نواحی و مناطق قالی بافی

نگاهی به تاریخچه فرش لری

سنت‌های موجود در بین لرها، یادآور تاریخ بافته‌های ایشان است، مثلاً آنان ابزار کوچک چوبی (سک) را برای بافت فرش به کار می‌برند که در واقع مادر ابزاری فلزی در عهد مفرغ و متعلق به دوره‌ای است که همه‌ی ابزارها چوبی بود، یعنی پیش از کشف فلز؛ این ها شواهد کهنه‌گی بافته‌های لری است و می‌تواند به شناختن سنت‌های کهن و مستقل ایشان در زمینه فنون، مواد اولیه، ابزارها و حتی طرح‌ها کمک کند.

نگاهی به تاریخچه فرش لری
لرستان نام استانی است در بخش غربی ایران با وسعت 28064 کیلومتر مربع معادل 7/1 درصد از کل مساحت کشور که به نام ساکنین آن یعنی طوایف مختلف لر نامیده شده است.این منطقه بواسطه مراتع فراوان از دیرباز مورد توجه دامداران بوده و شواهد تاریخی حاکی از گسترش و رونق شغل دامپروری در این منطقه دارد. بطوریکه امروزه نیز عشایر مختلفی در این منطقه از طریق دامپروری که شغل اصلی آنها محسوب می شود امرار معاش می کنند.
پرورش دام برای عشایر منافع چند گانه ای دارد که علاوه بر تأمین هزینه های زندگی از گوشت، شیر، پشم، مو و ... آنها نیز استفاده می کنند برای مثال سیاه چادرهای آنها از موی بز تابیده شده بافته می شوند که در واقع نوعی بافت بدون گره است. از شواهد تاریخی چنین بر می آید که در این خطه پشم گوسفند، موی بز و پنبه مواد خام بافندگی بوده است. اما به نظر می رسد به دلیل آنکه به ندرت پنبه در این منطقه کشت می شده آن را از مناطق دیگری تهیه می کردند. با وجود آنکه به نظر می رسد سابقه بافت زیر اندازهای گوناگون از قرن ها پیش در میان عشایر رواج داشته ، اما اطلاعات ما در این زمینه بسیار اندک است. بطوریکه برخی منابع سابقه قالی بافی را در میان عشایر لر بیشتر از یکصد و پنجاه سال نمی دانند. برخی از اقلیت های لر به نواحی دیگر مهاجرت کرده اند، مثل حیات داوودی ها که در جنوب فارس و نزدیک خلیج فارس زندگی می کنند و بافندگان خوب قالی و گبه هستند.
سنت های موجود در بین لرها، یادآور تاریخ بافته های ایشان است، مثلاً آنان ابزار کوچک چوبی (سک) را برای بافت فرش به کار می برند که در واقع مادر ابزاری فلزی در عهد مفرغ و متعلق به دوره ای است که همه ابزارها چوبی بود، یعنی پیش از کشف فلز. حتی اکنون در برخی از سرزمین های اصلی لرها، پیشاب گاو را به عنوان دندانه به کار می برند که معروفترین جای آن روستای زرامین نزدیک روستای مشهور اشوند در شمال نهاوند است. این ها شواهد کهنه گی بافته های لری است و می تواند به شناختن سنت های کهن و مستقل ایشان در زمینه فنون، مواد اولیه، ابزارها و حتی طرح ها کمک کند.
از سوی دیگر بایستی در نظر داشت هنگامی که از بافته های لری سخن به میان می آید منظور تنها جغرافیای امروزی لرستان نیست چرا که بسیاری از تیره های گوناگون این قوم در مناطق مختلف از جمله چهارمحال و بختیاری، بخشی از استان فارس، بخشی از ایلام، بخشی از همدان و خوزستان و همچنین استان کهکیلویه و بویراحمد را در بر می گیرد.
بدین ترتیب می توان چهار گروه لر در ایران را شناسایی کرد که همه آنها قالی عشایری می بافته اند:
