نواحی و مناطق قالی بافی

سيمای فرش بلوچ خراسان-قسمت اول

در تابستان سال 1383 تصميم به پژوهشی در رابطه با سيمای فرش و قاليچه های بلوچ خراسان گرفتم .

از اوايل مرداد ماه فعاليت ميدانی اين پژوهش را آغاز كردم و با پشت سر گذاشتن چهار شهرستان شمالی و شرقی استان پهناور خراسان از جمله خواف ، تربت حيدريه ، تربت جام و شهرستان سرخس كه در بيشتر مواقع نياز به جستجو در بخشها و روستاهای مختلف شهرستانهای فوق الذكر بود ، با هماهنگی ها و همفكری های بسيار خوب استاد احراری تحقيق ميدانی خود را در ظرف مدت يك ماه و نيم كه به طور مستمر ادامه داشت به اتمام رساندم ؛ پس از شروع به ساخت فيلمی دربارة مواد اوليه و نحوة چگونگی ريسندگی آنها براي استفاده در قاليچه های بلوچی كردم كه با همكاری دوست هنرمندم آقاي داود شادلو اين فيلم نيز به اتمام رسيد و در آبان و آذر ماه همان سال به معرض نمايش عموم درآمد و در غرفة فرش دانشگاه طبس ( نمايشگاه اصفهان ) در اختيار عموم قرار گرفت؛ اما با توجه به مشغله های كاری و تحصيلی تحقيق مكتوب ارائه شدة نهايی با اينكه در مرحلة ابتدايی همايش انجمن علمی اسفند ماه 83 امتياز آورد ولی آنچنان دلچسب خودم و استاد احراری نبود زيرا با توجه به گسترة فعاليت های ميدانی و كتابخانه ای آنچنان كه بايد و شايد در نحوة جمع آوری و جمع بندی موفق نبودم بنابراين تصميم به ادامه كار پژوهشی گرفتم ؛ در اين راستا نياز به همكاری مطلع و فعال در رابطه با طرحها ، نقشمايه ها و موتيف ها داشتم كه از همسرم خانم مهديه مهذب راد استفاده كردم در اين راه شروع به استخراج طرحهاي مهم بلوچی كرديم و موتيف ها و نقشمايه هاي آنها را بر روی نقشه قالی پيدا كرديم همچنين با توجه به علل ركود قاليچه های بلوچی در جامعه تجاری شروع به رنگ كردن اين طرحها با توجه به ميل و خواسته بازار شديم و در نهايت با همكاری هم بخشی از اين پژوهش گسترده را به اتمام رسانديم و در اختيار علاقه مندان قرار می دهيم . به اميد انكه هر چه زودتر اين كار پژوهشی به سر منزل مقصود برسد .

اين مقاله حاصل تحقيقی با عنوان (( سيمای فرش بلوچ خراسان )) است . به همين جهت با پی جويی نقوش بلوچی ، رنگبندی ، پتانسيلهای باالقوه و باالفعل و مواد اوليه مورد مصرف بلوچ نشينان خراسان و همچنين بررسی شيوه هاي مختلف بافت بر روی فرش هاي بلوچی مطالعه ونتيجه گيری مختصری شده است .
اما فرش ايران و فرهنگ بافت آن دارای خرده فرهنگ های بی شماري است كه امروزه يا زوال يافته اند و يا رو به نابودی می باشند . از جمله اين فرهنگهای كوچك می توان به فرش های بلوچی اشاره كرد .
مناطق بلوچی بافت خراسان شامل شهرستانهای سرخس ، تربت حيدريه ، تربت جام ، خواف ، تايباد ، قائنات و بخشهايی از شهرستانهای مشهد و بيرجند می باشد كه با مراجعه به برخی از مهمترين مراكز توليد فرشهای بلوچی ، بررسی خود را به صورت ميدانی در اين شهرستان ها به انجام رسانيده ام . علاوه بر مطالعه ميدانی از منابع قابل دسترس اسنادی نيز بهره كافی را برده و در تحليل های خود در موارد متعدد استفاده كرده ام .
با نگاهی به نمونه های ارائه شده در اين تحقيق ، می توان به اهم طرح هاي بلوچی به صورت مختصر و كليدی و همچنين اهم رنگبندی مورد استفاده در اين فرشها می باشد .

