نواحی و مناطق قالی بافی

ويژگی های كلی فرش شرقی و حدود جغرافيايی(فصل دوم)

وضغيت فعلی فرش های شرقی الف)پنج گروه اصلی :برخی از افراد فرش را با توجه به نقوشی كه دارد به گروه های مختلفی از جمله ترنجی، شكارگاهی، گلدانی، هندسی، محرابی و ... طبقه بندی مينمايند.

گروهی ديگر فرش را بر مبنای بافنده های آن طبقه بندی می كنند بر اين اساس فرش بافی به گروه هايی همچون عشايری روستايی شهری و ... تقسيم می گردد. يكی از بهترين راه های طبقه بندی فرش رده بندی آن بر اساس محل توليدش است لذا فرش هاي شرقی به پنج گروه اصلی زير تقسيم می شوند:
1- فرش ايرانی به عنوان بهترين و بزرگ ترين گروه
گروه تركمن شامل فرش های تركمن ، افغان و بلوچی است كه در آسيای مركزی بافته ميشود.
گروه قفقازی كه دارای اشكال هندسی است.
گروه فرش های تركيه كه تعدادشان بسيار كم است.
گروه هاي هندی، پاكستانی و چينی
ب:پشم پنبه و ابريشم
در تاريخ اين سوال كه چرا فرش دستباف محل زندگی اش را در شرق يافت، وجود دارد يكی از اين دلايل آن است كه تركيه و ايران را رشته كوه هايی احاطه كرده اند كه چرا گاه گوسفندان بوده و پشم آنها بهترين منبع برای فرش بافی است.ايران، هندوستان و پاكستان از توليد كنندگان عمده ي پنبه ميباشند، چين بزرگترين توليد كننده ی ابريشم است.تار و پود فرش های عشايری عمدتا از پشم است نخهای تار به صورت افقی قرار می گيرند، فرش های صددرصد پشمی ممكن است برآمدگی يا فرو رفتگی پيدا كند.براي بافت فرش پشم بهترين ماده ي اوليه است كه البته داراي انواع مختلفي است.آب و هوا از جمله عواملي است كه بر كيفيت پشم تاثير مي گذارد.همچنين قسمت هاي مختلف بدن گوسفند داراي پشم يكساني نميباشد مثلا قسمت شانه ي گوسفند داراي پشم بهتري است.پشم گوسفند در سن 8 تا14 ماهگي كيفيت بهتري نسبت به پشم گوسفندان مسن دارد.پشم بعد از چيده شدن بلافاصله شسته شده و ريسيده مي شودكه بسياري از افراد به خاطر كيفيت بهتر آن ترجيح مي دهند كه پشم با دست چيده شود.مقدار تاب پشم بستگي به استفاده آن داشته و اگر به عنوان پرزاستفاده شود تابش كم خواهد بود تا رنگ را بهتر جذب نمايد.
رنگرزي مواد اوليه فرش
پرز در آب حدود نيم ساعت مورد شستشو قرار مي گيرد اگر پشم خيلي چرب يا روغني باشد كمي صابون و3 درصد سودا به آن اضافه، سپس نخ به مدت نيم ساعت با زاج سفيد دندانه داده مي شودبعد آن را در رنگي كه مورد نظر است ساعت ها و در موارد روزها ميخوابانند و بعد آنها را در مقابل آفتاب خشك مي كنند.چادرنشينان كه وسيله و ابزار مناسب ندارند همواره مقدار كمي از پرز را رنگ مي كنند. براي همين يكنواخت بودن پرز ها براي آنها مشكل است.ضمنا چون پشم از گوسفندان مختلف است همواره اختلاف ميان رنگ ها وجود دارد.اكنون اين اختلاف رنگ در فرش هاي عشايري ارزش پيدا كرده است.مهارت در رنگرزي مواد اوليه ي فرش يكي از شروط توليد فرش مرغوب است.
صنعتگران قديم مهارت خوبي در تركيب رنگها داشته اند، آنها از ريشه ساقه و برگ و گل هاي گياهان مختلف جهت تهيه ي رنگ هاي متنوع استفاده نموده اند. رنگ قرمز اكثر فرش ها از ريشه ي گياه روناس كه بوته اي با 3 تا 6 سال عمر است بدست مي آيد. قرمز جگري از قرمز دانه كه لاك حشره اي است تهيه و براي رنگ زرد از روشهاي متنوعي همچون گل اسپرك، برگ مو و زعفران استفاده ميكردند.رنگ آبي از گياه نيل كه در هند شرقي ميرويد تهيه ميگردد و براي آماده سازي انواع سبزها از نيل و اسپرك كمك مي گيرند.رنگ هاي قهوه اي و خاكستري از مواد طبيعي مانند پوست گردو و بلوط استفاده ميشود.

