در حاشیه

پشت پرده تامین اجتماعی بافندگان فرش

عبدالله احراریتامین اجتماعی بافندگان فرش مهمترین دستاورد و اساسی ترین اقدامی بود که در دهه هشتاد بسترآن فراهم شد و هم اکنون نیز ادامه دارد.

یکی از مهمترین نقاط ضعف هنر صنعت فرش دستباف در گذشته این بود که بافندگان فرش از پشتوانه تامین اجتماعی برخوردار نبودند و در نتیجه در دوران پیری بخشی از آنان نیازمند کمک سازمانهای امدادی می شدند . پیامدهای این ضعف و عوارض ان جبران ناپذیر نبود .عدم تامین اجتماعی بافندگان فرش متولی فرش را وادار نموده که برای رفع این نقیصه اقدام جدی انجام دهند در نتیجه نهایتا در دو مرحله قانون تامین اجتماعی بافندگان توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و آیین نامه اجرایی را نیز توسط هیئت دولت تصویب و جهت اجرا به سازمان تامین اجتماعی ابلاغ نمود .در سال اول اجرای قانون فوق هنوز بسیاری از بافندگان فرش از این مزیت اطلاع نداشتند و روند برخورداری قالیباف از تامین اجتماعی نیز بسیار سهل وآسان بود اما با گذشت چند سال از اجرای تامین اجتماعی بافندگان فرش مشتاقانه به سمت ادارات تامین اجتماعی می روند اما اکنون این سازمان تا مین اجتماعی که با ناز وکرشمه فراوان پاسخگوی قالیبافان است و کار به جایی رسیده که اعتبار در نطر گرفته شده برای بیمه بافندگان به اتمام رسیده و این سازمان تقریبا در شش ماهه دوم سال جاری بیمه شده جدید قالیباف نداشته است و به بهانه های مختلف بیمه شدگان قدیمی را حذف می نماید. شکی نیست که افرادی با عنوان قالیباف ،سازمان معدن وتجارت استانها را دور زده و با پرداخت مبلغی به اتحادیه های صنفی مجوز برخورداری از تامین اجتماعی خاص قالیبافان را گرفته اند ولی آیا انحراف از برنامه می تواندتوجیهی برای سازمان تامین اجتماعی باشد که بیمه بافندگان واقعی را قطع نماید؟ به دلیل رکود حاکم بر فرش و کند شدن روند بافت در کارگاهها بهانه ای برای تامین اجتماعی فراهم شده تا نسبت به ابطال بیمه آنان اقدام نماید.
آیا درست است در این شرایط مرکز ملی فرش بافندگان فرش را تشویق به تولید بیشتر قالی نماید تا بیمه انان قطع نشود ؟ !آیا اصولی است که بافنده روستایی بدلیل عدم اطلاح با چند روز تاخیر در پرداخت حق بیمه ،از مزایای ان محروم شود؟

منبع :