فصل اول :

با مشاهده وضعيت جغرافيايی گرم و خشك ، بيابانهاي سوزان بي آب و علف و گذری كوتاه بر سير تحولات تاريخی و اجتماعی مردمان بلوچ نشين استان خراسان هيچ گاه انتظار پيدايش چنين فرشها و قاليچه های گرانبها و زيبايی را نمی توانستم داشته باشم كه بدان دست يافتم .
سخن پيرامون هنر قاليبافی ، به مثابه توصيف ارزشهای دريا در كنار كرانه آن است كه شاهد افقی آرام، موج های غلطان و كف بر لب نشسته ، بر ساحل هاست . قالی ايران امروز نقطة وصل تاريخ پرفراز و نشيب تمدن ايرانی با آرمان استقلال خواهی ، حفظ كرامت والای انسانی و عدم وابستگي به بيگانگان است . طراحان ، نقاشان ، رنگرزان ، نخ تابان ، بافندگان گمنام ، تاجران و دهها صنف وابسته ديگر در فرايند توليد اين اثر هنري نفيس ، نقش دارند . تنوع و خلاقيت هاي هنر والای اين هنر است كه با باورهاي قومی و دينی خود ممزوج گشته و تجزيه آن به منزلة جدا سازی روح از بدن موجود زنده است ، شايد يكی از مولفه هاي زيبايی و حسن فرش در اين آميختگی نهفته باشد .
طرح و نقشه و رنگ فرش ، از مهمترين عوامل اين خلاقيتهای هنری است . در اين راستا با هدف كلي ايجاد تنوع توليد و همچنين شناسايی ، ريشه يابی ، جمع آوری و طبقه بندی عناصر ، اجزا و نقش ها ، رنگها و نقش مايه های فرش بلوچ خراسان عنوان مقالة خود را سيماي فرش بلوچ خراسان (( كيمياي كوير)) منظور نموده ام .
پروندة هنر هاي ماندگار در تاريخ چنين می نمايد كه ميزان بقا ، دوام و تداوم هر كالا متاثر از ميزان ارتباط آن با هنر ، فرهنگ و وضعيت اجتماعی و اقتصادي هر جامعه بوده و هر گونه تحول در شرايط توليد آن كالا را مي توان در تحولات و رخداد های آن جامعه جويا شد . كه تاريخچه فرش دستبافت ايران از اين منظر دنبال شود ، اسناد و مدارك تاريخی كشورمان نشان ميدهد كه اين هنر – صنعت نقش به سزايی در نبوغ هنري و شكوفايی استعداد های درخشان هنرمندان اين سرزمين داشته است . فرش دستبافت ايران از دورة صفويه كه از مسير جادة ابريشم وارد بازار اروپا می شود تا جايی پيش رفت كه غربی ها به استفاده از اين هنر شرقی مباهات می ورزيدند . در اين ميان بلوچها كه حوزه زندگيشان در مسير جادة ابريشم بوده است داراي بهترين دستبافته ها بوده اند به طوريكه يكی از قديمی ترين و اصيل ترين فرش ها و قاليچه های ايرانی كه دارای بهترين مواد اوليه همچون ابريشم و پشم بلوچی است و از همين مسير به ديگر نقاط دنيا راه يافته است را به خود اختصاص داده اند . اما هم اكنون از رونق و شوكت قديم فرش و دستبافته های بلوچی خبری مانند گذشته نيست و فقط اندك افرادی به كار توليد آن دستبافته اصيل اشتغال دارند . شايد بتوان دلايل متعددی را براي اين منظور برشمرد ، همچون تغير سليقة بازار چه در زمينه طرح و چه در زمينه رنگبندی و همچنين در سالهای اخير تجربه نشان داد كه بسياري از كالا هاي هنری در برابر توليد انبوه كالاهای ماشينی به ورطة فراموشی سپرده شدند و امروز جز در پاره ای اسناد تاريخی و موزه هاي محدود ، اثری از آن آثار بر جای نمانده است . فرش و قاليچه های بلوچی و به طور كلی دستبافته های ايرانی از منظر هنر و اقتصاد در عرصه بين المللی حضوری چشمگير داشته و با اتصال به تاريخ چند هزار سالة خود بيانگر اين مهم است كه اين هنر – صنعت در اين برهه از زمان بيش از هر زمان ديگر نياز به تقويت و حمايت دارد از اين رو بر آن شديم كه به اين هنر اصيل خدمتی كنيم تا شايد اندكی از افت فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی اين هنر جبران و به سمت عزت و احترام گذشتة خود از هر لحاظ باز گردد .
حال با اين شعر حضرت حافظ كه كار تحقيقی خود را شروع كرده ام ، مقدمة اين مقاله را به پايان می برم :

آن كه پر نقش زد اين دايرة مينايی    كس ندانست كه در گردش پرگار چه كرد

پژوهشگر : امیر سلیمانی

منبع :