اساتید فرش

گفت‌وگو با استاد «عباس نژاد سروری» طراح قالی

در سال 1308 در کرمان به دنیا آمد. از همان کودکی به نقاشی علاقه‌ی فراوان داشت و از سال 1320 کار طراحی و نقاشی را پس از به پایان رساندن دوره‌ی ششم ابتدایی به طور حرفه‌ای آغاز کرد.


او نقاشیِ فرش را نزد استادانی از جمله استاد مرحوم موحدی،مرحوم وفایی و مرحوم بهارستانی فراگرفت؛ اما اعتقاد داشت «خلاقیت در طرح و نقش حرف اول را می‌زند و تنها با یادگیری تئوری راه به جایی نخواهی برد» و همین موضوع باعث شد تا با استفاده از خلاقیت خود، با بهره‌گیری از طرحی از مرحوم دیلمقانی، نقش قالی سرام سروری را ابداع کند.
شاید بتوانیم استاد سروری را یکی از قدیمی‌ترین طراحان و نقاشان فرش کرمان بنامیم که علی‌رغم سن بالا، هم‌چنان به کار نقاشی و طراحی قالی عشق می‌ورزد و در طول روز حداقل نیم‌ساعتی را در کارگاه کوچکی که دارد به این کار مشغول است.
با «عباس نژاد سروری» به گفت‌وگو نشستیم تا از حال‌وهوای نقاشی و طراحی قالی کرمان در گذشته و حال برایمان بگوید.

آقای سروری! نقش «سرام سروری» نقش بی‌بدیل و زیبایی است که به نام شما نام‌گذاری شده است؛ در خصوص طراحی این نقش برایمان بگویید.
پس از پایان دوره‌ی خدمت سربازی، با آقای خواجه‌‌حسینی که یکی از فعالان فرش دست‌باف کرمان است کار خود را آغاز کردم و وی طرحی از مرحوم دیلمقانی را به من داد تا براساس آن نقش قالی بزنم. من چون اعتقاد داشتم که طراح و نقاش باید از خلاقیت ذهنی خودش بهره بگیرد نه این‌که طرح و نقش دیگران را کپی کند؛ کار طراحی این نقشه را آغاز کردم و نقش «سرام» تولید شد.
پس از تولید این نقش و استقبال خوب از آن، آقای خواجه‌حسینی تصمیم گرفت تا این نقش را به نام من نام‌گذاری کند و این‌چنین، نقش «سرام سروری» به بازار راه یافت و اکنون نیز علاوه بر بافندگان فرش دست‌باف، از این نقش در کارخانه‌های تولید فرش ماشینی نیز استفاده می‌شود که البته من نقش را به این کارخانه‌ها ندادم.

وضعیت طراحی و نقاشی قالی در گذشته، نسبت به الان چگونه بود؟
در گذشته، تعداد زیادی از این راه امرار معاش می‌کردند. به‌طور مثال، فقط در شرکت فرش که متاسفانه اکنون به خاطر بدهی‌ در رهن بانک است، 8 طراح کار می‌کردند که با هر طراحی هم حداقل 8 نفر در زمینه‌ی رنگ و نقطه فعالیت می‌کردند. یعنی در بخش طراحی و نقاشی قالی حدود 70 نفر مشغول به‌کار بودند. یا در کارگاهی که خودِ من داشتم، چندین شاگرد مشغول به‌کار بودند که همه‌ی آن‌ها اکنون به حرفه‌های دیگری مشغول هستند.

چرا این وضعیت رکود پیدا کرد؟
در کشور ما آن‌چنان که باید، برای هنرمند و کار هنری ارزش قایل نمی‌شوند. کار طراحی و نقاشی فرش و بافندگی در واقع یک کار هنری است؛ اما به میزان زحمتی که دارد، درآمد و نفع اقتصادی به بافنده و طراح نمی‌رسد و به همین دلیل روز‌به‌روز این حرفه و هنر رکود پیدا کرد.
ورود دستگاه‌های فتوکپی رنگی هم در رکود طراحی و نقاشی فرش دست‌باف تاثیر زیادی داشت و الان هرکس به نقشه‌ای نیاز داشته باشد به راحتی کپی می‌کند.
به هر حال، از من و امثال من که گذشت؛ اما کار هنری سودی ندارد و آینده‌ی انسان تامین نمی‌شود؛ بنابراین باید برای هنرمند (بافنده و طراح) ارزش قایل شد و به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد تا درآمد و نفع اقتصادی خوبی داشته باشند.
روزگاری که ما در شرکت فرش به کار طراحی و نقاشی قالی مشغول بودیم، هیأتی از آمریکا برای بازدید آمده بودند. از افرادی که مشغول به‌کار طراحی و نقاشی بودند سوال کردند که روزانه چند ساعت کار می‌کنید؟ گفتند: معمولا 8 تا 12 ساعت. آمریکایی‌ها گفتند: شما باید حداکثر روزانه 4ساعت کار کنید؛ چرا که کار شما هم ارزشمند و هم طاقت‌فرساست؛ اما در طول این سال‌ها، چه پیش و چه پس از انقلاب، به بافنده و طراح توجهی نشده است.
در گذشته، حق‌الزحمه‌ی نقاش و بافنده را از روی رج‌شمار قالی محاسبه می‌کردند و این‌که آیا این قالی و نقش آن کیفیت دارد یا خیر، ملاک نرخ‌گذاری نبود.