شكل شماره 4
گياه روناس(ريشه و ساقه)

شكل شماره ي 5
ساقه ي گياه اسپرك

شكل شماره ي 6
زعفران و گياه اينديگو

رنگ سياه را ميتوان از ميوه ي بلوط آماده نمود، ولي در قاليبافي مصرف عمده اي ندارد زيرا با افزايش مصرف اكسيد آهن در رنگرزي از عمر مفيد پشم كاسته ميشود، به همين خاطر مناطقي از طرح هاي فرش هاي قديمي كه داراي رنگ سياه بوده زودتر از بين رفته است.
ويليام هنري پركين شيميدان انگليسي در سال 1856 موفق به ساخت اولين ماده رنگزاي شيميايي گرديد، از آنزمان ساخت مواد رنگزا توسعه ي بيشتري پيدا كرد و به سرعت به بازارهاي شرقي راه يافت.مردم كشور هاي شرقي به علت ارزاني ، سرعت زياد و آساني كار با مواد رنگزاي شيميايي از اين رنگها استقبال كردند. به علت عدم ثبات مناسب مواد رنگزاي شيميايي براي كاربرد در مواد اوليه ي فرش، در خريد فرشهاي ايراني مردم كشور هاي غربي دقت بيشتري مي نمودندبه همين علت در سال 1903 دولت ايران وارادات مواد رنگزاهاي شيميايي را قطع و استفاده از آنها را جهت رنگرزي خامه قالي ممنوع و جرايمي نيز براي مصرف كنندگان آن در نظر گرفته شد.با اقدام اخير دولت ايران مجددا رنگرزي طبيعي احيا و از سال 1903تا جنگ جهاني اول مواد رنگزاي شيميايي در رنگرزي مورد استفاده قرار نگرفت و البته اين مواد رنگزا در كشور هاي همسايه مورد قبول واقع شد .با وجود اين ساخت و عرضه ي مواد رنگزاي شيميايي تحول عمده اي ذاشته است و همان طور كه گفته شد اين رنگ ها سرعت عمل رنگرزي را افزايش داده و داراي شفافيت خاصي هستند.
به نظر شرقي ها هر رنگي معني خاصي دارد و از آنجايي كه عباي حضرت محمد (ص)سبزبوده است ، مقدس شمرده مي شود. هيچ مسلمان واقعي از آن به عنوان رنگ اصلي استفاده نخواهد كرد.هندي ها و چيني ها رنگ سفيد را نشانگر قدرت توانايي و قرمز نماد دارايي،ثروت و خوشي است.در چين رنگ زرد خاص لباس امپراطور ها بوده و براي مسلمان ها نشانگر بخشش و فداكاري مي باشد.مجموعا شرقي ها مهارت خاصي در تلفيق رنگ ها دارند و اين امر سينه به سينه انتقال يافته و دنيايي از راز و رمز ها را با خود به همراه دارد.
دستگاه بافندگي فرش
فرش دستباف عمدتا در شرق توليد مي شود و صرف نظر از سليقه هاي متنوع تقريبا از تكنيك بافت يكساني برخوردار است.لازم است قبل از هر مطلبي در رابطه با دستگاه قاليبافي اي صحبت كنيم كه چادرنشينان از آن استفاده مي كنند.اين دار از نوع افقي بوده و به وسيله ي ميخ بر روي زمين محكم بسته مي شود. به لحاظ آنكه چادرنشينان مرتبا در حال حركت مي باشند اين دستگاه براي آنها مناسب مي باشد زيرا مي توانند انرا به راحتي به مكان ديگري منتقل نمايند و دقيقا به همين دليل فرش هاي توليدي بافندگان عشايري در ابعاد كوچك مي باشند.
در كارگاه هاي قاليبافي شهري و روستايي كه به توليد قاليهاي سفارشي مشغول مي باشند از دستگاه قاليبافي عمودي استفاده ميكنند كه داراي دو ستون عمودي است كه به وسيله چوب باريكتري به هم متصل شده و يك قاب محكم و هميشگي را تشكيل مي دهد.تيرك هاي افقي قابل تغيير و جابه جايي هستند كه بافنده ميتواند آن را راحت تر ببافد.چنانچه دستگاه قاليبافي بگونه اي باشد كه مقدار قالي بافته شده پيچيده نشود براي بافنده فرش بافت قسمت هاي مياني و بالاي قالي مشكل خواهد بود براي حل اين مشكل بافندگان فرش به روش هاي مختلفي همچون انتقال مقدار بافته شده به دور تيرك پاييني و بالاخره دوخت دو لبه ي فرش متوسل مي گردند.

