اساتید فرش

آشنایی با آرتور پوپ(قسمت یازدهم)

به مناسبت سالروز مرگ پروفسور آرتورپوپ/ وبلاگ اصفهون

به مناسبت سالروز مرگ پروفسور آرتورپوپ، بنیانگذار موسسه «هنر و باستان شناسی ایران» در آمریکا

ایران، منزل ابدی من است

در جانب شرق پل خواجو که قدم بزنیم آرامگاهی توجه ما را به خود جلب می کند. نزدیک تر که بشویم سنگ قبری را می بینیم که روی آن شعری به یادبود پروفسور آمریکایی ایران شناس نوشته شده است.

شهریور 1348 یادآور، یاد و خاطره پروفسور آرتور آپهام پوپ،

دانشمند آمریکایی است که بنا به خواسته خود در کنار پل خواجو دفن شده است. او کارشناس و رایزن موسسه هنری شیکاگو بود که به ناگاه تصمیم گرفت برای مشاهده آثار باستانی ،به ایران سفر کند. پروفسور و همسرش که او نیز عضو آموزشگاه مطالعات آسیایی بنگاه آسیایی بود به دیدن آثار تاریخی ایران پرداختند و چنان جذب هنر و شکوه ایرانی شدند که تصمیم به مطالعه و تحقیق درباره این آثار گرفتند.

حسین علا نماینده مجلس شورای ملی آن زمان که سابقا وزیر مختار ایران در آمریکا بود، از پروفسور خواست تا در سخنرانی پیرامون هنر ایرانی نظریات خود را بیان کند. روز دوم اردیبهشت سال 1304 در تالار بزرگ و باشکوه خانه جعفر قلی بختیاری (سردار اسعد)، پوپ برای بزرگان و رجال مملکت سخنرانی کرد و همگی را با احساسات عالی خود تحت تاثیر قرار داد. این سخنرانی، آغاز اقدامات مهمی در زمینه هنر ایران بود. پس از این سخنرانی مسئولان به ایجاد مدارس هنر در سطح کشور همت گماشتند. بناهای تاریخی تعمیر شدند. کارگاه هایی برای احیای دوباره زری بافی، خاتم کاری، قالی بافی و کاشی کاری برپا شدند و سعی شد بناهای عمومی شهر تهران به سبک معماری ایرانی ساخته شود.

پس از مطالعات و تحقیقات متعدد در این زمینه وی پیشنهاد سه کنگره جهانی هنر و باستان شناسی ایرانی را داد. به دنبال این پیشنهادها سه نمایشگاه در سال های 1306 در شهر فیلادلفیای آمریکا، 1309 در لندن و 1314 در لنین گراد و مسکو با شرکت صدها تن از کارشناسان نامی و کشورهای مهم دنیا برگزار شد. این نمایشگاه ها در شناساندن اهمیت و شکوه هنر ایران نزد مردم اروپا و آمریکا نقش مهمی ایفا کردند. نتیجه این سه کنگره و پژوهش های پروفسور پوپ در کتابی نفیس و مهم به نام «بررسی هنر ایران» منتشر شد. کتابی که تاریخ معماری و کوزه گری، خوشنویسی، بافندگی، قالی بافی، فلزکاری، منبت کاری و سنگ تراشی را در بر می گرفت. به واسطه استقبال مردم از این نمایشگاه ها، پروفسور بار دیگر پیشنهاد دو کنگره را در نیویورک و واشنگتن داد. در سال 1331 در نیویورک و واشنگتن و در سال 1347 در تهران و اصفهانو شیراز با کمک دولت این کنگره ها برگزار شد. پرفسور آرتورپوپ اقدام به تشکیل موسسه «هنر و باستان شناسی ایران» در آمریکا کرد. این موسسه در نیویورک تشکیل شد و چند سال بعد توسعه یافت و به «موسسه آسیا» تعییر نام داد. امتیاز این موسسه به درخواست دولت ایران به شیراز منتقل و به دانشگاه شیراز واگذار شد. به پاس خدمات بی شائبه او، وزارت فرهنگ نشان علمی درجه اول را به او اعطا کرد و انجمن آثار ملی او را به عضویت وابسته خود انتخاب کرد و دانشگاه تهران به او درجه دکترای افتخاری داد. در چهارمین کنگره جهانی هنر و باستان شناسی ایران بود که پروفسور از محمدرضا شاه تقاضا کرد که پس از مرگش جنازه او را به ایران حمل و در اصفهان به خاک بسپارند. باغ شهرداری اصفهان در کنار زاینده رود در مشرق پل خواجو با موافقت پروفسور پوپ برای دفنش معین شد و نقشه آرامگاه او طبق وصیتش توسط مهندس فروغی در خرداد 1348 تهیه شد.

پروفسور علت انتخاب اصفهان را به عنوان آخرین منزل خود چنین مطرح کرد: «... منظور عمده من از انتخاب آخرین منزل در اصفهان این است که به مردم ایران نشان داده شود اندیشمندان بزرگ و هنرمندان و سخنوران و رهبران خلاق آنها چنان اوصاف و خصایلی دارند که باعث ژرف ترین ستایش متفکرین مشابه سایر کشورهاست، و برای کسانی که به مقام معنوی ایران پی برده اند، مزیت و افتخاری است که ایران را آخرین منزل خود قرار دهند تا بدین وسیله ایمان خود را به سرزمین و مردان بزرگی که آن را طی قرن ها به وجود آورده اند و آینده با افتخاری که برای آنان پیشگویی می کنند، ابراز دارند.» او پس از آن که وصیت خود را نوشت از شهر وارن در ایالت کانه تیکت امریکا دستور نوشته قبر خود را نیز داد. ترجمه این نامه در اختیار استاد جلال الدین همائی متخلص به سنا قرار گرفت.

و او نیز آن را به شرح زیر نظم در آورد:

شما ای که بر خاک من بگذرید سزد ژرف در

حال من بنگرید

نهادم ضمیر در ساحل زنده رود که تا جان شود زنده ز آواز رود

نهادم بر این تربت پاک سر که گنجینه دانش است و هنر

در این سرزمین تا بر

آسوده ام سر فخر بر آسمان سوده ام

بود تا ز پیشینگان یاد بو بر آیندگان باد از

من درود

لینک مطلب:

http://mahdimp2001.persianblog.ir/post/239

 

انسان شناسی و فرهنگ

منبع :