لرهائی که در بختیاری و چهار محال زندگی می کنند و در قالی بافی معروفند. آنها قالی، گلیم و انواع دیگری از بافته های عشایری را تولید می کرده اند که وریس (مالبند) معروفترین آنها است.
مردمی که در لرستان و ایلام زندگی می کنند و قالی، گلیم وجاجیم و غیره می بافتند، اما اکنون تنها در بخش شمالی آن، اطراف بروجرد، الشتر و روستاهای شمال آنها قالی می بافند. با توجه به اینکه آنها همسایه نهاوند، ملایر و سرابند هستند، قالی آنان به هم شبیه است. در قسمت جنوبی لرستان نیز تنها نوعی جاجیم تولید می شود که باشته نام دارد. ایلام اکنون قالی قم می بافد.
جمعیت سرزمینی که کهکیلویه و بویر احمد نامیده می شود و بیش از همه گبه و همچنین انواع دیگر فرش می بافته اند، اما کنون تنها به بافت گبه می پردازند.
مردمی که در غرب فارس و همسایگی بویراحمد زندگی می کنند، قالی، گبه، گلیم وریس و انواع دیگر می بافته اند که اکنون با قشقایی ها و مردم بومی منطقه در آمیخته اند.
بنابراین فرش لری مفهوم عام دارد که به طور عمده در غرب و مرکز ایران تولید می شده و با تحولات جدید جمعیتی و روال زندگی بخشی متحول و بخشی متروک شده است. همین امر به پیچیدگی وضع بافته های لری کمک کرده است به طوری که بخشی از فرهنگ فرش لری را باید در میان عشایر همسایه و از جمله قشقائی ها یافت.
از سوی دیگر بسیاری از فرش های ایرانی در منابع علمی موجود به عشایر زاگرس مرکزی منسوب و لری نامیده شده اند و به وضوح، بسیاری از آنها را بافته های بختیاری شناخته اند. بخش کوچکی هم به لرهای فارس نسبت داده شده است.
از بافته های قدیمی اقوام در قرون گذشته آثار چندانی در دست نیست اما آنچه مسلم است در حدود جنگ دوم جهانی؛ همه مناطق لرنشین بافنده نبوده اند و برخی نیز بافته های بسیار محدودی داشته اند، مثلاً تیره بهمئی ازلرهای بویر احمدی صرفاً سیاه چادر، پلاس و بند (طناب) می بافته است. از سیاه چادر و بند برای برپا داشتن چادر استفاده می کرده و از پلاس هم برای فرش و هم برای ساختن خورجین، تاچه، گاله و امثال آن. متقابلاً عده ای از لرها مثل لرهای غرب فارس، شمال لرستان و جنوب شرق استان همدان (ملایر تا نهاوند) نه تنها قالی های خوب، بلکه انواع دیگری از بافته ها، مثل گلیم، گلیم دو پود (سوماخ)، گبه، و ریس و پلاس هم داشته اند که بخش عمده آن متروک شده است.
از میان بافته های لری، قالی، گبه، گلیم چاکدار، گلیم بی چاک (رند)، گلیم بند، و ریس ، سوماخ (گلیم دو پود) شش درمه، جاجیم و پلاس معروفتر است و از همین بافته ها بوده است که انواع خورجین، خور نمکدان، تاچه، گاله و امثال آن را درست می کرده اند.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، از بین رفتن عده ای از بافته های لری در اثر فعالیت شرکت های خارجی است. عده ای از شرکت های خارجی در سرزمین های لرنشین (ملایر، بروجرد، سرابند یا مالمیر، چهار محال و بختیاری ) فعالیت داشته و از آنجا که به طور عمده به قالی علاقه داشته و عمده نیروی کار منطقه را متوجه قالی بافی کرده اند، باعث فراموش شدن انواع دیگر فرش ها از جمله گلیم، شش درمه، سوماخ (گلیم دوپود) و دیگر بافته ها می شده اند که در خود ایل هم کم مصرف بوده و به ندرت بافته می شده است.

