در حاشیه

حیف نمودن اعتبارات فرش تحت عنوان آموزش و اشتغال ادامه دارد (۲)

در قسمت قبلی عرض کردم که اکنون قریب به ۱۰ سال است که همه ساله بخش قابل توجهی از اعتبارات مرکز ملی فرش ایران صرف برگزاری کارگاه‌های آموزشی با عنوان به بافی فرش شده است.

هرچند در خصوص میزان خروجی این کارگاه‌های آموزشی نیز طرح پژوهشی توسط مرکز تعریف و اجرا گردید ولی این طرح پژوهشی نیز همانند سایر طرحهای مطالعاتی و پژوهشی انجام شده، شعاع آن حداکثر تا کتابخانه مرکز بود! لذا اطلاع دقیق و مستندی از خروجی این کارگاه‌های اموزشی در دست نمی‌باشد، اما واقعیت‌هایی می‌دانی، مشاهدات عینی و تجربه اجرایی اینجانب در برگزاری و اجرای این کارگاه‌ها این حقیقت تلخ را آشکار می‌سازد که برگزاری کارگاه‌های به بافی فرش در طول ۱۰ ساله گذشته از کمترین خروجی ممکن برخوردار بوده است و تنها مزیتی که می‌توان برای آن بیان کرد پرداخت مبلغ مختصری حق الزحمه تدریس به دانش آموختگان فرش برای تدریس است. فی الواقع در طول ۱۰ سال گذشته اعتبارات به بافی فرش در استان‌ها مسیرهای متفاوتی را طی نموده است، در برخی استان‌ها با آن به عنوان چاله پر کن هزینه‌ها ی سازمان برخورد شده است، در تعدادی از استان‌ها از آن به عنوان حمایت از یک تشکل استفاده شده و در بهترین حالت آن اگر رییس اداره فرش استان اهل خلاقیت بوده صرف برنامه‌های آموزشی خاص فرش با خروجی بیشتر نموده و یا دفیقا «پروژه طبق دستورالعمل اجرا شده!
. دیروز پس از انتشار بخش اول این یادداشت دوستی از کاربران سایت قالیکده تماسی داشت و سوال کرد که اعتبارات هریک از این دوره‌های آموزشی چقدر است؟ عرض کردم دقیقا اطلاعی ندارم ولی در اولین سال اجرای این دوره‌ها که‌‌ همان سال ۸۴ باشد حدود ششصد هزار تومان بود که همه هزینه‌ها از جمله نهار وصبحانه بافنده هم در آن گنجانیده شده بود ایشان گفت ولی دوره‌ای که ما داشتیم فقط به ما حق التدریس دوره را دادند!! و از نهار برای بافنده هم خبری نبود! عرض کردم بله دقیقا بدلیل عدم نظارت و ایضا به دلیل عدم اعتقاد به خروجی اینگونه دوره هاست!
در نظر بگیرید قراداد اجرای دوره عمدتا» با کسانی منعقد می‌گردد که هیچ نقشی در فرایند تولید ندارند و حتی خود کارفرما در این کارگاه‌ها حضور ندارد حال ما به بافنده‌ای که طبق دستور فرد دیگری می‌بافد اموزشهایی می‌دهیم که اولا «خود اشراف کامل بر ان ممکن است داشته باشد با فرض اینکه اشراف نداشته باشد حال مگر با این اموزش او در فرایند تولید می‌تواند تغییری ایجاد کند؟ مثلا» اگر جفتی باف است و گره غیراستاندارد می‌بافد تاباف خواهد شد و گره استاندارد خواهد زد؟ و از این قبیل امور را می‌توانید در نظر بگیرید در کمتر موردی است که بافنده اختیار داشته باشد بدون نظر کارفرما تغییری ایجاد کند!
ادامه دارد...
عبدالله احراری

منبع :