اساتید فرش

در کنار احمد رستگاری، طراح معاصر فرش راور

هر چند ز روی کریــمان خجلیم غم نیست که پرورده ی این آب و گلیمدر روی زمین نیست چو کرمان جایی کرمان دل عالم است و ما همه اهل دلیم

در روزگاری که بسیاری از سنت های حسنه گذشته، به دلایلی از جمله مشلغه های روزمره رو به فراموشی نهاده به وفوور شاهد آن هستیم که بسیاری از شخصیت های برجسته پس از مرگشان آنچنان شناخته و قابل تکریم می شوند که انگار در روزگار حیاتشان اینگونه شایسته تکریم نبوده اند و بی شک اگر روند دنیا به ادامه حیات آنان مقدر بود هرگز چنین شناختی از آنان صورت نمی گرفت و اینگونه شناخته نمی شدند. متاسفانه سنت های حسنه امروزی ما در مورد این افراد بعد از مرگ آنان به کار گرفته می شود.که این موضوع در جای خود بسیار جای سوال دارد .
اما در دیار و استان ما بسیاری از اینگونه افراد بزرگ اما گمنام را، همان مردم ساده ای تشکیل می دهند که از محله های قدیم کرمان چون محله گودال وخواجه خضر و مشتاق تا دهستان های دوردستی چون پاریز برخاسته اند و در عرصه علم و فرهنگ و هنر درخشیده اند .
یکی از این شخصیت ها که امروزه به چنین سرنوشتی دچار است و با وجود توانایی های بالا کمتر شناخته شده، احمد رستگاری از طراحان معاصر فرش راور است که از نسل سوم طراحان کرمانی به شمار می رود و توانسته در اولین جشنواره طرح ونقش فرش دستباف جنوب شرق کشور که به همت سازمان صنعت معدن وتجارت استان کرمان در خرداد ماه 92برگزار شد رتبه دوم رشته رنگ آمیزی ونقطه گذاری کلاسیک نقشه فرش را بدست آورد.به همین بهانه فرصتی دست داد و ساعتی در کنار این هنر مند و راوری اهل دل بودیم.
وی در ابتدا از خود و خانواده اش گفت و اینکه درسال1318خورشیدی در راور به دنیا آمده و پدرش علی رستگاری از تولید کنندگان سرشناس فرش راور بوده و او از کودکی در کارگاه پدرش به عنوان نقش خوان فعالیت می کرده و از همان ایام شوق وذوق نقاشی را در سر داشته است و در کنار آن نیز تحصیل را در مدرسه اکابر فرا گرفته واز 14سالگی شعر سرودن را نیز آغاز کرده و تا امروزحدود شش هزار بیت سروده است.
استاد رستگاری در ادامه از نوجوانی اش گفت و تعریف کرد که در نوجوانی به ناگهان دچار پا درد شدید و عدم توانایی در راه رفتن می شود وپس از اینکه در منطقه راور موفق به درمان او نمی شوند به کرمان منتقل می شود وبه مدت100 روز در بیمارستان شاه ومدتی هم در بیمارستان ارجمند کرمان بستری می شود ولی هرگز به طور کامل مداوا نمی شود و تا به امروز یادگار آن روزها را به همراه خود دارد.
او در ادامه تعریف کرد که در ابتدای کار، طراحی فرش را از کسی نیاموخت وپس از اینکه به طور حرفه ای در طراحی فرش وارد شد تنها به مدت سه ماه نزد استاد عباس نژاد سروری از طراحان بنام کرمان به شاگردی می پردازد وپس از آن به راور برگشته و در کار طراحی فرش به فعالیت می پردازد و حتی در برهه ای از زمان تنها طراح فعال و خلاق فرش در منطقه راور می شود.
او در ادامه کمی هم از اوضاع نابسمان مدیریت در فرش کرمان و راور هم گلایه کرد به ضربه های آن بر بازار حرفه ی طراحی فرش اشاره کرد وگفت که تا سال1372به طور متناوب وجدی به کار طراحی فرش فعالیت داشته اما از آن ایام با ورود فراگیر دستگاه های چاپ رنگی به بازار ،حقوق او نیز مانند سایر طراحان کرمان نقض شد و او نیز به ناچار دست از کار به صورت حرفه ای کشید وپس از آن تنها برای دوستان وآشنایان وگاهی هم دل خویش طراحی می کند.
او در ادامه از سبک های و روش های کارش گفت و اشاره کرد که تقریبا در تمامی سبک ها و طرح های فرش کرمان کار کرده و در این زمینه نیز دارای شاگردانی بوده است. همچنین ادامه داد که در تمام دوران فعالیت حرفه ای خود تنها برای مردم عادی کار کرده وهرگز با شرکت های مرتبط با فرش فعالیت نکرده است.
او همچنین اشاره کرد که از همان ابتدای طراحی در کار بافت فرش هم فعالیت داشته وبه طبع آن مدتی هم به حرفه رنگرزی پرداخته است.و خوشبختانه امروز با حدود74سال سن با شادابی کامل درپشت دار قالی به کار بافندگی مشغول است.در اینجا بود که به واقع فهمیدم اساتید واقعی و کارشناسان خبره فرش را باید از بین همین گونه افراد و در کنج همین کارخانه های قدیمی فرش پیدا کرد .
استاد رستگاری در پایان کمی از خاطرات خود و تولید کنندگان قدیم فرش در راور برایم تعریف کرد.که بسیار شنیدنی وجالب بود.
بیش دو ساعت می شد که با سوالاتم استاد را به حرف گرفته بودم وقتی به خودم امدم دیگر دلم نیامد بیش از این استاد را خسته کنم وبه ناچار خطی بر روی دیگر سوالاتم کشیدم وبه امید دیداری دیگر از استاد احمد رستگاری خداحافظی کردم.
راستش احمد رستگاری راوری را نمونه ای از اهالی فراموش شده هنر دیدم که کمتر مورد توجه این جامعه قرار گرفته و بی شک همانند استاد در این جامعه بسیار داریم که چنین فراموش شده اند.و بی شک لایق هزاران بار تجلیل می باشند. چون به قول معروف "آفتاب بر آن دست بوسه می زند که این چنین،روشنای هنر را به تاریخ سپرد..."

نویسنده: سعید یزدی زاده راوری
صنایع دستی کرمان

منبع :