نواحی و مناطق قالی بافی

موتيف‌های بسيار ريز و گسترده رمز ماندگاری قالی كرمان

استان كرمان يكی از استان‌های مستعد در توليد صنايع دستی از جمله فرش است كه از شهرتی جهانی برخوردار است و موتيف‌های بسيار ريز و ماندگار در بافت قالی كرمان موجب ماندگاری و ارزش آن شده است.

كرمان استاني واقع در مناطق مركزي و خشك ايران،هر چند سلسله كوههاي نسبتا بلند در سمت شمال غربي خود دارد ولي هيچ رودخانه پر آبي در آن جاري نيست همين كمبود آب و مناطق لم يزرع كوهستاني و شن زارهاي اين سامان، سبب شده است تا بيشتر اهالي اين منطقه به جاي كشت و زرع، به هنر و صنعت قاليبافي روي آورند.

اين ناحيه از ايران از دير باز يكي از مراكز مهم فرشبافي كشور ما به شمار مي‌رفته و تاريخ فرشبافي كرمان به قرنها پيش و قبل از دوران صفويه مي‌رسد.

قطعه‌اي از يك تخته فرش بافته شده در اين شهر كه در موزه حضرت امام رضا عليه‌السلام در مشهد نگهداري مي‌شود بر سابقه‌اي لااقل در حد ‪ ۵۰۰‬سال بافندگي در زمينه فرش‌هاي گره دار كرمان شهادت مي‌دهد.

در روند تاريخي قاليبافي كرمان مي‌توان نقاط اوج و حضيض را سراغ گرفت به طوريكه هنر قاليبافي كرمان نقطه اوج خود را در زمان صفويه و مرحله حضيض خود را در اوايل دوره قاجاريه، يعني زماني كه آقا محمد خان قاجار به لحاظ مساعدت اهالي كرمان با لطفعلي خان، دست به‌كشتار هولناك اهالي آن زد، سپري كرده است.

بنابراين، به احتمال قريب به يقين هنر فرشبافي در كرمان ، از زمان صفويه و با حمايت آنان در اين منطقه نضج گرفته است. چه اسكندر خان منشي، مولف عالم آراي صفوي و منشي شاه عباس، در اين كتاب به قالي كرمان اشاره دارد و شاردن نيز كه در سالهاي ‪ ۱۶۶۶‬و ‪ ۱۶۷۲‬ميلادي به ايران مسافرت كرده، اين موضوع را تاييد كرده است.

اما با تمامي اينها از منابع و آثار تاريخي چنين بر مي‌آيد كه عمده آثار اين دوره كرمان منسوجات بوده است نه قالي. بطوريكه تا اواسط دوره قاجار، كرمان يكي مهم‌ترين و بزرگترين مراكز توليد انواع منسوجات به خصوص پارچه‌هاي ابريشمي بوده است كه از مهمترين آنها شالهاي پشمي و پارچه‌هاي ساده كرباس و پته‌هاي زيبا را مي‌توان نام برد.

شروع انقلاب صنعتي و ورود انواع پارچه‌هاي نساجي و ماشيني، كه منجر به كاهش توليد انواع منسوجات دستي گرديد، عامل اصلي گرايش به هنر قاليبافي كرمان است.

در واقع دوران بعد از انقلاب صنعتي اروپا، يكي از پر رونق‌ترين ادوار قاليبافي كرمان است.

يساولي معتقد است: حرفه قاليبافي در كرمان بطور جدي از قرن نوزدهم ميلادي به همت تجار تبريزي شكل گرفت. آنان چون ميزان توليدات اين منطقه را در جهت صدور به كشورهاي اروپايي از طريق تبريز و تركيه كافي نمي‌دانستند با ايجاد كارگاههاي متعدد، آغازگر دوره‌اي درخشان از هنر قاليبافي اين منطقه بودند.

در اواخر دوره قاجاريه شركت‌هاي خارجي و برخي از افراد محلي نقش حمايت كنندگي تجار تبريزي را عهده‌دار مي‌شوند. اين شركت‌ها خود مستقلا شروع به توليد فرش و به دنبال آن ترسيم نقشه‌هاي قالي نمودند.

در همان زمان در حدود ‪ ۱۵۰‬طراح در فرش كرمان كار مي‌كردند كه برخي براي شركت‌هاي مذكور و برخي بطور مستقل به كار نقشه‌كشي فرش مشغول بودند.

