نقوش و طرح های فرش

"صندوقچه اسرار" فرش بلوچ (5)

 در مورد موتیفهای سلجوقی بر فرشهایی که به عنوان "بلوچ" خوانده میشوند چه می گوئید؟


اصلا حرفهای من را دنبال میکنید؟ اینها همان مردم هستند. درنتیجه کجای این اشتراکات عجیبه است؟ اینها فقط پراکندگیهای [جغرافیایی]یک فرهنگ مشترک هستند؛ از ناحیه دریاچه بالخاش تا سیستان.پس درچنین حدی از تداوم و اشتراک فرهنگی و نژادی چرا نباید انتظار تداوم و تشابه طرح و نقش داشته باشیم؟ در همین راستا کلمه فارسی قالی , از واژه هندو-اروپائی "گالی"-به معنی زبان- مشتق شده! فرش یک جور بازنمایی تصویری است از زبان و از چکیده دین و آئین.همین طور تصویرگر نمادهای کیهانی و هستی شناشی [اقوام بافنده آنها] است.
*دریاچه ای در جنوب شرقی قزاقستان.مترجم

 روستایی در نزدیکی زابل, سیستان

- دلیل اینکه پشم به کار رفته در فرشهای بلوچ اینقدر نرم و براق است چیست؟
-- چون پشم بره استفاده میکنند و پشم گلو و شکم حیوان را, که از نظر کیفیت بهترین است.حیوان را نمیشویند در نتیجه پشم تمام لانولین را در خودش حفظ میکند, پشم چربی طبییعی زیادی دارد.
- آیا بلوچها [فرشهای] جهازی هم میبافتند؟
-- بله, عروس همه جهیزیه را باید خودش درست میکرد بدون اینکه هیچ کمکی از زن دیگری در خانواده دریافت کند. جهیزیه شامل یک قالیچه ذرع و نیم (120*180), یک قالیچه نمازی (محرابی) , یک جفت بالش, خورجین, نمکدان و یک شواندان* (کیسه چوپان) بود. "دستارخان" یا سفره هم مثل خیلی ملزومات دیگر بعد از ازدواچ بافته میشد.
- در مورد رنگبندی تیره و "محزون" فرشهای گروه بلوچ؟ چه توضیحی میدید؟
-- پختگی! سیستان فرهنگ بسیار توسعه یافته ای داشت. ترکمنها هم اینطور بودند تا اینکه شروع کردند به تاخت و تاز ,غارت و خودحنمایی در شمال ایران. بنابراین شروع کردند به تولید فرشهایی با رنگهای قوی. هرچه قرمزتر, بهتر, که البته روحیه بچه گانه ایست. بلوچها که در بیابان (کویر) زندگی میکردند, رنگهای تیره را بیشتر دوست داشتند و البته مواد رنگی ای هم که در دسترسشان بود, به آنها این امکان را میداد. با اینحال استثنائاتی در بین بلوچهایی که در نواحی شمالی تر که تحت تاثیر بیشتر ترکمن ها بودند وجود دارد از این جهت که رنگ قرمز در بافته هاشان بیشتر به چشم میخورد؛ مثل فرشهای سالار خانی شمال خراسان.
- بعضی فرشهای بلوچ شیرازه بسیار زبری دارند که از موی بز بافته شده و بعضی دیگر اینطور نیستند. علت چنین تفاوتی در بین فرشهای یک فرهنگ مشترک چیست؟
-- شیرازه زبر موی بز به عنوان یک سپر در مقابل مارها عمل میکند. مار از این شیرازه رد نمیشود چون برای پوستشان مثل سیم خاردار میماند. بنابراین شیرازه فرشهایی که برای زندگی عشایری بافته میشاند, زبر و از موی بز است در صورتیکه فرشهای مورد استفاده طوایف یکجانشین شیرازه پشمی معمولی دارند.
*شوان به معنی چوپان است. مترجم

. اندرسنِ جانور شناس, نشان میدهد که چطور یک مار از شیرازه درست شده از موی بز عبور نمیکند.

- اخیرا شنیده ایم که در اثر نا آرامیها در شمال افغانستان عده ای مردم محلی , بلوچ ها را کشته اند و یا باعث اوارگیشان شده اند, چه کسی با آنها دشمنی کرده و دلیلش چه بوده؟
- آنها ترکیبی از بلوچ و عرب, همینطور لوخاری هستند که بافته های گره دار نمیبافند بلکه آن گلیمهای بسیار بسیار تیره معروف که اغلب با فرش ترکیب شده اند را میبافند که از دو تکه جدا تشکیل شده و در وسط به هم متصل شده اند. در آن منطقه براهوئی ها هم زندگی میکنند که به بلوچ میشناسندشان. کتابی هست از یک نویسنده روس که توزیع جمعیتی براهوئی ها در خراسان, ترنسکاسپیا*, منطقه بخارا و مزارشریف را توضیح میدهد. در نتیجه اقوام زیادی هستند که بلوچ نامیده میشوند و یا اینکه خودشان را بلوچ مینامند. در زبان فارسی, این کلمه به معنی گداست.همینطور آن را هممعنی عریانی هم دانسته اند, کسی که در چادر زندگی میکند و لباس مندرس میپوشد. پس مییبینیم که این کلمه دلالت های بدی در این زبان فارسی دارد.
*نامی قدیمی برای منطقه شرق دریای خزر.مترجم

