نواحی و مناطق قالی بافی

فرشهای پرزدار بلوچ وهمسايگان آنها (بخش یکم)

بافت فرشهای پرزدار قسمت مهمی از فرهنگ بافندگی مردمان آسيای مركزی است. جذبه حيرت انگيز اين نوع قاليچه ها سبب می شود كه ما اطلاعات بيشتری در مورد مردمانی كه آنها را توليد می نمايند بياموزيم.

طرحهای سنتی ورنگبندی آنها همچون تركيب رنگها وجنس وتكنيك توليد اين فرشها وهمگی خصوصيات آن به ريشه قومی بافندگان آن بستگی دارد.آشنايی با اين خصوصيات برای ما بسيارمفيد خواهد بودلذا دراين مقاله تلاش كرده ام قوم بلوچ وقاليچه های پرزدار آنها را معرفی كنم.

تاريخ اقوام بلوچ وپراكندگی جغرافيائی آنها:
دركتب تاريخ كمتر به قوم بلوچ اشاره شده است. لذا عمده مطالعات قوم بلوچ براساس مطالعات زبانشناسی می باشد. بلوچ ريشه هند و اروپايی دارد كه با (middle-persian) فارس ميانه ، كردی وزبانهای پارتيان ارتباط دارد واين دلالت براين نكته دارد كه بازبان محلی جنوب دريای مازندران هم ريشه است .(elfenbin 1960 : 1038) تاريخ براين نكته اشاره دارد كه بلوچها برای اولين بار بعنوان صحرانشين (ايلياتی ) درناحيه كرمان زندگی مي كردند كه درسال 644 ميلادی اين ناحيه بوسيله اعراب تسخير گرديدوبلوچها درمقابل پيشروی سلجوقها در آخر قرن 10 به جنوب شرقی ناحيه عقب نشينی كردند. با حملات وتاخت وتازهای گسترده وممتدی كه بلوچها به خراسان وسيستان انجام دادند متحمل خسارات سنگينی گرديدند وشكست آنان بوسيله مسعود غزنوی در(خبيس) احتمالاً بسيار سخت بوده وجمعيت كثيری از بلوچها به زور از سيستان به محلی كه امروزه بلوچستان ناميده می شود رانده شدند (frye 1960 : 1036). درمشرق وشمال سواحل اقيانوس هند كه (مكران) ناميده مي شد طائفه چادرنشين براهوئی كه جمعيت قابل توجهی را تشكيل دادند كه قسمت عمده ای از آنها جذب بلوچهاي اصلی شدند. تا قرن 17 دستجاتی از اين بلوچهای قسمت شرقی در سند پراكنده شدند وعده زيادتری به پنجاب رفتند كه درآنجا از آنان بعنوان گروههايی نام برده می شود كه به همايون امپراطور مغول كمك نمودندكه شهردهلی را تصرف نمايد(frye 1960 : 1036) جالب است كه توجه داشته باشيم كه بلوچ ها هرگز مانند تركها سازمانهای سياسی قدرتمند وبا نفوذی را تشكيل ندادند. ولی قبايل طائفه های بلوچ همواره تلاش نموده اند درميان خودشان استقلال كلی خود را حفظ می كردند

