نواحی و مناطق قالی بافی

سیمای قالی بلوچ خراسان(4)

وضع اجتماعی بلوچ: هربلوچی به يك خانواده تعلق دارد.خانواده های متعددی تشكيل دهنده فرا يا تكار (تيره)وتيره های مختلف يك بلوك (قبيله)وقبيله های مختلف تشكيل دهنده يكايل ميباشند (تامان).

روسای ايل يك موجدام ها:يك حالت برتری و سلطه جويی نسبت به روسای قبايل دارند.
رئيس قبيله :تمام اين موقعيتهای اجتماعی وراثی می باشد.خانواده تووماندر متعلق به يك قبيله مخصوص به نام باقلوق می باشد. بخاطر اينكه قدرت به يك رهبر توسط قراردادن عمامه مخصوص برروی سرش منتقل شد.نوع ساختار اجتماعي،ايلياتی،دامپروری می باشدكه مجبورم با تغييرفصول،گله های خود را به جاهای ديگر ببرم و كوتركشاورزی كنند.
پنج ايل عشيره مهم بلوچها كه اصليت آنها به جلال خان بر ميگردد چهار پسر ودو دختراست كه اينها به نام ريند- لاشار-هت-كرايی-جاتو هستند.تقريبا حدود 40 قبيله در تحت فرمان جلال خان قرار دارند.بعداز مرگ اوآنها برای وفاداری به او پسرش را حاكم قراردادند.
بعدها اين پنج قبيله اسمهايشان به نام اسم پسرهای جلال خان تغييركرد.ريند-لاشاری-هت-كرای-جاتوی اين 5 قبيله ازقبيله های اصيل بلوچ می باشند.در بعضی مواقع برخی از قبيله های جدا در اطراف يك موجوداتی جمع می شدند و برای اينكه يك قبيله جديد را با نامهای مختلف تشكيل دهند.مثل قبيله های بوولدی-جيتشاكی-دوودای و گارتشانی.اگرچه عمدتا قبيله ريند می تواند مردم لاشاری يا هت را دربربگيرد.انواع تشكلها وجود دارد،در بعضی مواقع حتی هندوها وافغانی و عربها می توانستند توسط يك قبيله به هم متصل شوند.
بقيه اطلاعات را می توان در كتاب « نژاد بلوچها»اثر ام-لانگ ورث دامز پيدا كرد.
بوقتی يا زركانی با قبيله هايشان:ببرگزايی،كرمنزايی،كسمانی،مندوانی،سهاجانی،سيهاهينزای، جوب هزای،و غيره.
بوولدی با قبيله های:گولا،جعفرزايی،كاهورخانی،كوتاتشی،لولايی،پيتافی،رايتی.
بوذر با قبيله هاي:بخری،رستماني،دولاني،لدواني،چكراني،سيهاني،شهواني،جفيرانی.
دومكي با قبيله های:آلماني،چهاتني،فروزاني،ازيانی،جاروي،مرای،فيلانی،گولافاس،سرجانی، عربانی وعيسی خانی.
گورتشاني وچهار گروه اصلی:1-دودای گورتشانی 2-ريند يا لاشاري 3-دوركاني 4-لاشاري.هر كدام از اينها قبيله ها يا جماعت وگروههايی را دربرمی گيرد.
جكراني با قبيله های:سليوانی،سواناری،سيمی فاس،مدجانی وغيره.
كسرانی وقبيله های:علانی،لخانی،رستمانی،ممدانی،روبدان،بودانی،واسوانی،ليلانی،شهلانی.
لقاري با قبيله های:دوديانی،مريوانی،فروآنی،نيدمانی،ملحانی،بوهيمانی،ميرزيانی،سنجرانی،رستمانی،سيركانی.
لاند با قبيله های :چنديا،خسا،حيدرانی،لادانی،محمدانی،موريانی.
مري با قبيله های:بحاوالزی،تينگيانی،اليانی،محندانی
مزاری با قبيله های:بولشرانی،ميستكانی،آزادانی،حيدرانزای.
ريند:آنها 61 بولاك و قبيله های متعادلی را شامل می شوند.

كهيری با قبيله های:بمبووانی،مندوانی،سمارزی،بندلانی،جنبانی.
ودر آخر می توان مقاص را با 25 بولاك وگروهها واجتماعات متعددنام برد.يك طبقه بندی مناسب براي گروههای جدا وبولاكها نياز به تحقيقهای بيشتری دارد.

بافتن فرشهای پرزدار در سنت بلوچ:

بلوچها درخراسان وسيستان:

