اساتید فرش

آشنایی با آرتور پوپ(قسمت دوازدهم)

آرتور پوپ و آثار باستانی ایران/ گروه اصفهان شناسی زنده رود نوشته شده توسط عباس رحیمی

پیش نوشت از مدیر سایت:تحقیق درباره ی صحت و سقم خاطرات بر عهده ی خوانندگان ارجمند می باشد و صمیمانه درخواست می شود چنانچه به منابعی برای تائید یا رد این نوشته دسترسی دارند ، به ما نیز اطلاع دهند...با سپاس

***

"دکتر محمدقلی مجد " با اشاره به اسناد وزارت امورخارجه امریکا و سفارت کشور مذکور در ایران ، راجع‌به غارت های پوپ و دوستان ایرانی‌اش از میراث فرهنگی ایران ، می‌گوید : «دو سال پیش کتابی درباره غارت آثار باستانی و میراث فرهنگی ایران تالیف نمودم و برای تدوینش از اسناد وزارت‌خارجه امریکا استفاده کردم. در آن کتاب نشان داده‌ام که مقادیر عظیمی از عتیقه‌جات و ذخایر باستانی ایران در طی سالهای 1925  تا 1941 از کشور خارج شد . بخش مهمی از آثار باستانی و عتیقه‌جات ارزشمند تخت جمشید و دامغان و ری به دانشگاههای شیکاگو و پنسیلوانیا انتقال یافت .

طبق اسناد دولتی امریکا ، افرادی مانند پروفسور پوپ در کار سرقت عتیقه‌جات از امامزاده‌ها و مساجد ایران و فروش آنها به موزه‌های امریکایی بودند . (اکنون در گالری ایران موزه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو، هزار قطعه از آثار باستانی ایران وجود دارد که از تخت‌جمشید و سایر نقاط ایران سرقت شده‌اند .)

طبق این اسناد ، اشیایی که برای نمایش در نمایشگاههای هنر ایران ــ که در سال1931 در لندن برگزار شد ــ به خارج انتقال یافت، هیچگاه به ایران بازگردانیده نشدند . اسناد امریکایی نشان می‌دهند که محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، ( مراجعه شود به پی نوشت ) ، و پسرش محسن فروغی ، نماینده و کارگزار پروفسور پوپ در ایران بودند و به کار قاچاق آثار باستانی اشتغال داشتند . براساس اسنادی که در کتاب فوق منتشر کرده‌ام ، دولت ایران می‌تواند در دادگاه‌های ایالات‌متحده امریکا اقامه دعوی کند و خواستار استرداد اشیاء و عتیقه‌جاتی شود که به سرقت رفته و به‌طور غیرقانونی از ایران خارج شده است .»

( رک: فصلنامه تاریخ معاصر ایران، بهار1382، ص198 و نیز سایت اینترنتی عبدالله شهبازی ).

در زمینه شروع غارتهای دکتر پوپ از سال1304، یعنی از اولین مسافرت وی به ایران، دو سند بسیار مهم در دست است که نشان می‌دهند وی علاوه بر بردن میراث فرهنگی ایران، تلاش نموده حتی حقوق گمرکی نیز نپردازد و متاسفانه هیات دولت وقت ــ لابد حتما به فرمان همایونی ــ دستور می‌دهد از اشیاء و عتیقه‌جاتی که توسط پوپ از ایران خارج می‌شوند، حقوق گمرکی دریافت نشود !

به دو سند مذکور توجه فرمایید :

«وزارت مالیه

سواد: مرقومه وزارت‌خارجه ــ نمره 21151 مورخه 17 دی‌ماه 1304 وزارت/ اداره که اصل آن به نمره... ثبت شده، فوری است .

