موزه های فرش

قاليهای كتيبه دار موزه فرش ايران

قالی ايران با طرح‌های گوناگون دارای مضامين و پيام‌هاي مختلفی است و نماد هنر اصيل و فرهنگ و ادبيات غنی ايران زمين است. ايجاد نقش و نگار بر ابزار كار ، يا بر ديوار محل زندگی از دوره‌ی هخامنشيان و سلسله‌های بعد از آن در ايران متداول بوده است. البته در دوره‌ی اسلامی به سبب تغيير دين در ايران در هنر نيز تغييراتی پديدار شد.

سبب گسترش خط را بر اشياء و آثار مي‌توان به دو علت اساسي دانست ؛ اول اينكه چون در مذاهب ، توسل به ادعيه و اوراد و اعتقاد به رسيدن به خير و بركت و سعادت به وسيله‌ي دعا مبناي محكم داشت ، بعدها در مذهب جديد نيز مردم با ايمان تقريباً بر بيشتر ابزارها و لوام زندگي خود نام مقدسان و بزرگان دين رانقش مي‌كردند و از آنها براي تبرك و سعادت ياري مي‌جستند .

دوم چنانكه مي‌دانيم ايرانيان به تزئين اشياء و ابزارهاي خود علاقه‌ي بسيار داشتند و چون نمي‌توانستند نقش صورت به كار ببرند به خط متوسل شدند و براي تزئين آثار خود از خط استفاده كردند و ادعيه و احاديث ، پندو اندرز ، اشعار را با خط خوش بر بستر آثار و لوازم زندگي خود نقش كردند . از همين جاست كه مشاهده مي شوند هنرمندان بيشتر به زيبايي خط توجه داشته‌اند و زوايا و اشكالي در نگارش آن ايجاد كرده‌اند .

بايد گفت كه خط در ايران در دوره‌ي اسلامي ،يكي از عناصر هنرهاي تزئيني شده است .

در آغاز با پرسش‌هاي گوناگوني روبرو مي‌شويم :

- قاليهاي كتيبه‌دار چه گروه از فرشها مي‌باشند؟

- چرا از خط و نوشته در قالي استفاده مي‌كرده‌اند ؟

- آيا فرم كتيبه‌ها در قاليهاي مناطق مختلف متفاوت مي باشد ؟

- به عنوان نمونه در شهر كرمان بيشتر چه فرمي براي كتيبه استفاده نموده‌اند ؟ و ديگر مناطق چطور ؟

- از چه نوع خطي در داخل قاب كتيبه استفاده نموده‌اند ؟

- كتيبه‌ها در كدام قسمت قالي كار شده‌اند؟

با طرح اين سوالات و پاسخ گويي به آنها در قسمت نتيجه ، قصد داريم به اهداف زير نائل آييم:

گردآوري منبع مناسبي براي علاقمندان و پژوهشگران رشته‌ي فرش و ادامه دادن مسير هنرمندان اين رشته مي باشد .

با گردآوري اين مجموعه ، نقشه قالي كتيبه‌داري را به نحوي جديد ، براي ارائه پايان نامه ، طراحي مي‌كنم .

تعريف مسأله :

فرش : كلمه‌اي عربي و به هر آنچه گستردني باشد گفته مي‌شود . معادل فارسي آن قالي ، قاليچه مي‌باشد .

قالي : واژه كنوني قالي به تلفظ فارسي پهلوي رايج شده است كه به اعتقاد برخي محققان واژه قالي از ريشه لغوي ( قاليقيا يا قاليقيلا) گرفته شده كه نام شهري خيالي در قفقاز است .

مردم كشمير واژه اصيل (‌كالين ) را به كار مي‌برند كه ريشه اصلي قالي و يا قالين است .

واژه كالين از صورت باستاني (Karayan) مي آيد كه از ريشه ( Kar) به معني كاشتن است ،‌گرفته شده و به درستي كه ايرانيان باستان ، كاشتن گره در ميان تاروپود قالي را همان كاشتن بذر و نشاء در دل خاك مي‌دانسته‌اند . از اين رو كالين ، قالين يا قالي را بر آن نهاده‌اند .

« كتيبه : نوشته‌اي كه بر سر در ورودي ديوار ابنيه يا بر بدنه‌ي كوه به خطوط مختلف نويسند .»

« گونه‌اي از نقش قاب و بيشتر نقشي در حد مستطيل و لوزي و مانند آنها .

از نقش كتيبه در قالي ، گاه براي نوشتن « شعر » ، « تاريخ » ،‌« بافت» و « اسم بافنده » بهره مي‌گيرند و گاه اين نگاره جنبه‌ي تزئيني دارد.»

« قالي موزه‌اي : قالي است كه براثر قدمت بافت و هنري بودن و مرغوبيت خارق العاده مواد اوليه و طراحي و بافت آن ، استعداد نگهداري در موزه را كه مستلزم انجام هزينه فراوان است داشته باشد .»

ضرورت :

قاليهاي كتيبه‌دار كه مزين به آياتي از قرآن مجيد ومطالب بكر و سروده‌هاي عرفاني و ادبي مي‌تواند باشد ، گاهي از آنها تا كنون خوانده و ترجمه نشده‌اند و براي بررسي و شناخت بيشتر فرم كتيبه‌ها و همچنين كمبود منبع و كتاب در اين زمينه ، اين تحقيق جمع آوري شده است .

شعر فارسي و مضامين ادبي در گذر هزار ساله خويش همواره سرچشمه الهام هنري مردان اين سرزمين بوده است ، در ميان هنرهاي ملي ، كمتر هنري را مي‌‌توان يافت كه از ادبيات كهن فارسي بهره نبرده باشد ، دستبافته‌هاي ايران به ويژه قالي به عنوان يكي از هنرهاي ملي ، ازاين تاثير بي‌بهره نبوده است .

ديدار از نمايشگاه قالي با عنوان « تاثير ادبيات كهن فارسي بر روي قاليهاي ايراني » در موزه فرش ، اسفند ماه 86، شوقي را در من ايجاد نمود كه در اين زمينه تحقيق كنم .

فرضيه :

در طبقه‌بندي كليه طرحهاي قالي ايران كه حداقل به بيست گروه اصلي تقسيم بندي شده ،‌گروهي به قاليهاي كتيبه‌دار اختصاص نداده‌اند و شايد به اين دليل است كه نام طرحي كه به قالي داده مي‌شود ، (‌ مثلاً لچك ترنج اسليمي شاه عباسي ) ، بازگوكننده طرح متن قالي است و هيچ يك از اين اصطلاحات نمي‌توان به شكل حاشيه و طرح آن پي برد .

در ابتدا ، نبود كتابهاي تخصصي و مرجع در اين زمينه ، موانعي را ايجاد نمود ، ولي جستجو درمجلات ونشريات تخصصي قالي و سپس با تحقيق ميداني و مصاحبه با افراد مطلع در اين زمينه كارم را ادامه دادم .

در پايان بايد اضافه كنم كه قسمتهايي كه داراي علامت * مي‌باشد ، نظر اينجانب براساس مطالب مورد بحث بوده است .

مروري بر قالي ايران

ذوق و خلاقيت هنري هر جامعه‌اي از سنن زندگي و سوابق تاريخي و محيطي آن قوم ريشه و الهام ميگيرد و غالباً اين ذوق و استعداد در يك يا چند رشته‌ي خاص متبلور مي‌شود از جمله هنرهايي كه در اين سرزمين به مرور زمان به كمال رسيده است و ذوق هنرمند ايراني در پهنه‌ي آن فرصت تجلي وافر يافته ، هنر قاليبافي است .