اين نقشه تا حدودی پراكندگی قبايل بلوچ را توضيح می دهدهرچندكامل نيست وبه ما چيزی در مورد تاريخ بلوچهاي شمال سيستان در صدها كيلومتر نوار پهن مرزی شرق وغرب ايران وافغانستان امروزی تا جمهوری تركمنستان نمی گويد. ليكن تاريخ اين بلوچها از اهميت بسيار زيادی برخوردار است چون فقط آنهايی كه حقيقتاً خارج ازناحيه جغرافيايی بلوچستان زندگی می كنند دارای سنت قاليبافی هستند. نمونه فرشها ی بلوچ های شمال اين سئوال را برايمان پيش می آورد كه چرا اين بلوچها نمونه های اصلی بكار برده شده بلوچهای جنوبی را استفاده نمي كنند و طرحهای نژادي تركمنهای بيگانه را مورد استفاده قرار می دهند ؟ درميان آن طرحها بخصوص در فرشهای قديمی تر نمادهای قبيله ای جالب توجهی وجود دارد وپاسخ سئوال ممكنست دراين حقيقت وجودداشته باشد كه اين بلوچها با قبايل تركمن تماس هاي زيادی داشتند وتدبير قبيله اي آنها اين بوده كه ميبايست هر چه سريعتر طراحی و بافت فرش را كه در انحصار تركمن ها قرار داشت هرچه زودتر ياد بگيرند.
(moshkova 1948 : 32)

براين منوال ، قبايل چادر نشين بلوچ در قرن 14 قسمت اعظم جمعيت در ناحيه شمال هرات تا سرزمين بادقيس badghiz) ) را تشكيل دادند . تاريخ شفاهی (yate 1888 and wegner 1948 : 287) بر گزارشات فوق تاكيد دارد . با احتياط لازم شخص می تواند تصور نمايد كه چگونه بلوچ از سيستان به اين سرزمين آمدوتا قرن 19 هميشه تحت نفوذ تركمن قرارداشت.
بدون شك بعداً گروههاي بلوچ از سيستان به شمال آمدند. واين همزمان بوده با دوران سلطنت نادرشاه ( از 1736 تا 1747) كه درابتدا فرماندار صفوی سيستان بود. در سال 1740 ميلادی او در طی لشكر كشی های موفقيت آميزش به بخارا وخيوه (khiva) ، شمال خراسان را از دست ازبك ها وتركمن ها آزاد ساخت.(sykes II 1969 : 263 ) . ليكن پس از مرگ نادر، بسياری از اين سرزمين ها دوباره تحت قلمرو ازبك وتركمن قرار گرفتند.(vambery II 1969 : 150).
درنتيجه جمعيت اين منطقه يكبار ديگر خيلی به تركمن ها وابسته گرديدند واين موضوع سبب شد كه قسمتهايی از قبايل بلوچ به تدريج به سيستان مهاجرت كنند وگروههای كوچكتر هم در خراسان امروزی ساكن شوند وهنوز هم در آنجا به زندگی ادامه می دهند.