بعدها به علت وقوع جنگ جهاني اول، بحرانهاي اقتصادي سال ‪ ۱۹۲۹‬ميلادي و كسادي ناگهاني در بازارهاي خارجي موجب توقف سفارشات خارجي شد و اين امر رفته رفته كار قاليبافي كرمان را كند كرد.

عليرغم رفع بحران در كشورهاي اروپائي و آمريكا، شركتهاي خارجي ديگر به اهداف گذشته شان تمايلي نشان ندادند. گر چه فرشبافي در كرمان ديگر آن رونق گذشته را نيافت، ليكن مردم قانع كرمان به حفظ دست آوردهاي گذشته همت گماشتند و ويژگيهاي خاص اين حرفه را حفظ كردند.

با تمامي اين افت و خيزها امروزه نام كرمان با قالي آن مترادف است.

فرشهايي كه در اين منطقه بافته شده زينت بخش موزه‌هاي معتبر جهان است.

هنوز تميزي و لطافت اجناس با نام قالي كرمان در ذهن اشخاص تداعي مي‌كند.

اغلب قالي‌هاي كرمان از نوع خاص سه پود مي‌باشد. به عبارتي بين رجهاي بافت، ‪ ۳‬پود ديده مي‌شود كه اولي و سومي ضخيم و دومي نازك است. البته قالي‌هاي دو پود اول ضخيم و پود دوم نازك نيز به‌طور پراكنده ديده مي‌شوند.

در محدوده جغرافيايي كرمان هر دو نوع گره قالي ايران كاربرد دارد در منطقه شهري باف كرمان، گره مورد استفاده گره فارسي است كه در بافت قالي‌هاي ظريف بكار مي‌رود و در مناطق روستايي باف، هم گره فارسي و هم گره تركي رايج است از طرفي ديگر گره‌هاي جفتي و در دهه‌هاي اخير بي‌گره بافي (كمانش) هم در كرمان رايج شده است.

اين نوع بافت‌هاي تقلبي در فرش‌هاي جديد بافت كرمان و بي‌سليقه‌گي برخي از بافندگاني كه فرش‌هاي كم دوام با حاشيه‌اي كج و موج‌دار و شيرازه‌هاي زشت به بازار مي‌فرستند باعث عقب افتادگي فرش خوش سابقه كرمان در بازارهاي بين‌المللي شده است.

مواد اوليه مصرفي در فرشهاي كرمان چون بيشتر مناطق فرشبافي است و استفاده از پشم براي پرز و نخ پنبه‌اي براي تار و پود فرش رايج مي‌باشد براي پرزها از پشم محلي استفاده مي‌كنند كه با دوام و داراي حالت ابريشمي بوده است ولي از آنجائي كه تقاضا رو به افزايش رفته، آنها به پشم‌هايي كه از خراسان و يا كرمانشاه وارد مي‌شده و يا به پشم‌هاي خشك تر تبريز توسل جسته‌اند.

در حال حاضر، در كرمان از دارهاي عمودي (ايستاده) استفاده مي‌شود كه البته اين دارهاي عمودي از نوع چرخان مي‌باشد و تنها در مناطق عشايري اين استان است كه دارهاي افقي (خوابيده) به كار مي‌روند. رجشمار فرشها نيز متغير و از ‪ ۳۵‬تا ‪ ۸۰‬رج مي‌باشد.

بطور كلي آنچه موجب شهرت طرح‌ها و نقوش كرمان شده است، استفاده از موتيف‌هاي بسيار ريز كه بصورت گسترده در زمينه قالي پخش شده‌اند و يك طرح پركار را بوجود آورده‌اند.

در مورد طرحهاي رايج امروزي در كرمان نويسندگان كتابهاي "مقدمه‌اي بر شناخت قالي ايران" و "فرشنامه ايران" معتقدند كه اين طرحها عبارتند از:
طرحهاي خوشه انگوري، سبزيكار چمني، گلداني و درختي، ستوني ‪ ۳۳‬پل، برگ چغندري، قاب قرآني، بته جقه‌اي، لچك ترنج كف ساده و همچنين نقشه‌هاي گل فرنگ و گوبلن و يا نقشه‌هاي شكارگاه و افشان، بازوبندي، خشتي و ...

نكته قابل ذكر ديگر اين است كه طراحان كرماني از نقوش گل و برگ و درخت استفاده كرده و مي‌كنند و بسياري از صاحب نظران معتقدند كه شرايط اقليمي و محيط كويري كرمان سبب گرديده تا طراح كرماني با به تصوير كشيدن گلها و گياهها، كمبود آنان را در ذهن خود جبران سازد.

شرکت سهامی فرش ایران

منبع :