دليل اين شكوفايي وتعالي را علاوه بر خصوصيات ذاتي ايرانيان مانند هنردوستي ، بردباري ، بايد در وفور مواد اوليه‌ي توليد قالي از قبيل پشمهاي مرغوب و انواع گوناگون گياهان رنگدار دانست .

فرشهايي كه انسان اوليه براي زيرانداز ، روانداز ، حمل بار ، پوشش مقبره‌ها ، پوشش حيوانات و غيره از آن استفاده كرده از پوست و برگ درختان و پوست حيوانات بوده ، اين طبع نقاد و دست هنرمند انسان است كه در طول تاريخ خود ، تكامل صنعت نساجي و بافت را بدين حد رسانيده كه دستبافتهاي هنرمندان امروز از هر حيث اعجاب بيننده را بر مي‌انگيزد و چشمها را خيره مي‌كند.

بدون شك قدمت استفاده از زيرانداز به زماني مي‌رسد كه انسان به فكر ساختن سرپناهي جهت تامين آسايش خود افتاد .

درسال 1949 ميلادي« پرفسور رودنكو» قطعه فرش گره‌داري را كه در اصل به عنوان پوشش اسب به كار مي‌رفته است ، در قبرهاي مستور از يخ‌ چادرنشينان صحرا گرد در محلي به نام « پازيريك » واقع در هشتاد كيلومتري مرز مغولستان كشف مي‌كند اين فرش كه قدمت آن به قرون 4 ، 5 قبل ازميلاد برمي‌گردد در اندازه 200× 183 سانتيمتر با 3600 گره در دسيمتر مربع در رنگ قهوه‌اي مسي و سبز روشن بافته شده است .

تصاوير حاشيه آن با اشكال متداول در دوره‌ي هخامنشي و نقوش تخت جمشيد مشابهت فراوان دارد و در زمينه‌ي مركزي تصوير ستاره‌ي چهار پره‌اي ديده ميشود كه عيناً مشابه اشكالي است كه بر روي اشياء مكشوف در لرستان مربوط به اين دوره وجود دارد بنابر نظريه‌ي يكي از پژوهشگران معروف به نام « ديماند »: در فرش پازيريك تركيبي از طرحهاي آشوري و هخامنشي و سكائي به كار رفته است . او معتقد است كه مبدأ اين فرش از ايران است .

قرائن تاريخي مؤيد اين نكته است كه قاليبافي در زمان ساسانيان رونق داشته است و در ارتباط با اين مطلب سالنامه‌ي چيني سوئي سو مربوط به سالهاي 617- 590 ميلادي يعني اندكي پيش از انقراض سلسله‌ي ساسانيان در ميان كالاهاي ايراني از قالي نام مي‌برد .

يكي از قاليهاي معروف اين دوره ، قالي « بهار خسرو» است كه در كتاب تاريخ طبري ( 311- 225 هـ.ق) نيز مطالبي به شرح زير درباره‌ي اين قالي آمده است :

«..... كه يك قالي بسيار عالي كار ايران موسوم به بهار خسرو در قصر تيسفون به طول 450 قدم و عرض 90 قدم موجود بوده است ....»

وجه تسميه اين قالي بدان جهت بوده است كه ، نقش آن نمايانگر باغي آراسته با گلها و پرندگان و جويهاي آب روان بوده است . در مورد اين قالي زربفت و گرانبها دو نظر وجود دارد :

يكي آنكه هنگامي كه خسرو پرويز پادشاه ساساني مغلوب « هراكليوس » امپراطور روم شد اين قالي به دست سپاهيان غالب افتاد و نظر ديگر آنكه اين همان قالي معروف « بهارستان » است كه در شكست يزدگردسوم آخرين پادشاه ساساني سپاهيان عرب ، آن را به غنيمت بردند .

در كتاب حدود العالم مطالبي نوشته شده است كه در قرن سوم هجري قمري بافتن فرش در منطقه فارس را تائيد مي‌نمايد .

به نظر «پرفسور پوپ» شايد مطالعه‌ي دقيق قاليهاي اوليه بهترين مقدمه براي آگاهي از صنايع ايران باشد .

فردوسي شاعر گرانقدر ، در شاهنامه از فرش به عنوان يكي از هدايايي كه شاه كابل براي سام ، پدر زال مي‌فرستد ياد مي‌كند :

وز آن ژنده پيلان هندي چهار همه جامه و فرش كردند بار

دوره بعد از اسلام

قاليبافي ايران در اوايل تسلط عرب تا حدودي دچار ركود مي‌گردد ، چون اعراب بر خلاف هنر سفالگري كه در آن سرآمد بودند به هنر قاليبافي به دلايل نژادي و اقليمي در هيچ يك از ادوار تاريخي خود اهميت قابل توجهي نشان نداده‌اند .

توقف و ركود اين حرفه و فن تنها تا زمان خلفاي تجمل پرست اموي و عباسي كه در تزئين كاخهاي افسانه‌اي خود بي‌نياز از قالي زيبا و نفيس ايران نبودند ، ادامه يافت . دراين دوره كتابهاي تاريخي در شرح تحف و هداياي حكام محلي براي خلفاي اموي و عباسي مكرر از قالي ايران نام مي‌برند . تركان سلجوقي در سال ( 416 هجري شمسي ) مساحتهاي زيادي از خاك ايران را به تصرف خود درآورده و آذربايجان و نواحي مركزي و غربي ايران استقرار يافتند و با اين تهاجم زبان و فرهنگ آنها نيز به اين سرزمين آورده شد و با هنر و فرهنگ ايران ممزوج گرديد و در نتيجه طرحهاي قالي ايران در اين برخورد فرهنگي متاثر از طرحهاي سلجوقي شده با توجه به اين نكته كه امروزه از قاليهاي ايراني اين دوره اثر قابل توجهي وجود ندارد نمي‌توان به درستي نقش آن را ترسيم كرد ؛ ولي با احتياط مي‌توان اظهار نظر كرد كه طرحهاي قاليهاي اين زمان با خطوط شكسته و بدون انحنا بوده و همچنين ظرافت بافت آنها نيز به پايه‌ي بافته شده در ادوار بعدي نمي‌رسيده است .

اين رونق روز افزون تا زمان حمله‌ي مغول ادامه پيدا مي‌كند و با تهاجم سپاهيان مغول ، قاليبافي نيز مانند سايرفعاليتهاي هنري تا مدتي متوقف مي‌شود .

به هنگام تسلط تيمور لنگ در اين سرزمين بسياري از ويژگي‌هاي هنري ايران دستخوش تغييرات اساسي مي‌شود و در مورد نقش قالي تغييرات حاصله چنين بود ، كه طرحهاي هندسي رفته رفته جاي خود را به طرحهايي با خطوط دوار و منحني مي‌دهند و موتيفهايي مانند پيچك و گلها ، نخلهاي بادبزني ، توده‌هاي ابر ، انواع حيوانات و پرندگان افسانه‌اي و معمولي و... در طرحهاي قالي ايران جاي مي‌گيرند .