با عنايت به مطالب فوق الذكر روشن می شود كه نفوذ تركمن سبب گرديد كه بافتن قاليچه های پرز دار درميان بلوچ ها نه تنها ممكن گردد بلكه سبب گسترش توليد آن نيز شود واين مسئله درطول مدت زمان درازي با گسترش زيادی همراه نبوده زيرا بلوچ ها مايل بودند كه رسم وسنت خود را حفظ نمايند. علی رغم انكه تاثيرات پيوسته وگاهی تاثيرات زورمندانه همسايگانشان آنها را از رسوم خودكه به آن آگاهی داشتند دور می ساخت . بسياری از گروههای بلوچ خراسان تا به امروز نه تنها زبانشان وتركيب خانوادگي را حفظ كرده اندبلكه برخی ديگر از رسوم خود را ، مثلاً فرم خيمه های خودشان را حفظ نموده اند . ولی اين حقيقت را بايد در نظر گرفت كه معرفی وگسترش وتكنيك ناشناخته بافت فرش پرزدار واقتباس وتغيير نشانه تركمن وتوسعه الگوهای خود بلوچ برخلاف نظر عده اي كه مربوط به دوران نادر ميدانند به زمان خيلی جلوتر از دوره نادرشاه مربوط می شود. (Edwards 1953 : 185 ; eiland 1976 : 75 ).
فرشها پرزدار وبدون پرز بلوچ:
لازم است به اين نكته اشاره شودكه برعكس نظريه شايع شده بافت فرشهای پرزدار درخود بلوچستان يك رسم كهن نيست.(Imp . Gaz Ind . 1908 ).
علاوه بر آن نوع ديگری از طرحهای هندسی درآنجا رواج دارد. نمونه های گلدوزی شده منطقه جنوبی امروز بلوچستان ايران (سرحد) به طرحهای تزئينی مقبره های بلوچ در نزديك Thatta ("chavkandi – Tombs") كه به تاريخ نيمه قرن 18 برمی گردد شباهت دارد.
(zajadacz – hastenrath 1978 : 3 foll)
درفرم ورنگ طرحهای مكران (بلوچستان وپاكستان) همانند قطعات مشابه نواحی بلوچ از سيستان تا شمال هيچگونه اثري از طرحها ، نقشمايه ها ورنگبندی ترك ديده نميشود.ليكن بلوچهای بلوچستان در توليد بافته های بدون پرز داراي سابقه طولانی هستند.(Imp . Gaz . Ind . 1908 ; konieczny 1979 )اساسا كيسه هاي روي زينها و ساكها بصورت تخت بافته ميشود.برای پوششهاي نادر و براي مفروش نمودن روی زمين قطعاتی با عرض 80 سانتی متر بافثه شده و سپس از قسمت طولي آن ، مقداري مي دوزند بطوريكه قطعات 300*160 سانتی متری بدست می آيدواغلب آنها احتمالاً دارای زمينه بسيار سياه با الگوهای هندسی سفيد ويا قرمز در رديف های افقی هستند . خط مرزی بين بافت فرش پرزداروفرش بدون پرز بلوچ خراسانی وبافت منحصراً بدون پرز بلوچ بلوچستان به حدود نيمه اين قرن در ايران برمي گردد وتقريباً از محلی در اطراف ايرانشهر در جنوب كوير لوت تا شرق قسمتهای شمالی منطقه خاش (kwash ) ودرسراسر مرز ايرانی پاكستان درناحيه جنوبی قطا (quetta) بطرف كلات ادامه دارد . با در نظر داشتن پويايي قبايل بلوچ واضح است كه اين مرز نمی تواندبا همچنان باقی بماند. در نتيجه با رشد ساختن جاده ها وشاهراهها ، مخصوصاً در دهه های اخير در ايران ، اين مرز ممكنست بيشتر به طرف جنوب تغيير نمايد . بهمان اندازه تقاضای جديد وتجارت مدرن صنايع روستايی جديد را در مناطقی كه غير قابل دسترسی در آن زمان بودند خلق كرده است تعيين مرزهاي شرقي ايران وسرزمين های غرب افغان كه در آنجا بافت فرش بلوچی پرزدار تا سمت ديگر مناطق رواج دارد مشكل است. از مشرق بطرف مناطق شمالی وجنوبی اندك اندك تعداد آنها كم مي شود كه اين كم شدن از محل قطا(quetta) در پاكستان امروزی تا رودخانه آمو دريا در شمال شرقی افغانستان می باشد ليكن قبايل مجزايی هنوز در نواحی شمال غربی پاكستان ، هندوستان وحتی در قسمت غربی تركستان چين يافت می شوند. در شمال آنها به جمهوری تركمنستان می رسند.(pikulin 1959) جايی كه بنا بر اطلاعا ت روس(1933) درحدود 10000 بلوچ سكنی در كلخوزها سكنی گزيده اند.
در انجا فرشهای پرزدار احتمالا بمقدار زياد بافته نمی شد. در شمال غربی ايران و در غرب بيابانهای كوير لوت تعداد بسيار اندكی از افراد بلوچ يافت می شوند. برخی از توليدات شاهسون براين نكته اشاره دارند كه فقط بلوچها در توسعه اين تلفيق نامتجانس اخير شركت داشته اند.

نوشته:دتریچ وگنر
ترجمه:بهاره برهانی
كنترل:عبدا...احراری

ترجمه متن: Pile Rugs of The Baluch and Their Neighbors

منبع :