نواحی و مناطق قالی بافی

فرش خراسان (بخش سوم)

نگاهی به ویژگی‌های جغرافیایی و تاریخی خراسان:


درباره استان خراسان در کتاب فرشنامه ایران چنین نقل شده است:
«استان مرکز آن شهرستان «مشهد «است و دیگر شهرستانهای آن عبارت است از: «بیرجند «، «سبزوار ««تربت حیدریه «، «نیشابور «، «بجنورد «، «تربت جام «، «گناباد «، «کاشمر «، «درگز «، «قوچان «، «فردوس «، «طبس «، «شیروان «، «اسفراین «، «تایباد «و «قائنات «. (۸)
در کتاب پژوهشی در فرش ایران از خراسان اینگونه نگاشته شده است:
«خراسان مرکب از دو کلمه (خور و آسان) در لغت معنی محل طلوع خورشید است و در متون قدیمی با عنوان «مطلع الشمس «از آن یاد کرده‌اند. این خطه در سر تار سر تاریخ پر ماجرای خود مردان نامداری را چه در زمینه سیاست و چه زمینه علم و ادب در دامن خود پرورانده است. در زمانهای قدیم سرزمین پهناور بوده است که طی قرنهای متمادی بر اثر جنگهای گوناگون بی‌لیاقتی حکام به بخش‌های مختلف تقسیم شده و امروزه قسمتی از این بخش‌ها در خاک همسایگان شمالی و افغانستان قرار دارند. خراسان امروز جزئی از خراسان قدیم یا خراسان بزرگ می‌باشد. «(۹)
در مورد خراسان در کتاب فرش سیستان اینگونه روایت شده است:
«تصور عده زیادی این است که خراسان تاریخی همین استان خراسان کنونی یا کمی بزرگ‌تر از آن است. تا پیش از دور مغول خراسان به معنی «مشرق «بوده و در نتیجه به تمام مشرق ایرا تا مرز چین، خراسان گفته می‌شده، اگرچه هر قمست از این سرزمین پهناور هم نامی داشته: مثل سغد، خوارزم، با می‌ان.... اکنون با تقسیمات جدید، بخشهای شمالی سیستان قدیم جزو استان کنونی خراسان شده است «(۱۰)
در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان در مورد شناخت خراسان چنین بیان شده است:
«از دو کلمه خور به معنی خورشید و آسان به معنی ظاهر شدن، آمدن، نمایان شدن است. در گذشته بسیار دور خراسان شامل ایلات سمت شرق کویر لوت تا کوههای هندوستان بود. زمان ساسانیان خراسان بخشی از ایرانشهر بوده است. و حاکمش را سپهبد می‌نامیدند. مردم خراسان در سال ۳۱ هـ. ق به دین اسلام مشرف شدند و این استن محل قیام ابومسلم علیه خلفای اموری بود. با تاسیس سلسله طاهریان خراسان استقلال یافت. (۲۰۵ ه ق) و در سال ۲۸۳ بخشی از قلمرو صفاریان گردید. «(۱۱)
«در سال ۲۸۴ این استان در تصرف سلطان محمود غزنوی و برای مدتی خوارزمشاهیان بر لاین استان حکومت کردند. فتوحات چنگیز باعث شد که خراسان ملک مشترک جانشینان وی محسوب گردد. در اواخر قرن هفتم خراسان به تصرف ایلخانیان درامد و در سال ۱۷۸۳ امیر تیمور خراسان را به تصرف خود در آورد و هرات پایتخت فرزندش شاهرخ شد. شیبک خان ازبک در سال ۹۱۳ ه ق خراسان را تصرف کرده در نتیجه شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۱۶ خراسان را از ازبک‌ها پس گرفت. (۱۲)
بسیاری از ایلات و عشایر همچو کرد‌ها و بهلولی‌ها در دوره صفویه، خراسان کوچانده شدند. بعد از درگذشت نادر خراسان برای مدتی به تصرف احمد شاه درانی درآمد. در دوره قاجار بموجب عهدنامه پاریس خراسان به دو قسمت تقسیم و بخش شرقی آن جز خاک افغانستان شد. (۱۳)
«خراسان بزرگ درسال ۱۳۸۳ به سه استان خراسان رضوی، جنوبی و شمالی تقسیم شد «(۱۴)
همچنین در کتاب پژوهشی در فرش ایران اینگونه ذکر شده است.
«خطه خراسان نیز مثل سایر مناطق ایران از آسیب مغول‌ها در امان نماند و مصائب زیادی در طول تاریخ متحمل شد. تنها توجه شاهرخ از نوادگان تیمور و همسرش گوهر شاد خاتون که بانی بسیاری از آثار مشهد و بخصوص مسجد گوهر شاد است توانست رونق گذشته را به آن باز گرداند. از آن پس نیز خراسان همواره مورد هجوم واقع شد. ازبک‌ها بار‌ها خراسان را مورد هجوم قرار دادند و بر نابسامانیهای این منطقه افزودند. دوران تیره خراسان تا زمان آقا محمد خان قاجار طول کشید و سپس در زمان فتحعلی شاه آرامشی نسبی به مشهد بازگشت. «(۱۵)
«استان خراسان در حال حاضر با مساحتی در حدود ۲/۳۱۳۳۳۷ کیلومتر مربع (تقریباَ یک پنجم سطح کشور) در شرق ایران قرار گرفته است «(۱۶)
«این استان از شمال به کشورهای شوروی سابق، از مشرق به افغانستان و شوروی و از جنوب به استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان، از مغرب به استانهای یزد، اصفهان، سمنان و مازندران محدود است. شهرهای عمده استان خراسان عبارتند از: مشهد، درگز، بجنورد، اسفراین، نیشابور، سبزوار، تربت حیدریه، تربت جام، کاشمر، فردوس، طبس، بیرجند، تایباد، سرخس، قاین و نهبندان.) (۱۷)
بنابر تحقیقی در مورد قالی و قالی بافی خراسان از اقوام ساکن در آن اینگونه نوشته شده است:
«اقوام گوناگونی در این منطقه سکونت گزیده‌اند که از آن جمله می‌توان به کرد، ترک، بلوچ و ترکمن اشاره کرد. «(۱۸)

منبع :