هنر قاليبافي در اواخر حكومت تيموريان در نهايت كمال و اهميت قرار مي‌گيرد بعد از تيموريان حكام سلسله‌هاي قره قويونلو و آق قويونلو كه در غرب ايران فرمانروايي داشته‌اند مركز سياسي خود را در شهر تبريز قرار داده‌اند در اين دوره قاليهاي زيبايي در اين شهر (تبريز ) بافته شده است كه حدس زده مي شود كه قاليهايي كه به اوايل دوره‌ي صفوي نسبت داده شده‌اند احتمالاً در اين زمان در تبريز بافته مي‌شد . در دوره‌ي صفويه هنر قاليبافي به اوج شكوفايي ، رونق و كمال خود مي‌رسد.

طرحهاي قالي از خلاقيت و نبوغ هنرمندان اين عصر چنان بارور مي‌شود كه پس از گذشت چند صد سال هنوز مورد تقليد بوده است .

قاليبافان اين دوره با استفاده از اين طرحها در حدود يك هزار و پانصد تخته قالي و قاليچه از خود برجاي گذاشته‌اند كه برخي به صورت شاهكارهاي مسلم قاليبافي دنيا ثبت شده‌اند كه اينك زينت بخش موزه‌ها و كلكسيونهاي دنياست .

در اين دوره است كه قاليبافي از حالت يك پيشه‌ي روستايي و چادرنشيني به مقام يك حرفه‌ي با اهميت در كارگاههاي شهري تغيير موضع داده و تجارت و صدور آن به كشورهاي اروپايي شروع مي‌شود در اين دوره مراكز عمده قاليبافي شهرهاي اصفهان ، كاشان ، تبريز و كرمان است و طرحهاي آن را به گروههاي زير تقسيم‌بندي مي‌كنند :

ترنج دار ، گلداني ، شكارگاه ، گلدار هراتي ، درخت و بوته ، باغي ، لهستاني .

درسالهاي پاياني سلسله‌ي صفويه تا ظهورفتنه‌ي افغان كه به انقراض اين سلسله منجر گرديد توجه چنداني به هنر قاليبافي نمي‌شد .

تنها در دوران پاياني قاجاريه است كه قاليبافي تجديد حيات يافته و به صورت رضايت بخشي ادامه پيدا مي‌كند .

اواخر دوران قاجار و دو دهه اول قرن چهاردهم هجري قمري تقاضاي زياد براي قالي ايران و تجارت موفق آن باعث گرديد تا تعداد زيادي از شركتهاي خارجي از كشورهايي چون انگليس ، آمريكا ، سوئيس ، يونان و.... به سرمايه گذاري در قالي ايران و توليد انبوه آن ترغيب گردند و بخشي از مهم‌ترين و نفيس‌ترين قاليهاي ايران در همين دوران و به دستور همين شركتها در شهرهايي چون كرمان ، اراك ، همدان ، تبريز و مشهد بافته شد . شركت توليد كنندگان قالي شرق (O.C.M) ، عطيه بوروس وزيگلر از بزرگترين اين شركتها بودند .

در سال 1314 شمسي با خلع يد از كمپاني شرق ، اختيارات انجام فعاليتهاي توليد و تجاري قالي ايران به موسسه دولتي تازه تاسيس شده‌اي به نام شركت سهامي فرش ايران واگذار شد و بدين ترتيب اين شركت از اين سال به بعد به كار ترويج قاليبافي و توليد و تجارت آن پرداخت .

تاريخچه موزه فرش ايران

«مجسمه‌ها و حجاري‌هاي باستاني ، گوهرهاي گرانبهاي قديمي و وسايل زندگي و لباس مردم قرنهاي گذشته ، اسكلت و حيوانات غول آساي دورانهاي پيش از تاريخ ، بسياري از نمونه‌هاي پيشرفتهاي علمي و اجتماعي امروزي ، و هزاران چيز ديگر را در بناهاي مخصوصي نگهداري مي‌كنند كه نام آنها « موزه» مي‌باشد .

موزه‌ها جايگاهي هستند براي نمايش و مطالعه آثار و اشياء مربوط به گذشته كه به طريق علمي و فني تنظيم و تربيت يافته‌اند تا سير تحولات تاريخي و انحطاط آنها را نشان دهند .

منظور از ايجاد اين محل‌ها در وحله‌ي نخست ترتيب دادن مخازني است از آثار گرانبهاي گذشتگان براي آيندگان و در مرحله‌ي دوم برقرار داشتن مقياس و معياريست كه مردم هر عصر و زمان ، بتوانند هنر و طرز زندگاني خود را به وسيله آن نسبت به گذشته مورد سنجش قرار دهند .

پژوهندگان تاريخ وهنر ، و تاريخ صنايع نيز ناچارند كه براي بررسي هنر و صنعت، اشياء و آثار موزه‌ها را به دقت مورد بررسي و مطالعه قرار دهند .

زيرا اسناد و مدارك قطعي سير تحولات هنري رانيز تنها در موزه‌ها مي‌توان جستجو كرد موزه‌ها اگر بطرز صحيح و علمي تنظيم و اراده شوند ، در واقع واحدهاي آموزشي مهمي هستند كه اطلاعات و دانش مردم در زمينه‌هاي گوناگون و آموختن تاريخ و برانگيختن غرور ملي و دانش مردم در زمينه‌هاي گوناگون و آموختن تاريخ و برانگيختن غرور ملي و حس افتخار سهم بسزائي دارند .

مردمان و نژادهاي اقوام گوناگون جهان با ديدن موزه‌ها و مطالعه آثار هنري و فرهنگي دوران‌هاي گذشته و درك ارتباطات مادي و معنوي مردم سرزمين‌هاي مختلف جهان در طول تاريخ ، خود بخود به دادوستدهاي فرهنگي و چگونگي بوجود آمدن تمدن و علوم و فنون بشري پي مي‌برند ، و همين موضوع بدون شك درتعديل خودخواهي‌ها و خود پرستي‌ها و ايجاد تفاهم‌هاي بين‌المللي و تلطيف احساسات و حفظ صلح جهاني بي‌اندازه مفيد و موثر است . بنابراين مي‌توان گفت موزه‌ها امن‌ترين و اطمينان‌بخش‌ترين اماكن براي حفاظت آثار ملي هر قوم وملتي است ، اينجاست كه مردم بايد اين مراكز تعليم و تربيت و اين آرشيو مليت و تمدن خود را تا سر حد امكان حمايت كنند و در ياري آنها بكوشند.

فرشبافي از نظر كلي نوعي هنر تلفيقي است و از نظر اختصاصي يكي از قديمي‌ترين هنرهاي بومي اين آب و خاك است . با توجه به ارزش اين هنر اصيل ، موزه‌ي فرش ايران ، تنها موزه‌ي ايران است كه صرفاً به نمايش قالي پرداخته و نمونه‌هاي ارزشمندي از قاليبافي ايران را گردآورده است .

موزه‌ي فرش ايران ، در تهران ، تقاطع خيابان دكتر فاطمي و كارگر دركنار پارك لاله بنا شده است، ساختمان موزه با معماري سنتي شكيل و چشمگيري كه نماي بيروني آن شبيه به دار قالي است ، با مساحتي برابر 24 هزار متر مربع و زير بناي نمايشي 3400 متر مربع بنا شده است. موزه داراي دو تالار بزرگ مي‌باشد ،‌تالار همكف به نمايشگاه دائمي موزه اختصاص دارد و تالار فوقاني جهت برگزاري نمايشگاههاي موقت قالي و گليم مورد استفاده قرار مي‌گيرد .