ساختار
قالی های دست بافت لری نه تنها در مرکز استان لرستان بلکه در بازارهای مناطق همجوار همچون همدان، اراک، اصفهان و کرمانشاه نیز عرضه می شود. این قالی ها با وجود طرح های ساده و بی بدیل زمخت تر و ابتدائی تر از طرح های قالی های دیگر مناطق هستند برای مثال طرح های کردی و لری با وجود شباهت های فراوان از نظر کیفیت با هم متفاوتند، در مناطق عشایری با وجود تولیدات اندک نمی توان ظرافت فرشهای شهری باف را در آنها مشاهده کرد. ولی در عوض با طرحهای ساده و اکثراً زیبایی که غالباً درسبک های هندسی و شاخه شکسته مجسم می شوند طرفداران پر و پا قرصی در میان معماران و دکوراتیوهای اروپائی برای خود پیدا کرده اند
. از سوی دیگر روشهای بافت و طرحهای قالی در میان تیره های متعدد اقوام لر در کلیه این مناطق کم و بیش یکسان بوده و فرش های آنها اغلب با کاربرد رنگهای طبیعی و به صورت ضخیم بافته می شوند. بافت قالیچه های مخصوصی بنام گبه از ویژگیهای قالی بافی این ایلات است. لرها اکثراً در اندازه های کوچک می بافند که البته در بعضی مناطق نمونه هایی با ابعاد بزرگتر نیز دیده می شود. به عنوان مثال در میان لرهای ساکن نصرآباد اصفهان می توان به اندازه هایی اشاره کرد که در ابعاد پرده ای بافته می شوند. تار و پود فرش های لری از مخلوط پشمهای گوسفند و بز و گره فرش ها نیز با توجه به سنتهای بافندگی تیره های مختلف از نوع فارسی و گاهی ترکی می باشد.
از سوی دیگر بایستی توجه کرد که بافندگان لر براساس سنتهای محلی بمانند برخی از بافندگان مناطق غربی و شمال غربی ایران ریشه فرش های خود را در قسمت پائینی فرش به صورت بسته و متصل بهم در می آورند و بعضاً نیز لبه های فرش های خود را با سلیقه های ایلیاتی خود منگوله دار می نمایند که خالی از لطف و زیبائی نیست.
تجزیه و تحلیل برخی از یافته های لری اصالت و وسعت بافت گونه هائی در فرش را در بین آنها تأیید می کند، مثلاً تصور این که بافته مستقلی به نام گبه در میان لرها وجود داشت که به صورت قالیچه (سه تا پنج متر مربع) تولید می شده و مصرف خارجی هم داشته است، درست نیست، زیرا مثلا بخش هائی از خورجین های لری که قاعدتاً باید به شکل قالی بافته می شد. گاه به همان شکل گبه بافته شده است. وجود چنین نمونه هائی نشانه آن است که گبه بیش از آن کالای خاص باشد، بافت ویژه ای است و کاربرد محدود و معینی هم نداشته است.
این واقعیت می تواند به روشن شدن جنبه خاصی از بافته های لری و فنون بافت آنان کمک کند و در عین حال نشان دهد که فرض های نادرست پیشین از هر لحاظ می تواند به گمراه کردن محقق بینجامد .
فرشهای بافته شده در این مناطق معمولاً تخت بافت بوده که با دار افقی بافته می شوند. بافته ها در این استان محدود به فرش و سیاه چادر نمی باشد، بلکه ریسمان، فلاخن (از موی بز)، دام (تله)، نوار تزئین چادر ، خورجین و ... از دیگر دستبافته ها هستند که اکثراً برای زندگی روزمره و به ندرت برای تزئین به کار برده می شون

طرحهای رایج
طرحهای لری از تنوع زیادی برخوردارند که بافنده ها آنها را با کمک ذهن خلاق خود می آفریدند و با رنگهای متنوع و مناسبی که انتخاب می کردند، دنیایی از زیبایی را خلق می کردند.
خطوط مستقیم نقشهای هندسی بمدد پرزهای بلند حالتی منحنی را بخود می گیرند. و با درهم شدن طرح علیرغم رنگهای درخشان قالی حالتی شور رفته را بخود می گیرد