وزارت جلیلة مالیه

دکتر پپ[پوپ] امریکایی، مشاور موزه صنعتی شیکاگو، موقعی‌که در طهران توقف داشت، مقداری اشیای عتیقه خریده و به کرمانشاهان فرستاد که از آنجا به امریکا حمل شود و از وزارت امورخارجه توقع نمود که چون اشیای مزبوره برای موزه صنعتی شیکاگو ابتیاع شده و مصرف صنایع قدیمه ایران و مورد استفاده‌های تاریخی خواهد بود به این جهت از طرف دولت امر به معافیت اشیای مزبوره از حقوق گمرکی صادر شود . وزارت امورخارجه نیز مراتب را به وزارت جلیله معارف اشعار و از وزارتخانه مشارالیه جواب رسید که بدوا باید میزان حقوق دولتی که به اشیای مزبوره تعلق می‌گیرد، تحقیقا معین و بعد اقدامی که متعرض است ، به عمل آید . برای تعیین این موضوع، دکتر جردن (رئیس کالج امریکایی تهران) نماینده دکتر پپ[پوپ] مخارج ایاب و ذهاب مقوم رسمی وزارت معارف را به کرمانشاهان تادیه و مقوم مزبور صورتی از اشیای مزبور تهیه و حقوق دولتی آن را به مبلغ یک‌هزاروسیصدوسی‌وهفت‌تومان و چهار قران تعیین نموده است . چون اشیای مزبوره برای موزه خریداری شده و در آنجا هم مورد استفاده علمی و تاریخی و نافع برای شناسایی صنایع ایران است، به‌این‌جهت مراتب را زحمت‌افزا می‌شود تا درصورتی‌که میسر باشد، توجه مخصوصی در مساعدت با مشارالیه مبذول فرمایند .

نظر به‌اینکه اشیای مزبوره در کرمانشاهان بلاتکلیف مانده است ، متمنی است هر تصمیمی در این مورد اتخاذ فرمایند فورا اطلاع بدهند که در جواب سفارت امریکا اشعار گردد. (مفتاح) محل مهر وزارت‌خارجه » .

همان‌گونه‌که ملاحظه می‌شود، سفارت امریکا از سال1304 به دفاع و حمایت از دکتر پوپ برخاسته و این حمایت و دفاع تا آخرین لحظه زندگی پوپ ادامه داشت و پوپ با تکیه بر این حمایت سیاسی بود که با رضاخان و محمدرضاشاه در کشف و غارت میراث فرهنگی ایران به اشتراک مساعی و منافع ! رسید .

اما هیات وزرای وقت، این‌گونه به خواسته پوپ و سفارت امریکا عمل نمودند :

«ریاست وزرا. نمره 12357. به تاریخ 3 برج بهمن 1304

هیات وزرا در جلسه بیست‌وششم دی‌ماه 1304 بر طبق پیشنهاد وزارت مالیه نمره (42691) تصویب نمودند که مقداری اشیای عتیقه که دکتر پپ[پوپ] مباشر موزه صنعتی شیکاگو در ایران خریداری نموده و از طریق کرمانشاه به امریکا حمل خواهد شد ، از تأدیه حقوق دولتی و گمرکی معاف باشد . دادگر ، فاطمی ، فروغی ».

( رک: فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 4 پاییز1383 صص326ــ323 ).

با توجه به این حقایق، بی‌دلیل نیست که نویسنده امریکایی، چارلز موریتز ، می‌نویسد : «داراییهای موسسه پوپ در سال1947 (1317ــ1316) بیست‌وپنج برابر شد! » .

ازسوی‌دیگر همان‌گونه که ذکر شد چنین غارت بزرگی توسط پوپ بدون رضایت ، همراهی و به‌تعبیردقیق‌تر بدون «شراکت» دانه‌درشتهای حکومت پهلوی امکان وقوع نداشت . آیا حجمی از ثروت نقد رضاخان و محمدرضاشاه در خارج از کشور مربوط به سهم آنها در چنین غارتهایی نبوده است؟! پوپ و همکارانش با امکانات دولت پهلوی در چهارگوشه ایران می‌گشتند، می‌خوردند و می‌بردند ! اموال و آثار فرهنگی در نظر محمدرضا پهلوی فاقد ارزش بودند . او همه ایران را متعلق به خود می‌دانست و با قاطعیت اعلام می‌داشت : «تمام ایران به من تعلق دارد و همه‌چیز مملکت در اختیار یک رهبر قدرتمند (شاه=خودش) است.» (اسدالله علم، گفت‌وگوهای محرمانه من با شاه (خاطرات)، ج1، تهران، طرح نو، 1371، ص355  ).