موزه در 22 بهمن سال 1356 در تهران گشايش يافت ، در بدو تاسيس زير نظر دفتر مخصوص فرح پهلوي اداره مي‌شد و اكنون يكي از واحدهاي تحت پوشش سازمان ميراث فرهنگي كشور است كه زير نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالي اداره مي‌شود . سرپرستي موزه در حال حاضر بر عهده‌ي آقاي پرويز اسكندر پور خرمي كه با همكاري تعدادي كارشناس ، موزه‌دار و راهنما به كار خود ادامه مي‌دهد .

موزه‌ي فرش در سال 1356 كار خود را با ارائه 176 تخته قالي نفيس آغاز نمود كه از اين 176 تخته فرش، 40 تخته از آن به نمايش درآمد كه همه از مجموعه كاخ گلستان به موزه آورده شده بود .

پس از پيروزي انقلاب ، اين مجموعه از طريق خريد از بازارهاي بين‌المللي و داخلي و همچنين گردآوري آنها از موزه‌ها و كاخ موزه گلستان تشكيل گرديد . اين مجموعه شامل با ارزشترين نمونه‌هاي قالي ايران از سده‌ي دهم هجري قمري تا دوره معاصر است كه امروزه نيز از منابع غني تحقيقي به شمار مي‌رود .

غرفه نشريات موزه در قسمت شمال پاسيو قرار دارد و به منظور دسترسي علاقمندان كتا‌ب‌هاي تخصصي فرش، پوسترها و نشريات مختلف را در رابطه با برپايي نمايشگاه‌ها ، كتابهاي مربوط به هنرهاي سنتي و همچنين كارت پستال‌هاي از آثار موجود در موزه را جهت فروش عرضه مي‌دارد .

موزه‌ي فرش داراي كتابخانه‌اي است كه حدود 7500 جلد كتاب را در بر مي‌گيرد ، اين كتابها موضوعاتي در زمينه هاي تاريخ فرهنگ و تاريخ هنر را در برمي‌گيرد .

بخشهاي اداري موزه كه وظيفه آنها حفظ و نگهداري آثار موجود در موزه است ، نقش عمده‌اي نيز در برنامه‌ريزي نمايشگاهها و برنامه‌هاي آموزشي و فرهنگي برعهده دارد .

موزه داراي يك كارگاه رفوگري نيز مي‌باشد كه يكي از قسمت‌هاي اصلي آن به شمار مي‌آيد .

چنانچه موزه به سبك سنتي ساخته شده و يك سماور ورشوي بزرگ ساخت كارخانه‌ي « تولا» در روسيه ( با تاشف ) مربوط به سال 1898 ميلادي در آن قرار دارد كه نيكاي دوم امپراطور روسيه به مظفر الدين شاه قاجار هديه كرده است .

هر بار تعداد مشخصي قالي در نمايشگاه دائمي موزه فرش ايران به معرض نمايش گذاشته مي‌شود و جهت حفظ و نگهداري بقيه قالي‌ها ، در قسمت زير بناي نمايشي موزه ، انباري جهت نگهداري قالي‌ها بنا شده است . در اين انبار تعداد جعبه‌هاي فلزي استوانه‌اي شكل قرار دارد كه قالي‌ها را معمولاً دور مقوائي پيچيده (‌لوله ) مي‌كنند و در داخل جعبه‌هاي مذكور كه ضد حريق ، رطوبت و آفات مختلف است ، نگهداري مي‌‌نمايند . اين انبار در ايران در نوع خود منحصر به فرد است .

البته بايد توجه كرد كه بعضي از قاليهاي قديمي را كه آسيب ديده اند و يا در تار و پود آنها از فلزاتي مانند زر و نقره استفاده شده ، نمي‌‌توان لوله كرد زيرا آسيب مي‌بينند ، به همين جهت آنها را باز كرده در جعبه‌هاي مخصوص قرار مي‌دهند.»

« يكي از جالب‌ترين و با شكوه‌ترين قاليهاي موجود در مجموعه موزه فرش ايران قديمي‌ترين قالي اين مجموعه ، قالي سنكشگو است . اين قالي يكي از چهارده قالي مشابهي بود كه در نمايشگاه هنر اسلامي ايران در لندن ، در سال 1931 به نمايش گذاشته شده بود ،‌ اين قالي كه زيباترين قالي از مجموعه‌اي است متعلق به شاهزاده لهستاني به نام Prince Roman Sanguszko ، از اين رو تمامي قالي‌هاي اين مجموعه با عنوان « شنكشگو» ياد مي‌شود . ( قالي لچك ترنج شكارگاه حيواندار ، قرن 10 هجري ، 3 پود ) .»

تعريف و نقش خط در قالي ايران

« خط داراي وجود كتبي است و آن عبارت از كلمات و الفاظي است كه هر ملتي مطابق با الفباي خود بر صفحه‌هاي كاغذ رسم مي‌كند و با تركيب الفباي اصطلاحي خود كه واسطه ابلاغ معاني هستند ، منويات خود را ابراز مي‌دارند و اقسام مراحل تطور و تكامل آن را بعضي از مولفان اين طور ذكر كرده‌اند :

1- تصويري

2- صوتي

3- هجائي

4- الفبائي » [6]

« خط از مهمترين اجزاء و عناصر بصري است كه در طراحي و نقاشي بسيار مورد توجه است ، تا به آن جا كه اين عنصر از لحاظ پيچش و چرخش و فرم و كلفتي و نازكي در حدي هنرمندانه و با تناسبات طلايي در يك چارچوب خاص (‌الفبا ) مطرح مي‌شود و هنر خوشنويسي را مي‌سازد . اين عنصر مي‌تواند با فرم تحرير ، انواع خط را در خوشنويسي به وجود آورد و توانايي ارتباطات بصري مختلفي را با بيننده ( بسته به نوع خط ) داشته باشد و يك طراح با شناخت اين ارتباط ، در اثر هنري خود ، برداشت خود را از اين هنر نشان خواهد داد .

از آنجا كه با پيدايش خط ، انسان درهنرهاي دستي خود از اين هنر ( به شكل تزئيني ) كمك گرفته است ، مي‌توان حدس زد كه در فرشبافي نيز مورد استفاده داشته است.»

تطور و دگرگوني و سير خط :

« به طور كلي از آغاز دوره‌ي اسلامي تا زمان حاضر شش دوره‌ي تطور پيش آمده است و اشخاصي به نام آوري در اين نهضت خطي پيش آهنگ و پيشقدم بوده‌اند :

1- تطور ابتدائي - خط كوفي ابتدا بي‌نقطه بود ، بدون حركات ضمه وفتحه و كسره و عاري از اعراب و ضوابط . اين نقيصه كار خواندن را مشكل مي ساخت ، اول كسي كه حركات را به صورت نقطه ابداع كرد ، « ابوالأ سود دؤلي » شاگرد حضرت علي عليه السلام بود كه به تعليم و دستور آن حضرت به اين كار رهبري شد و نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه ( عهد عبدالملك ) به دست نصر بن عاصم و يحيي بن يعمر به وجود آمد و حركات و ضوابط نزديك به شكل امروز به دست خليل بن احمد وضع گرديد.

