در حاشیه

به عمل کار برآید به سخندانی نیست (2)

به بهانه همایش تخصصی فرش خراسان شمالی


در هر جامعه ای و در هر صنفی بخشی از مباحث مختص محیط روشنفکری آن صنف است و این مباحث هیچگاه هم به نتیجه مشخصی نمیرسد !در مورد فرش نیز تا آنجا که یادم هست همیشه مباحثی همانند فرشبافی هنر است با صنعت، تابلو فرش باشد یا نباشد، طرح ها و نقوش بومی یا طرح ها و نقوش وارداتی و ... مطرح بوده و هست. این مباحث از طرف جامعه روشنفکری و آنان که در عرصه مستقیم تولید و تجارت فرش نمی باشند و فرش را تنها از بعد فرهنگی و هنری می بینند مباحث جذابی است. دیدگاه برخی از این عزیزان این است که فرش کالایی است هنری و آنچه برای آنان مهم است ماندگاری عناصر هنری اصیل ایرانی در فرش است اما برای تولیدکنندگان و عرضه کنندگان فرش در کنار این مهم، موضوعات مهم دیگری مطرح است.
آنان به فرش بعنوان یک فعالیت اقتصادی نگاه می کنند که باید بازده اقتصادی داشته باشند، به عوامل تولید و هزینه های هر کدام و اینکه چگونه می توانند این هزینه ها را کاهش دهند و سود بیشتری کسب نمایند نگاهی دارند که این نگاه با نظر کسانی همانند من که در آمد مستقیمی از فرش نداریم بعضا" زمین تا آسمان متفاوت است. لذا کمتر شاهد بوده ام که دیدگاه های این دو گروه بهم نزدیک شود و حتی در مواردی با تمسخر نظریات همدیگر را بازگو می نمایند. نگرش اقتصادی بر فرش باعث شده که مثلا گبه بافی فارس و بوشهر سر از خراسان و گلستان و گیلان و دیگر استان ها در آورد ،از طرف دیگر باید این واقعیت را قبول کرد که در اکثر موارد فرشبافی یک شغل معیشتی است و بافندگان به منظور گذران زندگی به این شغل اشتغال دارند اولا اطلاق نام هنرمند به بخشی از آنان هم خود آنان را آزرده می سازند و هم ما را به گمراهی می اندازد اگر بافنده ای طرح و نقشه را از فرد دیگری دریافت نموده و رنگرزی خامه پشمی نیز توسط افراد دیگری انجام شده و حتی چله کشی و کاشف آن را افراد دیگر انجام میدهد و صرفا گره میزند بهتر است بجای واژه هنرمند از واژه صنعتگر دستی استفاده شود چون این بافنده حساسیت و علاقه خاص به نقشه معینی ندارد و تنها به درآمد هر طرح و نقشه فکر میکند،ابعاد هنری این کار بیشتر مرتبط با طراح و رنگرز است و بافنده صرفا" گره می زند. رویکرد تولید کنندگان فرش یک استان به طرح ها و نقوش سایر استانها دقیقا در همین راستاست !

ادامه دارد...

عبدالله احراری

منبع :