13. فرش تدفینی بهلولی, احتمالا بافته شده در دره ادراسکند, غرب افغانستان, نیمه دوم قرن نوزدهم 0.94 x 1.52 m

اسامی ای که شما برای بافندگان فرش بلوچ به کار میبرید مثلا سالار خانی, جهان بیگی از کجا می آیند؟
- طایفه های قدیمی و اصلی فرش سیستان عبارتند از:ایلات دوگانه دهباشی یعنی جهان تیغ(Joteg) وسنگچولی*,فرقه مذهبی Khakka, کمالی و جمالی (این دو فقط گلیم میبافند), منگل سنجرانی براهوئی و ساسلی ناروئی. (ناروئی یعنی مردم دشت, برعکس براهوئی یعنی مردم تپه) از این اقوام بقیه گروهها و زیر مجموعه ها و طایفه ها مثل جهان بیگی, جهان میرزایی, علی میرزایی, خورخلی, سالار خانی, یعقوب خانی, مددخانی, رحیم خانی و غیره منشعب شدند. سربندی, شرخی و سرابانی موشوانی بعدا در زمره فرهنگ سیستانی قرار گرفتند که فرش (بافته های گره دار) میبافند.اما نکابوندی های کرائی که اصلیت ترک-مغول دارند (کرائی ها) اصلا بافته های گره دار ندارند. آنها مردم مغروری هستند و نمیخواهند که با ایلاتی که فرش میبافند, نقطه اشتراکی داشته باشند.
*با توجه به تشابه سازمان دهی قومی دو طایفه سنچولی و جهان تیغ که هر دو دارای امیر و سر کرده‌ای به نام دهباشی بوده‌اند و نظر به خصلت ستیزه جوئی مشترک آنها، تردیدی وجود ندارد که هر دو طایفه از همان جنگ جویانی بوده‌اند که ملوک کیانی سیستان به خاطر طوایف سیستانی که مورد هجوم و تجاوز بیگانگان قرارگرفته بودند، ناگزیر به سیستان دعوت نمایند و از وجودشان در جنگ‌ها و یا دفاع از موقعیت خویش استفاده کنند. دایرة المعارف اسلامی

14. سالارخانی, خراسان, اواخر قرن نوزدهم


15. قالی عرب میری, سیستان, نیمه دوم قرن نوزدهم

بهلولی ها از دیگر اقوام نسبتا بزرگ وابسته به فرهنگ سیستانی هستند. آنها خیلی خوش اخلاق, مهربان و به عبارتی روشنفکر هستند. سربندی ها و شرخی ها مردم مغرور ,به نسبت بسته تر,اما محترمی هستند. من یکی از بهترین فرشهایم را از یک بهلولی خریده ام.
زندگی عشایری سیستانی ها تا حدود سال 1980 تقریبا دستنخورده باقی مانده بود و مسیرهای حرکت و چراگاههایشان بعد از قرنها همچنان ثابت بود. اما سربندی ها و بسیاری دیگر از سیستانی ها, در بحبوحه انقلاب اسلامی کوچ داده شدند. قبل از سال 1979, آنها در پاکستان زندگی نمیکردند و بافته های آنها نظیر نمکدان, خورجین و غیره کاملا نایاب بودند.

17. قالی محرابی سربندی شهرکی, سیستان, اواخر قرن نوزدهم

سربندی ها و شرخی ها قبلا به ندرت چنین نمکدان ها و فرشهایی را میفروختند, اینها معمولا جزو جهیزیه عروس بودند و به هیچ قیمتی فروخته نمیشدند! ولی وقتی به اجبار از سیستان کوچ داده شدند, چاره ای جز فروش آنها نداشتند و به همین خاطر در حال حاضر در بازار موجودند- کویته و کراچی, همه بازارها پر بودند از انواع و اقسام بافته های بلوچ.سیستانی ها خیلی وطن پرستند درنتیجه وقتی که ایران را ترک کردند, بیشترشان نزدیک نوشکی ساکن شدند.

18. فرش محرابی کردی, شمال شرق ایران, قرن نوزدهم


19. قالیچه محرابی سنگچولی, منطقه زابل, سیستان, اواخر قرن نوزدهم

ساسولی ها و سنجریها مردم بسیار مهمان نوازی هستند. اگر گذرتان به آنها بیفتد, دیگر نمیتوانید به راهتان ادامه بدهید و باید پیششان بمانید! زمانی که به عنوان جانورشناس در این منطقه تردد داشتم, گاهی برای گرفتن آب پیششان میرفتم و حسابی من را با مهمان نوازیشان شرمنده میکردند. آنها تمام فرشهایشان را باز میکردند و به من نشان میدادند, پذیرایی میکردند و حسابی گیرم می انداختند! حداقل برای 24 ساعت! واقعا مردم نازنینی هستند.

20. فرش بلوچ, احتمالا طایفه سربندی, چخانسور, منطقه نیمروز, سیستان افغان, احتمالا نیمه قرن نوزدهم

گپی در مورد فرش بلوچ با جری اندرسن
منتشر شده در مجله هالی, شماره 76, 1994

ترجمه و توضیحات: ردیا بنائی

منبع :