2- تطور عظيم - از اواخر بني اميه واوائل خلافت عباسيان تا ايام خلافت مأمون ( از نيمه‌ي دوم قرن اول هجري تا اوائل قرن سوم ) خود به دو دوره‌ي متمايز منقسم است ، يكي دوره‌ي پيش از مأمون كه دوره‌ي تحول و اختراع و ايجاد اقلام است ،‌و هم تهذيب و انتخاب بوده است .

3- تطور سوم - به دست ابوعلي محمد بن مقله وزير ( 328 هـ ق) و برادرش صورت گرفت و عمده كارشان اين بوده است : خاتمه دادن به بي‌سروساماني اقلام ، پيش‌گيري از هرج و مرج در خط ، انتخاب چهارده نوع واصلاح و تهذيب آنها و تحت قاعده سطح و دور در آوردن ، هندسي كردن ابعاد حروف و مقايسه‌ي آنها و به كمال و ظرافت رساندن خط بديع نسخ و توقيعات و رقاع و تهذيب خط محقق و تعيين دوازده قاعده در خط .

4- تطور چهارم - به دست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 هـ ق)‌، كه كار عمده‌ي او كامل كردن عده‌اي اقلام منتخب ابن مقله بر اساس قاعده‌ي هندسي او و به كار بستن دوازده قاعده و تصرفات وي در آنها به شيوه و طريقه‌ي تازه‌ي خود ، و حروف و كلمات را به ميزان نقطه سنجيدن و ترويج و انتشار آن شيوه و پديد آوردن قلم « ريحاني » مي‌باشد .

تذكر : پيروان اين مقله و ابن بواب اقلام منتخبه آنان را به نام « خط منسوب » شهرت داده‌اند .

5- تطور پنجم - دوره‌ي جرح و تعديل خطوط و تثبيت قلمهاي ششگانه به دست ياقوت مستعصمي است .

كار مهم وي اين بوده است ؛ خطوطي را كه دو فرزند مقله و ابن بواب به قوام و نظام در آورده بودند براساس مقياس آن دو (‌هندسه و نقطه ) مورد دقت نظر قرار داد و از ميان آنها كه نسبتاً زياد و تا آن زمان شايع بود ، شش قلم را انتخاب كرد و با جد تمام به تحسين و ملاحت آنها پرداخت و ابتكارات خود را به كار بسته ، ترويج كرد و ديگر خطوط جز كوفي به دست فراموشي سپرده شد . اقلام سته ياقوتي كه آنها را خطوط اصول گفته‌اند از اينقرار است : ثلث ، نسخ ، ريحان ، محقق ، توقيع و رقاع .

6- تطور ششم – دوره‌ي پيدايش سه خط جديد است كه در فاصله‌ي سه قرن از ايرانيان برخاسته است . اين دوره از قرن ششم و هفتم شروع شد و در دو قرن هشتم و نهم ، نضج و پختگي يافت و درقرن دهم و يازدهم كمال و توسعه پيدا كرده تا به اين عصر كشيده شده است .آن سه خط عبارتست از تعليق ، نستعليق و شكسته به رونق واعتبار خود باقي است . در اواخر عهد صفوي خط نسخ به دست احمد نيريزي از شيوه‌ ي ثلث به نسخ متمايز ايراني تغيير شكل پيدا كرد و تا امروز در ايران از آن پيروي مي‌شود .

پيشروان معروف و به نام اين نهضت خطي ، در تعليق خواجه تاج سلماني اصفهاني و خواجه اختيار منشي گنابادي ، در نستعليق ميرعلي تبريزي و جعفر بايسنغري و سلطانعلي مشهدي و ميرعلي هروي و مالك ديلمي و ميرعماد حسني قزويني و در شكسته مرتضي قليخان شاملو و شفيعا و درويش عبدالمجيد طالقاني مي‌باشند.»

« در ابتدا ظهور اسلام ، زبان و خط ايراني ، پهلوي بود و آنرا فارسي ميانه مي‌ناميدند و كتب علمي و سياسي و ادبي را به خط پهلوي مي‌نوشتند و فقط كتابهاي ديني به خط اوستايي نوشته مي‌شد ولي پس از استيلاي اعراب بر ايران با نفوذ معنوي آنها بر اين مملكت ، چون در خط پهلوي دشواريها و نقائص و اشكالاتي وجود داشته، باعث گرديد كه شهرهاي ايران يكي پس از ديگري خط عربي را اقتباس كرده و آن را بپذيرند و خط و زبان عربي (‌كوفي ) به واسطه‌ي سهولت خط به سرعت در ايران ترويج يابد و به قولي ديگر خط عربي به ايرانيها تحميل شد و خطشان خط پهلوي گرديد.»

اكثر خطوط اصولاً آغاز پيدايش روشن و واضح ندارند و هيچ خطي يكباره و ناگهان به وجود نيامده است تا بتوانيم به طور قطع و صريح تاريخ آغاز آن را پيدا كنيم ، بلكه اين امر تدريجي و در طي سالها و يا قرنها آزمايش و تجربه بوده تا كم كم به صورت مشخص تجلي و ظهور پيدا كرده است .

اولين نمونه خوشنويسي به جاي مانده در قالي ، خط كوفي است .

« چنانچه در پيشينه‌ي خط كوفي بنگريم ، نامهاي جزم ،‌انباري ، حيري ، حجازي ، به اين خط داده‌‌اند .

كوفي كه آخرين نام مشهور آن است ، بدان علت است كه چون كوفه در زمان عمر نزديكي حيره و انبار ساخته شد و مسلمانان از هر سو بدانجا رو كردند ، اين خط ترقي روزافزون يافت و به كوفي مشهور گرديد و امروز فقط به همين نام شناخته مي‌شود و نيز گفته‌اند كه بدان جهت مشهور به كوفي شد كه چون كوفه مقر خلافت حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام گرديد ،‌ خط كوفي كه خود آن حضرت هم يكي از نويسندگان آن خط بود رواجي بيشتر يافت و احكام و ارقام بدان نوشته شد ، لذا از آن پس به كوفي شهرت يافت .

مير علي هروي در رساله‌ي مداد الخطوط گويد :« مستخرج خط كوفي جماعتي دانايان و دانشمندان كوفه بودند ، در آن خط دانگي دور است و باقي سطح و كوفي به جهت آن گويند كه در كوفه پيدا شد و كسي كه از همه نيكوتر نوشت ، حضرت شاه ولايت پناه علي بن ابي‌طالب عليه الصلاه و السلام است .»

« پس از چندي خط نسخ ابداع شد و از رواج خط كوفي كاست، چون نوشتن با آن ساده بود ، لذا اكثراً قرآن را با آن تحرير مي كردند و كم كم به نام قرآني مشهور شد . خط نسخ به دو شيوه‌ي ايراني و عربي نوشته مي شد كه تفاوت چنداني نيز با يكديگر نداشتند . حالت خشك و محكم خط نسخ در مقابل خط كوفي كه انواع بسيار و دلپذيري را در فرم تشكيل مي‌داد ، از يك طرف و متعادلتر بودن خط كوفي تزئيني با تكنيك بافت قالي ، از طرف ديگر ، باعث شد ، اين خط نتواند جاي خط كوفي را در قالي بگيرد ، ولي كم كم خط كوفي نيز به طرف تزئينات صرف ، معطوف شد و با نفوذ نقش گره در خط كوفي ، اين خط كاملاً با اين نوع تزئين آميخته شد و فقط همراه با فرمها و تركيبات زيبا (‌كه بيشتر شبيه نقش بود تا خط ) به شكل واگيره‌اي در حاشيه‌ها و متن قالي معمول شد ، احتمالاً در دوران سلجوقيان ، خوارزمشاهيان و بعد از حمله مغول و حتي تا اواخر دوره تيموريان ، رونق داشت و به ترتيب در طول دورانهاي ذكر شده به جنبه‌ي تزئيني آن اهميت بيشتري داده شد . تا آنجا كه با ظهور بهزاد ، دراواخر دوره‌ي تيموري ، تقريباً تزئينات صرف از آن به جاي مانده بود ، به حالت قوسهاي اسپيرال‌وار و چرخشها و پيچشهاي خاص تبديل شد و از فرم خطهاي شكسته و مورب با پيچشهاي اندك خارج شد و زمينه‌اي فراهم شد تا كم كم به جاي خط كوفي از گلها و پيچشها ختايي و اسليمي در حاشيه استفاده شود .

