در حاشیه

نان ونمك (بخش اول)

نان ونمک دوعاملی هستند که ریشه در اعتقادات ما مسلمانان دارد. حتی بسی فرا‌تر که در افسانه‌های کهن اعتقاد براین داشتند اگر نان و نمک کسی را خوردی بایستی به خیلی از اصول وفادار باشی.

در این بین عشایر و روستائیان که ارتباطی بیش از سایر مراکز با این نعمت الهی دارند، تقدس خاص و احترام ویژه‌ای برای این نعمات قائل هستند.احترام به سفره وجای نمک به گونه‌ای در زندگی آنان رقم خورده است که برای آغاز زندگی یک زن وظیفه دارد سفره وجای نمک (نمکدان) را جزو وسایل اصلی زندگی‌اش بداند و برای یافتن آن نه تنها از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزد بلکه با الهام از زیبائیهای طبیعت وبادرک مفاهیم ومعانی خاص آن به بافتن این دو شیء گرانب‌ها همت می‌گمارد.
نمکدان‌ها محفظه‌ای (توبره‌ای) کوچک هستند برای نگهداری نمک. وسفره پارچه‌ای است برای حفظ نان وچیدمان ظروف غذا بر روی آن، هرچند امروزه در زندگی‌های سرشاراز تجملات شهری، نشستن برسر سفره و اجرای رسم و رسومات خاص آن به بوته فراموشی سپرده شده است. لکن درجامعه روستایی و به خصوص جامعه عشایری هنوز هم سنت‌ها باقی است وآداب سفره و رعایت آن جزو اصول بشمار می‌روند. چنین دلایلی است که باعث شده است بافت سفره بادقتی خاص وبه فراخور حال میزبان با استفاده از رنگ بندی‌های مختلف و سلایق فرد بافنده صورت گیرد و جای بسی تاسف که تغییر در سنت‌ها باعث گردیده خیلی چیز‌ها از یاد رفته باشند گویی که هرگز نبوده‌اند. رنگ‌های شاد، دستبافته‌های زیبا وبا طرح‌های موزون که نشاط آورفرد نشسته جلوی سفره بود، اینک به پلاستیکی یک بار مصرف تبدیل شده است ویابه میز وصندلیهای مدرن.
سفره‌ها که محل لذت از غذاهای متنوع ایرانی بود با نقش ونگاره‌هایی الوان که شور و شوق خاص به فضای اتاق می‌دادند امروزه نقل محفل تاریخ گشته است. توسعه شهری و هجوم جمعیت به سمت وسوی شهر‌ها و پذیرفتن آداب و رسوم شهری مضاعف بر این انجام شده است و طی این مسیر کار را به جایی رسانده است که اصالت وگذشته را به دست فراموشی بسپاریم.

خیلی از افراد که روزگارانی در دشت‌های وسیع و سرسبز به کار کشاورزی و دامداری مشغول بودند نه تنها آداب و رسوم خود را فراموش کرده‌اند بلکه با واژه‌ها، کلمات، انواع و اقسام غذاهایی که می‌خوردند نیز بیگانه شده‌اند و در این گذر حرمت نان و نمک کم رنگ شده است.
ای کاش می‌توانستیم مردم را به گذشته دعوت کنیم.‌ای کاش می‌توانستیم تاریخ را به عقب برگردانیم.‌ای کاش جامعه امروزی که درگیر هزاران مشغله برای معیشت هستند می‌دیدند که روزگارانی با استطاعت پدرانشان برای معیشت از حد یک روز تجاوز نمی‌کرد. آری، زندگی سخت بود لکن آرامش بسیار برای هر چیزی که امروزه به سادگی می‌سر است چه سختی‌ها که تحمل نمی‌کردند. اما قناعت و صرفه جویی و بی‌اعتنایی به شکم بارگی باعث می‌شد درامر معیشت زندگی بر این باور باشند که روزی آنان در دست خالقی است که قادر به انجام هرکاری است.

شاید زندگی نوین امروزی و جامعه‌ای که از آن نشات گرفته است زندگی گذشته را فقر و نکبت بدانند و دلیل این امر ثروت و پول داری نیست بلکه غرق شدن در دنیای بدون گذشته است. جای بسی تاسف است کشورهای پیشرفته وصنعتی برای تاریخ وگذشته خود که هویت آنان است پول‌ها خرج می‌کنند تا یک روز بر تاریخ و قدمت خود بیفزایند. در حالی که ما حتی سعی در شناخت زندگی گذشتگان خود نمی‌کنیم. خیلی از ما حتی نام‌های گذشتگانمان را فراموش کرده‌ایم تا چه رسد به اینکه بدانیم براساس چه رویدای فرهنگ و آداب و رسوم گذشته ما به دست فراموشی سپرده شده است.

 

منبع :