نواحی و مناطق قالی بافی

دریچه ای بر کلتور ترکمن‌ها

ریشه های خاستگاه اسطوره ای نه در تجربه، که در میل بازنمایانده می شود. تکرار صور حماسه ها و سمبل ها به دلیل این نیست که مبتنی بر حقیقت اند بلکه دقیقا از آنجا ناشی می شوند که درمقیاس جهانی، بهترین شیوه جلب توجه مخاطب به شمار می روند.


دلیل مطلب نیز آنست که خواسته ها و آمال قلبی و موانع رسیدن به آنها عمیق ترین خواست ها و نگرانی های بشر را نشان می دهند. بنابراین در این نظریه مفهومی از سرشت فرهنگ مشترک بشری نهفته است. در این رابطه «فرای» فرمالیست بزرگ غربی ادبیات و هنر را تقلیدی از رؤیای کلی بشر می دا ند نه تقلید جهان.
تمدن، فرایند تولید صورتهای انسانی درطبیعت (بدون دخالت طبیعت) است. به قول فرای: «اکنون طبیعت در دل انسانی نامتناهی جای دارد که شهرهای خود را از دل کهکشان راه شیری می آفریند. این واقعیت نیست، بلکه محدوده قابل درک یا قابل تخیل میل و کششی است بی انتها، جاودانه و لذا مکاشفه ای است. با این مقدمه باید گفت که ترکمنها نیز همانند سایر اقوام و جوامع بشری دارای سمبلهای خاص خود هستند که این سمبلها تنها ویژه ترکمنها نیست بلکه به نسبتی در کل جهان می توان آنرا به اقوام مختلف تعمیم داد. بسیاری را عقیده برآنست که ترکمنها قبل از ظهور اسلام توتم پرست بوده اند و عده ای نیز آنها را طبیعت گرا و طبیعت پرست می دانند که حاکی از عدم ارتباط این افراد با طبیعت حکایت دارد. بعضی نیز معتقدند «اغوزها (ترکمن های اولیه) قبل ازاسلام پیرو آیین شمینیسم (بودایی) بوده اند و به خالق خود «اولوغ بایات» (خدای بزرگ) می گفته اند. آنان عناصر طبیعت مانند آفتاب، روشنایی، آب و درخت را مقدس می شمرده اند.
ترکمن ها آفتاب را سمبل پاکی، طهارت و سر زندگی می دانسته اند. قوچ در بین ترکمن ها سمبل قدرت و جنگندگی بوده است. ستاره قطبی نیز برای ترکمن ها محترم بوده و آنرا بعنوان «دمیرقازیق» ستایش می کرده اند. دمیر قازیق بمعنای میخ بزرگ آهنی می باشد. سمبل استواری و استقامت!
چون در سرزمین ترکمنها وزش باد شمالی همیشه شدیدتر بوده و عامل فروریختن آلاچیق ایشان می شده، آ نها میخ بزرگ آلاچیق را همیشه دقیقا رو به شمال (رو به ستاره قطبی) می گرفته اند. ترکمن ها پرنده ها را نماد عروج می دانند، عقرب زرد (ساری اوچیان) را نماد بدیمنی می دانند و معتقدند اگر عنکبوتی از ارتفاع بالا رود بدیمن است و چون پایین بیاید خوش یمن! همینطور آنها به پرندگان شکاری علاقه خاصی داشته اند و چون معمولا قدرت و شوکت در بین هر قوم و قبیله ای ستودنی ست آنان به این پرندگان به دیده احترام می نگریسته اند بطوری که اکثر «تمغاها» (نشانه های قبایل ۲۴ گانه اغوز) الهام گرفته از بازهای شکاری بوده است و نیز ترکمن ها به اسب به عنوان یک حیوان مقدس می نگرند و هیچگاه تازیانه بر اسب نمی زنند.
فیل را سمبل موضع برتر می داند و «فیل پای» را نمادی از عظمت و بزرگی فیل می دانند. آنان به شتر به عنوان یک حیوان صبور و بردبار و نیز به عنوان یک حیوان مبارک و خوش یمن احترام خاصی قائلند. و «آق کوشه ک/ شتر سپید» در فرهنگ فولکلور آنان نماد عروسی و سپید بختی می باشد. این سمبل ها همگی در فرش ترکمن بصورت نماد و سمبل آمال و آرزوهای جامعه ترکمنی و بصورت استیلیزه شده، ظهور و بروز یافته و جاودانه مانده اند. شکل و قالب فرش ترکمن و فرش های سایر ملل شرقی، معمولا از دو محدوده اصلی تشکیل می شود:
1- متن یا زمینه
2- حاشیه