به طور كلي مي‌توان نقش قاليهاي هر منطقه را در هنرهاي زمان خود ، به خصوص در تزئينات معماري ، گچ بري ، كاشيكاري و آجر كاري ، نقاشي ، خوشنويسي و .... و نيز نوع برخورد فرهنگي مردم هر منطقه با هنر زمان خويش را مورد تحقيق و بررسي قرار داد .

به طور كلي خط عربي 2 اسلوب عمده دارد :

1- اسلوب رسمي (‌با حروف زاويه‌دار ) ، خط كوفي .

2- اسلوب شكسته ( با حروف محني و قوس‌دار ) ، خط نسخ .

خط كوفي در تزئينات به سه دسته تقسيم مي‌شود :

1- نوع ساده (‌مجرد)

2- نوع تزئيني ( كه در بيشتر استفاده مي‌شود )

3- نوع بنايي ( معقلي ) »

فرق اساسي ميان دو نوع يعني ساده و تزئيني اين است كه نوع ساده داراي اصول و قواعد معينه است، ولي كوفي تزئيني جز رعايت حروف الفبا تحت قواعد اساسي ثابت و معين نمي‌باشد و اكثراً پيچيده و سخت خوانده مي شود ، زيرا در آن تصرفات و ابداعات بسيار شده است .

نوع بنايي كه به صورتهاي مختلف پديد آمد و به آسان و متوسط و مشكل دسته‌بندي مي شود. ناگفته نماند در نيمه دوم از قرن سوم هجري خط كوفي با نقوش اسليمي مخلوط گرديده و با خطوط اوليه قبل از آن تحول و تفاوت پيدا كرده و اين تحول در قرن پنجم به منتهي درجه‌ي خود رسيده است .

« زنده ياد فضايلي در اطلس خط ، خط كوفي را به شش دسته تقسيم كرده است .

1- كوفي ساده

2- كوفي گوشه‌دار (‌ معقل )

3- كوفي برگدار ( مورق)

4- كوفي گل و برگدار ( مزهر يا مشجر )

5- كوفي گره‌دار (‌معقد يا مشبك )

6- پيچنده ( معشق )

از تمامي انواع خط كوفي مي‌توان در طراحي قالي استفاده كرد ، ولي مورد استفاده بيشتر از نوع 3 تا 6 است .

در قرنهاي نهم و دهم هجري ، رواج خط ثلث و كوفي در هنرهاي اسلامي رو به كاهش نهاد و خط كوفي معقلي و بنايي ، در بنا رواج پيدا كرد ودر مورد عدم رواج اين دو نوع خط كوفي در قالي ،بايد گفت كه فرم و شكل اين خطوط ( خطوط شكسته و زاويه‌دار ) با طرحهايي كه آن زمان در قالي درحال رواج گرفتن بود ، سازگاري نداشت .

تاثيراتي كه خط كوفي بر نقوش خيالي و اسليمي گذاشت ، مي‌توان در گره خلاصه كرد . پيدايش خط ثلث بعد از خط نسخ ، رخ داد كه نسبتاً حالتي شلوغ و با تركيبات بسيار دارد و آزادتر اخط نسخ نوشته مي‌شود . در مفردات اين خط به علت رواج بسيار خط كوفي در قالي ، مجال ظهور در اين عرصه را نيافت و نمودي به جز در كاشيكاري و گچ بريهاي محرابهاي دوران سلجوقي ، مغول ، تيموري و بعدها در صفويه پيدا نكرد . تركيب‌بندي‌هاي خط ثلث كه در آن كلمات با قرار گرفتن بر روي هم و درداخل يكديگر ، به وجود مي آيند و حالتي همگون و زيبا دارد ، زمينه‌ساز كتيبه‌هاي آن زمان شد ولي خط نسخ به علت نداشتن اين ويژگي از حضور در كتيبه‌هاي مختلف معمولاً محروم بود .

احتمال دارد كه اين دو خط ( نسخ و ثلث ) به علت معروفيت تحرير آيات قرآني ، حالت تقدس به خود گرفته باشند و درنتيجه از به كار رفتن آنها در زير پا در قالي خودداري مي‌شده است.

خطهاي ديگري به نامهاي توقيع ، رقاع ، محقق ، ريحان نيز ابداع شد كه همراه با نسخ و ثلث به « اقلام سته » معروف شدند ولي سهمي در قاليهاي زمان خود و زمان آينده پيدا نكردند تا اينكه خط تعليق از روي خط پهلوي ،‌در اواسط قرن هشتم هجري به وجود آمد . هر چند اين خط نيز در قاليبافي مورد استفاده قرار نگرفت ، اما زمينه‌ي پيدايش عروس خطوط اسلامي را به وجود آورد .

در نيمه‌ دوم قرن هشتم هجري با پيدايش و رواج خط نستعليق ، به تدريج استفاده از اين خط در طراحي قالي معمول شد و قاليهاي بسياري در عهد صفوي با استفاده از اين خط بافته شد كه هم اكنون زينت بخش موزه‌هاي دنياست.» [12]

به طور اطلاق خط داراي سه صفت است كه به ترتيب اهميت بدين قرار است :

1- رسائي و آسان خواني

2- آسان نويسي

3- زيبايي منظر

خط نستعليق خواهان تكنيك دو پود بافي در قالي است و نمي‌توان با تك پود بافي كه در قالي عشاير رواج دارد ، خط نستعليق زيبا و صافي را به وجود آورد .

اما در كشورهاي ديگر خط نستعليق نفوذ چنداني پيدا نكرد و خط كوفي همچنان رواج داشت . مثلاً در ارمنستان ( در حاشيه قاليهاي اين كشور ) هنوز از تاثيرات قرن پانزدهم ميلادي از خط كوفي و تركيبات آن استفاده مي‌شود .

خط شكسته كه با تندنويسي خط نستعليق به وجود آمد ، به دليل پيچشهاي زياد و ظرافت بسيار و عدم سهولت در خواندن ، اقبالي در قالي پيدا نكرد و رواج گسترده‌ي خط نستعليق كه تقريباً خط كوفي را از صحنه بيرون رانده بود ، مجالي به اين خط نوپا نداد تا بخت خود را در قاليبافي بيازمايد .

از ميان تمام خطوط اسلامي امروز سه خط نسخ و نستعليق و شكسته را مي‌توانيم ملاك و ميزان درجات ساير خطوط قرار دهيم . زيرا خط نسخ از لحاظ رسائي و سهولت خواندن و خط شكسته از نظر سهولت و آسان نوشتن و خط نستعليق از صفت زيبائي منظر در درجه اول مي باشند .

