نواحی و مناطق قالی بافی

سیمای فرش بلوچ خراسان(2)

نقوش و نقشمايه های دستبافته های بلوچی دنيای زيبايی را به خود اختصاص داده است دنيايی كه با رنگبندی خاص خود زينت بخش محافل سنتی زيادی می باشد نقوشی كه آميخته با نقوش فارس ، كردی ، تركمن و غيره است اما اكنون به فراموشی سپرده شده است.

نقوشی خاص و منفك از ساير نقوش ديگر مناطق و نقوشی كه با آميخته شدن شكل های مختلف نقشمايه های تازه ايی را به خود گرفته است لازم بود با آناليز نقوش و مشاهدة دستبافته های قديمی روند تحول نقوش را با سير تحول اجتماعی ، فرهنگی پيدا نماييم و همچنين مشخص كنيم آيا نقوش آميخته از لحاظ رنگبندی هم تغير كرده است يا نقوش با آميخته شدن معيار های نقوش بلوچی را رعايت می كند.
اكنون با آغاز به كار تحقيقی برای ما سوالاتی بوجود آمد كه با تلاش برای بدست آوردن پاسخی برای آنها سعی در آشنايی هر چه بيشتر و كسب اطلاعات مورد نظر بر آمديم ؛ديگر سولات اوليه و مهمی كه برای شروع به كار تحقيقی در رابطه با فرش بلوچ خراسان به ذهن می آيد عبارتند از :
1. اقوام بلوچ به چند دسته تقسيم می شوند و هر كدام در چه مناطقی از خراسان زندگی می كنند؟
2. هر يك از اقوام مختلف بلوچ چه فرشهايی با ابعاد ، طرح ، رنگ و نقش مايه هاي مختلفی را توليد می كنند؟
3. به طور كلی فرشهاي بلوچی از نظر طرح به چند دسته تقسيم می شوند؟
4. فرشهای بلوچ خراسان چه ويژگی هايی از لحاظ رنگ آميزی و رنگرزی نسبت به ساير توليدات منطقه دارا می باشد؟
5. مشخصات فنی بافت و توليد اين فرشها چه می باشد؟

با گذشت ساليان دراز همراه با خشكسالی ، فقر ، مشكلات اجتماعی و ... كه در شرق ايران بخصوص حوزه زندگی اقوام بلوچ نشين خراسان بر اين مردم مظلوم گذشت و اين مردم همانگونه كه بسياری از مال و اموال خود را به دلايل متعدد از دست دادند ، متاسفانه از اصيل ترين و قديمی ترين فرشهای بلوچ هم نمونه هاي بسيار كمی بر جای مانده در نتيجه به مرور زمان نتنها فرشهاي بلوچی با رنگها ، طرحها و نقشمايه های مختلف به تعداد بسيار كمی از تعداد كثير آنها بر جاي مانده بلكه اطلاعات مربوط به آنها نيز رو به فراموشي می باشد ؛ بنابراين ما بر خود لازم می بينيم در جهت ماندگار نگه داشتن اين هنر زيبای اقوام بلوچ ، قدم بر داشته تا حداقل اطلاعاتی كه در مورد گذشته و حال فرش بلوچ اين خطه باقی مانده است به نوعی حفظ گردد .

از مهمترين اهداف اين پژوهش همانا آشنايی و شناختن انواع و اقسام طرح و رنگ و نقوش فرش های بلوچ و علاقه شخصی خود محققين نسبت به فرش بلوچ اقوام مختلف خراسان می باشد ؛ همچنين به دليل بها ندادن به اين فرش و مطالعه و بررسي كمتر و در نتيجه فقر اطلاعاتی نسبت به فرش بلوچ ، لزوم كار تحقيقی در اين رابطه را جايز دانسته و خواهان بالا بردن سطح اطلاعاتی خود و ديگر دانش پژوهان نسبت به فرش بلوچ خراسان می باشم ؛ اما از ديگر اهدافی كه برای اين تحقيق می توانيم بر شماريم عبارتند از :
1. برسی انونع نقوش بلوچی و آميخته
2. تهيه تصاويری با نقشمايه ها و موتيف های مشخص بلوچی
3. آناليز هر طرح با موتيف های مشخص آن
4. آناليز و رنگبندی و بدست آوردن رنگبندی طرحهای بلوچ
5. تهيه طرحهايی با نقشمايه های بلوچی اما به سبك و رنگبندی جديد اشاره كرد .

طرحها و نقوش دستبافته های بلوچی يكی از اصيل ترين و رايج ترين نقوش فرشهای شرق ايران است كه ريشه در تاريخ ، فرهنگ و هنر مردم مناطق خراسان و بعضی از نقاط افغانستان و بلوچستان ايران و پاكستان است ؛ نوع دستبافته ، تكنيك بافت ، طرح و نقشه و نقشمايه های قالی سبك بلوچ خراسان با آداب و رسوم ، فرهنگ و عقايد و شيوه معيشت آنها ارتباط مستقيم دارد .