در شکل گیری، ترکیب و اتصال نقوش قالیچه ترکمن جز خط راست خط دیگری وجود ندارد. در قالی های ترکمن «موتیف» هایی وجود دارند. فرم هندسی آنها بشکل بیضی (نماد زمین) یا دایره (نماد ماه بدر یا خورشید) است و بمنظور اجتناب از ترسیم خطوط منحنی، این گونه موتیف ها به صورت کثیرالاضلاع های منتظم نزد یک به فرم بیضی یا دایره درنقوش فرش ترکمن جای می گیرند. اندازه طرح «گؤل / نقش» از علائم ممیزه اصلی فرش های قبایل گوناگون ترکمن می باشد. نقش «ساق داق» ترکیبی از ستاره هشت پر به همراه شعاعهای نور منشعب شده از آن یکی از نقوش استعاری فرش ترکمن می باشد که در حواشی پهن قالی به کار می رود. ستاره، نشانه ی کور سوی امید بهنگام تیره روزیها و شکستهای پی درپی می باشد.
رنگ ستاره و شعاعهای نوری منشعب از آنها طوری انتخاب می شوند که نمایانگر پرتو نور خورشید باشند (تبدیل کورسوی امید به منبع فیض، سعد و سعادت)، موش در فرهنگ ترکمن نماد دشمن زبون و خوار شده آن ملت است که در پی شکست از ترکمن ها راه فرار را در پیش گرفته است و نقش «سئچان ایزی / ردپای موش» در واقع نمادی از این دشمنان شکست خورده می باشد که فرار کرده و تنها ردپایی ازخود بجا گذاشته اند. سئچان ایزی از کهن ترین نمادهای فرش ترکمن است و چه بسا از آغاز اولین جنگهای تاریخی ترکمنها با آنان بوده است.
نقش «قییچاق» فرم هندسی تغییر یافته نیزه می باشد که به اوساط چهار ضلع «یانقاق / گونه انسان» که کمی بطرف خارج برجستگی دارد متصل می شود و عمود بر آن قرار می گیرد. طول «قییچاق» در جهت طول افقی بلندتر و در جهت عمودی کوتاه تر است. این نقش از نمادهای جنگ است و سمبلی برای تهییج احساسات ترکمن برای شرکت در نبرد برای حفظ خاک به شمار می رود. آثار شبیه به این نقوش را می توان در میان قبایل سرخپوست آمریکا و نیز قبایل ازتک در آمریکای لاتین مشاهده نمود. نیزه در این نقش به وسط گونه انسان خورده است و این به این معناست که می توان با افزار جنگ، دشمن را مغلوب کرد و خاک وطن را از هجوم دشمن حفظ نمود.
«منجوق» از دیگر نقوش کهن ترکمنی می باشد که از رواج اعتقاد به طلسم و جادو برای دفع ارواح خبیثه در بین اقوام ترکمن در عهد قدیم حکایت می کند. هنرمند ترکمن در تقسیم بندی نقوش، هر خطی را سمبل بخشی از بدن جانور یا قسمتی از گیاه گرفته است. درخت در نظر ترکمن سمبل رشد و بالندگی و رسیدن به کمال است. نقش کبوتر مظهر پرواز و رسیدن به اوج است و نیز از دیگر شاخصه های فرش ترکمن استفاده از دوایر پیچ در پیچ به شکل هندسی بسیار زیبا می باشد و این نقوش بر تارک فرش ترکمن فراوان می نشینند.
اگرچه بافنده ترکمن به لحاظ تئوری آگاهی نسبت به علم هندسه ندارد اما خود هندسه دان ماهری است که چگونگی بکارگیری زوایا، مناظر، خطوط و نقاط را نیک می داند و به پیچیده ترین شکلی هندسه را درک می کند! نقوش هندسی غیر از دست بافته ها، در زیورآلات، قاب دعا، گل یخه ها و حتی سنگ مزارها و در آرایش احشام ترکمن ها نیز به چشم می خورند. باید گفت ترکمن اهل نقش است، « نقشبند» است و شیفته نقوش هندسی، و «ناقئش» (گؤل) در کلام ترکمن هنر نقش اندازی بر اساس نگاره های کهن، جادویی، اسطوره ای و حماسی می