نواحی و مناطق قالی بافی

سیمای قالی بلوچ خراسان(5)

براهووی: امروزه خانه اصلی قوم براهويی در ناحيه كلات پاكستان بين شرق و غرب بلوچ واقع شده است.


به نظر ميرسد خانه آنها حتی از زمانيكه بلوچها توسط سلجوقيها در قرن 11 كوچانده شده اند در آنجا بوده است.
ام-لانگ ورث دامز می انديشد كه زبان آنها با مردمان اصلی فلات بلند كلات كه اصليتشان دراويديان است ادغام شده،او معتقد است براهويی حتی كمترين اصالتش ،از ايرانيان كوچانده شده است وبا كردهای غرب ايران نسبت دارد.
صحبت كردن براهووی كردی گال مينامند،يك مخلوطی از زبان اصلی و لهجه قومی كه از منشاء وسرزمين اصلی آنها بجامانده و توسط گروههای مهاجر كه مبدا قبايل براهويی را تشكيل داده است ميباشد .
آر- هوگس بولر(r.hughes_buller )می پندارد كه نام براهوی خيلی قديمی نيست وازبراهوو آمده است ، زبان محاوره ای آنهااز ابراهيم است. او معتقداست كه براهووی اصالتا كتش ياكوتش می نامند. درشاهنامه فردوسی كتش مكررا بابلوچ ذكرشده ، نويسندگان عرب قبل از فردوسی فقط ازكتش به معنی نماد صحبت می كردند.ادريس نويسنده ( 1166 – 1100 ) آنها راكرد ميشناخت ، اين می تواند تشريحی از زبان آنها باعنوان كردگال معنی كرد.

آر-هگس بولر(r.hughes_buller )براهووی خالص را بصورت زيرتقسيم كرده است:
كامبارانی كه تقسيم مي شود به احمدزايی و ايلتازايی و ديگرقبايل اصلي ميروانی ، گورگناری، سومالانی و قلندرانی . بنگالزايی و لنگار باقبايل متعدد نيمه عشايری آنها كه بصورت گسترده ای با بلوچها ازدواج كرده اند .
قبايل براهويی راميسانی ، سرپاره و شاوني شامل عوامل اصلی افغانهامي باشند ، بعلاوه قبايلي هستند كه از ايران مهاجرت كرده اند و كردها و ممسنی از آنهاهستند . بيزنجو،منگال ، ساجدی و ظهری می پندارند از جات اقتباس شده اند وبالاخره قبايل براهووی هستند كه گمان می رود جمعيت اصيلی دارند مانند شاهی و نيتشاری.
درقرن 18 براهووی تشخيص دادند كه خودشان را زيرنظر ناصرخان بدانند . بعدا توانسته اند براهويی را متحد كنند و تشكلی به آن بدهند و فدراسيونی كه دارای ارتش قابل توجهی بود درشمال تشكيل بدهند. ( سراوان ) تحت نظر خان رسانی رهبر انتخاب كردند ومانند آن درجنوب ( جاولاوان ) زير نظر خان ظهری بازرهبر انتخاب كردند.
رهبرآنها ،ورهبران معين شده بوسيله نادرخان درزيرفرمان آن قرار داشتند،بااين ابراز قدرت او فرمانروايی می كردبربيشتر نواحي بلوچستان وبيوند.او حتی برعليه احمد شاه دورانی فرمانروای افغانستان وبسشتر بلوچستان مبارزه كرد.
دراواخرسال(1758)ناصرخان درقلعه نظامی كلات محاصره شد؛ناصرخان درنهايت حكومت را به احمدشاه واگذارواورا در مبارزه به خراسان وهندهمراهی كرد(1759) ودرسال(1795)مرد.
خيلي ازقبايل براهووي بعدا بعدا به بلوچها واگذار شدند؛در سفرمن به قبايل براهويی وبه دهكدهای درخراسان مشاهده شد كه آنها تصور می كنند كه بلوچ هستند. 20 يا30 كيلومتربعدازآن من آموختم ازبلوچ های واقعی كه آنها فقط براهويی هستند.اين حادثه انقدر متداول بودكه حتی ناصر خان معروف مانند يك بلوچ فكرمی كرد.(ام- لانگ ورث دامز).
بعضي ازقبايل براهووي امروزه در خراسان زنندگی می كنند؛من قبيله براهويی را درنزديك مشهد وتربت جام كه آنها را به خود بلوچ ناميده بودند ملاقات كردم اگر چه قبيله بلوچ درچند كيلومتری آن زندگی می كرد ولی انها را نمی شناخت.
كردها :