اين موضوع تحقيقی را آقايان سياوش آزادی در كتابی تحت عنوان belutsch tradition ، بليك در كتابی با نام rugs of the wandering baluchi ، بوچر در كتاب خود baluchi woven treasures ، كونيسنی ( konieczny ) در كتابی تحت عنوان textiles of baluchistan به بررسي قالی و قاليچه های بلوچی پرداختند و همچنين سيسيل ادواردز در كتاب معروف خود قالی ايران در بخش كوتاهی به قالی و قاليچه های بلوچ شمال استان خراسان می پردازد.

فصل دوم : مواد و روشهای تحقيق

در اين پژوهش سعی بر اين شده است كه از هر دو روش تحقيقی استفاده گردد ، به عبارت ديگر از روش تحقيق ميدانی و اسنادی استفاده گرديده است كه تحقيق ميدانی اين پروژه شامل شهرستانهای خواف ، تربت حيدريه ، تربت شيخ جام و سرخس مي شود كه با بازديد از كارگاه های مختلف و صحبت با توليد كنندگان ، بافندگان ، رنگرزان و طراحان گوناگون كه هر يك در روستا ها و شهر های مختلفی به سر می برند كار تحقيق ميدانی به سرانجام رسيده است .

2-2 جامعه آماری :

جامعه آماری تحقيق و پژوهش فرش بلوچ خراسان شامل شركت تعاونی های دستباف شهرستانهای خواف ، تربت حيدريه ، سرخس و همچنين مجموع 8 كارگاه قالی بافی ، 4 كارگاه رنگرزی ،170 بافنده در شهرستانهای مذكور می باشد ؛ همچنين با كمك گرفتن از تعداد يك كارخانه ريسندگی پشم ، يك كارخانه ريسندگی ابريشم كجين ، يك كارگاه ريسندگی ابريشم دستی و يك كارخانه ريسندگی كرك به كار تحقيقی خود پايان داده ام .

2-3 روش نمونه گيری :

روش نمونه گيری من به صورت كاملا تصادفی بوده ، به طوری كه برای طرحها و نقشمايه ها ، به صورت تصادفی فرشهايی را انتخاب و آنها را مورد بررسی قرار داده ام ؛ و به همين صورت در ديگر بخشها از جمله رنگرزی به طور تصادفی واحد كارگاهی رنگرزی را انتخاب و در رابطه با رنگرزی فرشهاي بلوچی كار تحقيقی خود را ادامه داده ام .

 ابزارهای جمع آوری اطلاعات :

در اين بخش که تحقيق ميدانی شامل می شود از هر سه نوع ابزار جهت جمع آوري اطلاعات مورد نياز كمك گرفته شده است . بدين ترتيب كه با بافندگان ، توليد كنندگان ، رنگرزان و كارخانه داران مصاحبه به عمل آمده است و در حين سفر به شهرستانهای مختلف بلوچ نشين خراسان مشاهدة لازم از مرحلة قبل از توليد قالی و قاليچه بلوچ تا توليد و عرضه آن به بازار مصرف انجام گرفته است ؛ سپس با ارائه پرسشنامه هايی به ادارات دولتی از آنان اطلاعات لازم گرفته و در اين تحقيق آورده شده است .
فصل سوم : يافته های تحقيق

1-3 ارائه يافته های قومی و قبيله ای
تعريف عشاير

در متون فارسی واژه های ايل ، عشيره ، طايفه ، قبيله ، اويماق و نيز اولوس به ويژه در حالت جمع – ايلات، عشاير ، طوايف ، قبايل ، اويماقات و اولوسات – غالبا مترادف با يكديگر آمده اند . در فرهنگ ها اين واژه ها قوم ، تبار ، دودمان ، خانواده و گاهی جماعت و لشكريان معنی شده اند ، كه البته به درك تفاوت های عملی آنها نمی كند . علاوه بر واژه هايی كه گذشت ، در كتابهاي قديمی جغرافی ، هنگام توصيف كردن استان فارس ، كلمه رموم جمع رم ( = رمه ) نيز به معنی ايل و طايفه و قبيله بكار رفته است ، چنانكه اصطخری در قرن چهارم هجری می نويسد : (( چند جايگاه است در پارس كه آن را رم باز خوانند و مراد از آن قبيله است )) در مشترك ياقوت حموی ، متعلق به قرن هفتم ، می خوانيم : (( ... رم در نزد كردان به معنی تيره است كه به تازی حی گويند )) و می دانيم كه تيره در فارسی از ايل ، و حی و بطن در عربی از قبيله ، كوچكترند . گاهی به جای رموم ، زموم

1.ايلات و عشاير ، موسسه انتشارات آگاه ، مجموعه مقالات ، صفحه 11-12
جمع زم نيز نوشته اند . محمد قزوينی زموم الاكراد را تصحيف رموم الاكراد دانسته ، حال آنكه لسترنج با استناد به ابن خردادبه و دخويه ، زم را از كلمه زومه كه گويا به كردي معنی قبيله می دهد ، شناخته است . اما در درستی اين تعبير برخی از متاخران ترديد كرده اند . به هر حال ، در عرف عشاير كنونی ايران ، مگر در موارد بسيار استثنايی ، واژه های رم ( جز به صورت رمه ) و زم و اويماق و اولوس متروكند و تقسيمات بزرگ ايلی بيشتر با كلماتی چون طايفه و تيره مشخص می شوند .

تهیه کننده: امیر سلیمانی

منبع :