه روزی شهرت خاصی داشته اند خريداری ميشود.از طرف ديگر از زمان جنگ جهانی دوم مراكز ديگري به وجود آمده است كه اغلبشان الگو هاي قديمی همسايگان را مورد استفاده قرار داده اند.فرش های خاور ميانه يا فرش های شرقی به فرش های اصيل معروفند زيرا دستبافته ای است كه طرح آن نشانگر فرهنگ و طبيعت مردمان است.
از آنجا كه فرش هاي شرقی فقط يك كالاي مصرفی نيستند بلكه اكثر اوقات يك هنر والای حيرت انگيز در نقوش طرحها رنگها و تصورات آنها ديده ميشود بايد آنها را تحسين كرد.
بنا بر اين جای تعجب نيست كه مشاهده ميشود صنعت فرش ماشينی اقدام به كپی برداری از اين طرح ها مينمايد.
تاريخ
هيچ كس نمينواند بگويد كه اولين فرش كجا و كی بافته شده است ولي ظاهرا عشايرآسيای ميانه اولين كسانی بوده اند كه فرش را بافتند چون آنها لوازم مربوطه يعنی پشم و انگيزه مورد نياز برای فرش بافی را بيشتر داشته اند.
اولين كفپوش مورد استفاده ممكن است پوست بوده باشد كه از سرما ، رطوبت و نم جلوگيری ميكند زيرا عشاير زمستان ها را در مناطق بسيار سرد سپری مي كنند. احتمالا پوست آهو خود عليرغم كوچكی اش الگويی براي فرش های شرقی بوده است.از آنجا كه مواد اوليه فرش از بين رفتنی است عمر مشخصی برای هر فرش وجود ندارد. ولي در كتب هنری ديده ميشود كه ثابت مينمايد فرش در همان اوايل تمدن انسانها وجود داشته است.اولين گروه بزرگ پارچه های پرزدار از زمين های مدفون مصر بدست آمده كه اين پارچه هاي پرزدار را عمدتا براي رو تختی تزيين و اينگونه موارد استفاده ميشد تا گرما پار چه های پرز دار گاه ابريشمي و گاه پشمی است و بطور مشخص از فرش دستباف جدا ميباشد.
در موزه های مهم جهان نمونه هايی از پارچه هاي قديمي مصري و يا قبايل قبطی يافت مي شود كه تاريخ آنها را به قرون پنجم تا دهم قبل از ميلاد مسيح تخمين ميزنند.با اينكه كشورهای قديمی زيادي به بافتن پارچه های ظريف و خوب و ابريشمی معروف می باشند ولی دقيقا معلوم نيست كه آنها چطور بافته و يا دقيقا اين پارچه ها چه طرحی داشته اند.
کشف در خور توجه چند سال پيش سبب شد بارقه اي بر فرش های بافته شده اوليه افكنده شود.در كندوكاو های دره التائی در جنوب سيبری در سال 1947 توسط آقاي پروفسور رودنكو باستانشناس روسی فرش نسبتا سالمی پيدا شد كه متعلق به يكی از سرداران يا شاهزادگان التائی بود كه در قرن پنجم از ميلاد مسيح می زيسته است.اين فرش از پشم بوده كه ماده ای از بين رفتنی است ولی ويژگی های آن محل باعث حفظ اين فرش شده است به نظر ميرسد دزدان نبش قبر كرده و و اشيای قيمتی آنرا ربوده اند ولی به فرش و برخی از اشياي ديگر درون گور علاقه ای نشان نداده اند.بعد ها آب از طريق راه باريكه ای كه بر اثر نبش قبر درست شده بود راه پيدا كرده و طبعا يخ زده است و دقيقا همين اتفاق باعث شده است كه ما فرشی يخ زده را مالك شويم كه تمام گلها و نقش های آن به زيبايی اوليه اش باقی مانده است.

شكل شماره ی 2
نقش مايه دوره ی آشوري(قرن پنجم ق م)