رنگبندی
به طور خلاصه می توان گفت که پشم ها در مناطق ذکر شده بیشتر به رنگ هایی مانند قرمز روناسی، آبی نیلی، سرمه ای، بژ، سفید نخودی، زرد ارغوانی و سبز دیده می شوند

رنگرزی
اطلاعات ما در مورد شیوه رنگرزی در لرستان ناچیز است، اما فیلبرگ (1952)می نویسد، در آغاز تابستان نخهای پشمی را در دوغ می خواباندند تا برای رنگرزی آماده شود. لرها از برگ درختان، اوره و نیل (نیل را از درختچه نیل که رنگ آبی می دهد، می گرفتند) به عنوان مواد رنگی استفاده می کردند. در قالیها و بافته های لرستان که به دانمارک برده شده اند، در بسیاری از سایه ها رنگهای قرمز و آبی و زرد به کار رفته است. این رنگها را از منابعی چون قرمز دانه برای رنگ قرمز و روناس که رنگ قرمز زنگ نما از آن به دست می آمد، کلاله بته زعفران یا پوست انار، برای رنگ زعفرانی یا زرد و از میوه های انگور یا توت ایرانی رنگ سبز می ساختند. در این راستا، رنگ سبز درخشان و بسیار زیبا و جذابی بخصوص در قالیهای بافت نیمه اول سده بیستم لرستان، جلب توجه می کند که احتمال می رود این رنگ را از دو بار رنگ کردن یا خواباندن مجدد نخ زرد در نیل به دست آورده باشند. در گذشته رنگرزی به صورت کاملاً گیاهی و طبیعی بوده و از رواج و رونق هم برخوردار بوده است

ابعاد
عشایر لر به تبعیت از رسوم و سنتهای ایلی و رفع احتیاجات روزمره و یا سردرگمی به بافت قالیچه های گره دار بسیار کوچک و رو اسبی و خورجین و کیسه نمکی و غیره علاقه وافری نشان می دهند. آنها به گلیم بافی نیز اهمیت فراوانی می دهند. گلیم های آنها چه از نظر شکل و اندازه و چه از نظر روشهای بافندگی مشابهت زیادی با بافتهای ایل قشقائی دارند. معمولاً اندازه قالیچه ها به ندرت از 5/120/2 متر تجاوز می کند

توزیع جغرافیائی
بایستی متذکر شد که جمعیت یا قومی که در ایران لر نامیده می شود، اساساً در منطقه جغرافیایی ویژه ای زندگی می کرده و به علل سیاسی و اجتماعی اندک اندک ساکن و آنگاه به سرزمین های دیگری مهاجرت کرده است.
از این جمعیت به جز آن دسته که به ورامین مهاجرت داده شده اند، بقیه در نواحی جدید، بافندگی اصیل خود را فراموش کردند یا با بافت محل جدید تطبیق دادند. حتی این امر در ورامین نیز صورت گرفته است، طوریکه بافته های لری ورامین را نمی توان بافته اصیل لری انگاشت.
گذشته از این مجاورت با اقوام و فرهنگهای دیگر، در بافته های لری اثر گذاشته و در برخی موارد همچون جنوب همدان و اراک آنها را به گونه هائی دیگر تبدیل کرده است.
شمالی ترین منطقه ای که دارای جمعیت لر بافنده است، ملایر می باشد. می دانیم که ملایر خاستگاه یک ایل مهم لر (ایل زند) و یکی از روستاهای آن (پری) زادگاه کریم خان زند پایه گذار سلسله زندیه بوده است و هنوز هم عده زیادی از زندها یا زندیها در ملایر و اطراف آن زندگی می کنند.
هر گاه بخواهیم بصورت خاص قالی بافی لرستان را مورد بررسی قرار دهیم می بایستی از دو مرکز عمده و با اهمیت یاد کنیم