براساس گزارشها وتحقيقات محققانی مثل دبليو-جيجر/اف-مولر/ام-لانگ ورث وبقيه هيچ شكی نيست كه زبان مردم بلوچ به عنوان يك زبان قديم واصيل ايرانی است.در كتاب «ريشه شناسی بلوچ» دبليو-جيجر توضيح بيشتری درباره كلمه بلوچ داده شد،كه به معنی تاج خروس»كا«دسته مو» می باشد.بعلاوه طبق نوشته فردوسی بلوچها موهايشان را دسته اي می بافتند.در اين فرشها بلوچ يك يا چند خروس به صورت برجسته قابل مشاهده می باشند.آنها را به طور دلسوزانه بكار ميبردند كه می توانست ياداوراين باشد كه اين دانش ازسنت ديرينه خود محافظت كند.
ريشه شناسی نامهای قبيله ها مانند:ريند-لاند-مازري-لقاری-خوسار وماري مورد مطالعه قرار گرفته است.
آنها به ترتيب به اين معني می باشند:خانه به دوش-مثل ببر-كثيف-دزد-طاعون.نام بقيه قبيله ها بستگی به محل زندگی آنها داشته است،براي مثال لاشاری و مقاسی كه نزديك محلی در لاشر ومقاس كه در بلوچستان فارس قرار دارد.هوت هم به معنی قهرمان می باشد.بلوچهايی كه فرشهای پرزدار می بافند اغلب درخراسان وسيستان زندگی می كنند.
سی-سيل ادواردز می گويد كه بلوچها به صورت ايلياتی در بلوچستان زندگی می كردند كه در زمان نادرشاه در قرن 18 به سمت خراسان كوچ داده شدند.دومين كوچ بلوچها كه باعث قحطی آن بود حدود سال 1890 بود.تعداد خانواده بلوچی حدود 1500 خانوار ولی خانواده های جديد در حدود 600 خانوار هستند.
همانطور كه در بالا ذكر كرديم(درمورد تاريخ و موقعيت جغرافيايی بلوچ)،تاريخ ورود بلوچها به
خراسان به زمان خيلی دور می رسد،درحال حاضر دو موج از قبايلی كه مهاجرت كردند به خوبی شناخته شده می باشد،در كتاب بعضی از قبايل ذكرشده اند:
1-بهلولی:در ناحيه نزديك خاف و جنگل در تربت حيدريه زندگی می كنند.
2-بايزيدي:در ناحيه مهولات در تربت حيدريه و قائن شناسايی كرده اند.
3-كلاه درازی:در تربت حيدريه و تورشيز (كاشمر)زندگی می كنند.
4-جان ميرزايی:در زاوه وعلی1 تربت حيدريه زندگی می كنند.
5-رحيم خانی:در تربت حيدريه وسرخس.
6-براهووی:در تربت حيدريه سرخس.
7-كورخيلي(سالارخان):در تربت حيدريه و جنگل.
8-حسن زايي:در ناحيه های مختلف خراسان پخش شده اند.
9-جان بيگلی:در رشخوار و تربت حيدريه.
همان طور كه اين ليست را ميبينيم ،ادوارد از ميان بلوچ براهوويی را انتخاب كرده است.برای اضافه شدن دانش ما او تنها كسی است كه می گويد اين فرشها متعلق به براهوويی می باشد.با توجه به مطالعه او بر روی قوم نگاری خراسان ،دبليو-ايوانو قبايل را به اين ترتيب تقسيم می كند:
1-خانزای در ناحيه سرخس
2-رشكانلو در ناحيه سرخس
3-كرد در ناحيه سرخس و ناحيه های كناره افغان
4-علي ميرزايی،كه ايوانف عقيده دارد كه آنها از گروههای كرد هستند و در گروههای متعدد زندگی می كنند.
5-شاهزازهي،در كناره های افغان زندگی می كنند.
6-جان بيكلی در منطقه تربت حيذريه،گناباد وخواف(ادوارد همچنينن اين گروه را نام برد.او به آنها توجه كرد كه آنها بلوچ های جديدی هستند كه دراواخر قرن19از سيستان آمده اند).

7-بهلولي ها كه بيشتر درجنوب غربي بيرجند زندگي مي كنند وهمچنين درقائنات.خانواده ادوارد دربين بافنده ها كه فرش هاي كرك عشايري را مي بافتند هستند،آنها(بهلولي)تنها افرادي هستند كه درجنوب از گره هاي تركي استفاده ميكنند،بهلولی همچنين به صورت نيمه عشايری «عمله» كه عشايری قشقايی هستند وبهلولی دربين آنها هم از گره های تركی استفاده مي كنند.
طبق گفته خانواده ادوارد فقط فرش های بلوچ عشايری قديمی بوده،بافنده هاي واقعی فرش كرك هستند،فرش های جديد بلوچ ظاهرا فرش های گره ای نيستند.
امروزه نظير اين گفته ها می تواند سوال باشد علی الخصوص اگر محاسبه كنند ليست پايين قابل توجه است،قبايل عشايری پايينی را می توانيم به ليست بالائی اضافه كنيم.
1-علی اكبر خانی از منطقه قائنات
2-لاخی از قائنات ومنطقه سرخس
3-عبدل سرخ از سرخس ومناطق نيشابور وسبزوار
4-توخي نيمه عشايری،جمالزاي وسارونی،جنوب نهبندان به مانند جنوب خراسان و شمال سيستان.
5-مددخانی از قائنات ومنطقه زابل
6- فتح الهی از منطقه شمال زابل
7-وخری نزديك سعيدآباد(منطقه مشهد)
8-نريمانی در تربت جام در( منطقه مشهد)
9-قراي درتربت حيدريه آنكه ظاهرا يك نيمه عشايری از سالار خانی است.
10-سربندی آن كه در همه جای سيستان يافت می شود.
بعضی از اين فرش هاي عشايری فقط ميتواند مغرضانه به عنوان فرش بلوچ معرفي ميكنند درصورتی كه آنها از بافت هاي قوم های ديگر هستند در هر صورت آنها با فرش های بلوچ نيز روابط قومي دارند.
كارشناسان مختلف درادوار مختلف ليست طبيعی كه دارای نامهای عشايری مختلف ارائه می دهند.اين ممكن است اتفاق افتاده زيرا طرح فرش هاي عشايری قديمی كلا از بين رفته يا ممكن است تغيير كرده دربرتری گروههايی بين عشيره ها كه در اين تغييرات به اين نام تبديل يافته دی-اچ-جی. وگنر مشاهدات مشابهی در اين خصوص تهيه كرده است.

امیر یوسفی

منبع :