شكل شماره ی 7
ابزارهای بافندگی

شكل شماره ي 8
دار

بافت فرش
در ابتدا و انتهاي فرش مقدار ي از بافت به صورت گليم بافي انجام مي گيرد و پس از آنكه گليم بافي اوليه فرش بافته شد، بافنده شروع به بافت گره ها مي نمايد.غالبا پرز هاي پشمي به صورت دوكي شكل بسته به نوع رنگ مورد نياز از بالا آويزان بوده به طوريكه دست بافنده به اين دوك هاي نخ رسيده و براحتي مي تواند عمل بافت فرش را طبق نقشه و طرح آن انجام دهد.هر گاه يك رج كامل بافته شد عمل پود كوبي فرش ميبايست انجام گردد. بسته به سبك بافت ، هر فرش در هر رج مي تواند يك يا دو پود داشته باشد . بافندگي فرش به همين صورت ادامه مي يابد تا بالاخره تعداد رج ها به پايان رسيده و به همان اندازه كه در آغاز گليم بافي گرديده در پايان فرش نيز گليم بافي مي گردد.از آنجا كه فرش بافي نيازمند سليقه و ابتكار است و درعين حال حوصله زيادي مي خواهد لذا اكثرا توسط خانم ها انجام مي گردد.
فرش بافي در مناطق عشايري خاص زنان است و البته در كنار زنان فرزندان نيز برخي از كارها را انجام ميدهند.در كارگاه ها بافندگي شهري و روستايي زنان و مردان با هم كار مي كنند.نظارت بر بافت با شخصي به نام خليفه (سر استاد)است كه او مرتب نقشه را خوانده و بافندگان طبق دستور او مي بافند.
طرح فرش بر روي كاغذ شطرنجي به صورت نقطه چيني نقاشي مي گردد كه هر مربع كوچك نشاندهنده ي يك گره است. بافنده همانند يك موزيسين كه نت را دنبال مي نمايد نقشه ي فرش را مدنظر قرار مي دهد طبعا هر چه دقت بيشتري دا شته باشد نتيجه ي كار بهتر خواهد بود.

