در حاشیه

نان ونمك (بخش دوم)

سفره و نمکدان یادآور نمادگونه بخشی از فرهنگ گذشته ماست که به الحمدالله هنوز در میان اقوام ایرانی مخصوصا در میان عشایر و روستائیان پاک نهاد به دست فراموشی سپرده نشده است هنوز نان را مقدس می‌شمارند، برایش احترام خاصی قائلند، هرتکه نانی که بر زمین ببینند آن را پاک کرده و پس از حمد وثنای الهی یا آن را می‌خورند و یا درکناری قرار می‌دهند.

نان را به چشمانشان می‌کشند و هرگز پا بر روی آن نمی‌گذارند. حرمت نان را به گونه‌ای حفظ کرده‌اند که گویی یکی از انواع غذاهای بهشتی است. نان را غذای کامل می‌دانند و در توشه سفره همیشه این نعمت الهی را به همراه دارند و بهترین شیوه پذیرایی از می‌ه‌مان را گذاردن نان‌های مختلف در سر سفره می‌دانند. شاید تصور شود نان را به سادگی به دست می‌آورند.خیر برای جامعه روستایی و عشایری آن هم با توجه به کمبود خیلی ازمسائل کاشت و برداشت گندم با زحمت فراوانی همراه است و پخت نان در تنورهای سنتی با فراهم نمودن هیزم که بتواند نسبت به گرم کردن تنور و چدن اقدام نماید سهل وآسان نیست و خود پخت نان در تمامی فصول چه در گرمای تابستان زیر نور شدید آفتاب و یا در زمستان نیازمند استقامتی والاست. حال جای سئوال مطرح است نانی را که با چنین زحمتی تهیه می‌نمایند چرا برای خوردن آن نزد می‌ه‌مان اینقدر اصرار می‌نمایند؟ جواب این است چون که در آن وفا، دوستی، پیوند، صمیمیت، محبت، عشق و... است
واما نمک: سابقه کشف نمک در ایران به دوران طهمورث دیو بند نسبت داده شده است. در تاریخ چنین نقل شده است که روزی طهمورث با سرکردگان لشکر به شکار رفت. شکاری را نشان ساخت و آن را بر زمین زد، دستور داد شکار را کباب کرده و برایش مهیا سازند. طبخ کننده کباب برای برش زدن گوشت از تخته سنگ سفید رنگی استفاده نمود. گوشت کباب شده را خدمت طهمورث بردند گوشت را خورد، متوجه شد این گوشت به مذاقش خوش می‌آید و با دیگر گوشت‌های کباب شده قبلی تفاوت دارد علت را جویا شد. آشپز اظهار داشت شکار را پس از پوست کندن جهت کباب نمودن روی تخته سنگی سفید قرار داده‌اند. طهمورث به محل سنگ روانه شد. سنگ را بررسی نمود. انگشت را با آب دهان‌تر نمود و بر سنگ زد مجددا انگشت را به دهان گذاشت و شوری سنگ راحس کرد. دستور داد سنگ را کنده و به شهر بردند و آن را آسیاب نمودند و چون مقداری از آن را به غذا اضافه نمودند طعم غذا فرق نمود و از آن تاریخ نمک در غذای مردم وارد آمد.
علی رغم معنا وکاربرد جداگانه نان ونمک این دوکلمه دراغلب فرهنگ‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند. تقدس این دو کلمه در میان اقوام ایرانیان به حدی است که در سوگند‌ها به نان و نمکی که باهم خورده‌اند قسم یاد می‌نمایند و چنانچه خیانتی پس از خوردن نان و نمک انجام دهد فرد را به خوردن نمک و شکستن نمک‌دان (نمک ن‌شناس) متهم می‌کنند واین گونه افراد در میان اقوام بسیار پست و فرومایه وحق ن‌شناس هستند.
زکوی حق گزاری رخت بستی نمک خوردی نمکدان راشکستی (جامی)
مراباتونان ونمک خوردن است نشستن‌‌ همان مهرپروردن است (فردوسی)
گل افشاندن غبارانگیختن چه نمک خوردن نمکدان ریختن چه (نظامی)

 

منبع :