چرا این‌گونه قیمت‌گذاری می‌شد؟
به این دلیل که هرکس پولدار بود وارد کار خرید و فروش قالی می‌شد و عموماً کارشناس قالی نبودند؛ اکنون هم که وضع بهتر شده و افرادی که در زمینه‌ی خرید و فروش قالی دست‌باف فعال هستند کارشناس هم هستند و حتی قالی هم افزایش قیمت خوبی داشته است؛ باز هم برای بافنده صرفه‌ی اقتصادی ندارد و به همین دلیل، اکثر افردای که هنوز به کار بافندگی مشغول هستند همان بافندگان قدیمی‌اند و جوانان به این رشته رونیاورده‌اند.
در بخش تولید و فروش هم جایگزین نداشته‌ایم؛ به‌طور مثال، در گذشته آقای ارجمند را به عنوان سلطان قالی کرمان می‌شناختند؛ اما وقتی وی فوت کرد فرزندانش کارش را ادامه ندادند؛ بنابراین همه‌ی این مسائل دست به دست هم داد و باعث شد تا قالی کرمان که روزگاری در دنیا بسیار شهرت داشت، دچار رکود شدیدی شود.

توصیه‌ی شما برای بازگرداندن فرش دست‌باف کرمان به روزگار قدیمش چیست؟
«فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن‌چه مسیحا می‌کرد»
اکنون اگرچه استادان گذشته نیستند، اما اگر به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که نفع اقتصادی داشته باشد، افراد دیگر نیز به این حرفه ورود می‌کنند.
در کشور حرف زیاد زده می‌شود؛ اما عمل در کار نیست. چند سال پیش استاندار وقت کرمان نوید داد مجموعه‌ی شرکت فرش در اختیار فعالان فرش دست‌باف کرمان قرار گیرد؛ اما بعدها متوجه شدیم این مجموعه در رهن بانک است و به خاطر بدهی‌ها به بانک تعلق گرفته است.
باید برای حفظ فرش‌دست باف کرمان، مجموعه‌ای مانند شرکت فرش به‌طور متمرکز ایجاد شود که همه‌ی ارکان اصلی تولید فرش دست‌باف را داشته باشد. طراح، رنگرز و بافنده، سه رکن اصلی تولید فرش هستند؛ بنابراین باید در مجموعه‌ای این سه رکن را در کنار هم جمع کنند تا فرش دست‌باف کرمان حداقل به عنوان یک حرفه و هنر که با پیشینه و تاریخ کرمان گره خورده است، حفظ شود.
نکته‌ی دیگر برای رونق فرش دست‌باف کرمان، افزایش کیفیت آن است. تولید قالی کرمان باید به سمت قطعات کوچک، ظریف و ریزباف برود و دیگر نباید این نوع فرش زیر پا انداخته شود.
فرش دست‌بافِ ظریف و ریزباف که حاصل دسترنج نقاش و بافنده است، باید به عنوان تابلو و آویز استفاده شود و اگر تولید قالی کرمان به این سمت برود، شاهد رونق دوباره‌ی آن خواهیم بود. البته در این راستا توجه به بافنده و طراح و نقاش بسیار مهم است و باید حق و حقوق نقاش و بافنده به طوری که درخور شأن آن‌هاست پرداخت شود.

آقای سروری! آیا هنوز هم به کار طراحی و نقاشی قالی مشغول هستید و در این زمینه، هنرجو پرورش می‌دهید؟
به خاطر مشکلات جسمی، مثل گذشته نمی‌توانم حرفه‌ی نقاشی را آن‌گونه که باید ادامه دهم؛ اما به خاطر علاقه‌ای که به این کار دارم معمولا روزانه نیم‌ساعتی به این حرفه می‌پردازم.
در گذشته که به‌طور حرفه‌ای کار می‌کردم، به‌هیچ‌وجه کار بی‌کیفیت ارائه نکردم و همواره سعی می‌کردم تولیدکنندگان از کارم راضی باشند؛ «رنج خود و راحت یاران طلب»؛ اما چه فایده؟! اکنون دلم خوش است نقش‌هایی را که کشیده‌ام جلویم بگذارم و به آن‌ها نگاه کنم!
در خصوص تربیت هنرجو هم اعتقاد دارم با توجه به این‌که در حال حاضر، کاری برای فعالان این حرفه وجود ندارد چه دلیلی دارد وقت افرادی را بگیرم و به آن‌ها آموزش دهم تا پس از فراگرفتن آموزش‌ها بیکار باشند! تدریس در دانشکده‌ی فرش را هم به همین دلیل نپذیرفتم.

به غیر از نقش «سرام سروری» چه نقش‌هایی دیگری کشیده‌اید؟
معمولا همه‌ی نقش‌هایی که در قالی کرمان استفاده می‌شد از جمله شاه‌عباسی، درختی و دسته‌گلی را کشیده‌ام و برخی از آن‌ها نیز در کتاب طراحان فرش ایران آمده است.

حرف آخر...
باید تلاش شود تا این هنر و حرفه از بین نرود و زنده بماند و حتی اگر امکان داشته باشد دوباره رونق پیدا کند.
برای زنده نگه‌داشتن آن لازم است که یک مجموعه‌ی متمرکز با حضور استادان نقاشی، رنگرزی و بافندگی راه‌اندازی شود؛ ضمن این‌که در آن مجموعه، به تعدادی از جوانان علاقه‌مند نیز آموزش داده شود تا این هنر و حرفه حفظ شود.
برای رونق فرش دست‌باف هم باید به سمت تولید فرش‌های ریزباف و ظریف رفت تا به عنوان تابلو و فرش آویز استفاده شود؛ چرا که فرش دست‌باف، کاری است که با دست هنرمندان خلق می‌شود و کارِ دست، باید زیبا و ظریف باشد.

مصاحبه از : محمدرضا احمدی
فرش و صنایع دستی کرمان

منبع :