اما با رسيدن به دوره‌ي قاجاريه كه نفوذ سرمايه‌گذاران خارجي از كشورهايي مانند آلمان ، انگلستان و آمريكا درصنعت قالي ايران آغاز شد ، نقشه‌هاي باب اين كشورها رونق گرفت و به تدريج از اصالت نقشه‌هاي ايراني كاسته شد ، تا حدي كه خوشنويسي نيز در طراحي قالي اهميت خود را از دست داد.

« به طور كلي خوشنويسي در ايران درنيمه‌ي اول دوره‌ي صفوي ( قرن 10 هجري ) در دوران طلايي خود به سر مي برد و حتي تا قرن دوازدهم رواج داشت و در قاليهاي آن زمان نيز تاثيرات آن منعكس است . ولي پس از قرن دوازدهم تا قرن چهاردهم ، دستخوش تغيير و تحولات زيانباري شد، به طوري كه در طول قرنهاي دوازدهم و سيزدهم هجري ،‌تعداد بسيار معدودي به كار خوشنويسي مشغول بودند .

احتمالاً افت كاربرد خوشنويسي در قالي ، از تاثيرات اين عدم حضور خوشنويسان زبده در جامعه آن روزگار بوده است . هر چند كه در قرن چهاردهم با ورود صنعت چاپ ، خوشنويسي دوباره رونق گرفت ، اما ديگر در قالي حضوري فعال نداشت .

در مورد متنهاي استفاده شده در قالي ، بايد گفت كه بيشتر داراي جملات خبري هستند و حكايت از آن دارد كه اين قالي در چه سالي و به كجا وقف شده است . اما بعضي متنها هستند كه طراح قالي به آنها باديد هنري نگريسته و اين متنها را به شكل خوشنويسي شده به كار برده است .

به طور كلي متون و اشعار خوشنويسي در قالي بيشتر در :

1- حاشيه

2- طره

3- كتيبه‌ها

4- دورترنج

5- لچك

6- در يك گوشه خاص از قالي به صورت چند بيت .

7- طرحهاي خوشنويسي

8- ترنج‌ها

9- در مرزبندي بين نقوش ( حميل بندي‌ها) به كار مي‌روند .

وجود ظرافت بسيار درخوشنويسي ايران ، با تكنيك بافت قالي و يا به نقطه درآمدن طرح قالي سازگاري چنداني ندارد ، زيرا ظرافت پيچشهاي دقيق را كه زيبايي خط را مي‌سازند ، به شكل خاص نشان مي‌دهد (‌البته در قاليهاي رج شمار پايين ) شايد به همين دليل از اين هنر كمتر در طراحي قالي استفاده مي‌شود .بيشتر قاليهايي كه خوشنويسي در آنها ديده مي‌شود ، به حالت فرمايشي و به سفارش افرادخاص ، بافته مي‌شوند .

متنهاي مورد استفاده در قالي رامي‌توان به دو بخش تقسيم كرد :

1- متن فارسي

2- متن عربي

متنهاي فارسي به علت عدم وجود حروفي مثل الف و لام و..... كه حالت بلند و تركيبي با حروف ديگر را دارند ، معمولاً با يك خط زمينه به خط نستعليق نوشته مي‌شوند . اشعار حافظ و سعدي و شاعران ديگر در قالي ، با اين نوع خط ديده مي‌شود .

متنهاي عربي كه بيشتر از قرآن بوده و مقدس مي‌باشد ، در قاليهايي است كه كمتر در كف خانه‌ها پهن مي‌شده و در قاليهاي تابلويي مورد استفاده قرار مي‌گيرند . شايد به همين دليل بافت قاليهاي « وان يكاد » يا اسامي پنج تن و يا سوره‌هاي قرآن كريم ، به شكل تابلو رواج يافته است كه بيشتر به خط ثلث مي‌باشد .

در هنر كاشيكاري يا قبل از آن گچبري و در هنرهاي ديگر خط را معمولاً در كتيبه‌اي قرار داده و با تركيبات زيبا در كار خود ، مورد استفاده قرار مي‌دهند .

بنابراين اگر از خط نستعليق استفاده شود ، مي‌بايست تركيبات خط ثلث را به آن داد تا در كتيبه حالت جالبي داشته باشد و به ناچار بايد 2 تا 3 زمينه يا بيشتر براي آن در نظر گرفت ، به همين دليل ، مشكل خواندن اين گونه خطوط ، به خصوص در قالي ، پيش مي آيد .

در دوران قديم ، معمولاً نقش قالي مساجد با گنبد آن يكي بود مثلاً مسجد شيخ لطف ا... اصفهان كه روايت است كه قالي با همين نقشه در كف آن پهن بوده است . لذا با اين نقشه مي‌بايست خط از قسمت متن به حاشيه ، جايي كه كتيبه‌ها قرار دارند ، هدايت شود و شايد به اين دليل ،‌معمولاً از خط در حاشيه استفاده مي‌شود . اگر قالي بزرگ باشد و حاشيه را با نقش پر كرده باشند ، مي‌توان در طره‌ها خط را قرار داد . در خوشنويسي اقلام مختلفي وجود دارد كه بزرگترين اندازه آن كتيبه مي‌گويند . شايد وجه تشابه كتيبه در قالي و تزئينات معماري باشد كه براي خوانده شدن از فاصله دور ، مي‌بايست در بزرگترين اندازه نوشته شود و در قالي نيز اصطلاحاً به نقطه در آيد .

گاهي كتيبه‌هاي خوشنويسي با تذهيب ساده و چرخشهاي خلوت ختايي همراه است و گاهي در كتيبه‌ها اصلاً خط نوشته نمي‌شود و كاملاً با نقوش اسليمي ،‌ختايي و گل فرنگ و ... پر مي‌شود و گاهي يك در ميان نقش و خط به همراه هم قرار مي‌گيرند .

رنگ خطهاي مورد استفاده در قالي كاملاً با زمينه آن( كه داراي كتيبه باشد يا نباشد ) متضاد است . اين بدان جهت است كه خواندن خط راحت‌تر باشد .

استفاده از خط در تا دور ترنج نادرست است ، ولي در صورت استفاده ، مي‌بايست داراي عرض كمي باشد و يك خط كرسي داشته باشد تا ترنج را خيلي فربه و بزرگ جلوه ندهد .

استفاده از خط در لچكها بسيار نادرست است و در صفحات مينياتورهاي به جا مانده از دوره صفويه و .... معمولاً خوشنويسي در دور آنها و يا در گوشه‌ي خاص نوشته مي شده و گاهي كه طرح قرآني را نقاشي مي‌كرده‌اند ، كمتر در لچكها خط به كار مي‌برده‌اند و طراحان قالي نيز كه اين صفحات را در طراحي قالي مورد توجه قرار داده‌اند ،كمتر به اين كار مبادرت ورزيده‌اند .

بعضي از قاليها نيز در درون ترنج خود داراي خوشنويسي با خط ثلث هستند كه باالف و لامهاي بلند ،‌حالتي زيبا به خود گرفته و ترنج را پر كرده است اين خط بايد بسيار درشت‌تر از حد معمول اجرا شود تا بتواند در ترنج احساس زيبايي را به انسان القاء كند .

بعضي قاليها در مرز بين واگيره‌ها يا حميل بين نقوش ، داراي خطوطي هستند كه اگر اين حميل بندي‌ها بزرگ باشد ، مي‌توانيم خط آنها را در كتيبه‌ها ببينيم .