باشد. صدای حرکت ایل (صدای سمّ اسبان وحشی در دشتهای سبز و بیکران، هی هی مردان، همهمه گوسفندان) صدای آب و باد و طوفان، صدای نفس های صیادان و نمد مالان، خنده ها و گریه های کودکان و مناجات مردان و زنان؛ در برخورد با احساسات، تمنّیات، آرزوها و ذهنیات یک بافنده به شکل نقشمایه های فرش متجلّی می گردد و در واقع نقش چیزی جز ورود یک ذهن پرسشگر به تاریکترین و اسرار آمیزترین قسمت زند گی وی نیست و حدیث مکاشفه بافنده زن فرش ترکمن در رابطه با ایل و طبیعت نیز در همین نکته متجلی می گردد. ثروت و فقر، سلامت و بیماری، غم و شادی، بیم و امید، جنگ و صلح، هستی و نیستی در بین اقوام ترکمن به یکدیگر پیوسته اند و بر اساس این مبارزه و جدال دائمی انسان و محیط برای هستن و بودن است که حماسه ها جان می گیرند، ا فسانه ها و داستانها از دل انسان ها زائیده می شوند و نمادها، نشانه ها و سمبل ها به وجود می آیند و به این ترتیب باورها و برداشتها بر خانه دل و تاریک ذهن می نشینند و عصاره فرهنگ، هنر و اعتقادات مردم ترکمن بصورت نقشمایه های جان در تار و پود قالین جان می گیرد و جاودانه می شود.
درباره معماری ذهنی بافندگان زن ترکمن باید گفت ترکمن ها- بنا به شرایط محیط و نحوه زیست قبیله ای- دارای ذهنیت ساده و درک بی واسطه ای از زند گی هستند ولی این سادگی ذهن را در قالب پیچیده ترین طرحها بازتاب داده اند. زن ترکمن کنش عقلمند ساده و بی پیرایه ای دارد ولی این کنشها به غامض ترین اشکال و رمز آلودترین نوع در نقوش فرشها بازنمایی می شوند. وی بر اساس معماری ذهن خود ساده ترین شکلهای طبیعی را به صورتی پیچیده به نقش می کشد و به باوری، وی ساده می اندیشد و پیچیده می آفریند. پیچیده ترین اشکال در فرش ترکمن، اشکال زیستی است و در عین حال رؤیایی ترین نقوش ترکمنی نیز به شمار می رود. این نقوش آرمان ها و ایده آل های قوم ترکمن را برای زیستن در سرزمینی وسیع با چشم اندازی طبیعی در داخل خانه هایی بامعماری دایره وار (آلاچیق) که سمبل نامتناهی بودن است به نمایش می گذارند. آلاچیق مأمن امنی برای ترکمن هاست که معماری آن براساس نیازهای طبیعی و سازگار با محیط اطراف وی ساخته شده است. مواد سازنده آلاچیق- نی چوب و نمد است که هر سه این ابزار را ترکمن ها از طبیعت اطراف می گیرند. چوب و نی از جنگلهای اطراف آنها تأمین می شود و نمد نیز حاصل تلاش زنان است که از پشم گوسفند حاصل می آید. نقش آلاچیق در قالی ترکمن هیچگاه بصورت مشخص و ویژه جلوه نکرده است امّا دوایر متعدد و نیز اشکال و نقوش شبیه به آلاچیق در فرشهای ترکمن مؤید برداشت و طرز تلقی متفاوت زنان ترکمن از زیست- بوم اطرافشان می باشد. در نهایت باید افزود که تمامی هنرهای مردم ترکمن ارتباط مستقیمی با طبیعت اطراف دارند و محیط و طبیعت مادر، منشا و سرچشمه زایش هنر در میان مردم ترکمن می باشند. بازنمایاندن نقوش فرش ترکمن نیز چیزی جز بررسی رابطه بین سمبل های طبیعی و جاری بین این ملت و نیز تدقیق در ارتباط بین معماری ذهنی زنان ترکمن با طبیعت پیرامون نیست. و این امر میتواند در حالت کلی تر یک قاعده برای مطالعات بیشتر روی فرش ترکمن باشد.

منبع
ترکمنچه، ترکمنلر و ایل گون
بایراق

منبع :