نواحی و مناطق قالی بافی

معرفی دستبافته های قوم بهلولی قاینات (بخش سوم)

آب و هوا:آب و هوای این منطقه نیمه گرمسیری با اقلیم نیمه‌بیابانی می‌باشد. عمدة بارندگی منطقه در زمستان به صورت برف و در بهار به صورت باران با شدت و مدت کم می‌باشد.

تغییرات شدید درجة حرارت در طول شبانه‌روز، ماه و حتی فصول مختلف، از ویژگی‌های خاص این سامان می‌باشد. وجود کوه‌های نسبتاً مرتفع توانسته تا حدودی تأثیرپذیری مستقیم تغییرات جوی بیابانهای خشک و سوزان دشت کویر، لوت و دشت نا‌امید افغانستان را کاهش دهد). (۱)

--------------------------------------------------------------
۱. اداره کل امور عشایر خراسان، اوضاع طبیعی و منابع زست بوم ـ جلد اول، ص۱۶
نحوة کوچ:
(چون نوع کوچ عشایر منطقه از نوع درون کوچ بوده و بعد مسافت کوچ عشایر از حداکثر ۳۰ کیلومتر تجاوز نمی‌کند لذا ایل راهی که ارتباط مستقیمی با کوچ عشایر داشته باشد، در سطح زیست بوم وجود ندارد و عشایر منطقه در خصوص حمل و نقل خاص کوچ با توجه به کوتاه بودن مسیر، مشکل چندانی ندارند). (۱)
البته این نحوة کوچ در سالهایی می‌باشد که میزان بارندگی آن سال به صورت نرمال بوده باشد. بدین صورت که در سالهای خشکسالی این مردم تا ۶۰۰ کیلومتر نیز کوچ می‌کنند که به استانهایی مانند استان گلستان می‌روند تا مراتع و علوفة کافی برای گوسفندان آن‌ها باشد.

طایفه‌های عشایری ساکن در زیرکوه قاین
در این منطقه به طور کلی دو نوع عشایر وجود دارد: ۱ـ عشایر فارس ۲ـ عشایر بلوچ
که هر کدام به طایفه‌هایی جداگانه تقسیم می‌شوند.
۱ـ عشایر فارس: بهلولی، بارفروش، دلاکه
۲ـ عشایر بلوچ: نه‌تانی، ده‌ مرده، برآهویی
----------------------------------------------------------------------
. اداره کل امور عشایر خراسان، امور زیربنایی و خدمات زیست بوم (جلد دوم)، ص ۱۸
گویش و مذهب
عشایر بلوچ این منطقه اهل تسنن می‌باشند و زبان آن‌ها بلوچیست ولی عشایر فارس شیعه مذهبند و زبان آن‌ها فارسی می‌باشد.
سابقه تاریخی این مردم
طبق نظر آقای سجادی اهل مشهد که خود درباره ایلات خراسان منبعی موثق به شمار می‌رود «نادرشاه در قرن هیجدهم عشایر بلوچ شمال خراسان را به آنجا آورد که امروز هسته مرکزی جمعیت این ایالت را تشکیل می‌دهند واز بلوچی‌های جدید که جزء مهاجران بعدی می‌باشند متمایز هستند» (مهاجرت بعدی در حدود شصت سال قبل صورت گرفت. این مهاجران اخیر ابتدا به سیستان رفتند وبعد براثر خشکسالی آن خطه به شمال خراسان نقل مکان کردند). (۱)
قدیمی‌ترین مردمی که در این منطقه زندگی می‌کردند بیشتر در حواشی (روستاهای آبیز، اسفاد) (۲) بوده‌اند که به زمان هخامنشیان وساسانیان باز می‌گردد ودین آن‌ها زرتشت بوده است. ودر منطقه‌های دیگر زیرکوه به آن صورت قوم یا قبیله‌ای زندگی نمی‌کرده است ولی چیزی که مشخص است، این است که دیگر هیچ آثاری از آن مردم بر جای نمانده است.

----------------------------------------------------------------------
۱. ادوارد، سیسیل، قالی ایران، مترجم مهیندخت صبا، چاپ پدیده، فصل ۱۲، ص۲۱۰
۲. دو روستای نزدیک شهر حاجی‌آباد مرکز بخش زیرکوه