به هر حال از خط در قالي مي‌بايست به شكلي استفاده شود كه هماهنگي و تناسب كل قالي رعايت شود و به اين شكل نباشد كه هر كس بخواهد خط را در هر قسمت از قالي كه دلخواه آن فرد است ، قرار دهد .»

(1-3)(2-3)(3-3)(4-3)(5-3)(6-3)(7-3)(8-3)

فصل چهارم

طراحي و اجراي فرم انواع كتيبه در قاليهاي مناطق مختلف ( مختص موزه‌)‌

* اين فصل ، به معرفي و طراحي فرم انواع كتيبه‌هاي كار شده در قاليهاي داخل موزه اختصاص دارد . در طراحي فرم هركتيبه سليقه‌ي طراح و نقاش دخيل مي باشد و اينكه فضايي كه كتيبه مي‌خواهد در آن كار شود ، (‌مثلاً در حاشيه اصلي و يا در حاشيه فرعي و ...) چگونه فضايي است . يكي از مواردي كه طراح بايد در نظر بگيرد ، هماهنگي لازم بين فرم قاب كتيبه و نوع خط آن و تركيب بندي خط داخل كتيبه مي‌باشد .

البته آداب و سنن و فرهنگ هر شهر بر روي فرم و شكل قاب كتيبه موثر مي‌باشد .

نوع خط داخل قاب كتيبه ، براساس اينكه مضمون نوشته كتيبه چه مي‌باشد و قالي براي چه مكاني بافته مي شود ، انتخاب مي‌گردد .

در پايان بايد اضافه كنم كه همه فرمهاي قاب كتيبه‌ها ، از دو شكل هندسي شبكه‌اي مربع و مربع قناس تشكيل شده است .

(1-4)(2-4)(3-4)(4-4)(5-4)(6-4)‌

قالي تصوير دار كرمان

«اندازه : 276×205 سانتيمتر

تاريخ بافت : 1306 خورشيدي

گره: نامتقارن باف ، 000/460 گره در متر مربع

60 گره در 10 سانتيمتر عرض

رج شمار : حدود 40 60 گره در 10 سانتيمتر طول

تار: نخ تابيده

پود : نخ خام دولا

پرز : پشم

محل بافت : كرمان ، عمل استاد ابوالقاسم كرماني

در قسمت بالا و پايين اين قالي دو صحنه به تصوير كشيده شده است كه زيرنويس آنها عيناً آورده مي‌شود .

صحنه ي اول : تاج بخشي « اورمزد» به شاهپور پسر اردشير بابكان در پشت كوه تخت جمشيد معروف به نقش رجب در مرودشت فارس .

در اين صحنه پيكر و چهره‌ي هشت نفر مشاهده مي شود . اورمزد و پادشاه رو به روي هم و دو وزير در پشت سر هم يك با دو غلام محافظ .

صحنه‌ي دوم : تاج بخشي اورمزد به اردشير بابكان در كوه مشهور به نقش رستم در مرودشت فارس و دخمه‌هاي سلاطين آنجاست .

اين تابلو پيكر پنج نفر را نشان مي‌دهد : اورمزد و پادشاه سوار بر اسب‌اند ، يك غلام در پشت سر پادشاه ايستاده است و دو جسد در زير پاي اسبها به زمين افتاده‌اند . دو جسد ، تصويري نمادين از گورستان زردشتيان و دخمه‌هايي است كه جسد مردگان را در آن مي نهادند .

36 كتيبه‌ي دورتا دور قالي ، شامل هجده بيت از اشعار حكيم نظامي گنجوي به شرح زير است :

الا اي خردمند با فكر و راي

در استخر[14] يك راست معبرگراي

به تصوير شاهان نگه كن بهوش

زفرزانگي پندايشان نيوش

كشيدندصورت به احجارو كوه

كه پندي بود سوي دانش پژوه

نمانندو اين نقش از ايشان بماند

خنك آنكه اين نقش از پيش خواند

نخستين زساسانيان اردشير

كه از هيبتش چشم ناورد شير

دگر پور آن شاه شاپورراد

كه بعد از پدر تاج بر سر نهاد

نمودند تمثال خود را نگار

كزايشان بودصورتي يادگار

به پلهوي آن با خط پهلوي

نوشتند اين نكته ‌ي معنوي

كه تاج شهي را بما اورمزد

ببخشيد تا كام بدهيم و مزد

دگر اردشير اين سخن كردساز

نمودست آهنگ اين پرده ساز

كه آيين زردشت چون شد نهان

من آن را نمودم به گيتي عيان

به ترويج آن عمر بگماشتم...

جهان را به آيين و دين داشتم

بسي شهرها را گرفتم به جنگ

بهادم سرسروران زير سنگ

ز رومي گروهي نمودم اسير

بماندند در دست من دستگير

سرانشان زمن پايمال آمدند

به اقبال من در زوال آمدند

مراشهرياي زيزدان بود

ز وي مشكلم جمله آسان بود»

(1-5)

قالي تصويري شاهپور دوم

«ازمجموعه‌ي موزه‌ي فرش ايران

محل بافت : كرمان

تاريخ بافت : 1300

اندازه : 256×205 سانتيمتر

گره : نامتقارن ، فارسي باف

65 گره در 10 سانتيمتر عرض

رج شمار : 40 62 گره در 10 سانتيمتر طول

تار: نخ تابيده

پود : نخ خام دولا

پرز : پشم مرغوب

طراح: استاد ابوالقاسم كرماني

موضوع : ويراني بارگاه جمشيد و شكست خوردن طاق كسري همزمان با ميلاد مبارك رسول اكرم (ص)

شرح تصويرها : در قسمت بالاي اين قالي شاپور دوم به تصوير كشيده شده كه بر تخت نشسته است و از سربازان مسلح خود سان مي‌بيند ؛ سه سرباز مسلح به نيزه نيز حفاظت او را به عهده دارند . همچنين دوم خادم ديده مي‌شود كه يكي از روبرو ب سر شاه سايبان گرفته است و ديگري او را باد مي‌زند .

در زمينه‌هاي سفيد 36 كتيبه‌ي دور تا دور حاشيه‌ها ، با خط نستعليق به رنگ قهوه‌اي ، هجده بيت شعر از سروده‌هاي حكيم نظامي گنجوي يافته شده است :

گامي به سوي استخر[16]نه ايدل عبرت بر

در بارگه جمشيد رو آور و عبرت بر

چشمي به نظربگشا،گوش دو سه ره ميخار

دستي به اسف برداركن چشم زعبرت‌تر

هر سو كهبنابيني با خاك شده يكسان

هرجا كه سرايابي ويرانه شده يكسر

تختي كه سر از رفعت بر تحته‌ي ميناسود

چون خورده‌ي مينابين‌بشكسته ز پا تا سر

زان نغمه‌ي زاغ آيد زانجاهمه برگوشت

برجاي دف و رود و و آوازه‌ي رامشگر

در ساحت ايوانش جغد است و زغن ساكن

اين يك شده بر بط زن و آن آمده خنياگر

يك جاي ثعالب[17] را خدام نگر در بزم

يك جاي عناكب[18] را حجاب[19] ببين بردر

درماتم جمشيد است گريان همه‌ي خرگاه

اشگ است به‌جاي آب آن است همه ساغر

بر ملك فريدون لب،ب

منبع :