براي بيش از 2000سال كردها درفلات بلند غرب ايران زندگی می كردند،خانه آنها درغرب وشمال غربی ايران ودرشمال وشمال غربی وقسمتي از عراق به صورت مدرن قرار دارد.انها تا شمال شرقی تركيه وشرق وشمال شرقی از سوريه گسترده شده اند،اين ناحيه را كردستان گويند.
شناخته شده ترين ماجراجويان داستانهای آلمانی نويسنده كارل مي ، كردهاهستند. در تغييرقرن دوران پادشاهی صفويه ( شاه عباس ) در ( 1926 – 1511 ) درحدود 15000 كرد را به مناطق شمالي خراسان جابجا كردند كه محافظت كنند از تهاجم ازبكها و از همه مهمتر بر عليه نفوذ تركها . كردها ی مستقر شده در زعفران لو امروزه در قوچان زندگی می كنند. قبيله آمارلو هم همچنين متعلق به جمعيت اين ناحيه و منطقه مارووش هستند كه توسط نادرشاه در قرن 18به اين منطقه كوچانده شده اند. قبيله شادی لو در بجنورد و قبيله كيوانلو در درگز زندگی می كنند .
زعفرانلو شامل قبيله های فرعی ديگری می باشند كه بترتيب زيرميباشند :
سيسكانلو – تورشانلو – ايزانلو – جفكانلو – باريمانلو – شايخ خانلو
آماليو يك قبيله اصلی و شامل 500 خانواده و قبيله های فرعی زيراست :
بگيارلو – آرتوخانلو – ايزالو – بای – هفتادو دو ملت
همانطور قبلا متذكر شدم كرد ها فرش های پرز دار وگليم و... ميباشد ، فرشهای آنها از نظر طراحی ورنگبندی مانند فرشهای قفقاز و همگی با گره های متقارن بافته می شوند و باتركم گروهی معادل 1100 – 500 گره در هر مترمربع .
معمولافرش هايشان دارای پرز بلندی است . گروه ديگر از فرشهای كرد با شكل به اندازه كوچكتری مي باشند ، اين توليدات رنگ كمتری داشته معمولا تيره رنگ و مشابه طرحهای شناخته شده فرش بلوچ می باشد.ودر مقايسه با گروه بعدی دارای رنگ بيشتری بوده وبا گره متقارن بافته ميشوند .
درگروه سوم فرشهای كرد از نظر طرح وشكل ظاهری توليدات بلوچ بوده ظاهری طرحها و شكل
ظاهری مونوچروم به هم شبيه می باشند، اگرچه آنها دارای تركيب ضخيمتر و يك بافت متراكم تر و
1. فرش در سنت بلوچ ، ترجمه ايمان افشار ، اصلاحيه استاد عبدالله احراری

همچنين همه آنها بدون استثنا از گره های متقارن بافته شده اند. اگر يك خط جدا كننده بين اين دو نوع از فرشها بكشيم مشكل است ودر بعضي مواقع امكان پذير نيست برای مثال ميتوانيم از آن نزد كردها و بلوچها يادكنيم كه به 400 سال قبل برميگردد كه به همگون سازي نهايي منتهی می شود. برای مثال طايفه های فرعی بلوچ كه كرد ناميده می شوند . آنها فيی الواقع از نژاد كرد هايی هستند كه ايين و سنت بلوچ ها به مرور زمان پذيرفته اند .
عربها :

دراثر ظهور اسلام و پيشرفت آن از طريق ايران و شرق خطه خراسان در سال 651 و 652 بوسيله عربها از طريق خوزستان و فارس به فرماندهی ضحاك بن قيس مورد تاخت و تاز قرار گرفت . ساكنين اين مناطق با توسل به زور اسلام راقبول كردند و چندين بار شورش كردند ( برای مثال نيشابور ) كه سرانجام به خونريزی كشيده شد . از آن زمان قبايل عرب درخراسان زندگی كردند ، آنها به طرق مختلف وارد اين منطقه شدند . بيشتر قبايل عرب و ساير عربهای مهاجر در دو منطقه فردوس و طبس ساكن شدند . طبق اظهار شاعرعرب ( ابوالبصير ) كه در سال 715 نوشته شده قبايل بصران 9000 ، بكر 7000 ، تمين 1000 ، ابوالقيص 4000 ، اسد 10000 و كووفن 7000 . اولين قبايلی بودند كه به خراسان وارد شدند . امروزه قبايل زير در طبس زندگي می كنند : عارفی ، شيخ عبدالخسين ؛ مهاری ، چوبداری ، اسامه و خجری .
قبيله عرب ريجوني در فردوس زندگی می كنند و اما قبايل عرب در ديگر قسمتهای خراسان ساكن شده اند : كاشمر ، قائن و سرخس .
بيشتر قبايل عرب مانند عرب كرمدادی ، بنی اسد ، طاهری ترشيزی و بهمدی درتمام كشور تقسيم شده اند . بيشتر فرشها بوسيله عربها از مناطق فردوس و طبس آمده اند ، اين تخته فرشها از نظر بافت كم اهميت تر از فرشهای بلوج هستند . پشمها خيلی نرم و حتی كم دوامتر از آنهايی كه توسط بلوچها بافته می شوند . پنبه ها معمولا برای تار وپود بكار می روند و پودها غالبا خاكستری هستند . هم روی و
زير آن خيلی با بی دقتی كارشده و گره ها بسختي كوبيده می شد بخاطراين و همچنين بخاطررنگ
1. فرش در سنت بلوچ ، ترجمه ايمان افشار ، اصلاحيه استاد عبدالله احراری
آميزی و رنگ پودها اين فرشها بخصوص پشت آنها بخوبی معلوم و بيشتردر بازار عادی ديده می شوند . در آداب و سنن بلوچها اين فرشها درسطح پايينتری قراردارند. درقبيله چوبداری فرشهای كاله و فردوس مورد قبول می باشند .

امیر یوسفی

منبع :