شكل شماره 9
دو نمونه گل شاه عباسی

در كارگاه هاي قالي بافي شهري و روستايي بافت فرش با برنامه ريزي قبلي و با طرح ونقشه معين بافته ميشود و بالعكس فرش بافي درمناطق عشايری براساس نقشه های ذهنی است.بافنده ی فرش در هر روز بين 6 تا 10 هزار گره می زند كه البته برخي بافندگان خبره و كارگاهي تا چهارده هزار گره در روز نيز مي بافند. ميانگين گره هاي بافته شده در هر ساعت 1000-800 گره و در هر ثانيه 3 گره ميانگين بافت توسط بافنده است.چنانچه فرشي 25 گره در سانتیمتر مربع داشته باشد براحتی مي توان حدس زد كه بافت يك تخته فرش هفته ها و ماه هاي زيادي طول مي كشد. متراكم ترين و بزرگترين آنها ممكن است سال ها وقت بگيرد. بعد از اتمام بافت فرش كارهاي تكميلي فرش انجام ميگيرد كه مهمترين آنها پرداخت فرش ميباشد.
شستشوي فرش
يكي از مهمترين مراحل تكميل فرش شستشوي آن است.با عنايت به اينكه در شرق همواره مشكل آب وجود دارد و از طرف ديگر شستشوي فرش عمدتا به خاطر بهتر جلوه دادن رنگها مي باشد، لذا اين كار با دقت عمل فراواني انجام گيرد.بعضي مواقع افراد ترجيح مي دهند كه فرش را صرفا شستشوي معمولي داده و جلوي آفتاب پهن كرده تا خشك شود.امروزه در اكثر شهر هاي بزرگ كشورهاي اروپايي منجمله لندن،هامبورگ، وين قاليشويي هاي بزرگ وجود دارد و در اين كارخانجات شستشوي فرش با استفاده از مواد شيميايي و تحت نظر مهندس شيمي انجام مي گردد لازم به تذكر است كه بر اثر عمليات شستشو فرش كمي آب رفته و متراكم تر ميشود.
انواع گره رايج
در بافت قالي هاي شرقي به استثناي بخش گليم باف قالي از دو نوع گره ي تركي و فارسي استفاده ميشود.مناطق قفقاز،تركيه ازگره تركي وكشورهاي افغانستان ،پاكستان ،هندوستان ،تركمنستان و چين از گره فارسي جهت بافت قالي بهره مي گيرند.نحوه ي زدن گره تركي بدين صورت است كه پرز را دور دو نخ از نخ هاي تار تابيده و سپس سر پرز اضافي قطع مي گردد. اما نحوه ي رزن گره فارسي بدين صورت است كه پرز از زير يك نخ تار عبور كرده و پس از تاب خوردن به دور تار دومي، دوسر پرز از داخل دو نخ تار بيرون مي آيد.

شكل شماره 10
گره متقارن(تركی و قيوردز)

شكل شماره 11
گره نامتقارن (سنه يا فارسی)

گليم بافي
گليم كلمه اي تركي است به معناي سجاده و اين زيرانداز وجه تمايز آن با قالي است كه پرز ندارد.در گليم يا زير انداز هاي حصير باف پود بر اساس ويژگي هاي طرح روي تارها بافته مي شود. بر خلاف پود گذاري قالي كه پود از گوشه اي به گوشه اي ديگر فرش عبور داده مي شود ،در بافت گليم عبور دادن پود بر اساس نقشه آن ميباشد .پودها آنقدر نزديك به هم قرار ميگيرد كه نخ هاي تار اصلا ديده نمي شود البته درزهاي كوچكي به موازات نخ هاي تار وجود دارد(مكان هايي كه رنگهاي مختلف به هم ميرسند)مگر آنكه پودها به همديگر قلاب گردند و يا اينكه تراكم گليم زياد باشد .گليم معمولا نرم و نازك بوده و علاوه بر ان كه در شرق از آن به عنوان زيرانداز استفاده مي گردد استفاده هاي ديگري همچون روميزي و پرده و ... نيز ميشود.

شكل شماره 12 بافندگی

طراحي فرش
صرف نظر از فرش هاي عشايري در بسياري از مواقع تعيين كننده اسم يك فرش شرقي منطقه ي جغرافيايي است، كه اصالت فرش مربوط به آن منطقه است. به لحاظ آنكه عشاير در محل ثابتي اسكان ندارند فرش هاي عشايري به نام قبايل توليد كننده فرش معروفند. مشخصه ي طرح ها و نقوش فرش ايراني تعدادي حاشيه است كه زمينه اصلي فرش را احاطه نموده است. زمينه ي فرش داراي طرح ها ي فوق العاده متنوعي همچون ترنجي،لچك ترنج ،ترنجدار كف ساده و ... است. برخي از نقوش را اقوام مختلفي مورد استفاده قرار مي دهند في المثل از طرح محرابي علاوه بر ايرانيان تركمن ها ، افغان ها ، بلوچ ها و تركيه نيز استفاده مي نمايند كه البته هر كدام داراي ويژگي خاصي است.

شكل شماره 13
طرح های لچك ترنج و ترنجدار و محرابی

مترجم: عبدالله احراری

منبع :