خرم آباد:
خرم آباد مرکز استان لرستان واقع در سر راه تهران به اهواز یک مرکز مهم برای
داد و ستد بافته های ایلات مستقر در این منطقه است. از مشخصات ویژه فرش های خرم آباد بافت ضخیم و پشمالو و رنگهای تیره آنها درمایه های آبی، قهوه ائی، قرمز، ارغوانی و خاکستری است.
بافندگان لرستان در بافت فرش های خود به طرح بته ای سر تا سری تمایل زیادی نشان می دهند. دراین طرح متن فرش با ردیفهای بته دو سویه (نوک بته ها در هر ردیف در جهت مخالف قبلی نشانه گرفته اند.) تزئین شده است. حاشیه این فرش ها متفاوت بوده و با نقش بته های پشت سر هم و یا تیغه های اره مانند که متناوباً یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ آبی است تزئین شده اند.
برخی دیگر از فرش های خرم آباد به صورت موزائیکی طراحی شده اند بدین گونه که متن فرش با اشکال شش ضلعی تقسیم شده اند و در داخل هر کدام ازاین خانه های هندسی به تناوب نقشی از درختان بید و خوشه های انگور و کله گوسفند عناصر مورد علاقه آنها بافته شده است.
تنه درختی با نقشی تلفیقی از شکل درخت سرو و بید مجنون، متن برخی از گبه های
خرم آبادی را بدو قسمت مساوی تقسیم می کند. حاشیه ها اغلب بسیار باریک و با متابعت از زمینه ساده و بی تکلف این دست بافتهای ایلیاتی با عناصر و اشکالی بسیار ابتدائی تزئین شده اند.
در فرش های ترنجدار این شهر ترنج و یا ترنجهای میانی به صورتی کم و بیش غیر متعارف و با سر ترنجهای بزرگ و چند طبقه طراحی شده اند. در چهار گوشه زمینه این فرش ها و در مجاورت لچکها گاهی نقش خوشه های انگور را وارد می کنند

بروجرد:
بروجرد نیز یکی از مراکز عمده و فعال معاملات فرش های دست باف ایلات لر و همچنین فرش های همدان است. قالی بافی در این شهر سابقه ای نسبتاً طولانی دارد. در قرن گذشته علاوه بر کارگاههای بافندگی فعال این منطقه واحدهای تهیه رنگهای طبیعی نیز در بروجرد فعالیت می نمودند که در آنها روناس، اسپرک، پوست و گل انار و سایر مواد رنگدار طبیعی را به صورت پودر در میآوردند و ضمن تأمین مصرف داخلی مقداری را نیز به کشورهای اروپایی صادر می کردند کاربرد رنگهای متعدد در فرشهای بروجرد بسیار محدود است و همان تعداد محدود نیز اغلب با یکدیگر حالت تضاد و یا به عبارت مصطلح تر درکنتراست کامل هستند.
فرشهای بروجرد در سبکهای گلدار منحنی و شاخه شکسته و با استفاده از موتیفها و نقوش شاه عباسی و هراتی و بته ای بافته شده و اغلب با بافت ضخیم با پودهای تیره رنگ و پرزهای بلند در رنگهای قرمز و آبی تیره و بالاخره دراندازه های ذرع و نیم و دو ذرعی و کناره های معمولی به بازار عرضه می شود.
همانطور که در بالا اشاره شد یکی از طرحهای متداول در قالیبافی بروجرد طرح بته ای سرتاسری است در مقایسه با سایر طرحهای بته ای رایج در لرستان این اختلاف در آن بچشم می خورد که اندازه بته ها در این طرح بسیار بزرگ می باشد بگونه ای که تمامی زمینه یک دو ذرعی حدوداً با 16 تا 18 نقش بته پوشانده می شود.
اندازه های مورد علاقه بافندگان بروجرد ذرع و نیم و دو ذرعی است

وضعیت فعلی
با تمام توصیفی که از فرش لری ارائه شد، امروزه فرشهایی که در لرستان بافته می شود، از نوع فرشهای رایج در سراسر کشور است. اکثراً نقشه، مواد و ابزار آن از شهرستانهای همجوار به خصوص تبریز،اراک، اصفهان و کاشان تهیه می شود. اما در مناطق خاصی از استان، یعنی اطراف بروجرد و الشتر و بعضی روستاهای شمال لرستان، گاهی فرشهای بومی بافته می شود، اما تعداد آنها بسیار کم و حتی انگشت شمار است.

سمانه بهرامی

منبع :