میزان ارزشی که محمدرضاشاه برای میراث فرهنگی کشور قائل بود، از این حقیقت تاریخی هویدا است : اشرف (خواهر شاه) و فرزندش شهرام ، شمس (خواهر شاه) ، احمدرضا و محمودرضا (دو برادر شاه) به جان تپه‌ها و مناطق تاریخی ایران افتادند و حتی شهر سوخته سیستان را با انواع ماشینهای حفاری از هم دریدند تا به طلا و نقره دست‌یابند . پرواضح است که بر سر این مناطق تاریخی و میراث فرهنگی چه آمد! محمدرضا به جای اعتراض به این اقدامات نزدیکانش، وقیحانه چنین گفت : «این مملکت بسیار وسیع است و از این‌گونه اشیای کهنه و بی‌ارزش در دل خاک آن فراوان است ! و موزه ایران باستان، آن‌قدر از این خرت‌و پرت‌ها پر شده که دیگر جا برای اشیای جدید ندارد» . ( شرح جریان را در «خاطرات فریده دیبا» ص283 تا 287 مطالعه فرمایید. رک: فریده دیبا (مادر فرح دیبا)، دخترم فرح، ترجمه: دکتر الهه رئیس‌فیروز، تهران، به‌آفرین، چاپ دهم، 1382 )

محمدرضا پهلوی  ، خود نیز آثار باستانی ایران را چپاول و به خارج از کشور منتقل می‌نمود . به‌عنوان‌نمونه ، اندکی قبل از فرار از ایران در سال1357، دستور داد دویست چمدان بسیار بزرگ ــ که دو مرد در هر کدام جا می‌گرفتند ــ تهیه کنند و تحت نظارت او و فرح ، آثار قدیمی و عتیقه‌های بسیار قیمتی را که از چهار گوشه ایران جمع‌آوری شده بودند، لابه‌لای پوشالهای مخصوصی در داخل این چمدانها جا دهند و سپس این چمدانها را همراه خود با هواپیما به مصر بردند . آثار گران‌قیمت ایران در مصر به دستور انورسادات و سپس در مراکش به دستور شاه‌حسن مورد دستبرد قرار گرفتند و از دویست چمدان ، فقط پنجاه چمدان برای زوج «تاج‌باخته» باقی ماند . (آیت‌الله صادق خلخالی، خاطرات، تهران، نشر سایه، چاپ هفتم، تابستان1382، ج1، صص269 ــ 264 )

پی نوشت :

محمدعلی فروغی، سیاستمدار ایرانی، مکرر وزیر و نخست‌وزیر شد. وی در سال1328.ق به ریاست مجلس شورای ملی رسید. وقتی‌که پس از شهریور1320 نخست‌وزیر شد، قراردادی با متفقین بست و ایران را به جرگه متفقین درآورد. وی درحالی‌که وزیردربار شاهنشاهی بود، بر اثر عارضه قلبی درگذشت . کتابهای متعددی از او به جای مانده است. (فرهنگ فارسی دکتر معین، ج6، ص4771) . به نوشته تاج‌الملوک مادر محمدرضا پهلوی، «محمدعلی فروغی علاوه‌برآنکه طرف مشورت رضاخان بود، ساعتها برای رضاخان از تاریخ باستانی ایران تعریف می‌کرد و حتی به شاه، تعلیم خط و سواد می‌داد. فروغی می‌گفت چندان به اسلام اطمینان ندارد و مادر همه ادیان الهی، آیین زرتشت است و بقیه ادیان از روی آیین باستانی ایرانیان تقلید شده‌اند.» ( تاج‌الملوک ، ملکه پهلوی (خاطرات تاج‌الملوک)، تهران، به‌آفرین، چاپ سوم، 1381، صص88ــ87 )

لینک مطلب:

http://www.zendehroud.org/index.php?option=com_content&view=article&id=736:1390-07-26-16-56-39&catid=33:1389-08-01-15-16-44&Itemid=38

انسان شناسی و فرهنگ

منبع :