شكل شماره 3
جزييات فرش


اين فرش معروف با قالی التائی يا قالی پازيريك در ابعاد 210*183 سانتی متر بوده و در موزه آرميتاژ لنينگراد نگهداری ميشود.طرحش مركزيت هندسی داردكه با مربع های كوچكی پر شده و دارای چند حاشيه اصلی است كه يكی از حواشی نقش آهو داشته و در مهمترين حاشيه ی آن جنگجويان سوار بر اسب ديده می شود.اين فرش نموداری روشن از قدرت استعداد و سليقه ی بافنده ها ی بيش از 2500 سال پيش می باشد.
فرش دستباف خيلی دير به اروپا رسيد و تا قرن شانزدهم و هفدهم ميلادی كف اتاق ها از يك نوع جاجيم فرش می شد كه هم برای گرما و هم براي تزيين مورد استفاده قرار مي گرفت.پتو های پشمی با منجق تزيين می شد و اگر درآمد بيشتری داشتند پوست گوسفند را با منجق تزيين می كردند.
اولين گروهی كه اقدام به واردات فرش كردند ايتاليايی ها بودند كه با تركيه داد و ستد داشتند.چنين فرش هايی بسيار نفيس و گران بود.در اواسط قرن چهاردهم نيكولوس دی بناكوسی تصوير دختری باكره را روی فرش به عنوان تزيين با تعدادی از حيوانات انداخت .
طرح اين فرش كه در گالری ملی لندن است خيلی شبيه به فرش اواسط قرن پانزدهم ميلادی است كه در استكهلم می باشد.در اواخر قرون چهاردهم و پانزدهم ميلادی انواع فرش هاي تركی و احتمالا قفقازی به اروپا وارد شد كه تصوير اينگونه فرش ها را ميتوان در آثار تعداد زيادی از نقاشان اروپايی ديد.
مجموعه اين فرش ها روی پله هايي پهن شده اند كه به تخت سلطنتی ای منتهی ميشود كه دختر باكره اي روی آن نشسته(ممكن است منظور از باكره حضرت مريم باشد)و چون پشت تخت شاهی از منجق های خيلی گران آن زمان تزيين شده به نظر مي رسد كه ارزش فرش هم گران بوده است.فرش هايي با نقوش عامي براي تزيين از ديوار و پنجره آويز مي گرديد، كه اغلب به عنوان تصاوير ظاهر مي شد.
عكس های روی فرش بدين صورت است كه فاعل عكس سر پا ايستاده و يك دستش روی ميز است كه آن ميز با فرشی زيبا پوشانده شده است.اين جريان تا قرن هجدهم ادامه داشته و ظاهرا يك نوع استفاده معمول و جالب در آن روزگار بوده است.تجار ايتاليايی با اروپای شمالی داد و ستد می كردند و به آنها ابريشم های مرغوب و ظريف می فروختند البته فرش هم معامله ميكردند.در نقاشي هاي اوليه فلميش با دقت خاصی اين نقوش نقاشی گرديده اندفلمينگ تعدادی از آنها را به نقاشی های خود اضافه كرد.هنری هشتم وكاردينال وسلی جزو اولين كسانی بودند كه در انگلستان تعداد زيادی فرش از ونيز خريداری كرده بودند. اين فرش ها در تصاوير هنری هشتم و اطرافيانش چند مرتبه ديده شده است.در آثار نقاشی هولباين تعداد زيادی از نقوش فرش های تركيه ديده ميشود.ايران يكی از فرش ها را می بافت.در دوران حكومت صفويه نقاشی، سفال، پارچه، قاليبافی به اوج خود رسيد.تمامی هنر های ايران در اين دوره در زيبايی و طرح وشكل و ظرافت بسيار شبيه به هم هستند.تمام اين زيباييها در فرش های قرون شانزدهم و هفدهم ميلادی ايرانی ديده مي شود كه در حال حاضر در موزه های مختلف اروپا آمريكا نگهداری مي گردد.(فرش های مشهور دوره ی صفوی)
يكی از فرش های معروف دوره ي صفوی فرش اردبيل است كه براي مسجد اردبيل بافته شده و گفته ميشود كه عالی ترين نمونه ی فرش ايران است اين فرش در سال 946 هجري قمری بافته شده ابعاد ان534 *1153سانتی متر و دارای سی و سه ميليون گره (رجشمار 48)و فعلا در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن نگهداری می شود.رنگ غالب آن آبی و دارای ترنج زيبايی در وسط می باشد كه اين ترنج به وسيله شانزده شمسه احاطه شده است.در گوشه ميانكار فرش چهار لچك قرار گرفته است كه فرم لچك يك چهارم لچك ترنج مياني است.در ميانكار فرش نوشته اي به شرح زير مشاهده می گردد.
لنگه ی ديگر فرش اردبيل كه قبلا در موزه ی ويكتوريا و آلبرت نگهداری می گرديد كه اكنون در موزه هنر هاي ملی لس آنجلس آمريكا نگهداري می شود.البته اين فرش سالم نمی باشد زيرا بخش هايی از آن برای تعمير لنگه ی ديگر آن در لندن مورد استفاده قرار گرفته است.(اواخر قرن نوزدهم)
در موزه های هنرهای اتريش در وين فرش شكارگاهی با پرزهاي ابريشمی در ابعادآن 310*693سانتي متر مربوط به دوره ي صفويه نگهداری ميگردد كه گفته مي شود اين فرش از طرف پتر كبير به امپراطور ليوپولد اول در وين هديه شده است.
يكي ديگر از فرش هاي معروف دوره ي صفويه فرش معروف به فرش تاجگذاری است كه در كپنهاگ در قصر روزنبرگ نگهداری ميگردد.اين فرش را يك كمپانی جهانی به همسر فردريك سوم در سال 1666 ميلادی هديه نمود.فرش بافت آن با ابريشم و زمينه ی آن با نخ هاي طلايی است.اين فرش در تاجگذاری فردريك چهارم در سال1699 و همچنين تاجگذاری های شاهان بعدی مود استفاده قرار گرفت.گروهی از فرش های دوره ي صفوی به فرش های لهستانی مشهورند و اين در حالي است كه اين فرش ها هيچ وابستگي به لهستان ندارد.گويند كه فرش هاي ايراني براي مشتريان لهستاني در كاشان بافته ميشد بدين صورت كه در سال 1601 ميلادي يكي از پادشاهان لهستان به نام سيگيموند سوم فردي آمريكايي را به كاشان فرستاد تا آن تاجر بر روند توليد آن فرش ها نظارت داشته باشد.تعدادي از اينگونه فرش ها در خانواده هاي اشرافي لهستان مورد استفاده قرار گرفت و به لحاظ وجود چنين فرش هاي گرانبهايي اينگونه قالي ها به فرش لهستاني معروف شده اند.
بهر حال بيشتر فرش هايي كه به خانه هاي اشراف لهستان راه مي يافت هدايايي از طرف شاهان ايراني بوده است و سرانجام در اواخر همين قرن گذشته بود كه به خاطر نمايشگاه 1873 ميلادي در ونيز با عنوان ارتباطات با شرق بود كه اين فرش ها و قالي هاي شرقي ارزش والايي پيدا كردند.اين اتفاق باعث شده افراد بيشتري به فرش هاي شرقي علاقه مند گردند.فرش هاي زيادي به طرق مختلف در جاهاي مختلف دنيا بافته ميشود ولی هيچ يك از آنها جاي فرش دستباف را نخواهد گرفت.

مترجم: عبدالله احراری

منبع :