احراری، عبدالله، ۱۳۸۳، «قالی بلوچ خراسان»، ص ۳۶

احراری، عبدالله، ۱۳۸۳، «قالی بلوچ خراسان»، ص ۳۷
منشا نژادی عشایر قاینات
اعراب:
پس از ورود لشکریان اسلام به منطقه قهستان و مسلمان شدن مردم قبایلی از اعراب در منطقه قاینات سـاکن شـدند که امروزه به نامهای خزائی، نخعی، ثقفی، زنگویی، شیبانی، خزیمه، عامری، وبرخی نیز به میر ومیرزا معروفند. احفاد و اعقاب این طوایف به طور پراکنده در بسیاری از روستاهای شهرستان سکونت دارند. اغلب این طوایف بازماندگان قبایل سپاه حازم بن خزیمه بوده که در زمان خلیفه دوم وارد این منطقه شدند. خاندان خزیمه که سالهاحکومت قاینات رادردست داشتند از این گروه می‌باشند. طایفه عرب خزایی از منطقه بیرجند آمدند و در روستاهای بین قاین وبیرجند همچون گزخت، کمادو، کال قاضی، قلعه نبی، چاه مزاری، النگ میان استقرار یافته‌اند. عشایر عرب منطقه امروزه فارس شده و به زبان فارسی تکلم می‌کنند وبا گذشت زمان در جمعیتهای محلی حل شده‌اند.
عشایر بلوچ:
بلوچ‌ها از زمان صفویه به قصد جلوگیری از حمله افاغنه بدین خطه آمده‌اند و چون شغل عمده آن‌ها دامداری بود ییلاق و قشلاق داشتند.‌گاه قهر طبیعت و بروز پدیده خشکسالی و زمانی رضا شاه عشایر را اجبارا تخته قاپو نمود. ساخت خانه‌های گلی از حدود سالهای ۱۳۱۳ رواج یافت ویکجا نشین شدند.
پس از اصلاحات ارضی با خرید اراضی اعلم و خاندانش توسط تعدادی از عشایر درملکی، رحیم آباد، تاجکوه، ‌ چاه الله داد و کرت آباد ‌اسکان و یکجا نشینی رواج یافت. تعدادی از عشایر بلوچ بازماندگان‌‌ همان مأمورین ژاندارمری سابق بوده که در عصر پهلوی از زابل به این منطقه منتقل شده و در خطه مرزی خدمت می‌کردند. پس از بازنشستگی چون محیط را مساعد دیدند دیگر به زابل مراجعه نکرده و به مرور بر تعداد آن‌ها افزوده شد. بلوچهای قاینات، ‌ شامل طوایف ده مرده، نهتانی و براهوئی می‌باشند.
بلوچ‌های قاینات مردمی مسلمان، متدیّن و اکثرا اهل تسنن بوده وعشایری غیور و سلحشور و مرزبانانی شجاع در برابر اشرار می‌باشند.
ده مرده:
ده مرده‌ها در زمان حکومت نادر شاه افشار به علت اختلافاتی که بین آن‌ها و طوایف منگول و گرگیج پیش آمد به این ناحیه کوچ کردند. آن‌ها از مسیر کیخا و بندان بصورت کوچ نشینی به ملکی و چاه کامخان آمدند و طی سالهای بعد به تدریج تعداد خانوار دیگری از عشایر ده مرده به آن‌ها پیوستند.
براهویی:
این طایفه تا اواخر دوره قاجار از قدرتمند‌ترین طوایف سیستان و بلوچستان بوده که در محدوده کشورهای پاکستان، افغانستان و ایران کوچ می‌کردند. هم اکنون در کرت آباد و چاه الله داد و حسن آباد تاجکوه، سکونت دارند. وجه نامگذاری براهویی را برخی محققان از واژه ابراهیم، نام یکی از بزرگان براهویی می‌دانند که بعد‌ها ابراهیم به براهم وبراهو تغییر یافته است. گفته‌اند براهو روحی است که بالای کوه است. زبان‌شناسان زبان براهویی را شعبه‌ای از زبان دراویدی دانسته که به زبان فارسی نزدیک است.
نهتانی:
در بین بلوچ‌ها، ‌طایفه نهتانی پر جمعیت‌ترین طایفه بلوچ می‌باشد که ۵۵% بلوچ‌ها را در بر می‌گیرد. نهتانی‌ها در روستاهای تاجکوه، حسن آباد، رحیم آباد، ملکی و دارج علیا استقرار دارند.
بالفروش‌ها:
شخصی به نام حسن بالفروش، اهل شهر بالفروش (بابل فعلی) به علت درگیری با عوامل و سلاطین وقت از بابل به جنوب خراسان تبعید می‌شود، نامبرده فرزندان زیادی داشته که مشهور‌ترین آن‌ها مولا داد نام داشت. به دلیل روحیه کاری و تمایل به امور دامداری، وی منطقه چاه پایاب را برای این کار انتخاب و با حفر چاه، دامداری را رونق بخشید. این طایفه در چاه پایاب، چاه شط، دوچاهی وگردتیغ سکونت دارند.
دلاکه‌ها:
این طایفه در نوار شرق کشور و در محدوده شهرستان‌های قاینات و بیرجند ییلاق و قشلاق داشته‌اند. که در حال حاضر یکجا نشین شده و تنها در محدوده‌ای بسته کوچ بهاره دارند. این طایفه در ابتدا دولاک نامیده می‌شد که به مرور زمان به دلاکه تغییر یافت. عشایر محلی معتقدند که در زمان شاه عباس صفوی طایفه دلاکه از مناطق خلیج فارس به این محل کوچ داده شده‌اند. علت نامگذاری به دلاکه را ناشی از این می‌دانند که رئیس طایفه برای صرف غذا از ظروف طلا و مسی استفاده می‌کرده و چوپان‌هایش از ظروف چوبی. دلاکه‌ها طایفه‌ای مستقل و شیعه مذهب هستند که شامل تیره‌های کامکار درآبمهان و آبیز، بخشایی در مهرک، صفری در بقرایی، حسن آباد و حسین آباد، کدخدایی در حسین آباد و عبدالهی در مهرک می‌باشند.
بهلولی‌ها:
این طایفه بزرگ‌ترین طایفه عشایری منطقه زیرکوه می‌باشد. بهلولی‌ها طایفه خود را از فردی به نام بهلول یا بهلور دانسته که در نواحی خواف، باخرز، تایباد، زیرکوه، بیرجند، نهبندان و سرخس پراکنده شده‌اند. این طایفه اساسا از‌نژاد ترکهای فارس می‌باشند که همزمان با حرکت تاریخی اکراد به شمال خراسان در دوره صفویه این ایل نیز به جنوب خراسان کوچانده شدند تا وزنه‌ای مقابل هجوم ترکمن‌ها و افاغنه باشند و برای دسترسی به مراتع جنوب خراسان از نهبندان تا تایباد بطور پراکنده مستقر شدند. برخی از بزرگان طایفه بهلولی معتقدند در ابتدا سه برادر به نامهای افضل، ساران و بهلول از استان فارس به این منطقه کوچ داده شد. هم اکنون ۲۰% بهلولی هادراستان فارس و۷% درخوزستان ساکنند.
افضل به منطقه سرخس، بهلول در منطقه قهستان و ساران در جنوب خراسان سکنا گزیدند. افضل در جوانی بر اثر درگیری کشته شد و از ساران طایفه سارانی بوجود آمد که گرایش به طوایف بلوچ نمود. بهلول که مردی غیور و جنگ جو بود از خواف تا نهبندان را تحت سلطه خویش درآورد. بهلول سه فرزند داشت به نام‌های احمد، حسین و ناد که بعدا تیره‌هایی به همین نام در منطقه بوجود آمدند. طایفه بهلولی در زمان زندیه و قاجاریه از قدرت و سیطره زیادی برخوردار بود. اماپس از تخته قاپو قدرت این طایفه رو به زوال نهاد تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مرکز طایفه بهلولی روستای چاه زرد و حاجی حقداد اسعد‌زاده رئیس بزرگ طایفه بود و کلیه تیره‌های بهلولی هنوز از فرزندان ایشان با عنوان بیک تبعیت می‌کنند.
بهرام بلوچ‌ها در بمرود مستقرند و شیعه مذهب هستند.
بهلولی‌ها مردمی مسلمان و متعهد و شیعه بوده که با زبان فارسی تکلم می‌کنند و عشایری غیور و از مرزداران شجاع خطه شرق ایرانند. تمامی عشایر سالهاست که در کنار هم با صلح و صفا زندگی می‌کنند و اغلب خویشاوند بوده و به برکت حضور آن‌ها در کنار نیروهای مرزبانی یزدان و شاهرخت قاینات از آرامش و امنیت برخوردار است. در منطقه پسکوه طایفه رمضانی‌ها در روستاهای قیصار، چاه یوسف، علی آباد موسویه، شونگان و اسماعیل آباد و آفریز پراکنده می‌باشند.
(قوم بهلوری درمیان بلوچ‌ها یکی از خانواده‌های مهم والبته بیگانه است. آن‌ها در شمال شرق وشرق خراسان بین تایباد وقائن وهمچنین در افغانستان باید یافت شوند. در حدود ۱۹۵۰ آن‌ها هنوز بصورت صحرانشین زندگی وش‌تر پرورش می‌دادند. آن‌ها در اصل ترکهای ایرانی هستند که از غرب به این منطقه مهاجرت نموده و بوسیله شاه عباس در خراسان اسکان یافتند (۱۵۸۷ - ۱۶۲۸) آنان در فرشهای پرزدار خود عوامل اصلی الگوهای بلوچی را تغییر می‌دادند آنقدر زیاد که علامت خاصه بلوچی در تولیدات آن‌ها محو می‌شد). (۱)
--------------------------------------------------------------------------
۱. فرشهای پرزدار بلوچ وهمسایگان آن‌ها، دتریچ وگنر، ترجمه: بهاره برهانی
فصل دوم
دست بافته‌های عشایرقاینات
قالیچه‌های عشایری و روستایی
مواد اولیه
نیروی انسانی
قالیبافی در قاینات
سایر صنایع دستی
دار مورد استفاده در قالی بافی منطقه قائنات
آماده سازی مواد اولیه
ابزار بافت (دفه، قیچی، چاقو)
تکنیک بافت (گره، پود، ارتفاع پرز، گلیم باف، شیرازه)
اندازه و ابعاد (قالیهای بلوچ، منطقه زیرکوه، اندازه حاشیه)

نگارش و تحقیق :
هاله شاهمرادی سابق – موسی علی عباس زاده

منبع :